سیدسام بهشتی، منتقد سینما در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ عنوان کرد: فیلم «اردوبهشت» ساخته محمد داوودی، از دل یک رویداد اجتماعی مهم و ملتهب سر برمیآورد؛ حادثهای واقعی که رد و اثرش هنوز در حافظه جمعی، بهویژه از سالهای آغازین دهه هشتاد، باقی مانده است.
وی افزود: فیلمنامه بر پایه واقعیتی تلخ نوشته شده، اما رویکردی مستندنویسانه ندارد و ترجیح میدهد مسیر روایت سینمایی را در پیش گیرد. محور اصلی اثر نه میزان وفاداری به واقعیت، بلکه تلاش برای تبدیل یک تراژدی اجتماعی به داستانی دراماتیک است؛ تلاشی که اگرچه در متن و ایده موفق ظاهر میشود، در مرحله اجرا با لغزشهایی جدی روبهروست.
بهشتی بیان کرد: بزرگترین ضعف «اردوبهشت» در کارگردانی و پرداخت اجرایی آن پیدا میشود. فیلم از ناپختگی در لحن، ریتمی کند، تدوینی نامنظم و اضافهگویی در روایت رنج میبرد و همین عوامل باعث میشوند اثر در انتقال حس به تماشاگر ناتوان بماند. داوودی قصه و بُنمایه روایت را بهخوبی میشناسد، اما در میزانسن، دکوپاژ و استفاده از ابزار سینما برای بیان رنج انسانی ضعف دارد.
وی خاطرنشان کرد: با اینهمه، «اردوبهشت» از منظر بازیگری لحظاتی قابل توجه خلق میکند. در میان بازیگران، ستاره پسیانی درخشانترین حضور را دارد. او بار عاطفی فیلم را بر دوش میکشد و صحنههای کلیدی را از فروپاشی نجات میدهد؛ حضوری که به داستان جان میبخشد.
این منتقد سینما افزود: از منظر بصری نیز طراحی صحنه و فضاسازی شهری، بهویژه در بازآفرینی فضای دهه هشتاد، نقطهقوت فیلم بهشمار میآید. سعید حسنلو در مقام طراح صحنه توانسته فضای آن سالها را با جزئیات دقیق و باورپذیر بازسازی کند.
وی در پایان تصریح کرد: با این حال «اردوبهشت» برای نمایش عمومی هنوز نیاز به بازنگری دارد، بهویژه در تدوین و ریتم. در وضعیت فعلی، توان ارتباط مؤثر با مخاطب را ندارد و ظرفیتهایش زیر اجرای خام پنهان ماندهاند. محمد داوودی در نخستین تجربه بلند سینمایی خود نشان میدهد که قصه را خوب میفهمد، اما هنوز تا تسلط بر زبان سینما فاصله دارد. «اردوبهشت» بیش از هر چیز یادآور تفاوت میان داشتنِ قصه و ساختنِ سینماست.