معمای قدرت اقتصادی ایران؛ چرا بمباران‌ها نتوانست تاب‌آوری تاریخی را بشکند؟

درحالی که رسانه‌های غربی از «توفیق تاکتیکی» حملات هوایی آمریکا و اسرائیل علیه ایران سخن می‌گویند، تصویر میدانی روایت دیگری را نشان می‌دهد. پیمان صالحی، کارشناس ارشد اقتصاد سیاسی بین‌الملل، در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی راه‌دانا به تحلیل عمیق‌ترین لایه‌های این رویارویی می‌پردازد و استدلال می‌کند: ایران هرگز برای جنگ متقارن ساخته نشده است. قدرت واقعی آن نه در سلاح‌های پیشرفته، بلکه در جغرافیا، راهبرد نامتقارن و مهم‌تر از همه، «تاب‌آوری تمدنی» نهفته است؛ چیزی که معادلات قدرت را در خاورمیانه برای همیشه تغییر خواهد داد.

پیمان صالحی در ابتدای این گفت‌وگو با اشاره به ساختار امنیتی ایران، بر تمایز بنیادین میان «قدرت نظامی متعارف» و «قدرت راهبردی» تأکید کرد.

وی گفت: «ایران هرگز برای جنگ متقارن با آمریکا و اسرائیل ساخته نشده است. قدرت ایران در جای دیگری است؛ در جغرافیا، در تاب‌آوری، در راهبرد نامتقارن و در توان تحمیل هزینه‌های بلندمدت. تنگه هرمز این را به‌خوبی نشان داد؛ حتی یک اختلال محدود هم می‌تواند بازارهای جهانی و انرژی را دچار شوک کند.»

این تحلیل با گزارش‌های بین‌المللی همخوانی دارد. به گفته‌ی مارک دوبویتز، مدیرعامل بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها (FDD)، «ریسک محوری در جنگ کنونی، "ریسک مدت‌دار بودن" آن است؛ هرچه فشارها بدون راه‌حل روشن ادامه یابد، انحراف بازارها و سیاستگذاران بیشتر می‌شود. حتی یک حمله موفق به یک نفتکش می‌تواند نرخ بیمه و قیمت نفت را جهش دهد» . تحلیلگران افچ نیز بر این باورند که ایران نیازی به «بستن کامل» تنگه هرمز ندارد؛ «تنها کافی است آن را نامطمئن، مورد مناقشه و خطرناک کند» .

 فروپاشی روایت؛ وقتی مدرسه‌ای در میناب هدف قرار می‌گیرد

صالحی در بخش دیگری از این گفت‌وگو به تحولی اشاره کرد که فراتر از محاسبات نظامی است: تغییر در روایت جنگ.

وی افزود: «اما فراتر از راهبرد، یک لایه عمیق‌تر وجود دارد. وقتی مدرسه‌ای در میناب هدف قرار گرفت و کودکان کشته شدند، روایت "جنگ برای آزادی" برای بسیاری از ایرانیان فرو ریخت. وقتی رهبر کشور به همراه اعضای خانواده‌اش شهید شد، جامعه فرو نپاشید. شوک ایجاد شد، اما همزمان نوعی همبستگی شکل گرفت.»

این مشاهده با تحلیل‌های مؤسسه بروکینگز همسو است. سوزان مالونی، معاون مؤسسه بروکینگز، تصریح می‌کند: «علیرغم تلفات سنگین در رأس هرم قدرت (از جمله شهادت رهبر معظم انقلاب و دیگر فرماندهان ارشد)، نظام اسلامی در حال فروپاشی نیست و هیچ نشانه‌ای از فرار یا انشقاق در میان رهبری باقی‌مانده مشاهده نمی‌شود» . تحلیلگران شبکه الجزیره نیز بر «تاب‌آوری ایرانی» تأکید دارند و می‌گویند ازدست‌دادن چهره‌های برجسته به فروپاشی پیش‌بینی‌شده یا هرج‌ومرج داخلی که دشمنان انتظار داشتند منجر نشده است؛ به‌جای اعتراضات علیه حاکمیت، مشارکت توده‌ای برای دفاع از حاکمیت ملی در برابر تهدیدات خارجی مشاهده شده است .

 هویت، حافظه و عزت؛ سه‌گانه‌ای که فرو نمی‌پاشد

صالحی با اشاره به علل عمیق‌تر این همبستگی گفت: «در شهرهای مختلف مردم به خیابان آمدند. نه به این دلیل که در همه چیز هم‌نظرند، بلکه چون چیزی عمیق‌تر میان آنها مشترک است: هویت، حافظه و حس عزت. اگر ایران بدون فروپاشی از این جنگ عبور کند، این فقط یک نتیجه نظامی نیست؛ این یک بیانیه از تاب‌آوری است. این فقط یک جنگ نیست؛ این آزمونی است برای فهم اینکه قدرت چگونه با یک تمدن مواجه می‌شود که به‌سادگی تسلیم نمی‌شود.»

شواهد میدانی از این ادعا حمایت می‌کند. گزارش‌های آنادولو از دانشگاه کمبریج نشان می‌دهد که با وجود حملات به تأسیسات انرژی، صنعتی و صادراتی، «حتی بازگشایی احتمالی تنگه هرمز نیز ممکن است به دلیل کاهش ظرفیت تولید و ادامه عدم قطعیت، نتواند قیمت‌ها را به میزان کافی کاهش دهد» .

 منطق اقتصادی جنگ؛ بازاری که سیاستمداران را پشت سر گذاشت

صالحی در ادامه به تحلیل جدیدترین لایه این رویارویی پرداخت: تبدیل شدن اقتصاد جهانی به میدان نبرد.

وی گفت: «این جنگ دیگر صرفاً در اختیار سیاستمداران نیست؛ بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی نقش تعیین‌کننده دارند. حتی حمله اتمی یعنی تشدید بحران، بی‌ثباتی شدید و ضربه مستقیم به اقتصاد جهانی – چیزی که خود غرب هم توان تحملش را ندارد.»

آخرین سناریوهای افچ (Fitch Ratings) نشان می‌دهد که در «سناریوی نامطلوب»، قیمت نفت می‌تواند به میانگین ۱۲۸ دلار در هر بشکه در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ برسد و بازارهای سهام جهانی حدود ۱۰ درصد سقوط کنند . بحران فراتر از نفت نیز رفته است. بر اساس گزارش چاتام هاوس، حملات به زیرساخت‌های صنعتی در ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (از جمله میدان گازی پارس جنوبی و پالایشگاه راس تنوره عربستان)، تولید جهانی آلومینیوم، هلیوم و کودهای شیمیایی را مختل کرده است . روزنامه چوسون ایلبو کره‌جنوبی نیز هشدار می‌دهد که قطع مسیر هرمز، یک‌سوم تجارت جهانی اوره را تهدید می‌کند و امنیت غذایی را هدف قرار داده است .

 امنیت تنگه هرمز؛ مسئله «چگونه باز است»، نه «آیا باز است»

صالحی در پایان به مهم‌ترین نکته این تحلیل اشاره کرد و آن بازتعریف مفهوم «امنیت» در عرصه بین‌المللی است.

وی تأکید کرد: «مهم‌تر از همه: مسئله تنگه هرمز "باز بودن" نیست، "امنیت" آن است. حتی در سناریوهای افراطی هم، امنیت این مسیر را تضمین نمی‌کند.»

تحلیل‌های راهبردی مؤسسه چتم هاوس نشان می‌دهد که استراتژی «دفاع پیش‌دستانه» ایران که طی چهار دهه برای دور نگه‌داشتن جنگ از مرزهای خود طراحی شده بود، اکنون به «بومرنگ استراتژیک» تبدیل شده است. ایران با وجود تلفات سنگین، هنوز توانایی پرتاب منظم پهپادها و موشک‌ها نه تنها به سمت اسرائیل، بلکه به پایگاه‌های آمریکایی در سراسر خلیج‌فارس و زیرساخت‌های حیاتی کشورهای عرب حاشیه خلیج را دارد .

به گزارش راه دانا؛ تحلیل پیمان صالحی از لایه‌های پنهان جنگ کنونی، تصویری متفاوت از آنچه در گزارش‌های سطحی رسانه‌های غربی منعکس می‌شود، ارائه می‌دهد. درحالی که حملات نظامی تاکتیکی ممکن است اهداف کوتاه‌مدتی را محقق کرده باشند، اهداف استراتژیک دشمن – شامل فروپاشی نظام، تغییر رژیم یا تسلیم بدون قید و شرط – محقق نشده است .

تغییر در روایت عمومی، همبستگی اجتماعی مبتنی بر هویت تاریخی، و مهم‌تر از همه، تبدیل شدن اقتصاد جهانی به «گروگان» استراتژی نامتقارن ایران در تنگه هرمز، عواملی هستند که معادلات قدرت را بازتعریف می‌کنند. جهان دیگر با یک بازیگر معمولی منطقه‌ای روبرو نیست؛ او با تمدنی مواجه است که معادله «هزینه در برابر تسلیم» را برای همیشه تغییر داده است. راه‌دانا تحولات این عرصه را به صورت مستمر پوشش خواهد داد.

 

یک کارشناس اقتصاد بین الملل توضیح داد: ایران هرگز برای جنگ متقارن ساخته نشده است. قدرت واقعی آن نه در سلاح‌های پیشرفته، بلکه در جغرافیا، راهبرد نامتقارن و مهم‌تر از همه، «تاب‌آوری تمدنی» نهفته است؛ چیزی که معادلات قدرت را در خاورمیانه برای همیشه تغییر خواهد داد.