به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ تحولات فرهنگی در میان نسل جوان ایران طی سالهای اخیر به هدفی کلیدی در جنگ شناختی دشمنان انقلاب تبدیل شده است. رسانههای معاند، به جای بازتاب یک گذار طبیعی نسلی، تلاش میکنند هر تغییر در سبک زندگی و هنجارهای اجتماعی جوانان را به «بحران مشروعیت» و «شکاف ساختاری» تبدیل کنند تا هم انسجام اجتماعی را کاهش دهند و هم سرمایه اجتماعی نسل آینده انقلاب را هدف قرار دهند.
واقعیت این است که نسل متولد دهههای هشتاد و نود، نخستین نسل کاملاً دیجیتال ایران است؛ نسلی که با اینترنت، شبکههای اجتماعی و دسترسی بیواسطه به اطلاعات رشد کرده است. این نسل، سبک زندگی، نوع بیان و مطالبهگری متفاوتی دارد؛ اما این تفاوت نه به معنای تقابل با ارزشها و هنجارها، بلکه نمادی از تغییرات طبیعی فرهنگی است که دشمن سعی در تحریف آن دارد.
از سبک زندگی تا عملیات روانی دشمن
پلتفرمهایی مانند Instagram و TikTok به میدان اصلی بروز هویت نسلی تبدیل شدهاند؛ دشمن با شناخت این فضای بیواسطه، تلاش میکند از آن برای مهندسی افکار عمومی و تحریف واقعیت فرهنگی ایران استفاده کند. رسانههایی نظیر BBC Persian و Iran International سالهاست با بزرگنمایی اختلافات نسلی و فرهنگی، تلاش میکنند این تغییرات طبیعی را به تقابل با حکومت و ارزشهای ملی تعبیر کنند. هر موضوعی از پوشش گرفته تا موسیقی و حضور اجتماعی، بهانهای برای القای «بحران اجتماعی» میشود.
جنگ روایتها؛ پروژهای علیه سرمایه اجتماعی جوانان
اینگونه روایتسازی، بخشی از یک پروژه بزرگ دشمن برای کاهش اعتماد نسل جوان به نهادهای حکومتی و ایجاد نارضایتی خاموش است. واقعیت میدانی اما چیز دیگری را نشان میدهد: اکثریت جوانان ایرانی، حتی با نقدها و مطالبات خود، نسبت به هویت ملی و دینی بیتفاوت نیستند.
کارشناسان اجتماعی و فرهنگی معتقدند این پروژه رسانهای دشمن در راستای تضعیف سرمایه اجتماعی انقلاب و ایجاد بحران مشروعیت در جامعه طراحی شده است. هدف این جریان، ایجاد فاصله بین نسل جوان و نهادهای حکومتی، برجستهسازی اختلافات جزئی و تبدیل تحولات طبیعی فرهنگی به بهانهای برای القای بیاعتمادی و نارضایتی عمومی است.
اما حضور پررنگ در مناسبتهای ملی؛ مشارکت در فعالیتهای جهادی؛ اردوهای راهیان نور و فعالیتهای نوآورانه و استارتاپی، همه گویای این است که تصویر ارائهشده از سوی رسانههای معاند، ناقص، گزینشی و جهتدار است. مسئله واقعی، شیوه حکمرانی فرهنگی و زبان گفتوگو با نسل دیجیتال است، نه شکاف ارزشها.
نادیده گرفتن تحولات نسلی خطایی راهبردی است؛ همانطور که تسلیم شدن در برابر عملیات روانی دشمن نیز خطاست. نسل جدید مطالبهگر است؛ او میخواهد شنیده شود، در تصمیمگیریها حضور داشته باشد و اثرگذاری خود را ببیند.
اگر سازوکارهای رسمی زبان ارتباط با این نسل را بهروز نکنند، میدان روایت به معاند واگذار خواهد شد و هر مطالبه فرهنگی به ابزاری در پروژههای رسانهای دشمن تبدیل خواهد شد.
فاصله فرهنگی یا خلأ اقناع؟
یک بخش مهم از آنچه شکاف خوانده میشود، ناشی از خلأ اقناع اجتماعی و فرهنگی است. قانون بدون اقناع و مشارکت، کارآمدی محدودی دارد. تجربه حکمرانی فرهنگی در ایران نشان داده است هرجا گفتوگو و اقناع در اولویت بوده، تنش کاهش یافته و سرمایه اجتماعی تقویت شده است.
نسل دیجیتال با دستور و اجبار قانع نمیشود؛ او استدلال، مشارکت و احترام به انتخاب میخواهد. این به معنای عقبنشینی از ارزشها نیست، بلکه هوشمندسازی روشهای انتقال ارزش است.
در نهایت باید گفت؛ تحولات فرهنگی میان جوانان ایرانی واقعیتی انکارناپذیر است؛ اما تبدیل آن به «بحران ساختاری» بیشتر محصول پروژه رسانهای دشمنان ایران است تا واقعیت کف جامعه.
نسل جوان ایران نه دشمن ارزشهاست و نه ابزار پروژههای بیگانه؛ بلکه سرمایهای راهبردی است که اگر بهدرستی فهم و هدایت شود، میتواند بزرگترین پشتوانه فرهنگی و اجتماعی کشور باشد.