به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در پی اعلام تحریم های جدید اتحادیه اروپا علیه نهادهای ایرانی، سازمان تنظیم مقررات رسانه های صوتی و تصویری فراگیر در فضای مجازی (ساترا) نیز هدف این اقدام قرار گرفت.
اتحادیه اروپا این تحریم را به بهانه نقض آزادی بیان از طریق سانسور محتوای سیاسی و فرهنگی از جمله نمایش مصرف الکل، سیگار و بی حجابی، اعلام کرده است.
اتحادیه اروپا تحریم ساترا را نه صرفاً بر اساس وجود قواعد محتوایی، بلکه در چارچوب کلیتر، محدودسازی آزادی بیان و جریان آزاد اطلاعات و در پیوند با پرونده حقوق بشری ایران تعریف کرده است. مصادیق اصلی مطرح شده اتحادیه اروپا عبارتند از سانسور محتوای سیاسی و فرهنگی و به عبارتی ممانعت از نمایش مفاهیمی که مغایر با موازین داخلی و قوانین داخلی تلقی میشوند. همچنین محدودسازی و نظارت بر نمایش مواردی چون مصرف الکل، سیگار و عادی سازی بیحجابی و الگوهای رفتاری مغایر با ساختار خانواده، اتحادیه اروپا این اقدامات را نقض آزادی بیان میداند.
ساترا در بیانیه ای رسمی، این تصمیم را سیاسی و فاقد مبنای حقوقی توصیف کرده و استدلال نموده که نظارت بر محتوا، از جمله در حوزه سلامت عمومی، مصرف الکل، سیگار و حمایت از کودکان، امری رایج در نظامهای تنظیمگری رسانه ای جهان، حتی در اروپا و آمریکا است. در اغلب کشورها، دولت ها حق تنظیم گری محتوایی را برای حفظ سلامت عمومی و امنیت ملی خود محفوظ میدانند.
ساترا همچنین اشاره میکند، اعمال ضوابط فرهنگی و پوشش، بخشی از حق حاکمیت ملی و سیاستگذاری فرهنگی هر کشور است و تحریم نهادی که در این چارچوب عمل میکند، مغایر با عرف بین المللی است.
احمد راستینه، سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس، در واکنش به این رویداد، تحریم ساترا را تلاشی برای احیای جایگاه تضعیف شده اتحادیه اروپا در عرصه جهانی، به ویژه پس از تحولات نظامی و امنیتی منطقه ای، دانست و عنوان کرد: این اقدام تلاشی است تا اروپا خود را در تحولات جهانی مطرح کند، اما سیاست های غیرمنطقی اخیر، شأن سیاسی آنها را تنزل میدهد. تحریم ساترا ادامه جنگ نرم و شناختی علیه انقلاب اسلامی است؛ پس از عدم موفقیت در حوزه های نظامی و اقتصادی، غرب حوزه فرهنگ را هدف قرار داده است.
به گفته سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس، هدف اصلی از تحریم نهادهای تنظیمگر فرهنگی مانند ساترا، جلوگیری از نفوذ مفاهیم ضدملی و ضد هویت ایرانی، اسلامی در تولیدات رسانه ای است. این اقدام در پی تحقق اهداف غرب از طریق جریانسازی رسانه ای و شکل دهی به افکار عمومی به منظور ایجاد شکاف میان حاکمیت و جامعه است.
با اندکی توجه به این رویه نسبت به نهادهای فرهنگی درمی یابیم که رویکرد غرب نه مبتنی بر شفافیت حقوقی، بلکه مبتنی بر اهداف ژئوپلیتیکی و جنگ فرهنگی است. در این شرایط، راهبرد ایران باید مبتنی بر تقویت ظرفیتهای داخلی و عدم تأثیرپذیری از فشارهای سیاسی باشد.
به نظر می رسد، درک این نکته که تحریم دستگاه های انقلابی، عملیاتی طراحی شده علیه ارکان دفاعی، اقتصادی و فرهنگی کشور است و نمیتوان انتظار توجیه حقوقی از طرف غرب داشت و همچنین تمرکز بر توسعه ظرفیت های داخلی، حمایت مالی و معنوی از مراکز فرهنگی و حفظ هویت ملی و اسلامی در تولیدات رسانه ای ما را در دستیابی به اهداف فرهنگی یاری خواهد کرد.
تحریم اتحادیه اروپا علیه ساترا، تأییدی بر این واقعیت است که تنظیمگری رسانهای در ایران، به عنوان خط مقدم دفاع از هویت ملی در برابر هژمونی فرهنگی غرب، به رسمیت شناخته شده و هدف قرار گرفته است. ایران باید این فشار را به مثابه تقویت اراده برای استقلال تنظیمگری و توسعه ابزارهای فرهنگی خود تلقی کند.