دروغ بزرگ برای فریب/ اتمام جنگ با گسیل نیرو و تجهیزات به منطقه 

شبکه اطلاع رسانی راه دانا_ اکبر معصومی کارشناس مسائل بین الملل در یادداشتی، نوشت: «باز نشدن تنگه هرمز» باقی ماندن اورانیوم۶۰ درصدی در کشور به معنای شکست ظاهری محور آمریکای- صهیونی در جنگ رمضان می باشد که موجی از انتقادات داخلی و بین المللی را از طرف متحدان برای ترامپ و نتانیاهو به همراه خواهد داشت.

از طرف دیگر مدیریت تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی ایران و مدیریت تنگه باب المندب به صورت غیر مستقیم توسط انصارالله، نظم جدید منطقه ای و بین المللی را بر مبنای تولد ایران قدرتمند از دل جنگ رمضان و شرایط جدید در حوزه مدیریت انرژی در خاورمیانه را ترسیم خواهد کرد. معنای این جمله به این معنا خواهد بود که جنگ رمضان آغازی بر روند شکست های آمریکا در سایر نقاط جهان نیز خواهد بود. این وضعیت ممکن است در اوکراین و تایوان و کره شمالی به نحوه دیگری اتفاق بیفتد و عملا شاهد جهان چند قطبی باشیم. 

به تحلیل بسیاری از کارشناسان امنیتی و بین المللی تا وقتی که تکلیف این دو فقره برای آمریکا مشخص نشود، و به نوعی آمریکا ولو در ظاهر نسبت به تنگه هرمز و اورانیوم غنی شده ۶۰ درصدی اعلام پیروزی ظاهری نکند، هر پیامی مبنی بر «اتمامِ جنگ» و «رسیدن به تمامیِ اهداف»، برای غافلگیری ایران خواهد بود تا بتواند روند شکست خورده خود را تبدیل به بازی جدید بکند. از این رو انتظار می رود که هر پیامی که از سمت ترامپ مخابره می شود، با رویکرد فریب مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. 

چرایی عدم پذیرش پایان جنگ 

پذیرش یایان جنگ در شرایطی باور پذیر است که ایالات متحده آمریکا در وضعیت نظامی در منطقه خارج شود و تجهیزات و نیروهای نظامی خود را در منطقه کاهش دهد. حضور ناوهای امریکایی در منطقه، تقویت تجهیزات نظامی که هر روز اتفاق می افتد، به طوری که همین امروز ۶۵۰۰ تن تجهیزات نظامی به رژیم صهیونی از طرف امریکا ارسال شد، همچنین ایجاد روندهای محاصره دریایی علیه جمهوری اسلامی ایران نشان می دهد که امریکا بر خلاف ادعای خود، جنگ با جمهوری اسلامی ایران را پایان نداده است و در فرصت مناسب و در شرایط غافلگیر کننده حتما ضربه خود را وارد خواهد کرد که این روند با هوشیاری و آمادگی کامل برای جنگ از سمت جمهوری اسلامی ایران می تواند خنثی شود. 

چرایی اعلام پایان جنگ 

به نظر می رسد که فشار داخلی به خصوص از سمت کنگره به ترامپ و دولت وی و همچنین افزایش انتقادات بین المللی نسبت به افزایش قیمت انرژی و عدم نتیجه بخش بودن راهبرد « محاصره دریایی» ترامپ و تیم جنگی وی را مجبور کرده است که از طریق اعلام پایان جنگ بتواند به صورت موقت رویکرد شکست خورده امریکا از جنگ‌ با ایران را مدیریت کند. در واقع نامه پایان جنگ به این معنی است که ترامپ تلاش کرده است که از درگیری با گنگره جلوگیری کند تا جمهوری خواهان مجبور به عبور از وی در گنگره نباشند. چرا که استدلال کاخ سفید مبنی بر توقف جنگ باعث شده است که ضرب الاجل ۶۰ روزه به اتمام نرسد، مورد پذیرش دموکرات‌ها و برخی از جمهوری خواهان در گنگره نبوده است. همچنین ترامپ بدنبال مدیریت بازار انرژی با اعلام اخبار مثبت به صورت کوتاه مدت است تا بتواند در بلند مدت شرایط را عادی کند. 

اعتراف به شکست

اعلام پایان جنگ از سمت ترامپ به کنگره با گزاره رسیدن به تمام اهداف، به معنای پذیرش شکست امریکا و رژیم صهیونی از جمهوری اسلامی ایران نیز می باشد. ترامپ علنا اعلام می کند که در شرایط کنونی توان بازگرداندن تنگه هرمز به شرایط ماقبل از جنگ را ندارد و امریکا شکست خورده جنگ تا این مرحله بوده بوده است. این اعتراف در نوع خود، فرصتی را برای تهران فراهم خواهد آورد که نسبت به تثبیت قدرت خود در فرآیند مذاکرات بین تهران- کاخ سفید و با سایر دولتها، با رویکرد قدرتمندی ظاهر شود و از شرایط پیش آمده نهایت بهره ببرد. 

کارشناس مسائل بین‌الملل، در یادداشتی تأکید کرد: باقی ماندن اورانیوم ۶۰ درصدی و باز نشدن تنگه هرمز، نشانه شکست ظاهری محور آمریکا-صهیونیستی در «جنگ رمضان» است.