جمهوری اسلامی در آزمون فقدان رهبری؛ نظامی که بحران را به استمرار بدل کرد

به گزارش خبرنگار سیاسی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ ساعات اولیه بامداد روز یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴، هنگامی که خبر شهادت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پی حمله ترکیبی رژیم صهیونیستی و آمریکا مانند صاعقه بر سر جامعه فرود آمد، در اتاق‌های فکر و مراکز عملیات روانی دشمن، زنگ‌های شادی به صدا درآمد. سناریوها از قبل نوشته شده بود: «خلأ قدرت»، «شکاف در نخبگان»، «آشوب خیابانی»، «جنگ جانشینی» و نهایتاً «فروپاشی از درون»؛ اما امروز با گذشت بیش از یک هفته، نه فقط «فترت» که «فتوت» ملت ایران به رخ جهانیان کشیده شد و سازوکار حقوقی-مردمی نظام در سخت‌ترین آزمون تاریخی خود، سربلند بیرون آمد.

در ساعت‌های اولیه پس از این رویداد تلخ، نظام اسلامی مسیر «شفافیت توأم با آرامش» را انتخاب کرد. اطلاعیه‌های رسمی با فاصله زمانی کوتاه، بدون ایجاد التهاب و با تأکید بر تداوم راه، منتشر شدند. 

محمد مخبر، مشاور و دستیار رهبری شهید انقلاب، در گفت‌وگویی تلویزیونی اعلام کرد مطابق اصل ۱۱۱ قانون اساسی، رئیس‌جمهور، رئیس قوه قضائیه و یک عضو فقیه شورای نگهبان مسئولیت وضعیت انتقال را برعهده می‌گیرند و روند تشکیل شورا در حال انجام است؛ این سرعت در اطلاع‌رسانی، «خلأ روایی» را پر کرد و مانع از مسلط شدن روایت‌های دشمن بر فضای مجازی و حقیقی شد. 

محسن دهنوی، سخنگوی مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز با انتشار پیامی، تشکیل شورای موقت رهبری را تا تعیین رهبر جدید اعلام کرد و بر اساس اعلام رسمی، آیت‌الله علیرضا اعرافی به عنوان عضو فقیه شورای نگهبان در این شورا برگزیده شد؛ این اعلام سریع و روشن، نشان داد نظام برای سخت‌ترین موقعیت‌ها طراحی حقوقی و عقلایی دارد و «تداوم رهبری» در جمهوری اسلامی امری شخصی نیست.

اما فراتر از سطح رسمی، واکنش مردم قابل توجه بود؛ واکنشی صادقانه، غریزی و متکی بر پیوندی عمیق میان مردم و رهبری. 

از ساعات نخست، خیابان‌ها مملو از مردمی شد که بی‌فراخوان و بی‌دستور، شمع به دست گرفتند و بغضشان را فریاد زدند؛ همان‌گونه که از بغداد تا بیروت و از کراچی تا دهلی، توده‌های آزادی‌خواه و عدالت‌طلب نیز در همدردی با ملت ایران، پرچم‌های تسلیت برافراشتند. این همدلی فرامرزی، چهره تازه‌ای از دیپلماسی ماتم را رقم زد؛ مفهومی که نشان داد نام ایران در میان ملت‌های مسلمان، با کرامت و استقلال پیوند خورده است، نه با مرزهای جغرافیایی.

در سوی دیگر، دشمنان انقلاب که با اتکاء به محافل رسانه‌ای و اتاق‌های عملیات روانی، روی سناریوی «خلأ قدرت» حساب باز کرده بودند، بار دیگر دچار خطای محاسباتی شدند. آنان پایداری ساختاری نظام و بلوغ سیاسی مردم را نادیده گرفتند و گمان بردند با فقدان رهبر، نظام از هم خواهد گسست. حال آنکه این نظام، بر نظریه‌ای استوار است که پاسخ روشن به چنین بزنگاه‌هایی دارد نظریه‌ای برگرفته از متن فقه شیعی و عقلانیت دینی: ولایت فقیه.

بر اساس این نظریه، حاکمیت در نظام اسلامی نه صرفاً یک امر سیاسی، بلکه امتداد هدایت الهی در قالب سازوکار عقلانی انتخاب فقیه جامع‌الشرایط است. از دیدگاه امام خمینی(ره)، ولایت فقیه ضامن استمرار عدالت اجتماعی و هویت دینی جامعه است؛ به همین دلیل، قانون اساسی نیز انتخاب رهبر را بر پایه صفات سه‌گانه «فقاهت، تدبیر و ارتباط مردمی» استوار کرده است.

براین اساس رهبر آینده انقلاب اسلامی باید در سه بُعد فقاهت و بصیرت دینی، مدیریت و درک راهبردی از تحولات جهانی و شناخت اجتماعی و جایگاه مردمی توأمان برجسته باشد.

در همین سه محور است که عظمت مسیر پیش‌رو معنا پیدا می‌کند. جمهوری اسلامی ایران، در سخت‌ترین لحظه تاریخی خود، نشان داد بر پایه ساختاری زنده و پویا بنا شده است ساختاری که پیوند میان ایمان، مردم و عقلانیت دینی را زنده نگاه می‌دارد.

دشمنان، از «خلأ قدرت» سخن گفتند، در حالی‌که واقعیت صحنه نشان داد خلأ در فهم نظریه ولایت فقیه است، نه در ساختار جمهوری اسلامی. عبور آرام، منسجم و همراه با بلوغ از این مقطع، نه یک اتفاق مقطعی، بلکه نشانه‌ای از «بلوغ تمدنی انقلاب اسلامی» است؛ بلوغی که ریشه در پیوند میان هدایت الهی و اراده مردمی دارد همان پیوندی که بار دیگر جهان را به تأمل در معنای واقعی استقلال و ایمان اسلامی واداشت.

در حالی که رسانه‌های معاند سناریوی «خلأ قدرت» و «فروپاشی درونی» را از پیش طراحی کرده بودند، جمهوری اسلامی ایران با واکنشی آرام، دقیق و قانون‌مدار نشان داد که تداوم رهبری در این کشور نه بر افراد، که بر ساختار حقوقی و سرمایه اجتماعی ملت استوار است.