به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ بحران دارو در کشور دیگر یک هشدار پراکنده یا یک گلایه مقطعی نیست؛ به مسئلهای ساختاری تبدیل شده که بیماران خاص را در خط مقدم فشار اقتصادی قرار داده است. در حالی که مسئولان حوزه سلامت از بهبود شاخصهای تأمین و تقویت پوشش بیمهای سخن میگویند، واقعیت میدانی داروخانهها و روایت خانوادهها حکایت از جهش قیمتها، کمبودهای مقطعی و افزایش سهم پرداخت از جیب مردم دارد؛ سهمی که برای برخی بیماران به چند میلیون تومان در ماه رسیده است.
حسین عبدلی عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با اشاره به بحران کمبود و گرانی داروهای حیاتی بیماران خاص، تصریح کرده است که قیمت برخی داروها چند برابر شده و به چند میلیون تومان رسیده است؛ موضوعی که بسیاری از خانوادهها را ناچار کرده بخش عمده درآمد ماهانه خود را صرف تأمین چند قلم داروی ضروری کنند.
به گفته وی، بیماران دیابتی، تالاسمی، سرطانی، پیوندی، قلبی و ریوی در خط مقدم این فشار قرار دارند و هرگونه اختلال در تأمین دارو میتواند روند درمان آنان را مختل کند.
بیماران دیابتی؛ نگرانی از انسولین و اقلام مصرفی
بیماران دیابتی بهویژه آنهایی که به انسولین وابستهاند، نیازمند دریافت منظم دارو و اقلام مصرفی مانند نوار تست قند خون و سرنگ یا قلم انسولین هستند. در ماههای گذشته، گزارشهایی از افزایش قیمت برخی اقلام مصرفی و محدودیت در دسترسی به برندهای خاص انسولین مطرح شده است.
هرچند مسئولان اعلام کردهاند کمبود گستردهای وجود ندارد، اما بیماران میگویند تغییر برند یا دشواری در تهیه اقلام مصرفی، مدیریت بیماری را سختتر کرده است.
برای یک بیمار دیابتی، وقفه در دسترسی به انسولین یا نوار تست، به معنای بازی با سطح قند خون و افزایش خطر عوارض جدی مانند مشکلات کلیوی، چشمی و قلبی است. وقتی هزینه ماهانه اقلام مصرفی به شکل محسوس افزایش مییابد، خانوادهها ناچار میشوند مصرف را مدیریت کنند؛ مدیریتی که گاه به معنای کاهش تعداد تستهای روزانه و افزایش ریسک عوارض است.
تالاسمی و دغدغه داروهای وارداتی
بیماران تالاسمی نیز از جمله گروههایی هستند که به داروهای خاص و گاه وارداتی وابستهاند. داروهای دفع آهن برای این بیماران حیاتی است و هرگونه کمبود یا افزایش قیمت، سلامت آنان را تهدید میکند. در سالهای اخیر بارها موضوع تأمین پایدار این داروها مطرح شده و مسئولان وعدههایی درباره تثبیت بازار دادهاند، اما بیماران همچنان نسبت به پایداری تأمین و هزینهها ابراز نگرانی میکنند.
درمان تالاسمی یک فرآیند مادامالعمر است. بنابراین افزایش حتی چندصد هزار تومانی در هزینه ماهانه دارو، در مقیاس سالانه به رقمی سنگین تبدیل میشود؛ رقمی که برای خانوادههای کمدرآمد میتواند تعیینکننده باشد.
بیماران سرطانی؛ هزینههای پنهان شیمیدرمانی
در حوزه سرطان، مسئله تنها داروی اصلی شیمیدرمانی نیست. بیماران علاوه بر داروهای ضدسرطان، به مجموعهای از داروهای جانبی برای کنترل تهوع، تقویت سیستم ایمنی، پیشگیری از عفونت و مدیریت عوارض خونی نیاز دارند. بخشی از این داروها یا تحت پوشش کامل بیمه نیستند یا با فرانشیز قابل توجه محاسبه میشوند.
به این ترتیب، حتی اگر داروی اصلی با حمایت بیمهای عرضه شود، نسخه نهایی بیمار میتواند به چند میلیون تومان برسد. خانوادهها میگویند در عمل، سهم پرداخت از جیب آنها همچنان بالاست و با ادعای «کاهش هزینهها» فاصله دارد. در چنین شرایطی، تأخیر در تهیه دارو یا حذف برخی اقلام جانبی به دلیل ناتوانی مالی، میتواند کیفیت درمان را کاهش دهد.
بیماران پیوندی؛ خط قرمز داروهای ضد رد
برای بیماران پیوندی، داروهای ضد رد پیوند حکم خط قرمز حیاتی را دارند. مصرف منظم و دقیق این داروها برای جلوگیری از رد عضو پیوندی ضروری است. هرگونه کمبود یا افزایش قیمت شدید میتواند بیماران را در معرض خطر جدی قرار دهد.
این بیماران معمولاً باید تا پایان عمر از داروهای خاص استفاده کنند و هزینه ماهانه آنها در صورت کاهش پوشش بیمهای میتواند به چند میلیون تومان برسد.
کارشناسان حوزه سلامت تأکید دارند که داروهای بیماران پیوندی باید در اولویت مطلق تأمین و حمایت قرار گیرد؛ چراکه هزینه از دست رفتن عضو پیوندی، بهمراتب سنگینتر از تأمین پایدار داروست.
بیماران قلبی و ریوی؛ درمانی که نباید متوقف شود
بیماران قلبی و ریوی نیز با افزایش قیمت برخی داروهای تخصصی مواجهاند. این بیماران اغلب سالمند هستند و درآمد ثابتی دارند. افزایش ناگهانی قیمت یک داروی حیاتی میتواند آنها را ناچار به کاهش دوز یا فاصله انداختن بین مصرفها کند؛ اقدامی که تبعات خطرناک دارد.
درمان بیماریهای قلبی و ریوی معمولاً طولانیمدت و مادامالعمر است. بنابراین سیاستگذاری در این حوزه باید بر اساس «قابلیت پرداخت پایدار» طراحی شود، نه تصمیمهای مقطعی.
شکاف میان آمار رسمی و واقعیت میدانی
یکی از محورهای اصلی انتقادها، شکاف میان آمارهای رسمی و تجربه زیسته بیماران است. در گزارشهای رسمی، از افزایش پوشش بیمهای و کاهش سهم پرداختی مردم سخن گفته میشود؛ اما بیماران میگویند در عمل، هزینه نسخههایشان کاهش محسوسی نداشته و حتی در برخی موارد افزایش یافته است.
این شکاف میتواند ناشی از چند عامل باشد: افزایش قیمت پایه دارو، تغییر در فهرست داروهای تحت پوشش، کاهش سقف تعهدات بیمهای یا انتقال بخشی از هزینهها به اقلام جانبی خارج از پوشش. هرچه هست، نتیجه نهایی برای بیمار یک چیز است: پرداخت بیشتر.
ضرورت پاسخگویی و اقدام فوری
اکنون مطالبه جدی بیماران و فعالان حوزه سلامت، شفافسازی درباره سازوکار قیمتگذاری و پوشش بیمهای داروهای حیاتی است. اگر سیاستی برای حمایت از بیماران خاص وجود دارد، باید در فاکتور نهایی داروخانه قابل مشاهده باشد. اگر منابعی برای جبران افزایش قیمتها تخصیص یافته، باید اثر آن در کاهش پرداخت از جیب مردم دیده شود.
دولت و بیمهها لازم است با انتشار گزارشهای دقیق و قابل راستیآزمایی، وضعیت تأمین و قیمتگذاری داروهای بیماران خاص را تشریح کنند.
همچنین بازنگری در فهرست داروهای تحت پوشش، افزایش سقف تعهدات برای بیماران خاص و نظارت سختگیرانه بر زنجیره توزیع، از جمله اقداماتی است که میتواند بخشی از فشار موجود را کاهش دهد.
سلامت، عرصه آزمون و خطا نیست. برای بیماری که هر روز به داروی خود نیاز دارد، وعدههای کلی کارساز نیست؛ آنچه اهمیت دارد، دسترسی پایدار و قیمت قابلتحمل در زمان مراجعه به داروخانه است. اگر این دو مؤلفه تأمین نشود، هر آمار مثبتی نیز دردی از بیماران خاص دوا نخواهد کرد.