اخبار داغ

وقتی گروهک های ضد انقلاب، خانه پدر شهید جمیل شهسواری را مصادره می کنند

news-details
از مدرسه که به طرف خانه می آمدم، دیدم عده ای مسلح خانه ما را محاصره کرده اند. از یکی از آنان پرسیدم: این جا چه خبر است؟ گفت: این جا خانه یکی از مزدوران رژیم است که با جمهوری اسلامی همکاری می کند و ما می خواهیم اموال او را مصادره کنیم.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، هنوز یک سال از انقلاب و استقرار نظام اسلامی نگذشته بود و مردم محروم منطقه شیرینی آن را به درستی نچشیده بودند که گروهک های ضد انقلاب در کردستان سر بر آوردند و به قصد براندازی نظام نوپای ایران اسلامی دست به غارت اموال مردم و کشتار آنان پرداختند.

هدف گروهک های ضد انقلاب از ایجاد رعب و وحشت این بود که مردم را از پیوستن به انقلاب اسلامی و دفاع از نظام سیاسی آن باز دارند و به خیال خود در مقابله با انقلاب اول از همه عقبه مردمی آن را تضعیف کنند. اما مردم کردستان که از یک سو رنج و محرومیت ناشی از پنجاه سال سیاست رژیم پهلوی را بر پیکر خود داشتند و از سویی دیگر ندای حق طلبی امام خمینی(ره) را که با فطرت و دیانت خود سازگار می دیدند و نظام اسلامی را پناهگاه محرومین یافته بودند، در مقابل ترفندها و تعارضات گروهک های ضد انقلاب ایستادند و از نظام و انقلاب اسلامی دفاع کردند.

در این راه، خانواده شهید جمیل شهسواری متحمل اذیت و آزار فراوانی شدند، شهید شهسواری که اراده ای سیل آسا داشت و با صخره های ناچیز مسدود نمی شد، درنگ را جایز ندانست و به همراه پدر بزرگوارش در اواخر سال 1360 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان دیواندره در آمد.

شهید شهسواری قبل از شهادتش در مصاحبه ای گفته بود: « دانش آموز بودم و پدرم ماشین نیسانی داشت که با آن کار می کرد و از این طریق امرار معاش می کردیم. یک روز که از مدرسه به خانه آمدم، دیدم عده ای مسلح خانه ما را محاصره کرده اند. نزدیکتر رفتم و از یکی از آنان پرسیدم: این جا چه خبر است؟ گفت: این جا خانه یکی از مزدوران رژیم است که با جمهوری اسلامی همکاری می کند و ما می خواهیم اموال او را مصادره کنیم. بعد سراغ آغل گوسفندها را از من گرفت و خواست که آن ها را به آن جا ببرم. گفتم: اگر می خواهید این خانه را مصادره کنید فقط باید به درب خانه قفل بزنید، ولی شما می خواهید اموال خانه را غارت کنید. مرد مسلح تا حرفم را شنید، سیلی محکمی به صورتم زد و بعد به طرف آغل گوسفندها رفتند و هرچه احشام داشتیم با خودشان بردند».

شهید جمیل شهسواری برای اثبات وفاداری خود به نظام اسلامی، آن هم در شرایطی که گروهک های مسلح هر گونه  پیوند و علاقه ای با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را با گلوله های سربی پاسخ می دادند، همراه پدرش در سال 60 به عضویت سپاه پاسداران در آمد.

با وجود این که مدت زمان زیادی از ورود شهید شهسواری به سپاه نگذشته بود، اما به دلیل لیاقت و شایستگی، مسئولیت یکی از مقرهای عملیاتی منطقه را بر عهده گرفت و بعد از مدتی در سال 62 به عنوان مسئول عملیات گردان حضرت رسول الله (ص) دیواندره انتخاب شد.

شرارت های گروهک های مسلح به اوج خود رسیده بود که شهید شهسواری به همراه سایر همرزمانش شهیدان کاکسوندی، رحیمی، نظری و عزیزانی دیگر صاعقه وار بر سر طرفداران کذاب خلق فرود آمدند و نیروهای دشمن را در روستا و ارتفاعات منطقه تار و مار کردند. شهید شهسواری در تمام این مدت به ندرت به خانواده اش سر می زد و زمان کمی را با اهل و عیال سر می کرد.

سال 1364 فرماندهی گردان حضرت رسول الله (ص) دیواندره به ایشان محول شد و شهید شهسواری به مدت پنج سال نقش یک فرمانده مقتدر، مدبر، مؤمن و مردمی را با شایستگی تمام ایفا نمود. در عملیات ها جلوتر از نیروهای تحت امرش به دل دشمن می زد و زمانی که از عملیات باز می گشت لباس رزمش به خون همسنگرانش آغشته بود و می گفت: « خودم را بعد از شهادت هر رزمنده ای بیش از پیش شرمنده می دانم».

سال 65 طی یک درگیری شدید با نیروهای ضد انقلاب، به شدت از ناحیه سر مجروح شد و با اینکه پزشکان ایشان را از حضور در میادین جنگ منع کرده بودند، ولی بعد از بهبودی نسبی به یگان خدمتی اش بازگشت و مثل سابق در منطقه حاضر شد.

سال 1371 به فرماندهی گردان سوم تکاوران تیپ یکم لشکر نجف اشرف منصوب شد. در این دوره بود که با گذراندن آموزش های ویژه، تأمین امنیت منطقه سروآباد را پذیرفت و با گردان تحت امرش در آن محل مستقر شد.

قریب به سه سال از حضور شهید شهسواری در منطقه سروآباد گذشته بود که مأموریت خطیری در آن سوی مرزهای ایران اسلامی به ایشان محول شد. چند روزی به پایان سال 74 مانده بود که شهید شهسواری در آستانه عید نوروز، برای انهدام مرکز تجمع نیروهای ضد انقلاب به کردستان عراق اعزام شد. نیروهای دشمن پس از تحمل شکست های پی در پی به آن سوی مرزهای ایران اسلامی گریخته بودند و قصد سازماندهی مجدد و تقویت خود را داشتند.

شهید جمیل شهسواری در کنار سپاهیان اسلام و با هدف انهدام نیروهای ضد انقلاب به مرکز تجمع گروهک های ضد انقلاب یورش برد و طی مبارزه ای سخت و نفس گیر به آرزوی دیرینه اش رسید. شهید شهسواری در این عملیات به خیل شهیدان می پیوندد و پیکر پاک و مطهرش پس از تشییع در گلزار شهدای شهر دیواندره و در جوار همرزمان شهیدش به خاک سپرده می شود.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه

نظرات
فولادی -> 1402/03/03
پاسخ

درسال 72 فرماندهی گردان تکاوران را عهده دارشد یادش گرامی

نفیسی -> 1402/03/03
پاسخ

سال 72 - فرمانده گردان تکاوران-شهیدان زنده اند الله‌اکبر