ترامپ با سیاست ارعاب سیاسی به‌دنبال امتیازگیری از ایران/ جنگ به سود هیچ بازیگری نیست

زهیر اصفهانی کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با خبرنگار شبکه اطلاع‌رسانی راه دانا با اشاره به رویکرد دوگانه دونالد ترامپ در قبال ایران اظهار داشت: اگر به سیره و سابقه زندگی سیاسی و اقتصادی ترامپ دقت کنیم، او به‌عنوان رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا شخصیتی است که بیش و پیش از هر چیز با شاخصه‌های اقتصادی تعریف می‌شود؛ فردی که باید بتواند خبرهای اقتصادی مثبت برای کشورش به همراه داشته باشد. 

وی افزود: ترامپ در معنای کامل کلمه یک تاجر و کاسب است و این ویژگی در هشت سال گذشته زندگی سیاسی او کاملاً آشکار و عیان بوده است. او با همین سیره و روش وارد انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا شد و به‌ویژه در دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش تلاش کرد با زمینه‌چینی در برخی مسائل، گاه با رفتارهای محتاطانه و گاه با رویکردهای کاملاً رادیکال، در عرصه جهانی نقش‌آفرینی کند و خروج از برخی توافقنامه‌ها و تصمیمات ساختارشکنانه از جمله نشانه‌های همین رویکرد بود.

وی ادامه داد: در دوره دوم ریاست‌جمهوری، ترامپ به‌شدت از عنصر تبلیغات و عملیات روانی استفاده می‌کند. در ادبیات اقتصادی گفته می‌شود برای فروش یک کالا، بخش عمده هزینه صرف تبلیغات می‌شود و سهم سرمایه‌گذاری مستقیم بسیار کمتر است و ترامپ نیز دقیقاً بر همین مبنا بر امنیت روانی و مدیریت فضای افکار عمومی کار می‌کند. 

این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به  اصطلاح «به مرگ بگیر تا به تب راضی شود»، تصریح کرد: ترامپ دقیقاً مانند یک معامله‌گر حرفه‌ای در حال ایفای نقش است.برای نمونه، ورود افرادی با سابقه فعالیت در حوزه املاک و تجارت به عرصه سیاست خارجی، نشان‌دهنده نگاه معامله‌محور اوست و این سیاست رفتاری به‌وضوح در سطح جهانی و به‌ویژه در قبال ایران مشاهده می‌شود.

وی با اشاره به اینکه ترامپ به‌شدت به دنبال امتیازگیری است، گفت: او تلاش می‌کند در مذاکرات و منازعات دیپلماتیک میان ایران و ایالات متحده آمریکا حداکثر بهره را از این رویکرد ببرد؛ یک لحظه بر طبل صلح می‌کوبد و لحظه‌ای دیگر از گزینه جنگ سخن می‌گوید و این دوگانگی دقیقاً در راستای همان سیاست معامله‌گری است.

زهیر اصفهانی بیان کرد: در کتاب خاطرات و دیدگاه‌های اقتصادی ترامپ نیز آمده که در هر قرارداد اقتصادی باید با به‌کارگیری واژگان و مواضع متفاوت، طرف مقابل را دچار سردرگمی کرد تا امتیاز بیشتری گرفت و او امروز همان روش را در عرصه سیاست بین‌الملل به کار بسته است. 

وی ادامه داد: حتی در حوزه تعرفه‌های تجاری نیز دیدیم که از همان ابتدای ریاست‌جمهوری، با ایجاد یک جو روانی تلاش کرد بر کشورهایی چون مکزیک، کانادا و حتی اعضای اتحادیه اروپا فشار وارد کند؛ در برخی موارد امتیاز گرفت و در برخی دیگر به نتیجه مطلوب نرسید، اما در مجموع توانست فضای مذاکرات تجاری را تحت تأثیر قرار دهد.

وی در خصوص ایران نیز تأکید کرد: هدف اصلی همین است. ترامپ به‌خوبی می‌داند هرگونه درگیری گسترده در منطقه غرب آسیا، منافع تجاری ایالات متحده آمریکا را به‌شدت دچار آسیب می‌کند؛ به‌ویژه با توجه به سرمایه‌گذاری‌های کلان اخیر که به تریلیون‌ها دلار می‌رسد. بنابراین تلاش دارد با کمترین هزینه به نتیجه برسد. 

این تحلیل گر مسائل بین الملل تصریح کرد: با این حال، بزرگ‌ترین سلاح او ارعاب سیاسی است؛ ایجاد هراس، تهدید لفظی و بازی با افکار عمومی.

وی اظهار داشت: در سفسطه سیاسی که پایانی برای آن متصور نیست، دولت‌های استکباری همواره راه فرار را برای خود باز می‌گذارند. حتی در ماجرای حمله ۱۳ ژوئن نیز مشاهده شد که تا ساعاتی پیش از وقوع آن، ترامپ از روند مثبت مذاکرات سخن می‌گفت و در کنار آن انتقاداتی نیز مطرح می‌کرد. این رفتار دوگانه برای مدیریت افکار عمومی جهان است؛ افکاری که در دو سال گذشته، به‌ویژه در پی اقدامات اسرائیل، نسبت به جنگ و خشونت حساس و منزجر شده‌اند و ترامپ تلاش می‌کند چهره‌ای صلح‌طلب از خود نشان دهد.

زهیر اصفهانی افزود: در عین حال، برخی مقامات آمریکایی نیز اعلام کرده‌اند که ترامپ آماده دیدار با رهبر انقلاب اسلامی است، اما تأکید می‌کنند این دیدار به معنای پذیرش همه خواسته‌های طرف مقابل نیست و این همان منطق معامله است؛ مذاکره برای حل‌وفصل مسائل با کمترین هزینه. 

وی هشدار داد: اگر قرار باشد پیش از رسیدن به توافق، سیاست‌های یک‌جانبه به ایران تحمیل شود، چنین توافقی پایدار نخواهد بود و در آینده تبعات سنگینی خواهد داشت.

وی با اشاره به مواضع ایران گفت: ایران نیز همواره اعلام کرده که درهای دیپلماسی و مذاکره باز است، اگرچه در مقاطعی برخی تصمیمات داخلی موجب محدود شدن مسیرهای دیپلماتیک و تقویت فضای ایران‌هراسی در جهان شد، اما اکنون تهران با رویکردی متقابل و حساب‌شده پاسخ می‌دهد.

وی تصریح کرد: در مجموع، آمریکا تلاش دارد اگر مذاکرات به هر دلیلی به نتیجه نرسید، مسیر حفظ آبروی بین‌المللی خود را باز بگذارد.

وی در خصوص سناریوهای پیش‌رو در صورت شکست مذاکرات بیان کرد: سناریوهای مختلفی قابل تصور است و جنگ می‌تواند به‌صورت محدود و مقطعی رخ دهد؛ همان‌گونه که آمریکا در هفته‌های گذشته تمایل داشت حملاتی محدود برای حفظ حیثیت سیاسی خود انجام دهد، اما با پاسخ صریح ایران مواجه شد که هرگونه تعرض با واکنشی سخت و سنگین روبه‌رو خواهد شد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل در ادامه گفت: با این حال، شرایط منطقه به‌گونه‌ای نیست که هیچ‌یک از بازیگران اصلی نه آمریکا و نه قدرت‌هایی مانند چین، هند و کشورهای اروپایی از وقوع جنگ گسترده استقبال کنند. چنین جنگی نه‌تنها ایران، بلکه منافع ایالات متحده آمریکا را نیز به‌شدت تحت تأثیر قرار خواهد داد و از این رو فضای منطقه در نهایت به سمت یک معامله دوطرفه حرکت خواهد کرد، هرچند ممکن است در این مسیر تنش‌ها و تنازعاتی نیز مشاهده شود.

وی در پایان خاطرنشان کرد: در سال ۲۰۲۶ ممکن است شاهد یکی از پیچش‌های مهم تاریخی باشیم؛ تحولی در تراز رخدادهایی چون پایان جنگ جهانی دوم یا فروپاشی شوروی و منطقه در آستانه یک دگرگونی بزرگ قرار دارد. هر دو طرف می‌دانند که وقوع جنگ وضعیت مطلوبی به همراه نخواهد داشت، هرچند این گزاره نیز مطرح است که گاهی طرفی که خود را بازنده می‌داند ممکن است تصور کند چیزی برای از دست دادن ندارد، اما در مجموع عقلانیت اقتضا می‌کند مسیر جنگ کنار گذاشته شود و باید دید مذاکرات پیش‌رو در ژنو به چه نتیجه‌ای خواهد انجامید.

کارشناس مسایل بین الملل با اشاره به اینکه ترامپ به‌شدت به دنبال امتیازگیری است، گفت: او تلاش می‌کند در مذاکرات و منازعات دیپلماتیک میان ایران و ایالات متحده آمریکا حداکثر بهره را از این رویکرد ببرد.