رضا فتاحی، پژوهشگر ادبی در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ با اشاره به جایگاه مولانا جلالالدین محمد بلخی در فرهنگ و زندگی امروز مردم ایران و مقایسه آن با رویکرد کشورهایی مانند ترکیه عنوان کرد: پیوند مردم ایران با اندیشه مولانا عمیق و حیاتی است، در حالی که رویکرد ترکیه بیشتر بر جنبههای اقتصادی و تجاری متمرکز است.
وی با اشاره به اهمیت مولانا در ادبیات و عرفان جهان، تصریح کرد: به اعتقاد من، مولانا در زندگی مردم ایران نه تنها یک شاعر کلاسیک، بلکه یک عنصر جاری و ساری است. مردم ایران با اندیشهی مولانا و نگاه او به هستی، زندگی خود را متحول کردهاند. در اقلیم فارسیزبان و ایران زمین، مردم مولانا را عمیقاً دوست دارند و با او زندگی میکنند. این علاقه باعث شده که برنامههای مردمی متعددی مانند مثنویخوانی و خواندن غزلیات مولانا به شیوهای برای زیستن آنها تبدیل شود؛ امری که عمدتاً مردمی است و نه صرفاً دولتی.
فتاحی افزود: زادگاه زبان مولانا ایران زمین و کل جهان فارسیزبان است؛ پس شکی نیست که مولانا در اینجا بیش از هر جای دیگری شناخته شده و با او زیسته میشود. در ایران، شاهد انتشار چاپهای متعدد از کتابهای مولانا و برگزاری نشستها و تفسیرهای مختلف از آثار ایشان در نگرشهای ادبی، روانشناسانه، عرفانی و فلسفی هستیم که در هیچ جای جهان مشابه ندارد.
در مقابل، افرادی که در ترکیه زندگی میکنند، بیشتر از ترجمه ترکی اشعار بهرهمند میشوند و ارتباط مستقیمی با زبان اصیل مولانا ندارند؛ بنابراین نمیتوان گفت که آنها مروج مکتوب مولانا به معنای عمیق آن هستند.
وی با اشاره به تفاوت های میان رویکرد فرهنگی ایران و رویکرد تجاری ترکیه به این شاعر بزرگ تصریح کرد: تفاوت بسیار واضح است. ترکیه شاید درک کرده باشد که علاوه بر جنبههای ادبی، هنری، فلسفی و عرفانی مولانا، میتوان از جنبهی تجاری و اقتصادی نیز بهرهبرداری کرد. ترکیه بیشتر از این وجه مولانا بهرهمند است. البته این به معنای نادیده گرفتن اندیشه مولانا در آنجا نیست؛ در سفری که به قونیه داشتم، دیدم که کتابهای متعددی در مورد زندگی، شروح آثار و خود آثار مولانا منتشر شده است.
این پژوهشگر ادبیان در ادامه عنوان کرد: میتوان گفت که ترکها مکتب مولانا را بیشتر از ایران ترویج دادهاند؛ بلکه استفاده اقتصادی از مولانا در آنجا مورد توجه قرار گرفته است. کیفیت ارتباط مردم ایران با مولانا که از جنس زیست روزمره است، در ترکیه وجود ندارد. ترکیه توانسته از وجود مولانا در قونیه و آرامگاه او، بهرهمندی اقتصادی ببرد و جلب توریست داشته باشد. نمایشهایی مرتبط با اشعار و سماع نیز در آنجا مورد توجه است، اما ترویج فکری در اولویت نیست.
وی افزود: استفاده اقتصادی از مولانا به خودی خود موضوع بدی نیست. اگر در ایران هم بتوانیم گردشگری فرهنگی را از راه معرفی بزرگانی مانند حافظ، سعدی، عطار، خیام و سایر نقشآفرینان تاریخ فکر و اندیشه ترویج دهیم، بسیار خوب خواهد بود. ضعف ما شاید در این باشد که این اقدام هدفمند در ابعاد گردشگری فرهنگی به میزان لازم انجام نشده است.
فتاحی در پایان گفت: شهرام ناظری هم در گسترش خواندن اشعار مولانا نقش بسیار مهمی داشته است و نباید با ایشان مقابلهای صورت گیرد. زیرا ناظری با اجرای آثار مولانا، اشعار او را در ذهن مخاطبان فارسیزبان گسترش داده و آنها را معرفی کرده است. ناظری قطعاً از جمله افرادی است که اندیشه مولانا در اقلیم زبان فارسی بر او اثرگذار بوده و در همین راستا فعالیت کرده است.