به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ حسین اصغری ثانی، کارشناس روابط بینالملل در یادداشتی نوشت:
«دومین جنگ تحمیلی آمریکایی-صهیونی علیه ایران که به جنگ رمضان معروف شد، اگرچه هزینههایی از جمله شهادت رهبر انقلاب و بسیاری از دیگر هموطنانمان از جمله بیش از ۱۷۰ کودک مینابی را برای ما در پی داشت، اما ایران در این جنگ توانست به دستاوردهای خوبی نیز برسد که از جمله آنها میتوان به ۱۰ مورد اشاره کرد:
۱- از ابتدای انقلاب، صهیونیستها کوشیدهاند تا با امنیتیسازی ایران، سیاست خارجی آمریکا را در راستای اهداف خودشان به کار گیرند. ریاستجمهوری ترامپ، بخصوص در دور دوم، این فرصت را برای رژیم صهیونیستی ایجاد کرد تا جنگ ۱۲ روزه و سپس جنگ اخیر را به کشور تحمیل کنند؛ اگر چه اهداف ظاهری این جنگ کمک به مردم ایران و رفع تهدید ایران بود، اما هدف اصلی متفقین آمریکایی-صهیونی-عربی، تبدیل ایران به یک زمین سوخته، فروپاشی ساختار نظام سیاسی و در نهایت تجزیه ایران بود. اولین دستاورد راهبردی ایران، حفظ ساختار نظام سیاسی، امنیتی و نظامی کشور با وجود ترور رهبری سیاسی و فرماندهان ارشد نظامی بود.
۲- بر اساس برآورد نهادهای امنیتی متفقین آمریکایی-صهیونی، ترور رهبری سیاسی و فرماندهان نظامی، فرصت لازم برای اعتراضات گسترده خیابانی مردم را فراهم میکرد. اما در عمل نهتنها این اتفاق نیفتاد بلکه مردم به نفع ایران و در مخالفت با جنگ در خیابانها حاضر شدند.
۳- برآورد متفقین، یک جنگ کوتاه با ضربات مؤثر و تمامکننده بود. اما اکنون نهتنها بیش از ۳۰ روز از جنگ گذشته، بلکه جنگ به کل منطقه گسترش پیدا کرده و همین باعث افزایش هزینههای این جنگ تحمیلی برای متفقین شده است.
۴- قبل از جنگ، نفت ایران تحریم بود و تنگه هرمز باز. اما بعد از جنگ، نفت ایران از تحریم خارج و تنگه هرمز بسته شد. این چهارمین دستاورد بزرگ این جنگ است.
۵- با بسته شدن تنگه هرمز و مدیریت موثر ایران بر این تنگه راهبردی، ایران یک رژیم حقوقی جدید برای آن تعریف کرد. مذاکرات کشورهای متعدد با ایران نشاندهنده به رسمیت شناخته شدن این رژیم حقوقی جدید است.
۶- در چند دهه گذشته، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در ظاهر اعلام دوستی میکردند و در باطن با میزبانی پایگاههای آمریکا از جنگ متفقین آمریکایی-صهیونی با ایران استقبال میکردند و حتی پیشنهاد پرداخت هزینههای جنگ را هم میدادند. آنها به جنگی که میخواستند، رسیدند اما هرگز تصور نمیکردند که این چنین هدف موشکهای ایران قرار گیرند. این جنگ حیثیت اعراب را به باد داد و به آنها نشان داد که نمیتوانند برای تامین امنیتشان، روی کمک آمریکا حساب کنند.
۷- تا قبل از جنگ، اعراب برای نام جعلی «خلیج عربی» خیلی هزینه کردند. اما جنگ و مدیریت ایران بر تنگه هرمز نشان داد که نام واقعی و تاریخی آن «خلیج فارس» بوده و خواهد بود.
۸- قبل از جنگ، امارات و اتحادیه عرب، در تمام اجلاس خود با نادیدهگرفتن مالکیت تاریخی ایران بر جزایر سهگانه، ادعای مضحک امارات مبنی بر مالکیت بر جزایر ایرانی را تایید میکردند. به نظر میرسد جنگ تحمیلی اخیر مهر پایانی بود بر تمام این ادعاهای پوچ ارضی.
۹- دستاورد نهم، آشکار شدن دروغ سیاست «اول آمریکا» بود. محور کمپین انتخاباتی ترامپ، سیاست «اول آمریکا» و دوری از هرگونه جنگ بود. اما این جنگ نشان داد که اهداف و منافع «اسرائیل» بر منافع «آمریکاییها» اولویت دارد؛ همین تأثیرگذاری باعث اعتراضات گسترده داخلی در آمریکا شد.
۱۰- آشکار شدن افول هژمونی آمریکا دستاورد دهم این جنگ بود. تا قبل از این جنگ، برخی از مهمترین نظریهپردازان سیاست بینالملل نسبت به ظهور قدرتهای جدید و افول قدرت آمریکا هشدار داده بودند. اما این جنگ، اثبات درستی این فرضیه بود. کشوری که بیش از چهار دهه تحت شدیدترین تحریمها بوده، صرفا با اتکا بر توان داخلی توانسته تا همین جا در برابر متفقین آمریکایی-صهیونی و متحدین اروپایی و عربیاش بایستد. جنگی که قرار بود چهار روز طول بکشد اکنون بیش از ۳۰ روز از آن میگذرد و قدرت تهاجمی ایران نهتنها کمتر نشده بلکه دقیقتر و مخربتر شده است.»