به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسل فردا؛ افول قدرت در ایران و خودباختگی حاکمیت مرکزی از حدود سیصد سال گذشته با به حکومت رسیدن حکام نالایق و همزمان با دوره رنسانس و انقلاب صنعتی در اروپا بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسل فردا,در دوره ای که ایران از ضعف شدید حاکمیت لطمه می خورد، رشد علم در اروپا با سرعت فزاینده ای در جریان بود. این رشد فزاینده از یکسو همراه با عقب ماندگی شدید بسیاری از کشورها از حیث علمی در مقابل کشورهای اروپایی، زمینه خودباختگی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، صنعتی و نظامی را فراهم کرد و کشورهایی نظیر ایران که دچار خودباختگی شدیدی نسبت به کشورهای اروپایی شده بودند، طعم تلخ استعمارهای کهنه، نو و فرانو را در دوره های مختلف حاکمیتی خود چشیدند. البته این زخم، تنها محدود به ایران نبود و کشورهای زیادی در دنیا تحت سلطه اقلیت حاکم دنیا قرار گرفتند و این سلطه، زمینه انحطاط این کشورها را از جنبه های مادی و معنوی فراهم آورد.
استعمار در ایران اما بیشتر با انگلیس شناخته می شود و سابقه انگلیس در دست درازی به حقوق قطعی ملت ایران بیش از سایر کشورهای مشابه آن است. سیاهه خباثت های انگلیس در حق ملت ایران را می توان به چندین بخش سیاسی، فرهنگی-مذهبی و اقتصادی تقسیم کرد که دارای قدمتی بیش از ۲۰۰ سال است.
بی شک باید انگلیس را بازیگر اصلی در سیاست داخلی ایران بخصوص در دوره حکومت های قاجار و پهلوی اول دانست که دامنه دخالت هایش در یک بعد محدود نیست و آنچه در تاریخ مشهود است، این کشور در راستای اجرای طرح های مدنظر خود به تغییر ساختار سیاسی حاکم بر کشور دست می زد و سعی بر آن داشت روند حاکمیت کشور را تا حد ممکن به نفع خود تغییر دهد.
در این بین می توان به منحرف ساختن انقلاب مشروطیت از مسیر اصلی خود توسط انگلیس و اذناب داخلی اش اشاره کرد که سرانجام آن تشتت بین مشروطه خواهان و خارج ساختن رهبری آن از دست روحانیت بود. در بحث تغییر روند حاکمیتی کشور نیز می توان به طرح ریزی و حمایت از کودتای رضاخانی، روی کار آوردن محمدرضا به جای پدرش بر مسند حاکمیت کشور و نقش مستقیم انگلیس در کودتای ۲۸ مرداد اشاره کرد.
در بعد اقتصادی نیز وضع قراردادهای ننگین اقتصادی نظیر رویترز، تالبوت، لاتاری، دارسی و... حاکمیت اقتصادی ایران بر اموال و منابعش را زیر سؤال میبرد و حقوقی نظیر امتیاز استخراج نفت جنوب، استفاده از معادن، جنگلها، گمرکات و انحصار توتون و تنباکو را به انگلیس واگذار میکرد.
در بعد فرهنگی و مذهبی اما سیاستهای انگلیس حالت خصمانهتری به خود میگرفت، تشکیل بابیت و بهائیت راهی بود برای انگلیس که با استفاده از آن بتواند در بین شیعیان ایران تشتت ایجاد کند و باورهای مذهبی و اعتقادی را دستخوش تغییر کند.
مقاومت رئیسعلی دلواری در برابر نفوذ انگلیس به ایران
اما خوی استعماری انگلیس در قبال ملت ایران را باید در قریب به یک قرن پیش و در جریان جنگ جهانی اول جستجو کرد که باوجود اعلام بیطرفی ایران، قوای روس از شمال و نیروهای انگلستان از جنوب، ایران را در معرض هجوم قراردادند و کشتیهای جنگی انگلستان در مقابل بوشهر لنگر انداختند و نیروهای اشغالگر بهصورت تدریجی قصد اشغال بوشهر و نواحی ساحلی اطراف را داشتند که با مقاومت دلاور مردان بوشهر به رهبری رئیسعلی دلواری مواجه شدند و سرانجام فردی نفوذی رئیسعلی را به شهادت رساند.
از جمله جنایتهای انگلیس در این دوره اجرای سیاستهای خصمانهای بود که منجر به یک نسلکشی واقعی در ایران شد. قحطی بزرگی که دراینبین رخ داد، موجب مرگ بسیاری از مردم گردید. رقم کشتهشدگان این قحطی محل مناقشه است اما بنابر یک قول، جمعیت ایران در این دوره به نصف خود رسید، یعنی چیزی قریب به ۱۰ میلیون نفر از مردم در این قحطی جان باختند، فاجعه ای که بشدت مورد غفلت قرار گرفته و در تاریخ ما به ندرت به آن پرداخته شده است.
استعمار کشورهای ضعیف در گذشته از طریق تسلط بر اراضی آنها صورت میگرفت، اما امروزه در قالبی مدرنتر و زیباتر و نرمتر در قالب تهاجم فرهنگی بروز نموده است. تهاجم فرهنگی با مفهوم استعمارگری نسبت وثیقی دارد تا جایی که حتی عدهای معتقدند ریشه تهاجم فرهنگی در روحیه استعمارگری غرب نهفته است و همان روحیه بعد از دورهای که استعمار نظامی به دلیل هزینههای هنگفت و نیاز به نیروی انسانی زیاد و مقاومت مردم، تقریباً غیرممکن بود، به استعمار فرهنگی جهت رسیدن به اهداف استعمار اقتصادی، نظامی، سیاسی و ... تبدیل شد.
مستر همفر جاسوس انگلیسی در کشورهای اسلامی در خاطرات خود چنین مینویسد: «دولت بریتانیا در مدتی طولانی به فکر حفظ امپراتوری بزرگش بود. همچنان که اکنون نیز به هنگام طلوع و غروب خورشید در فکرِ حفظ قدرتش است.
دولت ما به نسبت مستعمرههای بسیاری که در هند، چین، خاورمیانه و... بر آن مسلط بودیم، کوچک بود. درست است که بخشهای زیادی از این کشورها به دست ساکنان آن اداره میشد و ما بر آنها تسلط نداشتیم اما سیاست ما در این کشورها، سیاستی موفق و فعال بود. ما انگلیسیها فقط با ایجاد فتنه، تفرقه و درگیری در تمام مستعمره هامان میتوانیم در رفاه زندگی کنیم. در غیر این صورت، ملتی کمجمعیت چگونه میتواند بر ملتی پرجمعیت تسلط یابد.»
قیام تنگستان و مقاومت مردان استعمارستیز بوشهر را اما باید نقطه عطفی در تاریخِ مبارزات ضد استعماری ملت ایران دانست و به همین علت ۱۲ شهریور سالروز شهادت رئیسعلی دلواری رهبر این مقاومت تاریخی در مقابل انگلیسیها، در تقویم جمهوری اسلامی ایران به نام روز مبارزه با استعمار انگلیس ثبتشده است تا همیشه در خاطر داشته باشیم ایران در مسیر سیاستهای استعماری روباه پیر، سالها غرامتهای سنگین مادی و معنوی پرداخته است.
علیرضا کاظمی
انتهای پیام/
در دوره ای که ایران از ضعف شدید حاکمیت لطمه می خورد، رشد علم در اروپا با سرعت فزاینده ای در جریان بود. این رشد فزاینده از یکسو همراه با عقب ماندگی شدید بسیاری از کشورها از حیث علمی در مقابل کشورهای اروپایی، زمینه خودباختگی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، صنعتی و نظامی را فراهم کرد و کشورهایی نظیر ایران که دچار خودباختگی شدیدی نسبت به کشورهای اروپایی شده بودند، طعم تلخ استعمارهای کهنه، نو و فرانو را در دوره های مختلف حاکمیتی خود چشیدند. البته این زخم، تنها محدود به ایران نبود و کشورهای زیادی در دنیا تحت سلطه اقلیت حاکم دنیا قرار گرفتند و این سلطه، زمینه انحطاط این کشورها را از جنبه های مادی و معنوی فراهم آورد.
,استعمار در ایران اما بیشتر با انگلیس شناخته می شود و سابقه انگلیس در دست درازی به حقوق قطعی ملت ایران بیش از سایر کشورهای مشابه آن است. سیاهه خباثت های انگلیس در حق ملت ایران را می توان به چندین بخش سیاسی، فرهنگی-مذهبی و اقتصادی تقسیم کرد که دارای قدمتی بیش از ۲۰۰ سال است.
,بی شک باید انگلیس را بازیگر اصلی در سیاست داخلی ایران بخصوص در دوره حکومت های قاجار و پهلوی اول دانست که دامنه دخالت هایش در یک بعد محدود نیست و آنچه در تاریخ مشهود است، این کشور در راستای اجرای طرح های مدنظر خود به تغییر ساختار سیاسی حاکم بر کشور دست می زد و سعی بر آن داشت روند حاکمیت کشور را تا حد ممکن به نفع خود تغییر دهد.
,در این بین می توان به منحرف ساختن انقلاب مشروطیت از مسیر اصلی خود توسط انگلیس و اذناب داخلی اش اشاره کرد که سرانجام آن تشتت بین مشروطه خواهان و خارج ساختن رهبری آن از دست روحانیت بود. در بحث تغییر روند حاکمیتی کشور نیز می توان به طرح ریزی و حمایت از کودتای رضاخانی، روی کار آوردن محمدرضا به جای پدرش بر مسند حاکمیت کشور و نقش مستقیم انگلیس در کودتای ۲۸ مرداد اشاره کرد.
,در بعد اقتصادی نیز وضع قراردادهای ننگین اقتصادی نظیر رویترز، تالبوت، لاتاری، دارسی و... حاکمیت اقتصادی ایران بر اموال و منابعش را زیر سؤال میبرد و حقوقی نظیر امتیاز استخراج نفت جنوب، استفاده از معادن، جنگلها، گمرکات و انحصار توتون و تنباکو را به انگلیس واگذار میکرد.
,در بعد فرهنگی و مذهبی اما سیاستهای انگلیس حالت خصمانهتری به خود میگرفت، تشکیل بابیت و بهائیت راهی بود برای انگلیس که با استفاده از آن بتواند در بین شیعیان ایران تشتت ایجاد کند و باورهای مذهبی و اعتقادی را دستخوش تغییر کند.
,مقاومت رئیسعلی دلواری در برابر نفوذ انگلیس به ایران
, مقاومت رئیسعلی دلواری در برابر نفوذ انگلیس به ایران, مقاومت رئیسعلی دلواری در برابر نفوذ انگلیس به ایران,اما خوی استعماری انگلیس در قبال ملت ایران را باید در قریب به یک قرن پیش و در جریان جنگ جهانی اول جستجو کرد که باوجود اعلام بیطرفی ایران، قوای روس از شمال و نیروهای انگلستان از جنوب، ایران را در معرض هجوم قراردادند و کشتیهای جنگی انگلستان در مقابل بوشهر لنگر انداختند و نیروهای اشغالگر بهصورت تدریجی قصد اشغال بوشهر و نواحی ساحلی اطراف را داشتند که با مقاومت دلاور مردان بوشهر به رهبری رئیسعلی دلواری مواجه شدند و سرانجام فردی نفوذی رئیسعلی را به شهادت رساند.
,از جمله جنایتهای انگلیس در این دوره اجرای سیاستهای خصمانهای بود که منجر به یک نسلکشی واقعی در ایران شد. قحطی بزرگی که دراینبین رخ داد، موجب مرگ بسیاری از مردم گردید. رقم کشتهشدگان این قحطی محل مناقشه است اما بنابر یک قول، جمعیت ایران در این دوره به نصف خود رسید، یعنی چیزی قریب به ۱۰ میلیون نفر از مردم در این قحطی جان باختند، فاجعه ای که بشدت مورد غفلت قرار گرفته و در تاریخ ما به ندرت به آن پرداخته شده است.
,استعمار کشورهای ضعیف در گذشته از طریق تسلط بر اراضی آنها صورت میگرفت، اما امروزه در قالبی مدرنتر و زیباتر و نرمتر در قالب تهاجم فرهنگی بروز نموده است. تهاجم فرهنگی با مفهوم استعمارگری نسبت وثیقی دارد تا جایی که حتی عدهای معتقدند ریشه تهاجم فرهنگی در روحیه استعمارگری غرب نهفته است و همان روحیه بعد از دورهای که استعمار نظامی به دلیل هزینههای هنگفت و نیاز به نیروی انسانی زیاد و مقاومت مردم، تقریباً غیرممکن بود، به استعمار فرهنگی جهت رسیدن به اهداف استعمار اقتصادی، نظامی، سیاسی و ... تبدیل شد.
,مستر همفر جاسوس انگلیسی در کشورهای اسلامی در خاطرات خود چنین مینویسد: «دولت بریتانیا در مدتی طولانی به فکر حفظ امپراتوری بزرگش بود. همچنان که اکنون نیز به هنگام طلوع و غروب خورشید در فکرِ حفظ قدرتش است.
,دولت ما به نسبت مستعمرههای بسیاری که در هند، چین، خاورمیانه و... بر آن مسلط بودیم، کوچک بود. درست است که بخشهای زیادی از این کشورها به دست ساکنان آن اداره میشد و ما بر آنها تسلط نداشتیم اما سیاست ما در این کشورها، سیاستی موفق و فعال بود. ما انگلیسیها فقط با ایجاد فتنه، تفرقه و درگیری در تمام مستعمره هامان میتوانیم در رفاه زندگی کنیم. در غیر این صورت، ملتی کمجمعیت چگونه میتواند بر ملتی پرجمعیت تسلط یابد.»
,قیام تنگستان و مقاومت مردان استعمارستیز بوشهر را اما باید نقطه عطفی در تاریخِ مبارزات ضد استعماری ملت ایران دانست و به همین علت ۱۲ شهریور سالروز شهادت رئیسعلی دلواری رهبر این مقاومت تاریخی در مقابل انگلیسیها، در تقویم جمهوری اسلامی ایران به نام روز مبارزه با استعمار انگلیس ثبتشده است تا همیشه در خاطر داشته باشیم ایران در مسیر سیاستهای استعماری روباه پیر، سالها غرامتهای سنگین مادی و معنوی پرداخته است.
,
علیرضا کاظمی
انتهای پیام/
,
,
]