گودرزی، استاد دانشگاه و کارشناس اقتصادی در یادداشتی به دانا نوشت: تقریبا در تمام جنگ ها،کشورهای درگیر، با کاهش درآمد و افزایش هزینه ها مواجه می شوند و چاپ پول در سطح گسترده مواجه هستند. سرمایه های زیادی تبدیل به هزینه می شوند و پس از جنگ هم رکود افزایش پیدا میکند و هم تورم افزایشی می شود.
در این حالت مدیریت نداشته ها بسیار دشوار می شود و خلق همه چیز از هیچ چیز، شبیه یک معجزه است که نیازمند بکار گیری جسور ترین و با دانش ترین مدیران با حداکثر اختیارات است.
این در حالی است که متأسفانه چالشی ترین بخش اقتصاد ما، حتی قبل از جنگ هم، «مدیران سیاسی» بود که نه تجربه دارند و نه تخصص . تمام آورده مدیران سیاسی و سفارشی ، چند روز حضور در ستادهای انتخاباتی کاندیداها است. حال آنکه بر اساس یک نظر سنجی مافیای ترین بخش کشور جریانی است که مدیران را انتخاب می کند. و انتخاب مدیران حاصل شبکه سازی های گسترده است .
اکنون و قبل از شروع جنگ های اخیر ، بحران اصلی اقتصاد ایران ، علاوه بر مدیریت، «بحران ارزش افزوده صفر» و بحران « بازدهی منفی » بود که در این دو جنگ ، تشدید شدند. بخش بزرگی از سرمایه های کشور در بازارهایی سرمایه گذاری شده است که هیچ ارزش افزوده ای ندارند . این بازارها شامل بازار ارز و رمز ارز ، سپرده های بانکی ، طلا و فلزات گرانبها ، طرح های نیمه تمام و تا حدودی مسکن است .
مدیریت سرمایه ها در کشور در حالت بحرانی قرار دارد . ما سرمایه کم نداریم ، اما آنها را به بدترین شکل ممکن مدیریت می کنیم. یک حیف و میل ملی تمام عیار در سطح کلان داریم .
تنها در یک نمونه ما ۶۵۰۰۰ طرح نیمه تمام داریم که به گفته رییس جمهور محترم برای تکمیل آنها به ۵ میلیون میلیارد تومان سرمایه نیاز داریم . اگر متوسط پیشرفت این طرح ها را ۵۰ درصد در نظر بگیریم ، ما ۵ میلیون میلیارد تومان سرمایه را در طرح های نیمه تمام حیف و میل کرده ایم. این حجم عظیم سرمایه اکنون هیچ بازدهی ندارند و تکمیل بسیاری از آنها دیگر صرفه اقتصادی هم ندارد.
رکود - تورمی پدیده ای است که نه با سیاستهای انقباضی قابل حل است و نه با سیاستهای انبساطی. سیاستهای انقباضی رکود را بیشتر می کند و سیاستهای انبساطی تورم را . تنها راه چاره خروج از این بحران افزایش سرمایه گذاری است. راه دومی وجود ندارد . این در حالی است که بازدهی کمتر از تورم و سودهای بدون ریسک نامتعارف، سرمایهگذاری داخلی را تحریک کرده و سرمایه گذاری های خارجی هم با تحریم های بین المللی تحریم شده اند.
ما با جذابیت بیش از حد و ویرانگر بازارهای غیر مولد مواجه هستیم . ما حتی در یک بلاهت آشکار، در بیماریهای اقتصادی مثل تورم هم سرمایه گذاری کلان انجام می دهیم و هنوز فهم درستی از تورم نداریم و فکر می کنیم تورم همان سود است .
هنوز در بازار سرمایه ایران با وجود تورم ۶۰ درصدی تجدید ارزیابی یک الزام نیست و بازدهی سرمایه گذاران در قریب به اتفاق سهم ها ، کمتر از تورم و منفی است و هر سال بخش زیادی از سرمایه مردم در بورس ذوب می شود.
تا زمانی که بانکهای ما سود محور هستند ، نه کارمزد محور، اقتصاد ایران اقتصادی نمی شود . ۲۳ درصد سود قطعی از سود و زیان کسب کارها ، تمام فعالیت های اقتصادی را غیر اقتصادی می کند. برای جذاب شدن سرمایه گذاری، ما حداقل به ۱۵ درصد صرف ریسک نیاز داریم و باید بازدهی سرمایهگذاری ها مجموعا ۳۸ درصد باشد و بدبختانه بازدهی ۳۸ درصدی اولا محقق نمی شود و ثانیا نسبت به تورم ۶۰ درصدی ۱۲ درصد بازدهی منفی به همراه دارد .
تورم بعضاً خود ساخته و ناشی از فقر سواد اقتصادی، باعث شده است هر ساله فعالین اقتصادی مجبور باشند به اندازه نرخ تورم از سود خالص خود را صرف بروز رسانی کسب کارهای خود کنند. هزینه جبران تورم بسیار سنگین است و بسیاری از واحدهای تولیدی قادر به پرداخت آن نیستند.
سرمایه داران ایرانی که باید اولین سد محکم در برابر تورم تحمیلی دولتها باشند، مثل بسیاری از کشورهای پیشرفته ، با دولت برای افزایش تورم تبانی می کنند و سودی را که دولت مشمول مالیات کرده است را، صرف هزینه تورم می کنند. دولت از هزینه، مالیات می گیرد!
باورش کمی دشوار است، اما حدود ۴۰ درصد سرمایه های کشور در بخش مسکن سرمایهگذاری شده است و بعلت جذابیت کاذب و قیمت گذاری های خودسرانه و بی قاعده، با تمام نقدینگی کشور تنها می توان ۳۷ درصد خانه های تهران و ۹ درصد خانه های کشور را خریداری کرد . این در حالی است که با نقدینگی کشورهایی مثل آمریکا و ژاپن میتوان حدود ۴۰ درصد خانه های این کشورها را خریداری کرد .
ملک و مسکن در ایران یک هولوکاست واقعی است که نباید هیچ کس به قانونمند کردن آن ورود پیدا کند. هنوز در اقتصاد ما بازدهی زمینهای بایر از بازار سرمایه بیشتر است و ما در یک بلاهت آشکار، انتظار رشد و توسعه از این اقتصاد معیوب داریم .
خبرنگار: روح الله گودرزی