فراسوی انتظار؛ چگونه منتظر واقعی در عصر حاضر، مصلح جامعه است؟

به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ موعود‌باوری، به عنوان یکی از قدیمی‌ترین و فراگیرترین باورهای بشری، ریشه در این امید جهان‌شمول دارد که تاریخ به سمت نقطه‌ی کمال خود پیش می‌رود.

این کمال با ظهور یک ناجی الهی، ملقب به   موعود   یا   منجی آخرالزمان ، محقق خواهد شد. این شخصیت موعود، مأموریت دارد تا با برقراری صلح، عدالت مطلق و رهایی انسان‌ها از ستم، جهان را به جایگاه اصلی خود بازگرداند.

 گستره جهانی باور به منجی

باور به یک منجی موعود، منحصر به یک آیین یا قوم خاص نیست، بلکه در بستر فرهنگی و معنوی اقوام مختلف نمود یافته است، اگرچه جزئیات و صفات این منجی متفاوت است.

هندوئیسم، انتظار ظهور   دهمین و آخرین تجلی خداوند ویشنو را دارند که برای نابودی شرارت و آغاز دور جدیدی از زمان (ساتیا یوگا) خواهد آمد.

بودیسم، منتظر ظهور   میتریه، بودای پنجم و نهایی هستند که پس از رحلت بودای کنونی، برای هدایت مجدد بشریت ظهور خواهد کرد.

یهودیت،  در انتظار آمدن ماشی هستند، که از تبار داوود خواهد بود و پادشاهی عادلانه را در اورشلیم برقرار خواهد ساخت.

مسیحیت،  با وجود تفاوت در تفسیرها، انتظار بازگشت   عیسی مسیح را دارند که وعده داده شده بود.

اسلام، ایمان به ظهور  حضرت محمد المهدی (عج)، دوازدهمین امام و آخرین حجت الهی، دارند که جهان را به طور کامل از قسط و عدل پر خواهد کرد.

این اشتراک نشان می‌دهد که نیاز به عدالت و امید به رهایی، یک نیاز بنیادین در ساختار روان‌جمعی بشر است.

در منظومه فکری شیعه،   مهدویت   صرفاً یک انتظار کلامی نیست، بلکه یک  فلسفه عملی  است که بر محوریت   عدالت   بنا شده است.

مبنای مهدویت،  عدالت‌محوری مطلق  است؛ یعنی هر نوع ستم، اعم از ظلم شخصی و تبعیض حکومتی (جور)، در کامل با هدف غایی آن است.

منتظر واقعی؛ الگوی عمل در سایه هیهات من الذله

منتظر واقعی کسی است که با اعمال و گفتار خود، زمینه‌ساز ظهور عدالت جهانی است. این زمینه سازی در دو بال فکری شیعه تبیین می‌شود.

بال سرخ که نماد  مقاومت و عدم تن دادن به ذلت  است. شعار جاودانه   هیهات من الذله   امام حسین (ع) بیانگر آن است که زندگی بدون عزت و زیر بار ستم رفتن، ارزشی ندارد. امام حسین (ع) به دلیل مظلومیت بی‌بدیل تاریخی‌اش، الگوی نهایی ستیز با ظلم است. هر فرد مهدوی باید این روحیه مبارزه را در خود داشته باشد.

بال سبز که به آینده می‌نگرد و هدف اصلی را  تحقق عدالت الهی  می‌داند. این هدف‌مندی ایجاب می‌کند که منتظر فعالانه با هرگونه تبعیض و ظلم مبارزه کند.

دعاهای مهدوی، صرفاً درخواست‌های معنوی نیستند، بلکه  نقشه‌های راه عملی  برای اصلاح جامعه‌اند. تمرکز بر دعای وداع ماه رمضان (کلام   اللَّهُمَّ أَغْنِ کُلَّ فَقِیرٍ...  ). این دعاها افسانه نیستند. اینکه هیچگاه فقیر در تاریخ وجود نداشته پاسخ منفی دارد. بنابراین، این جملات به ما می‌آموزد که  ناراحت شدن از فقر و تلاش برای کاهش آن، وظیفه ماست.

 منتظر باید با توان علمی و تخصصی خود (اقتصاد، تولید، بهداشت، سلامت)، ابزاری برای تحقق غنی شدن فقرا و   سیر شدن گرسنگان باشد.

منتظر واقعی کسی است که در فردیت خود نیز تغییر ایجاد می‌کند. این باور که امام زمان (عج) تنها در مسائل اخلاقی راهنما نیست، بلکه می‌تواند در بن‌بست‌های علمی (ریاضی، فیزیک و...) نیز یاری‌گر باشد، نشان‌دهنده پذیرش ولایت تکوینی ایشان بر تمام امور عالم است.

ظهور یک رخداد منطقه‌ای نیست، بلکه  جهانی است. تحقق کامل آن در گرو این است که جامعه جهانی زمینه‌ساز این امر باشد. وظیفه ما در جمهوری اسلامی،  مدل‌سازی  یک تمدن اسلامی-شیعی عادلانه است تا بتوانیم این اندیشه را به دنیا صادر کنیم.

اگرچه اشتراکات منجی‌گرایی در همه ادیان وجود دارد، اما  بستر اربعین حسینی  به دلیل ماهیت فراملی و فراقَومی خود، بهترین میدان برای معرفی این فرهنگ جهانی عدالت‌خواهی به جهان است.

 کوتاهی ما در تحقق کامل عدالت در جامعه، دلیلی بر تأخیر در ظهور است. مهدویت یعنی تبدیل شدن به نیروی فعال و مجاهد در راه عدالت، هم در حوزه فردی و هم در ساختارهای اجتماعی و جهانی.
 

در طول تاریخ، فرهنگ‌ها و ادیان گوناگون، همواره نویدبخش ظهور یک منجی موعود برای برقراری عدالت و رهایی از ستم وجود داشته است. اما این باور کهن، در اندیشه شیعه، ابعادی عمیق‌تر یافته و به «مهدویت» بدل شده است.