به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در فضای پویای تولید و توزیع محتوای صوتی و تصویری در کشور، شبکه نمایش خانگی همواره بستری برای بروز خلاقیت و همچنین گاهی تنشها و چالشهای نظارتی بوده است.
سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر (ساترا) به عنوان نهاد ناظر، نقش کلیدی در هدایت این صنعت ایفا میکند. با این حال، در روزهای اخیر اخباری پیرامون سریال «بدنام» و سرنوشت پرفراز و نشیب صدور مجوز، بار دیگر لزوم بازنگری در فرآیندهای موجود و ارزیابی عملکرد ذینفعان این حوزه را برجسته ساخته است.
سریال «بدنام»، پس از انتشار اولین قسمت خود، به دلایل نامعلومی با دستور توقیف مواجه شد. این اقدام، که در فضایی نسبتاً غیرشفاف صورت گرفت، واکنشهای متعددی را برانگیخت و حالا پس از گذشت حدود یک ماه از توقیف، خبر بازگشت این سریال به پلتفرم فیلیمو منتشر شد و نکته قابل تامل در این بین این بود که طبق اطلاعات رسیده، این بازگشت پخش، بدون طی کردن روال قانونی و اخذ مجوز رسمی از ساترا صورت گرفته است.
شواهد نشان میدهد که مجوز پخش مجدد، نه از طریق سازوکارهای اداری ساترا، بلکه صرفاً با مداخله و اجازه مرجع قضائی که دستور توقیف اولیه را صادر کرده بود، فراهم شده است. این امر، تمایز بین اختیارات نهادهای قضائی و نهادهای نظارتی فرهنگی را پیچیدهتر میکند.
اقدام پلتفرمها در انتشار آثار بدون طی کردن فرآیند قانونی و اخذ مجوز از ساترا، به عنوان یک رویه نادرست و تلاشی عامدانه برای دور زدن نهادهای نظارتی تلقی شده است. این رفتار میتواند به عنوان یک الگو برای سایر آثار و پلتفرمها عمل کند و ساختار نظارتی را تضعیف نماید.
پلتفرمها با چشمپوشی از استانداردهای تولید و انتشار که توسط نهادهای مسئول تعیین شده، صرفاً با اتکا به تشخیص خود و یا فشارهای احتمالی، اقدام به عرضه آثار میکنند. این رویکرد، حرفهایگری در صنعت نمایش خانگی را به چالش میکشد.
این نوع رفتارها، سوالات اساسی را درباره نحوه عملکرد پلتفرمها، میزان استقلال آنها از نهادهای نظارتی، و اساساً کل اکوسیستم رسانهای کشور مطرح میکند. آیا پلتفرمها خود را فراتر از قوانین میدانند؟
نادیده گرفتن قواعد رسمی و فرآیندهای قانونی، به مرور زمان موجب کاهش اعتماد مخاطبان به رسانهها، پلتفرمها و حتی نهادهای نظارتی میشود. این امر میتواند پیامدهای بلندمدت و زیانباری برای کل جامعه رسانهای داشته باشد.
پلتفرمها با اتکا به تفسیر شخصی خود از قوانین و پذیرش گزینشی آنها، یک رویکرد غیرقابل پیشبینی و ناپایدار را در پیش گرفتهاند که به ضرر سرمایهگذاری بلندمدت در این صنعت است.
با در نظر گرفتن نقش کلیدی پلتفرمها در شکلدهی به ذهنیت و نگرش عمومی جامعه، محتوایی که این پلتفرمها منتشر میکنند، از اهمیت بالایی برخوردار است. محتوایی که منجر به بازتولید تصویری یکسویه، کلیشهای یا آسیبزننده از جامعه شود، نیازمند بازنگری جدی و نظارت دقیقتر است.
در این بین برای اینکه ساترا بتواند به طور مؤثرتری وظایف نظارتی خود را انجام دهد، لازم است چارچوبهای قانونی و مقرراتی آن کاملتر و شفافتر شود. این امر به پلتفرمها نیز کمک میکند تا با درک دقیقتری از الزامات قانونی، فعالیت کنند.
وضعیت فعلی شبکه نمایش خانگی ایران، پیچیدگیهای ذاتی در تعامل بین خلاقیت هنری، منافع اقتصادی پلتفرمها، و الزامات نظارتی قانونی را نمایان میسازد.
سریال «بدنام» تنها یکی از نمونههایی است که نشان میدهد چگونه گسست در فرآیندهای نظارتی و تمایل به دور زدن قانون میتواند منجر به بروز چالشهای جدی شود. برای عبور از این وضعیت و رسیدن به یک صنعت نمایش خانگی حرفهای، پایدار و پاسخگو، نیازمند تلاش هماهنگ همه ذینفعان، به ویژه تقویت اختیارات و عملیاتیسازی نظارت ساترا، و همچنین پذیرش مسئولیتپذیری عمیقتر توسط پلتفرمها هستیم. این امر نه تنها به سلامت فضای رسانهای کمک میکند، بلکه اعتماد عمومی را نیز که سرمایهای ارزشمند است، حفظ خواهد نمود.