به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ از انتصاب پرحاشیه در وزارت تعاون تا ماجرای فیش حقوقی ۹۷ میلیونی و لغو کنسرت شجریان، نام نادره رضایی همواره با حاشیه گره خورده است. حالا همان مدیر سابق معاونت هنری وزارت ارشاد که با انتقاد سنگین مجلس برکنار شد، اینبار با نامزدی در انتخابات شورای شهر تهران بازگشته است.
او سابقه حضور در چند حوزه مدیریتی را در کارنامه خود دارد و از اواخر دهه ۹۰، نامش بهصورت جدی در عرصه مدیریت فرهنگی کشور مطرح شد. دوران فعالیت رضایی از ابتدا با نوعی جنجال رسانهای همراه بوده و هر انتصاب او با موجی از انتقادات و پرسشها روبهرو شده است.
انتصاب و حواشی در دولت دوازدهم
در سال ۱۳۹۸، نادره رضایی با حکم وزیر تعاون به مدیریت انتشارات علمی و فرهنگی منصوب شد. این انتصاب بلافاصله با واکنش تند رسانهها مواجه شد. رسانهها علاوه بر تأکید بر فقدان سابقه فرهنگی در کارنامه او، به امضای وی ذیل نامه ۴۶۶ فعال سیاسی خطاب به باراک اوباما اشاره کردند، نامهای با مضمون حمایت از برخی زندانیان سیاسی و درخواست برای لغو تحریمها علیه ایران بود.
در نتیجهی این فشارها، وزیر تعاون از انتصاب رضایی به پست دیگری که برای وی در نظر داشت، صرفنظر کرد. این اتفاق نخستین نشانه از مسیر پرچالش مدیریتی او در ساختار دولت بود.
حضور در دولت چهاردهم و آغاز دور تازه حواشی
با روی کار آمدن دولت چهاردهم، نادره رضایی در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۳ به عنوان معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب شد. این انتصاب نیز با اعتراض و نگرانی گستردهای از سوی رسانههای منتقد دولت مواجه گردید.
نخستین حاشیه، ماجرای لایک کردن ویدئوی کنسرت فرضی پرستو احمدی بود که توسط یک خبرنگار موسیقی منتشر شد و رسانهها آن را نشانه بیتوجهی به ارزشهای فرهنگی دانستند.
وزارت ارشاد در پاسخ، این خبر را تکذیب و تأکید کرد که هیچ تأییدی از جمله لایک یا دنبالکردن از طرف معاون هنری انجام نشده است. با وجود این توضیح، جنجال ها فروکش نکرد و نام رضایی بیش از پیش در مرکز توجه قرار گرفت.
ماجرای فیش حقوقی نجومی خانم معاون و واکنش مجلس
انتشار فیش حقوقی با مبلغ ۹۷ میلیون تومان از سوی یکی از نمایندگان مجلس، موج جدیدی از انتقادات را رقم زد. گرچه وزارت ارشاد توضیح داد این مبلغ ناشی از پرداخت سه ماه معوقه و افزایش سالیانه حقوق بوده، اما در فضای افکار عمومی، این ماجرا به عنوان نشانهای از حقوق نجومی تعبیر شد.
در ادامه، مجلس شورای اسلامی به عملکرد معاونت هنری واکنش نشان داد؛ ابتدا وزیر فرهنگ و ارشاد کارت زرد دریافت کرد و سپس بیش از ۱۷۰ نماینده با امضای نامهای خواستار بازنگری در سیاستهای معاونت هنری شدند.
حاشیههای فرهنگی پیاپی
کنسرت رایگان همایون شجریان در میدان آزادی تیر دیگری بود که به اعتبار معاونت هنری اصابت کرد. لغو این رویداد، که در ابتدا از سوی وزارت ارشاد تأیید شده بود، موجی از اعتراض در میان هنرمندان و مردم به دنبال داشت.
رضایی در پیامی ویدئویی با پذیرش ناکامی این پروژه گفت در این مورد همه باختیم. این اظهار نظر، خود به موجی از حاشیه از سوی منتقدان تبدیل شد.
پس از آن، لغو فستیوال موسیقی کوچه در بوشهر و ماجرای سیاسی مرتبط با فیلم پیرپسر نیز فشارها بر وزارت ارشاد را دوچندان کرد.
دوره کوتاه مدیریت نادره رضایی در معاونت هنری، کمتر به عنوان برههای دارای برنامه و ثبات شناخته میشود. این دوره بیشتر با چند ویژگی برجسته قابل توصیف است، از جمله بی ثباتی تصمیمگیری و مواضع متناقض، بسیاری از تصمیمات حوزه هنری در زمان او مقطعی و واکنشی بودند، فقدان ارتباط مؤثر با بدنه فرهنگی، برخلاف انتظار هنرمندان که امیدوار به گفتوگوی صنفی بودند، معاونت هنری اغلب در موضع سکوت یا واکنش رسانهای باقی ماند.
سیاستگذاری در حلقه بسته و غیرشفاف، انتصابها و تصمیمها بهجای اقناعسازی بدنه تخصصی، در فضای محدود مدیریتی اتخاذ میشدند.
مدیریت رسانهای ضعیف، بهجای کنترل بحران و بازسازی اعتماد، هر واکنش معمولاً به حاشیهای تازه منجر میشد. نتیجه این چرخه، فرسایش سرمایه اجتماعی معاونت هنری و کاهش اعتماد میان جامعه هنری و دولت بود.
دوره کوتاه مدیریت نادره رضایی در مقام معاون امور هنری وزارت ارشاد، بیش از آنکه با برنامه، استراتژی یا دستاوردهای قابل دفاع شناخته شود، با حاشیههای پیدرپی و فرساینده در حافظه فعالان حوزه فرهنگ و هنر باقی مانده است.
در نهایت، حجم نارضایتیها و فشارهایی که از جانب بخشی از هنرمندان، افکار عمومی و بهطور خاص برخی نمایندگان مجلس شکل گرفت، آنقدر جدی شد که وزیر ارشاد، به جای ایستادن پای انتخاب خود و دفاع مستدل از عملکرد معاونش، راه سادهتر را انتخاب کرد. برکناری نادره رضایی.
این برکناری، اگرچه بهظاهر میتوانست یک نقطه پایان بر حواشی تلقی شود، اما در واقع بیش از هرچیز، تأییدی بود بر اینکه دوره مدیریت او نهتنها موفق به کاهش بحرانها نشد، بلکه خود به بخشی از مسئله تبدیل شده بود.
از مدیریت مسئلهساز تا نامزدی شورای شهر؛ بحران مسئولیتی که ناتمام ماند
حالا و پس از گذشت چند ماه از برکناری، نادره رضایی بهجای پاسخگویی دقیق و صریح درباره کارنامه مدیریتیاش، در قامت نامزد انتخابات شورای شهر تهران ظاهر شده است و این خود نشانهای روشن از بحران در ساختار مدیریت عمومی است.
مسئله فقط شخص نادره رضایی نیست، مسئله این است که چگونه فردی که در یک جایگاه حساس فرهنگی نتوانسته اعتماد بدنه تخصصی را جلب کرده و عملاً کنار گذاشته شده، بدون یک دوره شفاف از بازخواست، گزارش عملکرد، و نقد کارنامهاش، حالا مدعی حضور در نهادی میشود که قرار است درباره سرنوشت شهری مانند تهران تصمیمسازی کند.
نامزد شدن او برای شورای شهر تهران، از منظر افکار عمومی، یک پیام خطرناک دارد، اینکه در ساختار موجود، هزینه مدیریت ضعیف، حاشیهساز و ناکارآمد، نه کنار گذاشته شدن از قدرت، بلکه صرفاً جابهجایی از یک صندلی به صندلی دیگر است؛ از معاونت هنری به کرسی شورا.
این فرآیند، بهجای اینکه فرهنگ پاسخگویی قبل از ارتقا را جا بیندازد، عملاً چرخه معیوب چرخش مدیران بدون پاسخگویی را تقویت میکند.
اگر نهاد شورا قرار است نماد مشارکت شهروندان و ظرف حضور چهرههای دارای پشتوانه اجتماعی، کارنامه روشن و توان پاسخگویی عمومی باشد، قرار گرفتن نام چهرههایی که با برکناری و حواشی از مسئولیتهای پیشین خارج شدهاند، نهتنها به ارتقای اعتبار شورا کمکی نمیکند، بلکه اعتماد باقیمانده به این نهاد را هم بیشتر فرسوده میکند.
نادره رضایی، پیش از آنکه بهعنوان یک نامزد در معرض رأی مردم قرار گیرد، باید بهعنوان یک مدیر سابق در معرض پرسشهای جدی و بیتعارف قرار بگیرد، اینکه در دوره معاونت هنری، چه برنامه مکتوب و قابل ارزیابی ارائه شد و چه میزان از آن محقق شد؟ نسبت تصمیمهایش با مطالبات واقعی هنرمندان و نهادهای صنفی چه بود؟ چرا حجم حاشیهها و اعتراضها در مدت کوتاه مدیریت او به نقطهای رسید که برکناریاش به مطالبه سیاسی و رسانهای تبدیل شد؟
تا زمانی که این پرسشها پاسخ شفاف و مستند نگیرند، نامزدی او برای شورای شهر تهران بیش از آنکه نشانه اعتماد به توان مدیریتیاش باشد، نمادی از تداوم یک الگوی غلط در مدیریت شهری و فرهنگی است؛ الگویی که در آن، حاشیهها پاک نمیشوند، فقط از یک حوزه به حوزهای دیگر منتقل میشوند.