به گزارش خبرنگار سیاسی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ جنگ تحمیلی آمریکایی- صهیونی علیه ایران در حالی رخ داد که جمهوری اسلامی ایران توانست با استقامت و ایستادگی ملت در میدان، ایثار و فداکاری نیروهای مسلح در میدان نظامی و قاطعیت دیپلمات ها در جریان سفر به پاکستان، دشمن را دچار استیصال کند.
تدابیر رهبر انقلاب برای تیم مذاکره کننده در پاکستان و قاطعیت دستگاه دیپلماسی در بیان مواضع جمهوری اسلامی ترامپ را وادار به تمدید آتش بس کرد، آتش بسی که بارها در جریان آن،نیروهای مسلح اعلام کردند که انگشت ما روی ماشه است.
این یعنی جنگ هنوز تمام نشده و کشور همچنان در شرایط جنگی به سر می برد، جنگی که گفته میشود از این جا به بعد ماهیت اقتصادی یافته و معیشت مردم را هدف گرفته است.
جنگ اقتصادی را میتوان پیچیدهترین شکل نبرد در عصر حاضر دانست؛ نبردی که هدف آن نه تصرف خاک، که تحت فشار قرار دادن معیشت مردم است.
در این میان، تحریمهای گسترده بینالمللی، اقتصاد ایران را با چالشهای جدی مواجه کرده است، اما نکته قابل توجه این است که آیا با تغییر ماهیت جنگ، جامعه ایران در واکنش به این شرایط، چگونه ظرفیتهای تازهای از خود بروز خواهد داد تا یک بار دیگر دشمن را به زانو در آورد.
شاید بتوان گفت، سطح آگاهی عمومی مردم در ایران، بهویژه در حوزه اقتصاد، نسبت به دهههای گذشته افزایش قابلتوجهی یافته است.
این آگاهی را میتوان نوعی «سرمایه اجتماعی» دانست، سرمایهای که شاید در اصول وقواعد مالی به عنوان یک عامل مورد ارزیابی قرار نگیرد، اما میتواند به عاملی برای عبور از بحران تبدیل شود.
در تمام سالهای پس ازانقلاب اسلامی و به ویژه در سالهای اخیر، عمده اشتباهات محاسباتی از تاثیر پذیری برخی افراد از شبکه های اجتماعی یا تلویزیون معاندین بوده است در مقابل، اما شهروندانی که ریشه مشکلات را میشناسند، کمتر در معرض شایعات و التهابآفرینی قرار میگیرند.
با این حال، آگاهی بهتنهایی کافی نیست. شرط بهرهبرداری از این سرمایه، وجود مسیری روشن و اعتمادساز میان مردم و سیاستگذاران است.
تجربههای متعدد در حوزههایی مانند امدادرسانی در حوادث طبیعی یا محرومیتزدایی، نشان داده است که ورود مستقیم مردم به میدان، گاه نتایجی بهتری از ساختارهای اداری به همراه دارد.
مردم در نقش ناظر و سرمایه گذار
مردم میتوانند به عنوان یک مصرفکننده، به ناظر، سرمایهگذار خُرد و حتی توزیعکننده در جامعه باشند.
الگوهای مشارکتی در مدیریت مصرف انرژی این قابلیت را دارند که صرفهجویی را از یک توصیه اخلاقی، به رفتاری هدفمنپ در جامعه تبدیل کنند.
ازسویدیگر «اقتصاد مقاومتی» که در سالهای اخیر به طور جدی در جامعه ایرانی مورد توجه قرار گرفته است، در ادبیات سیاستگذاری ایران مطرح شده، بر همین مشارکت مردمی تکیه دارد.
هدف وچشم انداز اقتصاد مقاومتی این است که در شرایط تحریم، باید کشور متکی بر ظرفیتهای داخلی باشد و در برابر شوکهای بیرونی مقاوم شود.
این امر موجب خواهد شد، ملت در کنار سیاست های دولتی نقش تعیینکنندهای دراداره کشور داشته باشند.
جنگ معیشتی، می تواند یک ظرفیت نهفته در جامعه ایران را نمایان کند.
جامعهای که بهلحاظ اطلاعاتی مجهزتر، و بهلحاظ انگیزههای مشارکتی آمادهتر به نظر میرسد.
اینکه آیا این ظرفیت به تحولی پایدار در اقتصاد کشور منتهی خواهد شد یا خیر، به عوامل متعددی از جمله کیفیت حکمرانی، اعتماد متقابل دولت و ملت، و توانایی نظام سیاستگذاری در طراحی سکوهای واقعی برای مشارکت عمومی بستگی دارد.
بدون شک سرمایه اجتماعیِ شکلگرفته در دل فشارها، امکانی است که در صورت بهرهبرداری درست، میتواند معادلات آینده را تغییر دهد.