به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛
رضا انصاری عضو شورای علمی گروه مطالعات انقلاب اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در یادداشتی به شرح زیر نوشت:
آن چیزی که امروز شاهد آن هستیم گرفتار شدن دشمن در یک «بنبست استراتژیک بدون نقشه خروج» است. آمریکا یک برنامه 4 روزه برای جنگ داشت و انتظار داشت که پس از 4 روز وارد فاز فروکشی شود. اکنون وارد هفته سوم جنگ شدیم و عملا دشمن استراتژی جنگ و استراتژی خروج ندارد. بنابراین جنگ از کنترل سیاسی آمریکا خارج شد. نتیجه اینکه شاهد فرسایشی شدن جنگ هستیم و ماشین جنگ به کار خود ادامه میدهد و پایانی برای جنگ متصور نیست.
چیزی که آشکار است این است که تغییر نظام هدف اولیه آمریکا بود و اکنون بدون هیچ تردیدی این هدف از دستور کار خارج شده است. چون نظام 8 روز بدون رهبر هم به کار خود ادامه داد و بنابراین تغییر نظام منتفی است.
تخمین اسراییل این بود که ایران حداکثر 2000 موشک آفندی دارد و پس از اتمام این موشکها با یک ایران بیدفاع مواجه خواهیم بود. اما در عمل ایران بخش مهمی از توان تهاجم خود را حفظ کرده و به جنگ ادامه میدهد.
از طرف دیگر اراده حاکمیت برای ادامه جنگ مشهود است و این برای آمریکا هزینهزا است.
یک تصور اشتباه دشمن این بود که ایران سیاست مماشات را حداقل در برخی بخشها در پیش خواهد گرفت. در حالیکه ایران میداند سیاست مماشات شکستخورده است. به همین دلیل سیاست مماشات در پیش گرفته نشد و به هر تهاجمی، پاسخ داده شد. در بحبوحه جنگ، ایران برای مدیریت تنش، از همسایگان عرب خود عذرخواهی کرد. این عذرخواهی بلافاصله توسط رییسجمهور آمریکا به عنوان یک پیروزی تلقی شد و در این مورد توییت زد. وقتی این سطح از سوءاستفاده وجود دارد، ایران هرگز مماشات نمیکند.
جنگ ایران و آمریکا-اسراییل، جنگ نامتقارن است. در جنگ نامتقارن قدرت آتش تعیینکننده نتیجه جنگ نیست. بلکه تحمیل هزینه به طرف مقابل تعیینکننده نتیجه جنگ است. ایران تلاش میکند که پیروزی را برای طرف مقابل آنقدر پرهزینه کند که دشمن، ادامه جنگ را پرهزینه و بیفایده بداند. گسترش افقی جنگ یکی از این ابزارهاست. جنگ منطقهای به معنای گسترش افقی جنگ است.
در دو هفته گذشته آمریکا و اسراییل تلاش کردند که با افزودن بر حجم آتش، اراده حاکمیت را تحت تأثیر قرار دهند. این نشاندهنده فقدان استراتژی آنها است. در روزهای آینده شاهد افزایش حجم آتش دشمن هستیم و بمباران کور و پرحجم انجام میشود. اما این افزایش آتش، برای دشمن پیروزی تولید نمیکند و مانع از گسترش افقی جنگ نمیشود.
در مقابل، ایران هدف مشخصی دارد و برای جلوگیری از شکست راهبردی میجنگد. باید به معنای پیروزی و شکست در این جنگ توجه داشت: برای ایران، نباختن به معنای پیروزی است در حالیکه برای آمریکا این معادله معکوس است و نبُردن، به معنای شکست است.
به علاوه ایران میخواهد به یک بازدارندگی پایدار برسد. بنابراین حتی ترسی از هدف قرار گرفتن زیرساختهای خود ندارد و میداند اگر آتشبس را اکنون و بدون دستیابی به بازدارندگی بپذیرد در حمله بعد، زیرساختهای خود را از دست میدهد.
نکته دیگر اینکه دشمن، یک نوع خوشبینی به نیروی هوایی داشت. در حالیکه براندازی با نیروی زمینی ممکن است. برای اشغال ایران نیازمند حداقل 600 هزار نیروی پیاده است و سازماندهی و تدارک این تعداد، حداقل یک سال زمان میبرد. تنها گزینه عملیاتهای محدود نظامی است مانند تصرف جزایر ایران. در حال حاضر با توجه به اینکه پایگاه سالمی در نزدیکی ایران وجود ندارد و همچنین ناوها نیز غیرعملیاتی شدهاند امکان اجرای این عملیاتها نیست.
با زخمی شدن یک طرف، جنگ پایان نمیپذیرد. زمانی جنگ به پایان نزدیک میشود که یکی از این شرایط محقق گردد:
- تصور دو طرف از آینده یکسان شود. مثلا آمریکا تصور ایران از آینده که براندازی ممکن نیست را بپذیرد؛
- یک تضمین بیرونی معتبر ارائه شود؛
- شوک بزرگ رخ دهد. آمریکا و رژیم صهیونیستی امیدوار بودند با به شهادت رساندن رهبر انقلاب اسلامی این شوک بزرگ رخ دهد. در حالیکه این شهادت، باعث فروپاشی نظام سیاسی ایران نشد؛
- تغییر موازنه قوا رخ دهد.
تا زمانی که این اتفاقها نیفتد نمیتوان جنگ را به پایان نزدیک دانست.
با توجه به نکتهای که در بالا گفته شد، به وضعیت بازیگران در این جنگ بپردازیم:
- کشورهای خلیج فارس نگران هستند و میدانند که هنوز چیزهای زیادی برای از دست دادن دارند. بنابراین تلاش میکنند تنش را مهار کنند و اجازه گسترش آن را ندهند.
- آمریکا که تمام امکانهای پیروزی را از دست داده، ناچار چشم به داخل ایران دوخته و میخواهد که با یک شورش خیابانی از داخل ایران، معادله را تغییر دهد. همچنین به دنبال این است که توانایی ایران در مورد بستن تنگه هرمز به پایان برسد.
- ایران آگاهانه به دنبال تغییر موازنه قواست. استراتژی ایران بازدارندگی بلندمدت است و اینکه برای زندگی بلندمدت، باید جنگید.
در پیام اول امام مجتبی خامنهای این موارد و اهداف راهبردی مورد تأکید قرار گرفته:
- بستن تنگه هرمز
- حفظ گستردگی جنگ
- لزوم پشیمان کردن متجاوز.
در روزهای آینده احتمال افزایش حجم آتش وجود دارد، اما این باعث تغییر وضعیت به سود دشمن نخواهد شد.