به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در حالی که جهان نظارهگر مذاکرات آتشبس در اسلامآباد بود، جنگی دیگر در پشت صحنه در جریان است؛ جنگی که نه با موشک و پهپاد، که با ارزهای ملی و رمزارزها رقم میخورد. طرح راهبردی ایران برای دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز به ریال و ارزهای غیردلاری، نه یک اقدام مالی ساده، بلکه اعلام پایان هژمونی دلار در قلب خلیج فارس است. در این گزارش، پیمان صالحی، کارشناس اقتصاد بینالملل، ابعاد این انقلاب ارزی را واکاوی میکند و نشان میدهد چگونه «پتروریال» میتواند جایگزین «پترودلار» شود و نظم نوین انرژی را رقم بزند.
جنگ اخیر میان ایران و ایالات متحده، برخلاف تحلیلهای اولیه که آن را یک اختلال موقتی میدانستند، به یک نقطه عطف ساختاری برای کل منطقه تبدیل شده است.
پیمان صالحی، کارشناس اقتصاد بینالملل، در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی شبکه اطلاع رسانی راهدانا با اشاره به این تحول بنیادین میگوید: «اگرچه یک آتشبس کوتاهمدت اعلام شده، اما واقعیتهای میدانی نشان میدهد آنچه در پیش داریم نه بازگشت به شرایط گذشته، بلکه شکلگیری یک تعادل جدید و شکننده است که بر پایه تنش و عدم قطعیت بنا شده است. منطقه وارد مرحلهای شده که بیثباتی دیگر یک استثنا نیست، بلکه بخشی از واقعیت دائمی آن است.»
صالحی با اشاره به تغییرات اعمالشده در ساختار اقتصادی و راهبردی خلیج فارس توضیح میدهد: «از افزایش هزینههای جنگ و فشار بر بازارهای جهانی انرژی گرفته تا بالا رفتن ریسک در تنگه هرمز، مسیرهای کشتیرانی، بیمه و جریان انرژی همگی خود را با این سطح جدید از ریسک تطبیق دادهاند. ایران با تقویت موقعیت خود در تنگه هرمز، از این گذرگاه نه فقط به عنوان یک ابزار امنیتی، بلکه به عنوان یک اهرم اقتصادی بلندمدت استفاده میکند؛ ابزاری که میتواند معادلات تجارت جهانی و حتی برخی از ارکان نظام مالی بینالمللی را تحت تأثیر قرار دهد.»
دریافت عوارض تنگه هرمز به ریال
در تاریخ ۳۱ مارس ۲۰۲۶، کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی پیشنویس طرح «مدیریت و توسعه پایدار تنگه هرمز» را تصویب کرد. بر اساس این طرح، کلیه کشتیهایی که قصد عبور از آبهای سرزمینی ایران در محدوده تنگه هرمز را دارند، موظف به پرداخت عوارض عبور هستند. نکته کلیدی، تعیین «ریال ایران» به عنوان واحد پایه پرداخت این عوارض است.
مهدی صفری، معاون سابق وزیر امور خارجه، در این باره اعلام کرده است: «هنگامی فرا رسیده که عوارض ترانزیت تنگه هرمز باید بر اساس ریال تعیین شود. هر نهادی که مایل به ترانزیت از تنگه هرمز است، میتواند ریال تهیه کرده و عوارض را به ریال پرداخت کند. این اقدام هم به بینالمللیسازی ریال کمک میکند و هم وابستگی به ارزهای دیگر را کاهش میدهد.»
بر اساس برآوردهای اولیه، مبلغ پایه عوارض حدود ۱ دلار به ازای هر بشکه نفت (معادل ۱ تا ۲ میلیون دلار برای هر نفتکش بزرگ) در نظر گرفته شده است. با عبور روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز در شرایط عادی، درآمد سالانه ایران از این محل میتواند به بیش از ۷ میلیارد دلار برسد. رسانههای داخلی ایران رقمهای بسیار بالاتری (بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار در سال) را مطرح کردهاند، هرچند این رقم مبتنی بر فرض عبور حداکثری کشتیها و دریافت کامل عوارض است.
مکانیسم اثرگذاری: چگونه ریال تقویت میشود؟
صالحی در پاسخ به این سؤال که دریافت عوارض به ریال چگونه میتواند ارزش پول ملی را تقویت کند، مکانیسم اثرگذاری آن را تشریح کرد:
۱. ایجاد تقاضای اجباری برای ریال
صالحی توضیح میدهد: «سادهترین قاعده اقتصاد کلان میگوید: هر کالایی که تقاضای اجباری برای آن ایجاد شود، قیمت آن افزایش مییابد. با این طرح، بزرگترین شرکتهای کشتیرانی جهان ناگزیر میشوند برای عبور از تنگه هرمز، ریال ایران را تهیه کنند. این یعنی ایجاد یک "تقاضای صنعتی" عظیم برای پول ملی ما که در تاریخ اقتصاد ایران بیسابقه است.»
۲. خروج از انزوای ارزی
ریال ایران طی سالهای گذشته تحت فشار شدید تحریمها قرار داشته و ارزش آن به شدت کاهش یافته است. بر اساس دادههای منتشرشده، نرخ ریال در بازار آزاد در تاریخ ۷ آوریل ۲۰۲۶ به حدود ۱,۵۹۹,۵۰۰ ریال در برابر دلار رسیده بود. اما این طرح میتواند نقطه عطفی برای ریال باشد. صالحی میگوید: «آمریکا سالهاست تلاش میکند ریال را از مبادلات بینالمللی حذف کند. اما با این طرح، ریال نه از سر میل، که از سر ضرورت وارد سبد ارزی جهان میشود. این دقیقاً همان چیزی است که اقتصادهای مقاومتی به آن نیاز دارند؛ یک "اهرم اجبار" برای دور زدن تحریمها.»
۳. تثبیت نرخ ارز از طریق درآمد پایدار ارزی
هرچند عوارض به ریال دریافت میشود، اما این ریالها در برابر ارزهای خارجی (مانند یوان یا درهم) که توسط کشتیها برای خرید ریال استفاده میشود، قرار میگیرد. به عبارت دیگر، ایران بدون نیاز به صادرات نفت بیشتر، ارز خارجی وارد کشور میکند. این درآمد ارزی پایدار میتواند برای تأمین کالاهای اساسی و تثبیت نرخ ارز استفاده شود.
پایان پترودلار؟ تحلیل کارشناسان بینالمللی
اما شاید مهمترین پیام این طرح، نه برای اقتصاد ایران، که برای نظام مالی جهانی باشد. پترودلار – که به معنی فروش نفت با دلار آمریکا است – در اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی توسط دارندگان عربی نفت، در ازای تأمین امنیت، شکل گرفت. صالحی در این باره با صراحت میگوید: «این معامله، خیانتی به همه بشریت بود که قیمتگذاری نفت را از دارندگان آن گرفت و در دستان استعمارگران قرار داد. موضوع فروش نفت با دلار، یکی از پایههای قدرت اقتصادی آمریکا است، زیرا دلار آمریکا را تقویت میکند.»
مالیکا ساچدوا، استراتژیست ارشد دویچه بانک، در گزارشی که توسط آبزرور منتشر شده، هشدار میدهد: «جنگ ایران میتواند به عنوان کاتالیزوری برای فرسایش سلطه پترودلار و آغاز عصر "پترویوان" در تاریخ ثبت شود. تسلط دلار در تجارت فرامرزی تا حد زیادی مدیون پترودلار است و اکنون این پایهها در حال لرزیدن است.»
صالحی در تحلیل این روند میگوید: «هر کشوری که بتواند بر تنگه هرمز کنترل داشته باشد، تا اندازهای میتواند بر قواعد حاکم بر انرژی اثرگذار باشد. در این چارچوب، این ایده مطرح میشود که ایران بتواند عبور نفتکشها را مشروط کند؛ بهعنوان مثال بگوید تنها کشتیهایی اجازه عبور دارند که معاملات آنها با ارزهایی غیر از دلار (همچون یوان) انجام شده باشد.»
صالحی با اشاره به تجربیات اخیر اضافه میکند: «بهصورت محدود و مقطعی، بله. ایران میتواند برای برخی کشورها یا مسیرها چنین شرطی بگذارد، بهویژه اگر کنترل عملی بر تنگه را حفظ کند و برخی مشتریان بزرگ (مثل چین و هند) نیز همراهی کنند. اما در مقیاس بزرگ و پایدار، کار بسیار سخت میشود. پترودلار تنها یک شکل پرداخت ساده نیست، بلکه یک سیستم کامل جهانی است و بانکها، بیمه کشتیها، تسویه مالی و بازارهای بینالمللی همگی حول دلار شکل گرفتهاند. تغییر این ساختار نیاز به همکاری چند قدرت بزرگ و زیرساخت مالی جایگزین دارد.»
از پترویوان تا پتروریال؛ تضعیف تدریجی هژمونی دلار
نکته جالب توجه آنکه پیشزمینه این تحولات پیش از این ایجاد شده بود. بر اساس گزارش لویدز لیست، حداقل دو کشتی کانتینری چینی در اواخر ماه مارس، عوارض عبور از تنگه هرمز را به یوان چین پرداخت کردهاند. وزارت بازرگانی چین نیز در پستی در شبکههای اجتماعی به این موضوع اشاره کرده است. این یعنی عمل «پرداخت به یوان» از مرحله تئوری خارج شده و در عمل اجرایی گردیده است.
صالحی در پاسخ به این سؤال که آیا کنترل بر تنگه هرمز میتواند پترودلار را به طور کامل از بین ببرد یا خیر، میگوید: «البته با کنترل بر تنگه هرمز و تعیین قواعد حاکم بر جریان انرژی در آن، شاید نتوان پترودلار را بهطور کامل از بین برد، اما میتوان آن را تضعیف کرد. همانطور که اشاره شد، فروش نفت بر پایه دلار، بهدلیل امنیت اعراب شکل گرفت، اما هنگامی که این امنیت در مبدأ تولید نفت و جریان ترانزیت نفت (تنگه هرمز) نتواند شکل بگیرد - که در این جنگ دیدیم نگرفت - کشورها برای کاهش ریسک، به سمت تنوعبخشی ارزی حرکت میکنند و سهم دلار در معاملات انرژی بیشتر کاهش پیدا میکند. این روند بهمعنای فروپاشی فوری پترودلار نیست، اما به شکل ایجاد شکاف تدریجی در آن و افزایش نقش ارزهای جایگزین بروز پیدا میکند.»
مجموعهای از اقدامات برای موفقیت این استراتژی لازم است: «از جمله همراهی کشورهایی همچون چین، هند یا روسیه، ایجاد سیستم مالی و بانکی غیردلاری، کنترل کامل و پایدار بر تنگه هرمز و توافق با دولت عمان بهعنوان طرف دوم تنگه هرمز.»
بحران فراتر از نفت؛ کود کشاورزی حکم طلا پیدا میکند
تنگه هرمز را بهطور معمول به نفت و گاز میشناسند، اما این مسیر، محل ترانزیت مواد راهبردی زیادی است. خلیج فارس بیش از یکسوم صادرات اوره و حدود نیمی از صادرات گوگرد جهان را تأمین میکند.
بر اساس گزارشهای منتشر شده، قیمت اوره در خلیج فارس ۱۳۰ دلار در هر تن و در آمریکا بیش از ۷۷٪ افزایش پیدا کرده است. آمونیاک در اروپا نیز حدود ۱۳۰ دلار رشد کرده و این یعنی هزینه تولید محصولات کشاورزی برای هند، اندونزی، برزیل، آمریکا و استرالیا به شدت بالا رفته است.
صالحی در این باره هشدار میدهد: «اثر واقعی انسداد تنگه هرمز از ماه دوم به بعد شروع میشود. زمانی که اقتصاد جهانی همه تیرهای خود را از ذخایر نفتی، توئیتدرمانیها و مدیریت کاذب بازارها توسط سرمایهداران جهانی هدر داده است. به یاد داشته باشیم که مهمترین وعده اقتصادی ترامپ، کنترل تورم انرژی و تورم مواد غذایی است، بنابراین شورشها را در آمریکا بیشتر خواهیم دید.»
تحلیلها نشان میدهد که تأثیر بحران بر کودهای شیمیایی میتواند حتی از تأثیر بر نفت نیز شدیدتر باشد. به گزارش آناتولی، پنج کشور حاشیه خلیج فارس (ایران، قطر، عربستان، امارات و بحرین) در سال ۲۰۲۴ سهم ۲۳ درصدی از تجارت جهانی آمونیاک و ۳۴ درصدی از تجارت جهانی اوره را در اختیار داشتند. با بسته شدن تنگه هرمز، بیش از ۱۱۰ میلیون تن مواد اولیه و کود (از جمله ۵۷ میلیون تن اوره) در خلیج فارس سرگردان شدهاند.
پاسخ متقارن ایران؛ هدفگیری زنجیره تأمین جهانی
در پاسخ به حملات دشمن به زیرساختهای انرژی ایران، نیروهای مسلح کشورمان پاسخ متقارنی را در دستور کار قرار دادند. صالحی در این باره توضیح میدهد: «پس از حمله رژیم به انبار نفت تهران، عسلویه و نیروگاههای برق کشورمان، معادله "سر در برابر چشم" توسط نیروهای مسلح ایران "تثبیت" شد. با این حال، برخی پس از حمله دشمن به دو صنعت فولاد ایران دچار تردید شدند. دیروز و امروز، ایران دوباره این معادله را به رخ کشید.»
گام اول انتقام از آمریکا با هدف قرار دادن دو صنعت بزرگ فولادی مرتبط با آمریکا در منطقه انجام شد:
-
کارخانه آلومینیوم امال (EMAL) در امارات: طولانیترین خط تولید آلومینیوم جهان با ظرفیت تولید سالانه ۳.۱ میلیون تن که سهامداران و مدیریت اصلی آن آمریکایی هستند. این کارخانه در تاریخ ۲۸ مارس مورد حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفت و به گفته شرکت امارات گلوبال آلومینیوم، بازگشت به تولید کامل ممکن است تا ۱۲ ماه طول بکشد.
-
سایت صنعتی الطویله متعلق به شرکت EGA: یکی از بزرگترین مراکز تولید آلومینیوم جهان با ظرفیت تولید بیش از ۲.۵ میلیون تن در سال.
گام دوم انتقام از اسرائیل نیز با هدفگیری صنعت فناوری و نوآوری فلزی و آلیاژی این رژیم انجام شد. پارک فناوری پیشرفته Gav-Yam Negev که میزبان شرکتهای نرمافزاری، فناوریهای سایبری، هوش مصنوعی و آلیاژهای پیشرفته است، مورد هدف موشکی قرار گرفت.
صالحی در پایان تأکید میکند: «نکته مهم اینکه شرکتهای موجود در این پارک، در زمینه آلیاژهای نوین و تکنولوژیهای پیشرفته فلزی نیز فعالیت دارند. به سرباز سید مجتبی اعتماد کنید، زیرا درس انتقام و خار کردن دشمن را از سید علی مشق گرفتهاند.»
آینده: نظم جدید و پایان عصر عبور رایگان
صالحی در جمعبندی تحلیل خود، این فرض رایج که منطقه میتواند به شرایط پیش از جنگ بازگردد را به چالش میکشد:
«این فرض که منطقه میتواند به شرایط پیش از جنگ بازگردد، اشتباه است. ما در حال ورود به یک واقعیت جدید هستیم؛ واقعیتی که در آن بیثباتی طولانیمدت، تغییر توازن قدرت و بازتعریف اقتصادی، آینده خلیج فارس را شکل خواهد داد. در مقابل، ایالات متحده و متحدانش بهنظر میرسد بیش از دستیابی به یک پیروزی قاطع، بر تضعیف ظرفیتهای بلندمدت ایران تمرکز کردهاند، که خود این مسئله این سؤال را مطرح میکند که آیا چنین رویکردی اصلاً میتواند به ثبات منجر شود یا نه.»
به گزارش راه دانا، جنگ ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، برخلاف اهداف طراحانش، به یک نقطه عطف تاریخی در نظام مالی جهانی تبدیل شده است. ایران با استفاده از «ابزار تنگه هرمز»، نه تنها توانست حملات نظامی را دفع کند، بلکه معماری جدیدی برای تجارت انرژی ترسیم کرده است: معماری که در آن، دیگر خبری از «عبور رایگان» و «تسلط مطلق دلار» نیست.
طرح دریافت عوارض تنگه هرمز به ریال و ارزهای غیردلاری، اگرچه هنوز در مرحله تصویب نهایی در مجلس است، اما همین حالا به عنوان یک واقعیت میدانی در حال اجراست. پرداخت عوارض به یوان توسط کشتیهای چینی، پیشدرآمدی بر «پتروریال» است؛ ارزی که پشتوانه آن دیگر فقط اعتماد، که «اجبار ژئوپلیتیک» و «کنترل بر شریانهای انرژی جهان» است.
ریال ایران که تا پیش از این یکی از کمارزشترین پولهای جهان محسوب میشد، اکنون در آستانه تبدیل شدن به یک «ارز کالایی» (Commodity Currency) قرار دارد. جهانی که برای دههها به «پترودلار» وابسته بود، اکنون باید خود را برای عصر «پتروریال» و «پترویوان» آماده کند. راهدانا تحولات این عرصه را به صورت مستمر پوشش خواهد داد.