به گزارش خبرنگار شبکه اطلاعرسانی راه دانا؛ دهم اسفند در تاریخ انقلاب اسلامی ایران، نه تنها یک روز تقویمی بلکه نقطه عطفی ماندگار است که در حافظه تاریخی ملت ثبت شد. شهادت رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سید علی خامنهای، خبری بود که ملت ایران و آزادگان جهان را در بهتی عمیق فرو برد؛ خبری که هم اندوه فقدان رهبری فرزانه را به همراه داشت و هم غرور ملی را که مسیر انقلاب اسلامی با خون و شهادت رهبرانش مهر تأیید خورده است.
اما آنچه امروز اهمیت دارد، فقدان یک فرد نیست؛ بلکه بازخوانی یک مسیر و مکتب است؛ مکتبی که با جمله تاریخی «مثلی لا یبایع مثل یزید» خلاصه میشود. این جمله، نه صرفاً شعار مقطعی، بلکه عصاره هفت دهه مجاهدت بیوقفه، مقاومت در برابر ظلم و فساد، و دفاع از استقلال و عزت ملت ایران است؛ راهبردی که مبنای سیاستها و مواضع جمهوری اسلامی تا امروز بوده است.
هفت دهه مجاهدت؛ از زندان تا رهبری
آیتالله سید علی خامنهای، نه کارنامهای اداری و تشریفاتی داشت و نه مسیر زندگی او به سلسله مراتب معمول محدود شد؛ بلکه تاریخ زندگی ایشان خود نمود یک انقلاب زنده است.
از روزهای خفقان رژیم پهلوی، از زندان و تبعید، تا تثبیت انقلاب، عبور از جنگ تحمیلی و مقابله با فتنهها و فشارهای بیسابقه اقتصادی و رسانهای، همواره یک خط مشی مشخص را دنبال کردند: عدم بیعت با سلطه و دفاع از مردم.
شروع مبارزات سیاسی ایشان به سال ۱۳۴۱ بازمیگردد و در قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، به دلیل فعالیتهای سیاسی و مذهبی دو بار زندانی شد. تلاشهای علمی، تبلیغی و ارتباط مستمر با مردم و روحانیون، حساسیت ساواک را برانگیخت و در نیمه دهه ۱۳۵۰، شش بار توسط ساواک بازداشت شد. سختترین دوره زندان و تبعید به ایرانشهر در سال ۱۳۵۶ نیز نتوانست عزم وی را در گسترش نهضت اسلامی و ارتباط با نیروهای انقلابی تضعیف کند.
از تثبیت نظام نوپا تا مسئولیتهای حساس
با اوجگیری انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، آیتالله خامنهای به عضویت شورای انقلاب درآمد و مسئولیت تثبیت ساختارهای اولیه نظام را بر عهده گرفت.
حضور مستمر در جبههها، هماهنگی بین نیروهای مسلح و ستادهای مختلف، نشان از تعهد عمیق ایشان به انسجام ملی و مدیریت بحرانهای حیاتی داشت.
در معاونت وزارت دفاع و نمایندگی امام در شورای عالی دفاع، او توانست با نگاه استراتژیک، انسجام نیروهای نظامی و سیاسی کشور را در شرایط بحرانی حفظ کند.
پس از شهادت شهید رجایی، با رأی مستقیم مردم به ریاست جمهوری رسید و دو دوره تا سال ۱۳۶۸، کشور را در دوران حساس جنگ تحمیلی هدایت کرد. مدیریت دفاعی، اقتصادی و حفظ انسجام ملی، از شاخصهای برجسته دوران ریاست جمهوریة او بود. حتی پس از سوءقصد ۶ تیر ۱۳۶۰، با وجود مجروحیت، به هیچ وجه از مسئولیتها کوتاه نیامد و ثابت کرد که مسیر خدمت و ایستادگی، صرفاً یک وظیفه شخصی نیست بلکه مأموریتی تاریخی است.
رهبری امت اسلامی؛ اصول استقلال و عدم وابستگی
با رحلت امام خمینی در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، آیتالله خامنهای به رهبری جمهوری اسلامی انتخاب شد. محور اصلی سیاستهای ایشان، استقلال سیاسی، عدم وابستگی به قدرتهای خارجی، حمایت از ملتهای مسلمان و مقابله با سلطه قدرتهای بزرگ بود. توسعه توان دفاعی، ظرفیتهای علمی و فناوری و سیاست خارجی مبتنی بر منافع ملی، از دیگر شاچخصههای کلان رهبری ایشان بود. مبارزه با استکبار و حمایت از ملتهای مسلمان، تداوم مسیر مبارزات ضد استعماری و ضد سلطه از دوران پیش از انقلاب تا امروز را نشان میدهد.
امروز بدون نقش تهران، هیچ تحلیل واقعی از معادلات منطقهای غرب آسیا امکانپذیر نیست؛ این اقتدار، محصول همان راهبرد تاریخی «عدم بیعت با یزیدیان زمان» است.
رهبری آیتالله خامنهای، نمونهای بارز از تحقق اندیشهای است که در آن ملت محور اصلی است، نه فرد؛ و ساختار جمهوری اسلامی، متکی به اراده جمعی ملت و خون شهداست، نه قامت یک شخص.
شهادت؛ تحقق آرزویی دیرینه
نزدیکان ایشان نقل میکنند که آیتالله خامنهای همواره میگفت: «حیف است انسان یک عمر در میدان باشد و در بستر از دنیا برود.»
شهادت برای رهبر انقلاب، پایان نبوده، بلکه آرزویی تحققیافته در اوج مسئولیت بوده است. این حقیقت بار دیگر نشان میدهد مسیر مجاهدت و ایستادگی هیچگاه متوقف نمیشود و حتی فقدان رهبر نیز نمیتواند اراده و جریان انقلاب را مختل کند.
با بیش از چند هزار شهید از دفاع مقدس تا شهدای ترور و مدافعان حرم، جمهوری اسلامی بر شانههای ملت استوار مانده است و هر ضربهای که به فرد وارد شود، تاثیری بر کلیت نظام ندارد؛ زیرا ساختار انقلاب بر اساس مکتب و مجاهدت جمعی شکل گرفته، نه بر محور شخصیت واحد.
وحدت ملی؛ خط دفاعی استراتژیک
امروز، اعلام حمایت جریانهای مختلف سیاسی و اجتماعی از رهبر آینده کشور، یک ضرورت ملی است. اختلافنظرها طبیعی است، اما اصل نظام، خط قرمز مشترک همه نیروهای وفادار به انقلاب است. این وحدت، صرفاً شعار نیست؛ بلکه خط دفاعی استراتژیک در برابر دشمنانی است که از هر شکاف برای ضربه زدن به ملت استفاده میکنند.
بیعت دوباره با آرمانهای انقلاب، از استقلال و عدالتخواهی تا مقاومت در برابر استکبار، امروز مهمتر از هر زمان دیگری است.
همانطور که شهید حاج قاسم سلیمانی تصریح کرده بود: «وجوب دفاع از جمهوری اسلامی کمتر از دفاع از حرم امام حسین (ع) و حضرت زینب (س) نیست.» امروز زمان تحقق این نگاه است؛ زمان آن است که ملت ایران با تمام توان، پاسدار این حرم باشند و مسیر انقلاب را با عزت و اقتدار ادامه دهند.
مکتبی که توقف ندارد
راهبرد «مثلی لا یبایع مثل یزید» صرفاً یک جمله تاریخی نیست؛ بلکه مکتبی است که هفت دهه مقاومت، مجاهدت و ایستادگی ملت ایران را در خود دارد. این مکتب، پایه و اساس سیاستهای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی بوده و همچنان ادامه دارد.
هر تصمیم، هر برنامه و هر حرکت در مسیر انقلاب، زیر سایه همین اصول شکل میگیرد: استقلال، عدالت، مقاومت و عدم تبعیت از قدرتهای سلطهگر.
شهادت حضرت آیتالله خامنهای، آغاز مرحلهای جدید در تاریخ انقلاب است؛ مرحلهای که آزمون بلوغ ساختاری نظام و وفاداری مردم را رقم میزند. امروز، بیش از هر زمان دیگری، جمهوری اسلامی نیازمند وحدت، هوشیاری و روایت درست از مسیر انقلاب است تا دشمنان ناکام بمانند و خون شهدا پاسداری شود.
انقلاب متکی بر ملت، نه فرد
تجربه هفت دهه مجاهدت نشان داد که جمهوری اسلامی، نه وابسته به یک شخص بلکه متکی بر اراده ملت، روحانیت انقلابی و خون شهداست. مسیر انقلاب، مکتب مقاومت و ایستادگی است که هیچگاه متوقف نخواهد شد. در این مسیر، هر فردی میتواند نقشآفرین باشد، اما استمرار و تداوم آن نیازمند همگرایی ملی، هوشیاری و وفاداری به اصول انقلاب است.
«مثلی لا یبایع مثل یزید» تنها یک شعار نیست؛ چشمانداز یک مکتب است که هفت دهه مقاومت، عزت و استقلال ملت ایران را تضمین کرده و خواهد کرد.