برای نویسنده شدن باید هر کاری را بلد باشی!/هرچیزی در رسانه‌ها تبلیغ می‌شود به غیر از کتاب/کتاب دانلود شده مزه قورمه سبزی ماکروفری می‌دهد!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نقل از پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، منیره غلامی توکلی -  آخرین روزها ماه شعبان است که در دفتر کار میزبان بانویی نویسنده می شویم، بانویی که در 20 سال عمر نویسندگی اش، کارنامه ای درخشان از 30 عنوان کتاب دارد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

نویسنده ای بر مدار تخیل!

 به نظر گفت وگو کردن با "رویا سیناپور" نویسنده کتاب های « شاه پری حجله»، « آوار اعتراف»، « عتیقه عشق » .. که خود معتقد است ذهنی تخیلی و قصه پرداز دارد سخت باشد اما این بار هم اوست که ما را با افسون کلمات خود برده و در دنیای سرشار از احساس سروده ای زیبا که برای رهبر معظم انقلاب اسلامی آن را دکلمه نیز کرده است رها می کند...

او درباره این سروده اش می گوید: « یک شب به من الهام شد که متنی را برای حضرت آقا« مقام معظم رهبری» بنویسم.. و اکنون خوشحالم که توانستم آن را به سرانجام برسانم و در قالب کلیپ بر روی تصاویر رهبر انقلاب دکلمه کنم.

این بانوی نویسنده با اشاره به اینکه این کلیپ را تقدیم دفتر مقام معظم رهبری کرده ام می گوید: این اثر را برای اولین بار به مجموعه شما اهدا کرده ام تا مورد استفاده قرار گیرد.»

«ای که نفس حق تو بر ایمان؛ ابلاغ است نه اخطار /ای که نفس تو، برایمان ابلاغ است نه اخطار » بخشی از این سروده است که از نظر "سیناپور"بیشترین احساس او را بیان می کند.

از نویسنده کتاب «برتیغه بام» می خواهم که خودش را بیشتر برای خوانندگان معرفی کند و می گوید: "رویاسیناپور" هستم  متولد سال 1349 و ساکن تهران. دو دختر دارم و نویسندگی را از سال 1373 آغاز کرده ام. بیشتر کتاب هایم در قالب رمان تخیلی، رمان های تاریخی، روانکاوی، اجتماعی، زندگی نامه است.

وی از کتاب های«غرور عاشقان»،«زیربال های غم»،«به تو می اندیشم»،« آوار اعتراف»،«افسون عشق»،«چشم های بی حیا»،«عتیقه عشق»، «شاه پری حجله»،«در انتظار شهرزاد»،«برتیغه بام» به عنوان پرفروش ترین کتاب هایش یاد می کند.

 700 عنوان کتاب در رمان - تاریخی «آردتادخت»

"سیناپور" که اکنون کار تألیف رمانی - تاریخی با عنوان «آرتادخت» را در دست دارد درباره این کتاب می گوید: این کتاب 700 عنوان کتاب است که تمام مادران در تمام سلاطین و تمتام مشاهیر ایران را زنده می کند و قصه آن فروش یک جسد مومیایی توسط یک دختر است که خود محصل رشته تاریخ و مادرش استاد تاریخ است و اسمش" اراتادخت" است و این اسمی است که همان جسد مومیایی در دوران همخامشی مادرش بوده است!  

این بانوی نویسنده با اشار به اینکه از دوران کودکی ذهنی قصه پرداز و تخیلی داشته است می گوید: یک اتفاق مرا به سمت نویسندگی کشاند، من تا دوران دبیرستان حتی نویسنده یک انشاء حرفه ای هم نبودم بعد از  چاپ نخستین کتابم در رشته ادبیات وارد دانشگاه شدم و تا مقطع دکترا آن را ادامه دادم.

نویسنده کتاب«زیربال های غم» نویسندگی را دنیای دوم خودش می داند و می گوید: وقتی در حال نگارش یک اثر هستی یعنی زندگی دوباره و دومی را تجربه می کنی! از زندگی عادی خودت خارج شده و وارد دنیای  قصه می شوی و وقتی از دنیای قصه خودت خارج می شوی، دوباره به زندگی عادی خودت بر می گردی...در واقع درست مانند خارج شدن روح از کالبد. من هر وقت می نویسم در زندگی خودم نیستم و در دنیای وارد می شوم که در موردش می نویسم.

برای نویسنده شدن هر کاری را باید بلد باشی!

وی در خصوص اینکه آثارش چه رنگ و بویی از زندگی واقعی اش دارد و آیا بر روند عادی زندگی اش تأثیرگذاشته است؟ می گوید: « قصه مربوط به آدم هاست و آدم ها هم زندگی می کنند، نویسنده باید بتواند در داستان هایش خیاطی کند، بافتنی ببافد، آشپزی کند و اگر جایی در کتاب باید به فرزندش رسیدگی کند باید مادر خوبی باشد تا بتواند روش تربیتی بچه را بنویسد یا آموزش دهد.»

این بانوی نویسنده معتقد است: « برای تألیف 30 عنوان کتاب، اصولا همه کاری را بلد است و آنها را نه تنها در قصه ها، بلکه در زندگی خودش هم اجرا می کند. از اینرو نویسندگی نمی تواند تأثیر منفی بر نقش مادری و زندگی عادی او داشته باشد. »

نویسنده کتاب«آوار اعتراف» به نکته عجیبی اشاره می کند و می گوید: مخاطبان من بیشتر "آقایان" هم هستند و من به جز در مواردی که نتوانستم مجوز چاپ بگیرم با مشکلی رو به رو نشده ام و از نظر من این دست مسائل برای نویسنده که دغدغه اصلی و نخستش نوشتن است نمی تواند آنقدر مهم باشد که او را از نوشتن منصرف کند.

وی ادامه می دهد: نویسنده اگر در مرحله اول بخواهد به چاپ و فروش کتابی که در دست دارد فکر کند  به هیچ عنوان نمی تواند بنویسد چرا که هر کنش و واکنشی می تواند بر  قدرت تخلیل نویسنده اثر بگذارد از نظر من هزینه های چپ و گرفتن مجوز و .. در مرحله های بعد از نوشتن یک اثر است.

 

هر فردی با نوشتن زندگی نامه خود یک نویسنده است

"سیناپور" استعداد و توان نویسندگی را یک موهبتی می داند که خداوند به همه بندگان خود داده است زیرا هر کسی می تواند حداقل زندگی نامه خود را بنویسد اما اگر قرار است فردی برای دیگران رمان یا قصه ای بنویسد باید قدرت تخیلی بالایی داشته باشد که این قدرت تخیل یک ذات است که در برخی از افراد به ودیعه گذاشته شده باشد.

این بانوی نویسنده با اشاره به اینکه رویکردهای اجتماعی بر ذهنیت یک نویسنده قطعا تأثیرگذار است می گوید: در نوشتن رمان یا قصه این تخیل است که به کمک نویسنده می آید، تخیلی که او را می تواند تا صدسال آینده پیش ببرد و آن دوران را ببیند!. تأثیری که ذهن نویسنده از وقایع و اتفاقات جاری روز دارد درست مانند دوربین فیلم برداری عمل می کند که با تصویربرداری و ثبت یک صحنه در حافظ خود در جای مناسب از آنها استفاده می کند.

برای نوشتن قصه های کتابم دزدی و دستفروشی کردم!

 نویسنده کتاب«غرور عاشقان» می گوید: گاهی نویسنده مجبور است برای درک یک حس، صحنه سازی کرده و آن را تجربه کند در آن صورت راحت تر و دقیق تر می تواند در قصه با خواننده خود ارتباط برقرار کند مثلا در کتاب "آوار اعتراف" می خواستم صحنه ای را بنویسم که خانمی در خیابان جمهوری با بچه سه ساله اش دزدی کرده و کتک می خورد! اما این حس را نمی توانستم درک کنم و مجبور شدم این کار را انجام دهم تا حس ترس و اضطرابش آن زن جوان را تجربه کنم. یا " دست فروشی" بود که حتما باید در اتوبوس لمسش می کردم که چقدر انسان، خرد می شود و اینکه چگونه باید با تک تک نگاه های مردم برخورد کرد.  

این بانوی نویسنده دلیل  اقبال مردم به سمت کتاب هایی که نویسندگان آن غربی هستند را در بی پردگی قلم آنها می داند و می گوید:  گاهی نویسنده برای انتقال حس یا ارتباط گیری مخاطب با یک نوع سبک زندگی و .. نیاز دارد که بی پردگی قلم داشته باشد و از برخی دیالوگ ها استفاده کند که مردم عادی آن را قبول ندارند و برای فرزندانشان خوب نمی دانند و مجبور است که آن را یا حذف کرده یا اصلاحیه بزند ، اما یک نویسنده خارجی این محدودیت ها را ندارد. وی برخلاف برخی از عقاید که می گویند ذائقه مردم به سمت آثار غربی و خارجی تغییر یافته است، معتقد است که ذائقه فیلم نامه « ابد و یک روز » است که یک داستان کاملا ایرانی است و مردم ما قطعا با داستان ها و قصه هایی که در کوچه پس کوچه های شهرهای کشورشان اتفاق می افتد ارتباط بهتری پیدا می کنند.

تبلیغ حلقه مفقوده هنر- صنعت نشر کتاب

"سیناپور" با اشاره به اینکه در کشور ما تبلیغ در مورد کتاب کم است می گوید: هر چیزی در کشور ما تبلیغ می شود به غیر از کتاب ! به همین خاطر است که مردم دارند از کتاب و کتابخوانی فاصله می گیرند و در شرایطی هم شاهد این هستیم که تب مطالعه در فضای مجازی بالا رفته است و شاهد دانلود کتاب ها هستیم که این اتفاق نامبارکی است.

نویسنده کتاب «در انتظار شهرزاد» دانلود کردن کتاب را درست مانند درست کردن قورمه سبزی در ماکروفر می داند ! و می افزاید: خواندن و مطالعه کردن با ورق زدن کتاب رنگ و بوی خاص خود را دارد، حسی که نویسنده با نوشتن روی کاغذ و قلم بر دست گرفتن ایجاد کرده است فقط از طریق ورق زدن کاغذ انتقال پیدا می کند. هر چه از قلم زدن دور شویم و اهل کامپیوتر شویم کتاب ها دانلود می شوند و هر چه کتاب ها دانلود شود مصنوعی تر می شویم و هر چه مصنوعی تر شویم مجازی تر می شویم و اینگونه پنهان و بعد نابود خواهیم شد.

لطفا کتاب ها را دانلود نکنید!

سیناپور در پایان با اشاره به اینکه همیشه با قلم و بر روی کاغذ داستان های خود را می نویسند می گوید: تا بخواهم آنچه در ذهن دارم را تایپ کنم ، حسش را از دست می دهم و کلمات از ذهنم می روند از این رو از تمام کسانی که کتاب ها را به جای دانلود کردن می خرند و حال و هوای ورق زدن کاغذ و بوی خوش آن را استشمام می کنند تشکر می نمایم و از همه مردم ایران می خواهم از کتاب فاصله نگیرند.

برای مشاهده و دانلود کلیپ اهدایی خانم سیناپور به مقام معظم رهبری فایل زیر را کلیک کنید.

انتهای پیام/

,

نویسنده ای بر مدار تخیل!

 به نظر گفت وگو کردن با "رویا سیناپور" نویسنده کتاب های « شاه پری حجله»، « آوار اعتراف»، « عتیقه عشق » .. که خود معتقد است ذهنی تخیلی و قصه پرداز دارد سخت باشد اما این بار هم اوست که ما را با افسون کلمات خود برده و در دنیای سرشار از احساس سروده ای زیبا که برای رهبر معظم انقلاب اسلامی آن را دکلمه نیز کرده است رها می کند...

او درباره این سروده اش می گوید: « یک شب به من الهام شد که متنی را برای حضرت آقا« مقام معظم رهبری» بنویسم.. و اکنون خوشحالم که توانستم آن را به سرانجام برسانم و در قالب کلیپ بر روی تصاویر رهبر انقلاب دکلمه کنم.

این بانوی نویسنده با اشاره به اینکه این کلیپ را تقدیم دفتر مقام معظم رهبری کرده ام می گوید: این اثر را برای اولین بار به مجموعه شما اهدا کرده ام تا مورد استفاده قرار گیرد.»

«ای که نفس حق تو بر ایمان؛ ابلاغ است نه اخطار /ای که نفس تو، برایمان ابلاغ است نه اخطار » بخشی از این سروده است که از نظر "سیناپور"بیشترین احساس او را بیان می کند.

از نویسنده کتاب «برتیغه بام» می خواهم که خودش را بیشتر برای خوانندگان معرفی کند و می گوید: "رویاسیناپور" هستم  متولد سال 1349 و ساکن تهران. دو دختر دارم و نویسندگی را از سال 1373 آغاز کرده ام. بیشتر کتاب هایم در قالب رمان تخیلی، رمان های تاریخی، روانکاوی، اجتماعی، زندگی نامه است.

وی از کتاب های«غرور عاشقان»،«زیربال های غم»،«به تو می اندیشم»،« آوار اعتراف»،«افسون عشق»،«چشم های بی حیا»،«عتیقه عشق»، «شاه پری حجله»،«در انتظار شهرزاد»،«برتیغه بام» به عنوان پرفروش ترین کتاب هایش یاد می کند.

 700 عنوان کتاب در رمان - تاریخی «آردتادخت»

"سیناپور" که اکنون کار تألیف رمانی - تاریخی با عنوان «آرتادخت» را در دست دارد درباره این کتاب می گوید: این کتاب 700 عنوان کتاب است که تمام مادران در تمام سلاطین و تمتام مشاهیر ایران را زنده می کند و قصه آن فروش یک جسد مومیایی توسط یک دختر است که خود محصل رشته تاریخ و مادرش استاد تاریخ است و اسمش" اراتادخت" است و این اسمی است که همان جسد مومیایی در دوران همخامشی مادرش بوده است!  

این بانوی نویسنده با اشار به اینکه از دوران کودکی ذهنی قصه پرداز و تخیلی داشته است می گوید: یک اتفاق مرا به سمت نویسندگی کشاند، من تا دوران دبیرستان حتی نویسنده یک انشاء حرفه ای هم نبودم بعد از  چاپ نخستین کتابم در رشته ادبیات وارد دانشگاه شدم و تا مقطع دکترا آن را ادامه دادم.

نویسنده کتاب«زیربال های غم» نویسندگی را دنیای دوم خودش می داند و می گوید: وقتی در حال نگارش یک اثر هستی یعنی زندگی دوباره و دومی را تجربه می کنی! از زندگی عادی خودت خارج شده و وارد دنیای  قصه می شوی و وقتی از دنیای قصه خودت خارج می شوی، دوباره به زندگی عادی خودت بر می گردی...در واقع درست مانند خارج شدن روح از کالبد. من هر وقت می نویسم در زندگی خودم نیستم و در دنیای وارد می شوم که در موردش می نویسم.

برای نویسنده شدن هر کاری را باید بلد باشی!

وی در خصوص اینکه آثارش چه رنگ و بویی از زندگی واقعی اش دارد و آیا بر روند عادی زندگی اش تأثیرگذاشته است؟ می گوید: « قصه مربوط به آدم هاست و آدم ها هم زندگی می کنند، نویسنده باید بتواند در داستان هایش خیاطی کند، بافتنی ببافد، آشپزی کند و اگر جایی در کتاب باید به فرزندش رسیدگی کند باید مادر خوبی باشد تا بتواند روش تربیتی بچه را بنویسد یا آموزش دهد.»

این بانوی نویسنده معتقد است: « برای تألیف 30 عنوان کتاب، اصولا همه کاری را بلد است و آنها را نه تنها در قصه ها، بلکه در زندگی خودش هم اجرا می کند. از اینرو نویسندگی نمی تواند تأثیر منفی بر نقش مادری و زندگی عادی او داشته باشد. »

نویسنده کتاب«آوار اعتراف» به نکته عجیبی اشاره می کند و می گوید: مخاطبان من بیشتر "آقایان" هم هستند و من به جز در مواردی که نتوانستم مجوز چاپ بگیرم با مشکلی رو به رو نشده ام و از نظر من این دست مسائل برای نویسنده که دغدغه اصلی و نخستش نوشتن است نمی تواند آنقدر مهم باشد که او را از نوشتن منصرف کند.

وی ادامه می دهد: نویسنده اگر در مرحله اول بخواهد به چاپ و فروش کتابی که در دست دارد فکر کند  به هیچ عنوان نمی تواند بنویسد چرا که هر کنش و واکنشی می تواند بر  قدرت تخلیل نویسنده اثر بگذارد از نظر من هزینه های چپ و گرفتن مجوز و .. در مرحله های بعد از نوشتن یک اثر است.

 

هر فردی با نوشتن زندگی نامه خود یک نویسنده است

"سیناپور" استعداد و توان نویسندگی را یک موهبتی می داند که خداوند به همه بندگان خود داده است زیرا هر کسی می تواند حداقل زندگی نامه خود را بنویسد اما اگر قرار است فردی برای دیگران رمان یا قصه ای بنویسد باید قدرت تخیلی بالایی داشته باشد که این قدرت تخیل یک ذات است که در برخی از افراد به ودیعه گذاشته شده باشد.

این بانوی نویسنده با اشاره به اینکه رویکردهای اجتماعی بر ذهنیت یک نویسنده قطعا تأثیرگذار است می گوید: در نوشتن رمان یا قصه این تخیل است که به کمک نویسنده می آید، تخیلی که او را می تواند تا صدسال آینده پیش ببرد و آن دوران را ببیند!. تأثیری که ذهن نویسنده از وقایع و اتفاقات جاری روز دارد درست مانند دوربین فیلم برداری عمل می کند که با تصویربرداری و ثبت یک صحنه در حافظ خود در جای مناسب از آنها استفاده می کند.

برای نوشتن قصه های کتابم دزدی و دستفروشی کردم!

 نویسنده کتاب«غرور عاشقان» می گوید: گاهی نویسنده مجبور است برای درک یک حس، صحنه سازی کرده و آن را تجربه کند در آن صورت راحت تر و دقیق تر می تواند در قصه با خواننده خود ارتباط برقرار کند مثلا در کتاب "آوار اعتراف" می خواستم صحنه ای را بنویسم که خانمی در خیابان جمهوری با بچه سه ساله اش دزدی کرده و کتک می خورد! اما این حس را نمی توانستم درک کنم و مجبور شدم این کار را انجام دهم تا حس ترس و اضطرابش آن زن جوان را تجربه کنم. یا " دست فروشی" بود که حتما باید در اتوبوس لمسش می کردم که چقدر انسان، خرد می شود و اینکه چگونه باید با تک تک نگاه های مردم برخورد کرد.  

این بانوی نویسنده دلیل  اقبال مردم به سمت کتاب هایی که نویسندگان آن غربی هستند را در بی پردگی قلم آنها می داند و می گوید:  گاهی نویسنده برای انتقال حس یا ارتباط گیری مخاطب با یک نوع سبک زندگی و .. نیاز دارد که بی پردگی قلم داشته باشد و از برخی دیالوگ ها استفاده کند که مردم عادی آن را قبول ندارند و برای فرزندانشان خوب نمی دانند و مجبور است که آن را یا حذف کرده یا اصلاحیه بزند ، اما یک نویسنده خارجی این محدودیت ها را ندارد. وی برخلاف برخی از عقاید که می گویند ذائقه مردم به سمت آثار غربی و خارجی تغییر یافته است، معتقد است که ذائقه فیلم نامه « ابد و یک روز » است که یک داستان کاملا ایرانی است و مردم ما قطعا با داستان ها و قصه هایی که در کوچه پس کوچه های شهرهای کشورشان اتفاق می افتد ارتباط بهتری پیدا می کنند.

تبلیغ حلقه مفقوده هنر- صنعت نشر کتاب

"سیناپور" با اشاره به اینکه در کشور ما تبلیغ در مورد کتاب کم است می گوید: هر چیزی در کشور ما تبلیغ می شود به غیر از کتاب ! به همین خاطر است که مردم دارند از کتاب و کتابخوانی فاصله می گیرند و در شرایطی هم شاهد این هستیم که تب مطالعه در فضای مجازی بالا رفته است و شاهد دانلود کتاب ها هستیم که این اتفاق نامبارکی است.

نویسنده کتاب «در انتظار شهرزاد» دانلود کردن کتاب را درست مانند درست کردن قورمه سبزی در ماکروفر می داند ! و می افزاید: خواندن و مطالعه کردن با ورق زدن کتاب رنگ و بوی خاص خود را دارد، حسی که نویسنده با نوشتن روی کاغذ و قلم بر دست گرفتن ایجاد کرده است فقط از طریق ورق زدن کاغذ انتقال پیدا می کند. هر چه از قلم زدن دور شویم و اهل کامپیوتر شویم کتاب ها دانلود می شوند و هر چه کتاب ها دانلود شود مصنوعی تر می شویم و هر چه مصنوعی تر شویم مجازی تر می شویم و اینگونه پنهان و بعد نابود خواهیم شد.

لطفا کتاب ها را دانلود نکنید!

سیناپور در پایان با اشاره به اینکه همیشه با قلم و بر روی کاغذ داستان های خود را می نویسند می گوید: تا بخواهم آنچه در ذهن دارم را تایپ کنم ، حسش را از دست می دهم و کلمات از ذهنم می روند از این رو از تمام کسانی که کتاب ها را به جای دانلود کردن می خرند و حال و هوای ورق زدن کاغذ و بوی خوش آن را استشمام می کنند تشکر می نمایم و از همه مردم ایران می خواهم از کتاب فاصله نگیرند.

برای مشاهده و دانلود کلیپ اهدایی خانم سیناپور به مقام معظم رهبری فایل زیر را کلیک کنید.

انتهای پیام/

,

نویسنده ای بر مدار تخیل!

 به نظر گفت وگو کردن با "رویا سیناپور" نویسنده کتاب های « شاه پری حجله»، « آوار اعتراف»، « عتیقه عشق » .. که خود معتقد است ذهنی تخیلی و قصه پرداز دارد سخت باشد اما این بار هم اوست که ما را با افسون کلمات خود برده و در دنیای سرشار از احساس سروده ای زیبا که برای رهبر معظم انقلاب اسلامی آن را دکلمه نیز کرده است رها می کند...

او درباره این سروده اش می گوید: « یک شب به من الهام شد که متنی را برای حضرت آقا« مقام معظم رهبری» بنویسم.. و اکنون خوشحالم که توانستم آن را به سرانجام برسانم و در قالب کلیپ بر روی تصاویر رهبر انقلاب دکلمه کنم.

این بانوی نویسنده با اشاره به اینکه این کلیپ را تقدیم دفتر مقام معظم رهبری کرده ام می گوید: این اثر را برای اولین بار به مجموعه شما اهدا کرده ام تا مورد استفاده قرار گیرد.»

«ای که نفس حق تو بر ایمان؛ ابلاغ است نه اخطار /ای که نفس تو، برایمان ابلاغ است نه اخطار » بخشی از این سروده است که از نظر "سیناپور"بیشترین احساس او را بیان می کند.

از نویسنده کتاب «برتیغه بام» می خواهم که خودش را بیشتر برای خوانندگان معرفی کند و می گوید: "رویاسیناپور" هستم  متولد سال 1349 و ساکن تهران. دو دختر دارم و نویسندگی را از سال 1373 آغاز کرده ام. بیشتر کتاب هایم در قالب رمان تخیلی، رمان های تاریخی، روانکاوی، اجتماعی، زندگی نامه است.

وی از کتاب های«غرور عاشقان»،«زیربال های غم»،«به تو می اندیشم»،« آوار اعتراف»،«افسون عشق»،«چشم های بی حیا»،«عتیقه عشق»، «شاه پری حجله»،«در انتظار شهرزاد»،«برتیغه بام» به عنوان پرفروش ترین کتاب هایش یاد می کند.

 700 عنوان کتاب در رمان - تاریخی «آردتادخت»

"سیناپور" که اکنون کار تألیف رمانی - تاریخی با عنوان «آرتادخت» را در دست دارد درباره این کتاب می گوید: این کتاب 700 عنوان کتاب است که تمام مادران در تمام سلاطین و تمتام مشاهیر ایران را زنده می کند و قصه آن فروش یک جسد مومیایی توسط یک دختر است که خود محصل رشته تاریخ و مادرش استاد تاریخ است و اسمش" اراتادخت" است و این اسمی است که همان جسد مومیایی در دوران همخامشی مادرش بوده است!  

این بانوی نویسنده با اشار به اینکه از دوران کودکی ذهنی قصه پرداز و تخیلی داشته است می گوید: یک اتفاق مرا به سمت نویسندگی کشاند، من تا دوران دبیرستان حتی نویسنده یک انشاء حرفه ای هم نبودم بعد از  چاپ نخستین کتابم در رشته ادبیات وارد دانشگاه شدم و تا مقطع دکترا آن را ادامه دادم.

نویسنده کتاب«زیربال های غم» نویسندگی را دنیای دوم خودش می داند و می گوید: وقتی در حال نگارش یک اثر هستی یعنی زندگی دوباره و دومی را تجربه می کنی! از زندگی عادی خودت خارج شده و وارد دنیای  قصه می شوی و وقتی از دنیای قصه خودت خارج می شوی، دوباره به زندگی عادی خودت بر می گردی...در واقع درست مانند خارج شدن روح از کالبد. من هر وقت می نویسم در زندگی خودم نیستم و در دنیای وارد می شوم که در موردش می نویسم.

برای نویسنده شدن هر کاری را باید بلد باشی!

وی در خصوص اینکه آثارش چه رنگ و بویی از زندگی واقعی اش دارد و آیا بر روند عادی زندگی اش تأثیرگذاشته است؟ می گوید: « قصه مربوط به آدم هاست و آدم ها هم زندگی می کنند، نویسنده باید بتواند در داستان هایش خیاطی کند، بافتنی ببافد، آشپزی کند و اگر جایی در کتاب باید به فرزندش رسیدگی کند باید مادر خوبی باشد تا بتواند روش تربیتی بچه را بنویسد یا آموزش دهد.»

این بانوی نویسنده معتقد است: « برای تألیف 30 عنوان کتاب، اصولا همه کاری را بلد است و آنها را نه تنها در قصه ها، بلکه در زندگی خودش هم اجرا می کند. از اینرو نویسندگی نمی تواند تأثیر منفی بر نقش مادری و زندگی عادی او داشته باشد. »

نویسنده کتاب«آوار اعتراف» به نکته عجیبی اشاره می کند و می گوید: مخاطبان من بیشتر "آقایان" هم هستند و من به جز در مواردی که نتوانستم مجوز چاپ بگیرم با مشکلی رو به رو نشده ام و از نظر من این دست مسائل برای نویسنده که دغدغه اصلی و نخستش نوشتن است نمی تواند آنقدر مهم باشد که او را از نوشتن منصرف کند.

وی ادامه می دهد: نویسنده اگر در مرحله اول بخواهد به چاپ و فروش کتابی که در دست دارد فکر کند  به هیچ عنوان نمی تواند بنویسد چرا که هر کنش و واکنشی می تواند بر  قدرت تخلیل نویسنده اثر بگذارد از نظر من هزینه های چپ و گرفتن مجوز و .. در مرحله های بعد از نوشتن یک اثر است.

 

هر فردی با نوشتن زندگی نامه خود یک نویسنده است

"سیناپور" استعداد و توان نویسندگی را یک موهبتی می داند که خداوند به همه بندگان خود داده است زیرا هر کسی می تواند حداقل زندگی نامه خود را بنویسد اما اگر قرار است فردی برای دیگران رمان یا قصه ای بنویسد باید قدرت تخیلی بالایی داشته باشد که این قدرت تخیل یک ذات است که در برخی از افراد به ودیعه گذاشته شده باشد.

این بانوی نویسنده با اشاره به اینکه رویکردهای اجتماعی بر ذهنیت یک نویسنده قطعا تأثیرگذار است می گوید: در نوشتن رمان یا قصه این تخیل است که به کمک نویسنده می آید، تخیلی که او را می تواند تا صدسال آینده پیش ببرد و آن دوران را ببیند!. تأثیری که ذهن نویسنده از وقایع و اتفاقات جاری روز دارد درست مانند دوربین فیلم برداری عمل می کند که با تصویربرداری و ثبت یک صحنه در حافظ خود در جای مناسب از آنها استفاده می کند.

برای نوشتن قصه های کتابم دزدی و دستفروشی کردم!

 نویسنده کتاب«غرور عاشقان» می گوید: گاهی نویسنده مجبور است برای درک یک حس، صحنه سازی کرده و آن را تجربه کند در آن صورت راحت تر و دقیق تر می تواند در قصه با خواننده خود ارتباط برقرار کند مثلا در کتاب "آوار اعتراف" می خواستم صحنه ای را بنویسم که خانمی در خیابان جمهوری با بچه سه ساله اش دزدی کرده و کتک می خورد! اما این حس را نمی توانستم درک کنم و مجبور شدم این کار را انجام دهم تا حس ترس و اضطرابش آن زن جوان را تجربه کنم. یا " دست فروشی" بود که حتما باید در اتوبوس لمسش می کردم که چقدر انسان، خرد می شود و اینکه چگونه باید با تک تک نگاه های مردم برخورد کرد.  

این بانوی نویسنده دلیل  اقبال مردم به سمت کتاب هایی که نویسندگان آن غربی هستند را در بی پردگی قلم آنها می داند و می گوید:  گاهی نویسنده برای انتقال حس یا ارتباط گیری مخاطب با یک نوع سبک زندگی و .. نیاز دارد که بی پردگی قلم داشته باشد و از برخی دیالوگ ها استفاده کند که مردم عادی آن را قبول ندارند و برای فرزندانشان خوب نمی دانند و مجبور است که آن را یا حذف کرده یا اصلاحیه بزند ، اما یک نویسنده خارجی این محدودیت ها را ندارد. وی برخلاف برخی از عقاید که می گویند ذائقه مردم به سمت آثار غربی و خارجی تغییر یافته است، معتقد است که ذائقه فیلم نامه « ابد و یک روز » است که یک داستان کاملا ایرانی است و مردم ما قطعا با داستان ها و قصه هایی که در کوچه پس کوچه های شهرهای کشورشان اتفاق می افتد ارتباط بهتری پیدا می کنند.

تبلیغ حلقه مفقوده هنر- صنعت نشر کتاب

"سیناپور" با اشاره به اینکه در کشور ما تبلیغ در مورد کتاب کم است می گوید: هر چیزی در کشور ما تبلیغ می شود به غیر از کتاب ! به همین خاطر است که مردم دارند از کتاب و کتابخوانی فاصله می گیرند و در شرایطی هم شاهد این هستیم که تب مطالعه در فضای مجازی بالا رفته است و شاهد دانلود کتاب ها هستیم که این اتفاق نامبارکی است.

نویسنده کتاب «در انتظار شهرزاد» دانلود کردن کتاب را درست مانند درست کردن قورمه سبزی در ماکروفر می داند ! و می افزاید: خواندن و مطالعه کردن با ورق زدن کتاب رنگ و بوی خاص خود را دارد، حسی که نویسنده با نوشتن روی کاغذ و قلم بر دست گرفتن ایجاد کرده است فقط از طریق ورق زدن کاغذ انتقال پیدا می کند. هر چه از قلم زدن دور شویم و اهل کامپیوتر شویم کتاب ها دانلود می شوند و هر چه کتاب ها دانلود شود مصنوعی تر می شویم و هر چه مصنوعی تر شویم مجازی تر می شویم و اینگونه پنهان و بعد نابود خواهیم شد.

لطفا کتاب ها را دانلود نکنید!

سیناپور در پایان با اشاره به اینکه همیشه با قلم و بر روی کاغذ داستان های خود را می نویسند می گوید: تا بخواهم آنچه در ذهن دارم را تایپ کنم ، حسش را از دست می دهم و کلمات از ذهنم می روند از این رو از تمام کسانی که کتاب ها را به جای دانلود کردن می خرند و حال و هوای ورق زدن کاغذ و بوی خوش آن را استشمام می کنند تشکر می نمایم و از همه مردم ایران می خواهم از کتاب فاصله نگیرند.

برای مشاهده و دانلود کلیپ اهدایی خانم سیناپور به مقام معظم رهبری فایل زیر را کلیک کنید.

انتهای پیام/

,

نویسنده ای بر مدار تخیل!

 به نظر گفت وگو کردن با "رویا سیناپور" نویسنده کتاب های « شاه پری حجله»، « آوار اعتراف»، « عتیقه عشق » .. که خود معتقد است ذهنی تخیلی و قصه پرداز دارد سخت باشد اما این بار هم اوست که ما را با افسون کلمات خود برده و در دنیای سرشار از احساس سروده ای زیبا که برای رهبر معظم انقلاب اسلامی آن را دکلمه نیز کرده است رها می کند...

او درباره این سروده اش می گوید: « یک شب به من الهام شد که متنی را برای حضرت آقا« مقام معظم رهبری» بنویسم.. و اکنون خوشحالم که توانستم آن را به سرانجام برسانم و در قالب کلیپ بر روی تصاویر رهبر انقلاب دکلمه کنم.

این بانوی نویسنده با اشاره به اینکه این کلیپ را تقدیم دفتر مقام معظم رهبری کرده ام می گوید: این اثر را برای اولین بار به مجموعه شما اهدا کرده ام تا مورد استفاده قرار گیرد.»

«ای که نفس حق تو بر ایمان؛ ابلاغ است نه اخطار /ای که نفس تو، برایمان ابلاغ است نه اخطار » بخشی از این سروده است که از نظر "سیناپور"بیشترین احساس او را بیان می کند.

از نویسنده کتاب «برتیغه بام» می خواهم که خودش را بیشتر برای خوانندگان معرفی کند و می گوید: "رویاسیناپور" هستم  متولد سال 1349 و ساکن تهران. دو دختر دارم و نویسندگی را از سال 1373 آغاز کرده ام. بیشتر کتاب هایم در قالب رمان تخیلی، رمان های تاریخی، روانکاوی، اجتماعی، زندگی نامه است.

وی از کتاب های«غرور عاشقان»،«زیربال های غم»،«به تو می اندیشم»،« آوار اعتراف»،«افسون عشق»،«چشم های بی حیا»،«عتیقه عشق»، «شاه پری حجله»،«در انتظار شهرزاد»،«برتیغه بام» به عنوان پرفروش ترین کتاب هایش یاد می کند.

 700 عنوان کتاب در رمان - تاریخی «آردتادخت»

"سیناپور" که اکنون کار تألیف رمانی - تاریخی با عنوان «آرتادخت» را در دست دارد درباره این کتاب می گوید: این کتاب 700 عنوان کتاب است که تمام مادران در تمام سلاطین و تمتام مشاهیر ایران را زنده می کند و قصه آن فروش یک جسد مومیایی توسط یک دختر است که خود محصل رشته تاریخ و مادرش استاد تاریخ است و اسمش" اراتادخت" است و این اسمی است که همان جسد مومیایی در دوران همخامشی مادرش بوده است!  

این بانوی نویسنده با اشار به اینکه از دوران کودکی ذهنی قصه پرداز و تخیلی داشته است می گوید: یک اتفاق مرا به سمت نویسندگی کشاند، من تا دوران دبیرستان حتی نویسنده یک انشاء حرفه ای هم نبودم بعد از  چاپ نخستین کتابم در رشته ادبیات وارد دانشگاه شدم و تا مقطع دکترا آن را ادامه دادم.

نویسنده کتاب«زیربال های غم» نویسندگی را دنیای دوم خودش می داند و می گوید: وقتی در حال نگارش یک اثر هستی یعنی زندگی دوباره و دومی را تجربه می کنی! از زندگی عادی خودت خارج شده و وارد دنیای  قصه می شوی و وقتی از دنیای قصه خودت خارج می شوی، دوباره به زندگی عادی خودت بر می گردی...در واقع درست مانند خارج شدن روح از کالبد. من هر وقت می نویسم در زندگی خودم نیستم و در دنیای وارد می شوم که در موردش می نویسم.

برای نویسنده شدن هر کاری را باید بلد باشی!

وی در خصوص اینکه آثارش چه رنگ و بویی از زندگی واقعی اش دارد و آیا بر روند عادی زندگی اش تأثیرگذاشته است؟ می گوید: « قصه مربوط به آدم هاست و آدم ها هم زندگی می کنند، نویسنده باید بتواند در داستان هایش خیاطی کند، بافتنی ببافد، آشپزی کند و اگر جایی در کتاب باید به فرزندش رسیدگی کند باید مادر خوبی باشد تا بتواند روش تربیتی بچه را بنویسد یا آموزش دهد.»

این بانوی نویسنده معتقد است: « برای تألیف 30 عنوان کتاب، اصولا همه کاری را بلد است و آنها را نه تنها در قصه ها، بلکه در زندگی خودش هم اجرا می کند. از اینرو نویسندگی نمی تواند تأثیر منفی بر نقش مادری و زندگی عادی او داشته باشد. »

نویسنده کتاب«آوار اعتراف» به نکته عجیبی اشاره می کند و می گوید: مخاطبان من بیشتر "آقایان" هم هستند و من به جز در مواردی که نتوانستم مجوز چاپ بگیرم با مشکلی رو به رو نشده ام و از نظر من این دست مسائل برای نویسنده که دغدغه اصلی و نخستش نوشتن است نمی تواند آنقدر مهم باشد که او را از نوشتن منصرف کند.

وی ادامه می دهد: نویسنده اگر در مرحله اول بخواهد به چاپ و فروش کتابی که در دست دارد فکر کند  به هیچ عنوان نمی تواند بنویسد چرا که هر کنش و واکنشی می تواند بر  قدرت تخلیل نویسنده اثر بگذارد از نظر من هزینه های چپ و گرفتن مجوز و .. در مرحله های بعد از نوشتن یک اثر است.

 

هر فردی با نوشتن زندگی نامه خود یک نویسنده است

"سیناپور" استعداد و توان نویسندگی را یک موهبتی می داند که خداوند به همه بندگان خود داده است زیرا هر کسی می تواند حداقل زندگی نامه خود را بنویسد اما اگر قرار است فردی برای دیگران رمان یا قصه ای بنویسد باید قدرت تخیلی بالایی داشته باشد که این قدرت تخیل یک ذات است که در برخی از افراد به ودیعه گذاشته شده باشد.

این بانوی نویسنده با اشاره به اینکه رویکردهای اجتماعی بر ذهنیت یک نویسنده قطعا تأثیرگذار است می گوید: در نوشتن رمان یا قصه این تخیل است که به کمک نویسنده می آید، تخیلی که او را می تواند تا صدسال آینده پیش ببرد و آن دوران را ببیند!. تأثیری که ذهن نویسنده از وقایع و اتفاقات جاری روز دارد درست مانند دوربین فیلم برداری عمل می کند که با تصویربرداری و ثبت یک صحنه در حافظ خود در جای مناسب از آنها استفاده می کند.

برای نوشتن قصه های کتابم دزدی و دستفروشی کردم!

 نویسنده کتاب«غرور عاشقان» می گوید: گاهی نویسنده مجبور است برای درک یک حس، صحنه سازی کرده و آن را تجربه کند در آن صورت راحت تر و دقیق تر می تواند در قصه با خواننده خود ارتباط برقرار کند مثلا در کتاب "آوار اعتراف" می خواستم صحنه ای را بنویسم که خانمی در خیابان جمهوری با بچه سه ساله اش دزدی کرده و کتک می خورد! اما این حس را نمی توانستم درک کنم و مجبور شدم این کار را انجام دهم تا حس ترس و اضطرابش آن زن جوان را تجربه کنم. یا " دست فروشی" بود که حتما باید در اتوبوس لمسش می کردم که چقدر انسان، خرد می شود و اینکه چگونه باید با تک تک نگاه های مردم برخورد کرد.  

این بانوی نویسنده دلیل  اقبال مردم به سمت کتاب هایی که نویسندگان آن غربی هستند را در بی پردگی قلم آنها می داند و می گوید:  گاهی نویسنده برای انتقال حس یا ارتباط گیری مخاطب با یک نوع سبک زندگی و .. نیاز دارد که بی پردگی قلم داشته باشد و از برخی دیالوگ ها استفاده کند که مردم عادی آن را قبول ندارند و برای فرزندانشان خوب نمی دانند و مجبور است که آن را یا حذف کرده یا اصلاحیه بزند ، اما یک نویسنده خارجی این محدودیت ها را ندارد. وی برخلاف برخی از عقاید که می گویند ذائقه مردم به سمت آثار غربی و خارجی تغییر یافته است، معتقد است که ذائقه فیلم نامه « ابد و یک روز » است که یک داستان کاملا ایرانی است و مردم ما قطعا با داستان ها و قصه هایی که در کوچه پس کوچه های شهرهای کشورشان اتفاق می افتد ارتباط بهتری پیدا می کنند.

تبلیغ حلقه مفقوده هنر- صنعت نشر کتاب

"سیناپور" با اشاره به اینکه در کشور ما تبلیغ در مورد کتاب کم است می گوید: هر چیزی در کشور ما تبلیغ می شود به غیر از کتاب ! به همین خاطر است که مردم دارند از کتاب و کتابخوانی فاصله می گیرند و در شرایطی هم شاهد این هستیم که تب مطالعه در فضای مجازی بالا رفته است و شاهد دانلود کتاب ها هستیم که این اتفاق نامبارکی است.

نویسنده کتاب «در انتظار شهرزاد» دانلود کردن کتاب را درست مانند درست کردن قورمه سبزی در ماکروفر می داند ! و می افزاید: خواندن و مطالعه کردن با ورق زدن کتاب رنگ و بوی خاص خود را دارد، حسی که نویسنده با نوشتن روی کاغذ و قلم بر دست گرفتن ایجاد کرده است فقط از طریق ورق زدن کاغذ انتقال پیدا می کند. هر چه از قلم زدن دور شویم و اهل کامپیوتر شویم کتاب ها دانلود می شوند و هر چه کتاب ها دانلود شود مصنوعی تر می شویم و هر چه مصنوعی تر شویم مجازی تر می شویم و اینگونه پنهان و بعد نابود خواهیم شد.

لطفا کتاب ها را دانلود نکنید!

سیناپور در پایان با اشاره به اینکه همیشه با قلم و بر روی کاغذ داستان های خود را می نویسند می گوید: تا بخواهم آنچه در ذهن دارم را تایپ کنم ، حسش را از دست می دهم و کلمات از ذهنم می روند از این رو از تمام کسانی که کتاب ها را به جای دانلود کردن می خرند و حال و هوای ورق زدن کاغذ و بوی خوش آن را استشمام می کنند تشکر می نمایم و از همه مردم ایران می خواهم از کتاب فاصله نگیرند.

برای مشاهده و دانلود کلیپ اهدایی خانم سیناپور به مقام معظم رهبری فایل زیر را کلیک کنید.

انتهای پیام/

,

نویسنده ای بر مدار تخیل!

, نویسنده ای بر مدار تخیل!,

 به نظر گفت وگو کردن با "رویا سیناپور" نویسنده کتاب های « شاه پری حجله»، « آوار اعتراف»، « عتیقه عشق » .. که خود معتقد است ذهنی تخیلی و قصه پرداز دارد سخت باشد اما این بار هم اوست که ما را با افسون کلمات خود برده و در دنیای سرشار از احساس سروده ای زیبا که برای رهبر معظم انقلاب اسلامی آن را دکلمه نیز کرده است رها می کند...

,

او درباره این سروده اش می گوید: « یک شب به من الهام شد که متنی را برای حضرت آقا« مقام معظم رهبری» بنویسم.. و اکنون خوشحالم که توانستم آن را به سرانجام برسانم و در قالب کلیپ بر روی تصاویر رهبر انقلاب دکلمه کنم.

,

این بانوی نویسنده با اشاره به اینکه این کلیپ را تقدیم دفتر مقام معظم رهبری کرده ام می گوید: این اثر را برای اولین بار به مجموعه شما اهدا کرده ام تا مورد استفاده قرار گیرد.»

,

«ای که نفس حق تو بر ایمان؛ ابلاغ است نه اخطار /ای که نفس تو، برایمان ابلاغ است نه اخطار » بخشی از این سروده است که از نظر "سیناپور"بیشترین احساس او را بیان می کند.

,

از نویسنده کتاب «برتیغه بام» می خواهم که خودش را بیشتر برای خوانندگان معرفی کند و می گوید: "رویاسیناپور" هستم  متولد سال 1349 و ساکن تهران. دو دختر دارم و نویسندگی را از سال 1373 آغاز کرده ام. بیشتر کتاب هایم در قالب رمان تخیلی، رمان های تاریخی، روانکاوی، اجتماعی، زندگی نامه است.

,

وی از کتاب های«غرور عاشقان»،«زیربال های غم»،«به تو می اندیشم»،« آوار اعتراف»،«افسون عشق»،«چشم های بی حیا»،«عتیقه عشق»، «شاه پری حجله»،«در انتظار شهرزاد»،«برتیغه بام» به عنوان پرفروش ترین کتاب هایش یاد می کند.

,

, , , ,

 700 عنوان کتاب در رمان - تاریخی «آردتادخت»

,  700 عنوان کتاب در رمان - تاریخی «آردتادخت»,

"سیناپور" که اکنون کار تألیف رمانی - تاریخی با عنوان «آرتادخت» را در دست دارد درباره این کتاب می گوید: این کتاب 700 عنوان کتاب است که تمام مادران در تمام سلاطین و تمتام مشاهیر ایران را زنده می کند و قصه آن فروش یک جسد مومیایی توسط یک دختر است که خود محصل رشته تاریخ و مادرش استاد تاریخ است و اسمش" اراتادخت" است و این اسمی است که همان جسد مومیایی در دوران همخامشی مادرش بوده است!  

,

این بانوی نویسنده با اشار به اینکه از دوران کودکی ذهنی قصه پرداز و تخیلی داشته است می گوید: یک اتفاق مرا به سمت نویسندگی کشاند، من تا دوران دبیرستان حتی نویسنده یک انشاء حرفه ای هم نبودم بعد از  چاپ نخستین کتابم در رشته ادبیات وارد دانشگاه شدم و تا مقطع دکترا آن را ادامه دادم.

,

نویسنده کتاب«زیربال های غم» نویسندگی را دنیای دوم خودش می داند و می گوید: وقتی در حال نگارش یک اثر هستی یعنی زندگی دوباره و دومی را تجربه می کنی! از زندگی عادی خودت خارج شده و وارد دنیای  قصه می شوی و وقتی از دنیای قصه خودت خارج می شوی، دوباره به زندگی عادی خودت بر می گردی...در واقع درست مانند خارج شدن روح از کالبد. من هر وقت می نویسم در زندگی خودم نیستم و در دنیای وارد می شوم که در موردش می نویسم.

,

برای نویسنده شدن هر کاری را باید بلد باشی!

, برای نویسنده شدن هر کاری را باید بلد باشی!,

وی در خصوص اینکه آثارش چه رنگ و بویی از زندگی واقعی اش دارد و آیا بر روند عادی زندگی اش تأثیرگذاشته است؟ می گوید: « قصه مربوط به آدم هاست و آدم ها هم زندگی می کنند، نویسنده باید بتواند در داستان هایش خیاطی کند، بافتنی ببافد، آشپزی کند و اگر جایی در کتاب باید به فرزندش رسیدگی کند باید مادر خوبی باشد تا بتواند روش تربیتی بچه را بنویسد یا آموزش دهد.»

,

این بانوی نویسنده معتقد است: « برای تألیف 30 عنوان کتاب، اصولا همه کاری را بلد است و آنها را نه تنها در قصه ها، بلکه در زندگی خودش هم اجرا می کند. از اینرو نویسندگی نمی تواند تأثیر منفی بر نقش مادری و زندگی عادی او داشته باشد. »

,

نویسنده کتاب«آوار اعتراف» به نکته عجیبی اشاره می کند و می گوید: مخاطبان من بیشتر "آقایان" هم هستند و من به جز در مواردی که نتوانستم مجوز چاپ بگیرم با مشکلی رو به رو نشده ام و از نظر من این دست مسائل برای نویسنده که دغدغه اصلی و نخستش نوشتن است نمی تواند آنقدر مهم باشد که او را از نوشتن منصرف کند.

,

وی ادامه می دهد: نویسنده اگر در مرحله اول بخواهد به چاپ و فروش کتابی که در دست دارد فکر کند  به هیچ عنوان نمی تواند بنویسد چرا که هر کنش و واکنشی می تواند بر  قدرت تخلیل نویسنده اثر بگذارد از نظر من هزینه های چپ و گرفتن مجوز و .. در مرحله های بعد از نوشتن یک اثر است.

,

 

,  ,  , ,

هر فردی با نوشتن زندگی نامه خود یک نویسنده است

, هر فردی با نوشتن زندگی نامه خود یک نویسنده است,

"سیناپور" استعداد و توان نویسندگی را یک موهبتی می داند که خداوند به همه بندگان خود داده است زیرا هر کسی می تواند حداقل زندگی نامه خود را بنویسد اما اگر قرار است فردی برای دیگران رمان یا قصه ای بنویسد باید قدرت تخیلی بالایی داشته باشد که این قدرت تخیل یک ذات است که در برخی از افراد به ودیعه گذاشته شده باشد.

,

این بانوی نویسنده با اشاره به اینکه رویکردهای اجتماعی بر ذهنیت یک نویسنده قطعا تأثیرگذار است می گوید: در نوشتن رمان یا قصه این تخیل است که به کمک نویسنده می آید، تخیلی که او را می تواند تا صدسال آینده پیش ببرد و آن دوران را ببیند!. تأثیری که ذهن نویسنده از وقایع و اتفاقات جاری روز دارد درست مانند دوربین فیلم برداری عمل می کند که با تصویربرداری و ثبت یک صحنه در حافظ خود در جای مناسب از آنها استفاده می کند.

,

برای نوشتن قصه های کتابم دزدی و دستفروشی کردم!

, برای نوشتن قصه های کتابم دزدی و دستفروشی کردم! ,

 نویسنده کتاب«غرور عاشقان» می گوید: گاهی نویسنده مجبور است برای درک یک حس، صحنه سازی کرده و آن را تجربه کند در آن صورت راحت تر و دقیق تر می تواند در قصه با خواننده خود ارتباط برقرار کند مثلا در کتاب "آوار اعتراف" می خواستم صحنه ای را بنویسم که خانمی در خیابان جمهوری با بچه سه ساله اش دزدی کرده و کتک می خورد! اما این حس را نمی توانستم درک کنم و مجبور شدم این کار را انجام دهم تا حس ترس و اضطرابش آن زن جوان را تجربه کنم. یا " دست فروشی" بود که حتما باید در اتوبوس لمسش می کردم که چقدر انسان، خرد می شود و اینکه چگونه باید با تک تک نگاه های مردم برخورد کرد.  

,

این بانوی نویسنده دلیل  اقبال مردم به سمت کتاب هایی که نویسندگان آن غربی هستند را در بی پردگی قلم آنها می داند و می گوید:  گاهی نویسنده برای انتقال حس یا ارتباط گیری مخاطب با یک نوع سبک زندگی و .. نیاز دارد که بی پردگی قلم داشته باشد و از برخی دیالوگ ها استفاده کند که مردم عادی آن را قبول ندارند و برای فرزندانشان خوب نمی دانند و مجبور است که آن را یا حذف کرده یا اصلاحیه بزند ، اما یک نویسنده خارجی این محدودیت ها را ندارد. وی برخلاف برخی از عقاید که می گویند ذائقه مردم به سمت آثار غربی و خارجی تغییر یافته است، معتقد است که ذائقه فیلم نامه « ابد و یک روز » است که یک داستان کاملا ایرانی است و مردم ما قطعا با داستان ها و قصه هایی که در کوچه پس کوچه های شهرهای کشورشان اتفاق می افتد ارتباط بهتری پیدا می کنند.

,

تبلیغ حلقه مفقوده هنر- صنعت نشر کتاب

, تبلیغ حلقه مفقوده هنر- صنعت نشر کتاب,

"سیناپور" با اشاره به اینکه در کشور ما تبلیغ در مورد کتاب کم است می گوید: هر چیزی در کشور ما تبلیغ می شود به غیر از کتاب ! به همین خاطر است که مردم دارند از کتاب و کتابخوانی فاصله می گیرند و در شرایطی هم شاهد این هستیم که تب مطالعه در فضای مجازی بالا رفته است و شاهد دانلود کتاب ها هستیم که این اتفاق نامبارکی است.

,

نویسنده کتاب «در انتظار شهرزاد» دانلود کردن کتاب را درست مانند درست کردن قورمه سبزی در ماکروفر می داند ! و می افزاید: خواندن و مطالعه کردن با ورق زدن کتاب رنگ و بوی خاص خود را دارد، حسی که نویسنده با نوشتن روی کاغذ و قلم بر دست گرفتن ایجاد کرده است فقط از طریق ورق زدن کاغذ انتقال پیدا می کند. هر چه از قلم زدن دور شویم و اهل کامپیوتر شویم کتاب ها دانلود می شوند و هر چه کتاب ها دانلود شود مصنوعی تر می شویم و هر چه مصنوعی تر شویم مجازی تر می شویم و اینگونه پنهان و بعد نابود خواهیم شد.

,

لطفا کتاب ها را دانلود نکنید!

, لطفا کتاب ها را دانلود نکنید!,

سیناپور در پایان با اشاره به اینکه همیشه با قلم و بر روی کاغذ داستان های خود را می نویسند می گوید: تا بخواهم آنچه در ذهن دارم را تایپ کنم ، حسش را از دست می دهم و کلمات از ذهنم می روند از این رو از تمام کسانی که کتاب ها را به جای دانلود کردن می خرند و حال و هوای ورق زدن کاغذ و بوی خوش آن را استشمام می کنند تشکر می نمایم و از همه مردم ایران می خواهم از کتاب فاصله نگیرند.

,

برای مشاهده و دانلود کلیپ اهدایی خانم سیناپور به مقام معظم رهبری فایل زیر را کلیک کنید.

,

انتهای پیام/

,

 

]
"سیناپور" نویسنده سی عنوان کتاب ویک دکلمه برای مقبام معظم رهبری با انتقاد از روند رو به افزایش دانلود آثار نویسندگان توسط کاربران فضای مجازی می گوید: دانلود کردن کتاب،درست مانند درست کردن قورمه سبزی در ماکروفر است! خواندن یک اثر با ورق زدن کتاب رنگ و بوی خاص خود را دارد، حسی که نویسنده با نوشتن روی کاغذ و قلم بر دست گرفتن، ایجاد کرده است فقط از طریق ورق زدن کاغذ انتقال پیدا می کند.