به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ این سید جوان مشهدی، غروب سوئیچ موتورش را چرخانده و نشسته بود پشت موتور که نان حلال دربیاورد. برای خانواده خودش و ۲ تا دخترخوانده تحت کفالتش.
این پیک موتوری ساده بیخبر از همهجا میخواست پول هدیه تولد دخترش را جور کند که به پست چند تا اغتشاشگر خورد.
به رهبری فحش بده!
از توی جیبهایش مهر و تسبیح پیدا کرده بودند و با سؤال اینکه: تو بسیجی هستی؟!
آب پاکی را ریخته بودند روی دست آقای موسوی که اینجا بوی اعتراض میآید.
وقتی «نه» شنیده بودند پلن بی را اجرایی کردند: «پس بهنظام فحش بده!»
به خیال خودشان توی این مملکت فقط بسیجیها عاشق رهبری بودند اما این آقا سید مشهدی یادشان داد همه مردم ایران، پشت سر رهبریاند.
پیک موتوری، با این غیرت؟
اغتشاشگرها که دیده بودند کاری از پیش نمیبرند بغض و کینهشان را اول سر موتور این مرد خانواده خالی کردند و بعد ریختند روی سرش.
تا گفته بود: «مو آقامو دوس دارم»
آن یکی که کفریتر بود چماقش را کوبیده بود روی فرق این جوان مشهدی تا نشانش بدهد آدمی که از صراط زد بیرون، خباثتش ته ندارد.
تا کمک برسد
سروصورت جوان مشهدی غرق خون بود و موتورش در آتش سوخته بود.
اما خودش گفته بود
«موتور مو که آتیش دادین
خودمم آتیش بزنین من فحش نمیدم.»
مردم رسیده بودند و چند جوان اغتشاشگری که به قول آقا سید سرو شکلشان به از ما بهترون میخورد دررفته بودند.
به جای یک موتور، ۳ تا رسید
اما این مردم، همین مردمی که فشار زندگی روی دوششان است، پول جمع کردند برای پیک موتوری جوان و بهجای یکی، پول سه تا را برایش جمع کردند.
با این مردم و ایمانشان، اسرائیل هم هیچ غلطی نتوانست بکند، این چند تا اغتشاشگر خبیث که دیگر عددی نیستند.
مردم سربلند دورانها...
حالا این جوان مشهدی میخواهد موتورها را بفروشد، دو نفر دیگر راهم موتوردار کند.
این مرد جوان با ۷ سر عائله، از موتورش که تنها دارایی زندگیاش بوده گذشته و حتی حاضر نشده یک فحش بدهد بهنظام و رهبری.
نظیر این جوان و این مردمی که همهشان، روزیخور سفره عشق امیرالمؤمنین و دنبالهرو قاسم سلیمانیاند، هیچ جای دنیا نیست.
ایران و ایرانی
در غیرت ایمانی، لنگه ندارد.
دیر نیست روزی که آتش این اغتشاش بخوابد و افتخار دیگری به تاریخ مقاومت کشورمان اضافه شود.