به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در سالهای اخیر، واژههایی مانند بتنهای پیشرفته، مصالح هوشمند، سیمانهای کمکربن، نانوافزودنیها و کامپوزیتهای نوین به ادبیات مهندسی عمران ایران راه پیدا کردهاند. دانشگاهها، پژوهشگاهها و شرکتهای دانشبنیان، دهها نمونه آزمایشگاهی و پایلوت محدود از این فناوریها را توسعه دادهاند. با این حال، وقتی به پروژههای واقعی ساختوساز در مقیاس شهری و ملی نگاه میکنیم، تصویر متفاوت است: بازار همچنان در اختیار مصالح سنتی است و فناوریهای نوین، سهمی ناچیز یا نزدیک به صفر دارند. به اعتقاد دکتر سجاد میرزامحمدی، دکتری تخصصی مهندسی عمران – سازه و تحلیلگر فناوری مصالح: «مسئله اصلی صنعت ساختوساز ایران، کمبود ایده یا دانش فنی نیست؛ مسئله، نبود یک سیستم قابل اعتماد برای عبور فناوری از آزمایشگاه به بازار است.» این گزارش تلاش میکند با نگاهی سیستماتیک، ریشههای این شکست مزمن را بررسی کند.
- تجاریسازی؛ مفهومی که اغلب اشتباه فهمیده میشود.
در فضای عمومی، تجاریسازی اغلب با «ساخت محصول» یا «ثبت شرکت دانشبنیان» اشتباه گرفته میشود؛ در حالی که در ادبیات جهانی فناوری، تجاریسازی یک فرآیند تدریجی، پرریسک و چندلایه است. یکی از شناختهشدهترین چارچوبها برای توصیف این مسیر، مدل Technology Readiness Levels (TRL) است که ابتدا توسط NASA معرفی شد.
بهطور خلاصه:
TRL 1–3: ایده، تحقیق آزمایشگاهی و اثبات مفهوم
TRL 4–6: ساخت نمونه، تست نیمهصنعتی و پایلوت
TRL 7–9: تست میدانی، اخذ تأییدیه، ورود به بازار
در ایران، بسیاری از فناوریهای نوین مصالح در همان محدوده TRL 3 یا TRL 4 متوقف میشوند. نه بهدلیل ضعف علمی، بلکه به این دلیل که از این نقطه به بعد، علم بهتنهایی کافی نیست و پای اقتصاد، مقررات از جمله جواز، بیمه، مسئولیت حقوقی و اعتماد بازار به میان میآید.
- وضعیت موجود در ایران؛ فناوری هست، بازار نیست.
آمارهای رسمی نشان میدهد که در ایران زیرساخت فناورانه برای تولید مصالح نوین وجود دارد، اما زنجیره تجاریسازی بهطور سیستماتیک ضعیف است. بر اساس اظهارات رئیس مرکز سیاستهای راهبردی وزارت راه، مسکن و شهرسازی، از حدود ۷۲۰۰ شرکت دانشبنیان فعال در کشور (تا سال 1401)، تنها ۷۹ شرکت (معادل حدود ۱ درصد) در صنعت ساختمان موفق به دریافت تأییدیههای فنی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی شدهاند. این رقم نشان میدهد که حضور فناوریهای پیشرفته در این صنعت کلیدی، بسیار ناچیز است.
از این ۷۹ شرکت، فقط ۲۴ شرکت (یعنی حدود ۳۰ درصد) در حوزههای مرتبط با مصالح ساختمانی نوین فعالیت میکنند. به عبارت دیگر، از کل شرکتهای دانشبنیان کشور، تنها ۰٫۳ درصد در بخش مصالح پیشرفته ساختمانی متمرکز هستند. این آمار به وضوح گویای یک شکاف ساختاری است: تولید فناوری در لایههای تحقیقاتی و دانشبنیان وجود دارد، اما تبدیل به محصول، بازار و مقیاسپذیری اتفاق نمیافتد.
تحلیل این وضعیت را میتوان در چند محور خلاصه کرد:
1. عدم ارتباط مؤثر بین پژوهش و صنعت: بسیاری از فناوریهای تولید شده در مراکز تحقیقاتی یا شرکتهای دانشبنیان، متناسب با نیازهای واقعی بازار و استانداردهای اجرایی طراحی نشدهاند.
2. نبود سازوکارهای حمایتی پایدار: حمایتهای مالی، بیمهای و حقوقی از فناوریهای نوین اغلب مقطعی، پیچیده و فاقد پایداری لازم است.
3. مقاومت در برابر تغییر در زنجیره تأمین: بازیگران سنتی صنعت ساختمان (تأمینکنندگان مصالح، پیمانکاران، ناظران) به دلیل ریسکپذیری پایین، هزینههای سوئیچینگ و عدم آشنایی با فناوریهای جدید، تمایلی به جایگزینی محصولات نوین ندارند.
4. ضعف در استانداردسازی و مقررات: نبود استانداردهای ملی بهروز و الزامآور برای مصالح نوین، امکان ورود رسمی آنها به پروژههای بزرگ دولتی و خصوصی را محدود میکند.
نتیجه آنکه ایران در «تله فناوری» گرفتار آمده است: توان علمی و فناورانه برای خلق مصالح سبز، مقاومتر و بادوام وجود دارد، اما این توان به دلیل موانع سیستماتیک فوق، به ثروت ملی و مزیت رقابتی تبدیل نمیشود. خروج از این تله، مستلزم بازنگری همزمان در سیاستگذاری، مقررات فنی، نظام اقتصادی ساختوساز و نقش دولت بهعنوان تسهیلگر بازار است.
- دلایل اصلی شکست تجاریسازی مصالح در ایران
محور ۱: ریسکگریزی در صنعت ساختوساز
ساختوساز یکی از محافظهکارترین صنایع دنیاست. در ایران، پیمانکار مسئول مستقیم ریسک است؛ اگر محصول جدید نتیجه ندهد، ضرر مالی و حیثیتی متوجه اوست. بنابراین در غیاب بیمه و تضمین فنی، انتخاب او همیشه مصالح «آزمایش شده» است. «در صنعتی که خطا، هزینهبر و پرتبعات است، نوآوری بدون پشتوانه، محکوم به حذف است.»
محور ۲: ضعف نظام مقررات و استاندارد
وقتی یک فناوری نو وارد شود، باید مسیر تأیید مقرراتی را طی کند، اما در کشور ما این مسیر یا تعریف نشده یا سالها طول میکشد. در اروپا، سازندگان از مسیر European Technical Assessment (ETA) میگذرند که در ظرف چند ماه اعتبار فنی محصول را مشخص میکند. در ایران، آییننامهها در برابر مصالح جدید ساکت هستند، و این سکوت مساوی رد غیررسمی است. نتیجه: هیچ مهندس ناظر یا کارفرمایی جرأت امضای مصالح نوین را ندارد، چون استاندارد مرتبط وجود ندارد یا مبهم است.
محور ۳: اقتصاد معیوب ساختوساز
در ایران، تصمیمگیری عمدتاً بر اساس «قیمت اولیه» انجام میشود نه «هزینه عمر مفید». وقتی مالک بهدنبال کمترین رقم در مترمربع است، مصالح هوشمند، خودترمیمشونده یا کمکربن شانس ورود ندارند. در مقابل، در کشورهایی که هزینه نگهداری مهم است، بازار خودبهخود پذیرای فناوریهای دواممحور میشود. میرزامحمدی در اینباره میگوید: «اقتصاد ناپایدار ساختوساز در ایران، نوآوری را لوکس میبیند نه راه نجات.»
محور ۴: نبود پروژه پایلوت واقعی
در کشورهای پیشرفته، دولت یا نهادهای محلی پروژههای «نمایشی» (Demonstration Projects) ایجاد میکنند تا فناوری نوین مصالح فرصتی برای آزمون واقعی پیدا کند. در ایران، نمایشگاه داریم ولی پروژه پایلوت نداریم. حتی پروژههای عمرانی بزرگ ملی هم معمولاً اجازه آزمودن مصالح نو را نمیدهند. نتیجه: فناوری در ترازوی واقعیت سنجیده نمیشود.
محور ۵: شکاف میان دانشگاه، صنعت و سرمایه
دانشگاه بهدنبال انتشار است، صنعت بهدنبال قیمت پایین، و سرمایهگذار بهدنبال سود سریع. هیچ حلقهای وجود ندارد که این سه را دور یک میز جمع کند. در ادبیات جهانی، این مرحله را «Valley of Death» مینامند، درهای میان پژوهش و بازار که بدون حمایت تجاری از بین میرود. عبور از این شکاف فقط با «سرمایه خطرپذیر تخصصی» و «زیرساخت ارزیابی فنی فناوریها» ممکن است، که در ایران عملاً وجود ندارد.
- آینده صنعت ساختوساز و نقش حیاتی فناوری مصالح
صنعت جهانی ساختوساز در مسیر کربنزدایی، افزایش دوام، کاهش مصرف منابع و تابآوری زیرساختها حرکت میکند. بدون فناوریهای نوین مصالح، تحقق این اهداف غیرممکن است. «آینده ساختوساز بدون نوآوری در مصالح، آیندهای پرهزینه، ناپایدار و عقبمانده خواهد بود.»
- جمعبندی نهایی؛ مسئله کجاست؟
تحلیل نهایی نشان میدهد:
مشکل، نبود فناوری نیست،
مشکل، نبود سیستم تجاریسازی است.
سیستمی که علم، مقررات، اقتصاد و اعتماد را به هم وصل کند. «تا زمانی که مسیر عبور فناوری از آزمایشگاه به کارگاه طراحی نشود، نوآوری در صنعت ساختوساز ایران صرفاً در حد شعار باقی میماند.»