به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مشهدپیام، چه کسی فکرش را میکند در سال ۱۳۹۷ در کلانشهری همچون مشهد درست در میان برج های سر به فلک کشیده و در همسایگی آبادگران روستایی محقر وجود دارد، بطوری که ظاهر نابسامانش ما را به شک می اندازد که آیا در این مکان کسی هم زندگی میکند یا نه؟!
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مشهدپیام,این امر نظر خبرنگار مشهدپیام را به خود جلب میکند و برای پرسوجو وارد روستا میشویم. وقتی از اهالی روستا جویای احوالشان شدیم متوجه شدیم این روستا حتی از ابتداییترین نیازهای انسانی یعنی آب، گاز، بهداشت و… نیز محروماند.
, مشهدپیام ,وارد روستا شدیم، از یکی اهالی درباره روستا سوال کردیم که با اشاره به خانه های مخروب و تانکر آب گفت ظاهر و باطن همین است که می بینید؛ سراغ قدیمیترهای روستا را که میگیریم ما را به خانه ی آقای خزایی راهنمایی میکنند، شغلش گوسفندداری است و به گفته خودش ۵۶ سال است ساکن این روستاست که هیچ امکاناتی جز همین برقی که از سال ۸۰ کشیده شده ندارد، نه آب، نه گاز، نه مسجد و نه هیچ امکانات دیگر! میگوید هر دو هفته سه تانکر آب میآورند و بین خانواده ها تقسیم میکنند که برای شستشو و حمام و آشامیدن از همان آب استفاده میشود.
,,
- مشکل اصلی بلاتکلیفی است!
خزایی میگوید مهمترین مشکل ما این است که تکلیفمان را روشن نمیکنند! برای جلوگیری از ساخت و ساز، از دو طرف برای ما نگهبان گذاشته اند و نمیگذارند حتی یک کیسه گچ برای تعمیر خانه هایمان بیاوریم. اگر بخواهیم سوراخ دیوار خانه هایمان را مرمت کنیم باید به کلانتری جهاد برویم و درخواست کنیم، مأمور کلانتری بیاید تأیید کند و بعد به دادگاه نامه بنویسد تا به ما اجازه آوردن یک کیسه گچ بدهند.
,چند خانه آن طرف تر دو جوان مشغول کارند، آنها هم همین حرف را تایید میکنند و میگویند ما برای سیمان کردن پشت بام همین خانه مجبوریم سیمان را در کیسه برنج بیاوریم یا در ماشین هایمان مخفی کنیم وگرنه اجازه نمیدهند.
,در کوچه های روستا با پیرمرد دیگری به نام مرادی که گوسفندانش را از چرا بر میگرداند هم کلام میشویم، او مقصر را آستان قدس میداند و میگوید از سالها پیش روی زمین ها دست گذاشته؛ خودش میگوید از سال ۴۲ پیگیر این ماجرا هستیم و دنبال سند بوده ایم اما هربار به خاطر نبود مدارک به بعد موکول میشود. وقتی از شغل اهالی روستا جویا شدیم گفت بیشتر برای کارگری به شهر میروند؛ با لبخند میگوید اتفاقا پسر خودم در آستان قدس رضوی مشغول به کار است و چون سقف خانهاش خراب شده و اجازه ساخت و ساز ندارند مجبور شده برای زندگی به شهر برود.
,,
- هیچ کس پاسخگو نیست!
به دنبال کسی میگشتیم که بتواند اطلاعات دقیق تری از این روستا در اختیارمان قرار دهد و چه کسی بهتر از دهیار قبلی روستا؟! اهالی میگویند قبل از آن که اینجا جزئی از شهر بشود، آقای مهرابی که خودش یک معلم بازنشسته است دهیار این روستا بوده. با کمی پرسوجو به خانه آقای مهرابی رسیدیم، بعد از آنکه مطمئن میشود یک رسانه برای شنیدن درد مردم روستا آمده است، سفره دلش را برایمان باز میکند.
,به گفته دهیار اسبق روستای چشمهپونه در گفتوگو با خبرنگار مشهدپیام، این روستا دارای قدمت طولانی است که قبلا جزء شهر بینالود، دهستان طرقبه و بنام آبادی چشمهپونه بوده است؛ در حال حاضر ۲۴۰ خانوار مالک و ۱۰۰ خانوار ساکن دارد. تا سال ۸۵ زیر نظر بخش طرقبه و از سال ۱۳۸۵ طی نامه ای از سوی فرماندار وقت، جزئی از شهر مشهد به حساب میآید و اعلام کردند برای انجام امور اداری خود به ادارات مشهد مراجعه کنید. مهرابی میگوید متاسفانه هیچ یک از ادارات آب، برق و گاز پاسخگوی ما نیستند به طوری که الآن نه گاز داریم، نه آب لوله کشی و نه برق کنتور!
,دهیار اسبق روستای چشمه پونه مدعی است برای گرفتن کنتور برق در سال ۸۵ به شرکت برق منطقه ۵ مراجعه و هزینه کنتورهای برق را پرداخت کردیم و فیش واریز را هم داریم اما این شرکت پاسخگوی ما نبوده و در حال حاضر برق را بهطور مستقیم از تیر برق به منازلمان کشیدهایم.
,وی در ادامه گفت: ما از شرکت برق جویا شدیم که چرا هیچ اقدامی در رابطه با کنتورهای برق روستای چشمهپونه صورت نمیگیرد که گفتند استانداری خراسان رضوی اجازه این کار را نمیدهد؛ از فرمانداری، شورای شهر و بهداشت نامه بردیم تا بلکه به کار ما رسیدگی شود، اما متاسفانه نامههای پارافشده ما به قسمت فنی استانداری ارسال و بیجواب به قسمت شهرسازی برگشت میخورده و بایگانی شده است.
,
- مثل شترمرغ! نه شتر، نه مرغ…
آقای مهرابی در پاسخ به خبرنگار مشهدپیام مبنی بر نحوه رسیدگی به روستا اظهار کرد: چشمه پونه در سیستم اداری شترمرغ به حساب میآید. نه جزء روستاست که امکانات روستایی به آن تعلق گیرد و نه جزء شهر که امکانات شهری داشته باشد. حتی همین برق هم زمانی که زیر مجموعه طرقبه به حساب میآمدیم به روستا رسید. هم اکنون ۱۲ سال است که جزء شهر مشهد محسوب میشویم اما آب مصرفی ما هر ۱۵ روز توسط تانکر تامین میشود و سهیمه آب هر خانواده ۲ هزار لیتر است که این آب صرف شستشو، حمام و آشامیدن میشود. او یادآوری میکند که به دلیل ماندن آب برای مدت طولانی در تانکرها و زنگ زدگی آنها، اکثر اهالی روستا دچار بیماریهای معده و روده شدهاند؛ پزشک به روستا آورده ایم و حتی از بهداشت نامه برده ایم اما پاسخی دریافت نکردیم.
,او نیز از عدم اجازه ورود مصالح به روستا گلایه میکند و با اشاره کف کوچهشان که سنگلاخی و پر از پستی و بلندی است میگوید این کوچه را حتی اگر خودمان بخواهیم شن بیاوریم تا کمی صافش کنیم، نگهبان شرکت توس گستر اجازه نمیدهد و همین باعث شده که خودرو ساکنین صدمه جدی ببیند. به گفته وی به محض اینکه نگهبان توس گستر مشاهده کند که خودرویی قصد رساندن مصالح به روستا دارد، با هماهنگی کلانتری ماشین را میخوابانند و همین امر باعث ترس رانندگان شده و نمیتوانیم مصالح به روستا بیاوریم. این درحالیست که برای این کار مجوز قانونی و حکمی به ما نشان نمیدهند.
,آقای دهیار اسبق که اکنون مسئول پیگیری امور اداری و حقوقی اهالی این قسمت از شهر است میگوید یکی دیگر از دلایلی که میگوییم چشمه پونه شترمرغ است، گشت زنی پلیس ساختمان در این روستاست؛ ما بارها به شهرداری مراجعه کرده ایم که خدمات به ما بدهند اما بی نتیجه مانده است. به آن ها میگوییم اگر ما جزء شهرداری نیستیم پس چرا پلیس ساختمان سرکشی میکند؟ و اگر جزء شهرداری هستیم پس چرا خدمات نمیدهید؟
,
مهرابی به بیتوجهی مسئولین به روستا اشاره میکند و میگوید برای تهیه نفت باید کوپن تهیه کنیم و برای گرفتن کوپن، شرکت نفت از ما کد پستی خواسته بود، وقتی به اداره پست مراجعه کردیم و آدرس را بلوار نماز ۳۵ اعلام کردیم، گفتند این آدرس شما نیست! و کدپستی را بر اساس نشانی سالها پیش یعنی “شهر بینالود، دهستان طرقبه و بنام آبادی چشمه پونه” گرفتیم و این نشان میدهد که حتی همت نکرده اند آدرس را در سیستمشان تغییر دهند.
,وی در خصوص نحوه رفت و آمد و حمل و نقل اهالی چشمه پونه گفت: خدمات حمل و نقل برای اهالی این منطقه در نظر گرفته نشده و فرزندان ما خود را به بزرگراه کلانتری و بلوار نیایش میرسانند تا به مدرسه و سرکار بروند، ایستگاه اتوبوس هم به این نزدیکی نیست اما چون بلوار نماز دوربرگردان دیگری ندارد و اتوبوسها مجبورند برای برگشتن به ایستگاه از دوربرگردان مقابل روستا استفاده کنند، کنار خیابان میایستیم و رانندگان که میبینند ماپیاده ایم به دلخواه خود سوارمان میکنند.
,او با اشاره به کانکس کوچکی که در ورودی روستا قرار دارد میگوید مدرسه روستا همین کانکس است که پنج پایه تحصیلی را در خود جای داده و برای ادامه تحصیل، فرزندانمان باید به مدارس دورتر بروند که سختی رفت و آمد و مشکلات دیگر باعث ترک تحصیل برخی از آنها شده است.
,
,
- چشم طمع به زمین های روستا
دهیار اسبق چشمه پونه در رابطه با نقش آستان قدس رضوی در وضعیت فعلی روستا میگوید: اختلاف ما با آستان قدس بر سر مالکیت بوده است؛ تا قبل از سال ۸۲ که مردم زندگیشان را میکردند و روستایی بودیم، از آن سال به بعد که شرکت آبادگران و توس گستر آمدند و در این منطقه سرمایه گزاری کردند، آستان قدس نیز با آنها مشارکت میکند. امروز آنها نمیگویند این املاک در سند آستان قدس است بلکه میگویند در نقشه آستان قدس قرار دارد و روال قانونی بحث مالکیت با آستان قدس در حال پیگیری است.
,مهرابی میگوید مشکل ما برج سازی ها و ساخت و سازهای حاشیه بلوار نماز و توس گستر است و اگر آنها نبودند ما مشکلی نداشتیم. آنها چشم طمع به زمین های این منطقه دارند! تا جایی که من با یکی از مسئولین درباره اینکه چرا خدمات به این منطقه نمیرسد، صحبت میکردم و او در پاسخ گفت اگر امکانات به چشمه پونه برسد، ارزش افزوده ملک شما بالا میرود و آنها نیز چشم انتظارند تا زمین های مردم را خریداری کنند.
,
,
- یک بار سرکشی و دیگر هیچ…
دهیار اسبق روستای چشمه پونه در پاسخ به این سوال که آیا تا کنون کسی از مسئولین برای سرکشی و رسیدگی به مشکلات به این محل آمده است؟ میگوید: چندسال پیش آقای واحدی معاون عمرانی وقت استانداری خراسان رضوی که با پیگیری و رابطه و درخواست به دفتر ایشان موفق به دیدارشان شدیم، بعد از آنکه حرف های ما را شنید، از وضعیت روستا ابراز بی اطلاعی کرد و بالاخره طی هماهنگی که با مسئولین انجام داد در قالب یک هیئت ۲۱ نفره متشکل از مدیران شهرداری و رئیس ادارات مرتبط برای بازدید به چشمه پونه آمدند و قرار شد به دلیل بحث حقوقی که با آستان قدس رضوی وجود دارد، به صورت موقت امکانات در اختیار ساکنین قرار گیرد. جلسه در اینجا تشکیل شد و رفتند صورتجلسه را کتبی کنند اما هفته بعد مسئولیت ایشان در استانداری عوض شد و هرچه از مسئول جایگزین ایشان پیگیری کردیم به نتیجه نرسیدیم.
,
روستای چشمه پونه که حالا قسمتی از شهر مشهد است، در یکی از خوش آب و هوا ترین نقاط شهر قرار دارد و وقتی از داخل روستا به اطراف مینگریم، مناظر طبیعی ارتفاعات جنوب شهر مشهد را میبینیم که زمانی چشم نوازی میکرد و حالا با برج های بلند و تاورهای بدقواره، این نگرانی را به دل هر بیننده ای میاندازد که عاقبت این سرمایه عظیم طبیعی چه خواهد بود؟! آیا مسئول دلسوزی هست که اوضاع نابسامان این روستا را سامان دهد و وضع ساخت و ساز در این مناطق را مدیریت کند یا فرزندان مشهد در آینده ارتفاعات جنوب شهر را نه به خاطر کوهها و منابع طبیعیاش بلکه به واسطه برج ها و آسمانخراشهایش خواهند شناخت؟!
,انتهای پیام/
]