به گزارش خبرنگار سیاسی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ جنگ چهلروزه آمریکا- صهیونی علیه ایران را نمیتوان صرفاً یک درگیری نظامی در تاریخ تحولات پرآشوب منطقه غرب آسیا دانست.
بلکه این رخداد بیش از هر چیز یک نقطهعطفی تاریخی بود که در آن، آمریکا با همراهی رژیم صهیونیستی تلاش کرد تا شاخصه های سنتی قدرت را به چالش بکشد، اما محاسبات اشتباه موجب شد بنیانهای یک نظم جدید منطقهای در غرب آسیا پیریزی شود.
سرعت وقوع حوادث از شهادت رهبر انقلاب و فرماندهان نظامی تا پاسخ های کوبنده در کوتاهترین زمان و اداره امور کشور از بالاترین سطوح تا لایه های میانی، اقتدار در میدان نظامی، راهبری ملت در خیابان ها، همگی ثابت کرد که جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک بازیگر مهم و تاثیرگذار در منطقه با هدفی فراتر از کسب یک پیروزی تاکتیکی، وارد میدان شده است.
هدفی که به دنبال بازتعریف کامل معماری امنیتی و سیاسی غرب آسیا وتغییر معادلات قدرت است.
در حقیقت در جریان جنگ رمضان، یکی از برجستهترین و گویاترین نشانههای تغییر در موازنه قوا، در سطوح فرماندهی و راهبردهای قدرت نمایان شد.
ایران جدید تئوری فروپاشی نظام را در هم کوبید
آمریکا اگرچه مدعی تغییر رژیم در ایران وتجزیه کشور شده بود، اما نه تنها به هیچ یک از اهداف خود در جنگ علیه ایران دست پیدا نکرد بلکه در گذشت زمانی کوتاه پس از آغاز جنگ، بر خلاف ثبات سیاسی و اجتماعی در ایران، ثابت شد که ایالات متحده مملو از گزارش هایی از اختلافنظرهای علنی میان فرماندهان، استعفا یا برکناری زنجیرهای مقامات ارشد نظامی بود.
رئیس جمهور متوهم آمریکا با اقدامی غلط و محاسباتی اشتباه مردم و کشور آمریکا را در گردابی پیش بینی نشده گرفتار کرد، گردابی که به گفته بسیاری از کارشناسان غربی تبعات آن بسیار گسترده تر از آن چیزی است که گفته و شنیده می شود، تورم افسارگسیخته، افزایش بی سابقه سوخت وتنگه هرمزی که باز بود، اما با تدابیر اشتباه ترامپ بسته شد.
جبهه ایران، اما تصویری کاملاً معکوس در عرصه منطقه و جهان را به نمایش گذاشت.
ساختار فرماندهی ایران، علیرغم شهادت غمانگیز و تأسفبار برخی از برجستهترین چهرههای ارشد خود، و با وجود حضور مستمر و بیواسطه فرماندهان در خطرناکترین نقاط نبرد، انسجام عملیاتی و وحدت فرماندهی خود را به شکلی خیرهکننده حفظ کرد.
فرهنگ شهادت بخش جدانشدنی از تفکر ایرانی - اسلامی است از این رو شهادت فرماندهان نظامی کشورمان نه یک عامل تضعیف کننده، بلکه موجب انسجام و تقویت اراده ملی شد.
چهره ای که از ایران در جنگ رمضان به تصویر کشیده شد موجب نمایان شدن دستاوردهای کمنظیر بود تا به واسطه آن تئوری «فروپاشی نظام از درون» از طریق فشارهای نظامی، اقتصادی یا جنگ روانی در هم کوبیده شود و در مقابل نگرش منطقهای و بینالمللی به جایگاه ایران را دگرگون ساخت.
عبور ایران از تهدید سایه جنگ، ورود به دوران بازدارندگی
جنگ رسانه ای دشمن موجب شده بود که طی دهه های اخیر، برخی کشورهای منطقه و غربی، ایران را یک مسئله امنیتی قابل مهار تصور کنند، اما تصویری ایران پیروز پس از جنگ رمضان ایران را به عنوان یک واقعیت قدرتمند و قطبی تعیینکننده در معادلات منطقهای تبدیل کرد.
از سوی دیگر بازگشت قدرتمندانه حزبالله لبنان به عرصه مبارزه با رژیم صهیونیستی آن هم در شرایطی که رژیم صهیونی مدعی نابودی حزب الله و جریانی در داخل لبنان به دنبال خلع سلاح آن بود نشان دهنده یکی دیگر از ابعاد نظم جدید منطقهای بود، نظمی که ثابت کرد تئوری وحدت مسلمانان در برابر رژیم صهیونیستی امری باورپذیر است.
تنگه هرمز، به عنوان یک موقعیت ژئوپلیتیک، اما امروز به یک اهرم بازدارندگی فعال اقتصادی و نظامی تبدیل شده است تا از این طریق ایران با در دست داشتن ابزار بازدارندگی در جنگ رسانه ای، منطقهای و اقتصادی معماری تازه ای را در قدرت منطقه ای ایجاد کند.
بدون شک در دوران پسا جنگ ایران از تهدید سایه جنگ عبور کرده و به یک قدرت بازدارنده منطقه ای تبدیل شده است.