به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ چهلویکمین دوره جشنواره موسیقی فجر، مهمترین رویداد رسمی موسیقی کشور، با برگزاری آیین اختتامیه به پایان رسید. این دوره برخلاف رویه معمول، بهجای یک بازه زمانی یکماهه، تنها در بازه فشرده ششروزه اجرا شد و حتی مراسم پایانی نیز زودتر از موعد مقرر برگزار گردید. این تغییرات بنیادین در برنامه زمانی، از همان ابتدا نشاندهنده رویکردی متفاوت در مدیریت این رویداد بود که در نهایت، تمرکز اصلی را از کیفیت اجراها به چالشهای نحوه برگزاری معطوف ساخت.
ضعف در برنامه ریزی و اطلاعرسانی روزانه
با وجود میزبانی ۵۰ اجرا در ۸ سالن تهران، شیوه اطلاعرسانی نسبت به سالهای گذشته دچار تحول اساسی شد. در حالی که عرف برگزاری رویدادهای بزرگ، انتشار جدول جامع برنامهها پیش از شروع است، در این دوره، برنامهها تنها به صورت روزانه و در همان روز اعلام میشد.
دبیر جشنواره، آرش امینی، این تصمیم را تحت عنوان صیانت از هنرمندان توجیه کرد. با این حال، پیامد عملی این رویکرد، سلب کامل امکان برنامهریزی از سوی مخاطبان و جامعه رسانهای بود. این ابهام ساختاری، تأثیر مستقیم بر فروش بلیتها و پوشش خبری نظاممند اجراها گذاشت. در تقابل با دیگر جشنوارههای از جمله فیلم و تئاتر که با روال مشخص تبلیغاتی و زمانبندی دقیق پیش رفتند، جشنواره موسیقی فجر در سکوتی کمسابقه و فضایی از گمانهزنی برگزار شد که شایسته جایگاه رسمی خود نبود.
غیبت شفافیت و چالش در تعامل با رسانهها
یکی از برجستهترین نقاط ضعف اجرایی، عدم برگزاری نشست خبری رسمی پیش از شروع جشنواره بود. نشست خبری فرصتی حیاتی برای تشریح سیاستهای کلان، تبیین رویکردهای اجرایی و پاسخگویی به ابهامات پیرامون انتخاب گروهها و ساختار زمانی است. حذف این سازوکار، منجر به خلأ پاسخگویی شد و فضای تفسیر و تحلیلهای غیررسمی را تقویت کرد.
تعامل با اصحاب رسانه نیز با موانعی جدی همراه بود، توزیع کارتهای خبرنگاری در روز آغاز جشنواره، عملاً برنامهریزی حرفهای رسانهها را مختل ساخت.
محدودیت سختگیرانه برای عکاسان، که علیرغم ثبتنام قبلی، کارت ورود دریافت نکردند و تصاویر صرفاً باید از کانال ستاد رسانهای جشنواره دریافت میشد. این امر نه تنها تنوع روایت تصویری را محدود کرد، بلکه پویایی بصری اجراها را که ماهیت ذاتی جشنوارههای صحنهای است، تحتالشعاع قرار داد.
ابهام در فروش بلیت و ظرفیت خالی سالنها
اطلاعرسانی دیرهنگام و نامنظم در خصوص فروش بلیت، به دلیل نبود تبلیغات شهری گسترده، مستقیماً بر میزان استقبال عمومی تأثیر گذاشت. این وضعیت، در شرایطی که انتظار میرفت جشنواره ویترین رسمی موسیقی کشور با استقبال پرشور همراه باشد، موجب شد بخشی از ظرفیت سالنها خالی بماند. این آمار، سؤال جدی درباره اثربخشی شیوه برگزاری اتخاذشده مطرح میسازد.
تنها نکات قابل توجه در محتوای جشنواره، اختصاص تمامی اجراها به هنرمندان داخلیبا تأکید بر موسیقی نواحی و رونمایی از «آروین»، خواننده مبتنی بر هوش مصنوعی در آیین اختتامیه بود؛ هرچند که کمرمقی رسانهای جشنواره باعث شد این دستاورد فناورانه نیز بازتاب گسترده نیابد.
چهلویکمین جشنواره موسیقی فجر، به واسطه سکوت رسانهای، بینظمی اجرایی و محدودیتهای سازمانی، در کمرمقترین شکل ممکن به کار خود پایان داد. این دوره را میتوان از منظر ساختار مدیریتی، متفاوتترین و کمنظمترین دوره در چهار دهه گذشته ارزیابی کرد، زیرا شیوه برگزاری آن، بیش از محتوای هنری، مورد بحث قرار گرفت.
برای تثبیت جایگاه این رویداد در تقویم ملی، اتخاذ راهبردی مبتنی بر شفافیت کامل، برنامهریزی دقیق بلندمدت و برقراری تعامل مؤثر با رسانهها و مخاطبان، امری ضروری به نظر میرسد. اکنون چالش اصلی این است که آیا این تجربه، به عنوان یک زنگ خطر برای بازنگری ساختاری در نظر گرفته خواهد شد یا خیر.