ایران در جنگ زیرساخت ها پیروز میدان است

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ شورای آتلانتیک نوشت: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، می‌خواهد جنگ با ایران برای ایالات متحده به یک «پیروزی» ختم شود. این امر ممکن است اگر ایران تنگه هرمز را باز کند، حمایت خود از شبه‌نظامیان نیابتی را پایان دهد و محدودیت‌هایی را در زمینه موشک‌ها و پهپادها بپذیرد.

با این حال، ترامپ در 30 مارس گفت که اگر در این مسائل توافقی حاصل نشود، ایالات متحده «اقامت دوست‌داشتنی خود را در ایران با منفجر کردن و به کلی نابود کردن تمام نیروگاه‌های برق، چاه‌های نفت و جزیره خارگ (و احتمالاً همه آب‌شیرین‌کن‌ها) به پایان خواهد رساند.» دو روز بعد، در یک سخنرانی ملی در ساعت پربیننده، ترامپ گفت: «اگر توافقی صورت نگیرد، ما با شدت تمام و احتمالاً به طور همزمان به تک تک نیروگاه‌های برق آنها حمله خواهیم کرد.»

اما حمله به زیرساخت‌های ایران یک استراتژی پیروزمندانه برای ایالات متحده محسوب نمی‌شود. تهران یقیناً با حمله به زیرساخت‌های انرژی و آب آشامیدنی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تلافی خواهد کرد – که پیامدهایی بالقوه فاجعه‌بار خواهد داشت. افزون بر این، با توجه به طرز فکر رهبران ایران، حملات زیرساختی بعید است ایران را به برداشتن محاصره تنگه هرمز وادار کند.

به دلایل تاریخی، فرهنگی و استراتژیک، رژیم ایران در انجام عملیات‌های نظامی از رویکرد تلافی جویانه متناظر استفاده می‌کند. چند مثال نشان‌دهنده رویکرد ایران است:

- در ژوئن 2010، بدافزار «استاکس نت» نشان داد که چگونه سیستم‌های کنترل صنعتی می‌توانند به سانتریفیوژهای غنی‌سازی اورانیوم ایران آسیب بزنند. در سال 2013، ایران یک حمله سایبری به سیستم‌های کنترل صنعتی یک سد در نیویورک، انجام داد.
- در ژوئیه 2012، ایالات متحده تحریم‌هایی را علیه بانک‌های ایران وضع کرد. دو ماه بعد، ایران حملات محروم‌سازی از سرویس (DDoS) را تشدید کرد که هدف اصلی آنها بانک‌های آمریکایی بودند.
- در اوت 2012، حمله غافلگیرانه «شمعون» ایران، 35 هزار هارد دیسک را در شرکت نفت دولتی سعودی آرامکو پاک کرد. آن زمان از این حمله به عنوان «بزرگترین هک تاریخ» یاد می‌شد. آنچه کمتر به آن توجه شد، این افشاگری بود که در آوریل 2012، بدافزار «پاک‌کن» داده‌های کامپیوترهای وزارت نفت و شرکت ملی نفت ایران را پاک کرده بود. برنامه‌نویسان ایرانی دو ماه طول کشیدند تا بفهمند چه اتفاقی افتاده و دو ماه دیگر تا بتوانند پاسخ متقارن خود را اجرا کنند.
- وقتی ترامپ در سال 2018 کارزار «فشار حداکثری» خود را برای محدود کردن صادرات نفت ایران آغاز کرد، ایران آن را «جنگ اقتصادی» نامید و سعی کرد توانایی متحدان آمریکا را برای صادرات نفت کاهش دهد. ابتدا با حملات مه و ژوئن 2019 به نفتکش‌ها و یک خط لوله سعودی، و سپس با حمله سپتامبر 2019 به پایانه  نفتی که صادرات نفت عربستان را موقتاً نصف کرد.
- پس از اینکه ترامپ در ژانویه 2020 دستور حمله پهپادی را صادر کرد که منجر به کشته شدن قاسم سلیمانی، ژنرال ایرانی، شد، ایران به پایگاه‌های آمریکا در عراق موشک شلیک کرد و سپس سعی کرد ترامپ و سایر مقامات آمریکایی را ترور کند.
- پس از حملات هوایی آمریکا در جریان جنگ دوازده‌روزه ژوئن 2025، ایران تلافی کرد و ادعا کرد که «به همان تعداد موشکی استفاده کرده که آمریکا برای حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران بمب استفاده کرده است.»

این الگو در جنگ کنونی نیز ادامه داشته است:

- در 18 مارس، اسرائیل به تأسیسات فرآوری گاز پارس جنوبی حمله کرد. بعداً همان روز، ایران به تأسیسات فرآوری گاز راس لفان قطر ضربه زد. قطر هیچ نقشی در حمله اسرائیل نداشت، اما تأسیساتی که ایران زد، گاز طبیعی همان میدان عظیم را فرآوری می‌کند.
- هنگامی که ایالات متحده در 2 آوریل به یک پل در ایران حمله کرد، خبرگزاری های ایرانی فهرستی از پل‌های کشورهای عربی و اسرائیل را منتشر کردند که ایران می‌تواند به آنها حمله کند.

این گزارش با تصریح بر این که حمله به صادرات نفت، نیروگاه‌ها و تأسیسات آب ایران یک استراتژی پیروزمندانه نخواهد بود افزود: از نظر نظامی، چنین حملاتی تقریباً یقیناً موفق خواهند بود. تصرف جزیره خارگ یا خارج کردن تولید آن از مدار، اثرات فوری خواهد داشت. تهران با کمبود آب مواجه است و از کار انداختن برق و آب، میلیون‌ها نفر را در داخل آواره می‌کند. بسیاری احتمالاً به سمت ترکیه خواهند رفت و بحران پناهجویان ایجاد می‌شود.

ایران همچنین تلافی خواهد کرد و شدت حملات خود را افزایش خواهد داد. همه موشک‌ها و پهپادهای ایران سرنگون نخواهند شد. زیرساخت‌های حیاتی انرژی و آب در خلیج فارس هدف قرار خواهند گرفت. در حالی که کشورهای حاشیه خلیج برای چنین فاجعه‌ای آماده شده‌اند و تعمیرات بلافاصله آغاز می‌شود، آسیب گسترده در سراسر منطقه می‌تواند به این معنا باشد که گزینه‌های پشتیبان در دسترس نباشند. یک حمله مستقیم ایران به تأسیسات صادرات نفت و گاز عربستان می‌تواند میلیون‌ها بشکه تولید را برای ماه‌ها از مدار خارج کند. یک رکود جهانی می‌تواند به دنبال آن بیاید.

ایران می‌تواند آسیب گسترده به زیرساخت‌ها را بدون تغییر استراتژی خود تحمل کند. اگر ایران بتواند تنبیه آمریکا را تحمل کند، در حالی که در همان زمان به منطقه آسیبی به همان اندازه قابل توجه وارد کند و تنگه هرمز را به چاقویی بر گلوی کشورهای حاشیه خلیج و اقتصاد جهانی تبدیل کند، آنگاه ایران می‌تواند پیروز میدان شود. این باعث می‌شود ترامپ بازنده به نظر برسد – که خود یکی از اهداف ایران است.

اگر حمله به تأسیسات انرژی و آب‌شیرین‌کن‌ها یک استراتژی پیروزمندانه برای آمریکا نیست، ایالات متحده باید به گزینه‌های دیگر نگاه کند. 

ایران پیروز جنگ زیرساخت ها خواهد بود و با تحمل حمله به زیرساخت ها می تواند ضربات سنگینی به منطقه بزند.