به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در سیاست و مدیریت عمومی، یک قاعده ساده وجود دارد که وقتی یک پرونده هنوز روی میز است، پرونده جدیدی باز نمیکنند؛ اما ظاهراً این قاعده درباره برخی چهرهها کارکرد خود را از دست داده است.
علی تاجرنیا، مدیری که نامش ماههاست در کنار واژههایی مانند «استعلام»، «ابهام نظارتی» و «پرسش درباره صلاحیت» مطرح است، حالا بنا بر شنیدهها در فهرست ثبتنامکنندگان انتخابات شورای شهر هم دیده میشود؛ خبری که هنوز تأیید رسمی نشده، اما حتی طرح آن کافی است تا یک پرسش جدی شکل بگیرد که چطور ممکن است فردی که وضعیت نظارتیاش در مسئولیت قبلی شفاف نشده، وارد رقابت برای یک جایگاه عمومی تازه شود؟
پرونده تاجرنیا از دل ساختار مدیریتی باشگاه استقلال به فضای عمومی آمد؛ جایی که نقشآفرینی او در لایههای تصمیمسازی، همزمان با گزارشها و اظهاراتی درباره وضعیت استعلامهای نظارتیاش، توجهها را جلب کرد و با توجه به روایتها، استعلامهای او محل ابهام است و حتی از منفی بودن آن نیز سخن گفته شد.
از طرفی اطلاعرسانی رسمی و روشنی که این ابهام را پایان دهد، در دسترس افکار عمومی قرار نگرفت و در نتیجه مدیری با پروندهای که درباره آن سؤال وجود دارد، همچنان در موقعیت اثرگذار باقی ماند و حلقه ابهام نه بسته شد و نه توضیحی داده شد.
اکنون همان نام، در کنار انتخابات شورای شهر شنیده میشود؛ مسئله این نیست که ثبتنام، بهتنهایی به معنای تأیید صلاحیت است یا اقدامی خلاف قانون محسوب میشود؛ هر فردی میتواند ثبتنام کند؛ اما ثبتنام در انتخابات، در ذهن جامعه بهمعنای اعلام آمادگی برای تصدی یک مسئولیت عمومی است و وقتی درباره صلاحیت فرد در جایگاه مدیریتی قبلی هنوز شفافسازی نشده، این اقدام بیشتر از آنکه عادی تلقی شود، شبیه عبور از یک ایستگاه بازرسی بدون توقف به نظر میرسد.
استعلام نظارتی در ساختار اداری، صرفاً یک تشریفات کاغذی نیست
استعلام نظارتی در ساختار اداری، صرفاً یک تشریفات کاغذی نیست؛ این سازوکار برای پیشگیری از تعارض منافع، سوءمدیریت و آسیب به منابع عمومی طراحی شده است. اگر نتیجه این فرآیند درباره فردی محل بحث باشد، انتظار طبیعی این است که همان مرحله تعیین تکلیف شود؛ اما آنچه اینجا دیده میشود، وارونگی این منطق است که پرونده قبلی باز است، اما مسیر جدید آغاز شده است؛ این دقیقاً همان نقطهای است که افکار عمومی آن را نشانه بینظمی در اولویتبندی نظارتی میبیند.
باشگاه استقلال نیز یک ساختار کوچک محلی نیست که اثر تصمیمات آن محدود بماند؛ این باشگاه با گردش مالی سنگین، تعهدات بینالمللی، قراردادهای چندلایه و میلیونها هوادار، یک نهاد اجتماعی بزرگ است. مدیری که در چنین مجموعهای نقش محوری دارد، در سطحی قرار گرفته که کوچکترین ابهام درباره وضعیت نظارتیاش، ابعادی فراتر از یک پرونده اداری پیدا میکند و حال اگر همان فرد وارد رقابت انتخاباتی شود، شائبه تداخل میان مدیریت اجرایی و کنش سیاسی انتخاباتی نیز به این مجموعه پرسشها افزوده میشود؛ حتی اگر مسیرهای قانونی از هم جدا باشند.
سکوت نهادهای مسئول
نکته تعیینکننده، سکوت نهادهای مسئول است؛ اگر استعلامها مشکلی نداشته، اعلام رسمی آن میتواند این بحثها را پایان دهد اما اگر ایرادی وجود داشته، استمرار نقشآفرینی در موقعیتهای عمومی نیازمند توضیح است و حال وقتی هیچکدام بهصورت شفاف اعلام نمیشود، نتیجه فقط باعث رشد بیاعتمادی و تبدیل ابهام به مسئلهای بزرگتر از خود پرونده می شود.
پرسش افکار عمومی ساده، اما جدی است؛ که چرا تعیین تکلیف، مقدم بر توسعه موقعیتها نیست؟ چرا ابتدا پرونده مدیریتی که ماهها درباره آن بحث بوده، بسته نمیشود و بعد مسیر تازهای آغاز نمیشود؟ این پرسش نه سیاسی است، نه جناحی؛ این پرسش درباره نظم حکمرانی و احترام به فرآیند نظارتی است.
اگر خبر ثبتنام انتخاباتی تاجرنیا صحت داشته باشد، این همزمانی، پیامی واضح به جامعه میدهد که مرز میان «پرونده در حال بررسی» و «آمادگی برای مسئولیت جدید» در حال کمرنگ شدن است و این دقیقاً همان نقطهای است که باید نهادهای نظارتی، مجموعه مالک باشگاه استقلال و مراجع بررسی صلاحیتهای انتخاباتی، با شفافیت وارد شوند و وضعیت را روشن نمایند و تا آن زمان، موضوع فقط یک فرد نیست؛ مسئله این است که در نظام تصمیمسازی، شفافیت مقدم است یا گسترش قدرت؟
بیشتر بخوانید:
چه کسی از “تاجرنیا” حمایت می کند؟/ بی توجهی “شریعتمداری” به استعلام دستگاه نظارتی