«گل سنگ»؛ پرتره‌ای از یک خانواده در آستانه فروپاشی

رضا درویش، منتقد سینما در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا با اشاره به سریال «گل سنگ» که این روزها از شبکه نمایش خانگی در حال پخش است، عنوان کرد:  سریال «گل سنگ» به کارگردانی ابراهیم ایرج‌زاد را می‌توان اثری در امتداد جهان فکری و هنری این فیلمساز دانست. جهانی که در آن خانواده، بحران‌های پنهان، روابط فرسوده و رازهای سرکوب‌شده، عناصر اصلی شکل‌گیری درام هستند.

درویش دراین خصوص گفت: ایرج‌زاد که پیش‌تر در آثاری چون «تابستان داغ» نیز به زندگی روزمره و تنش‌های درونی خانواده پرداخته بود، در این سریال نیز همان دغدغه را با بیانی سریالی و تعلیق‌محور دنبال می‌کند. «گل سنگ» از همان آغاز، با خلق فضایی رازآلود و ناآرام، مخاطب را درگیر جهانی می‌کند که در ظاهر معمولی است، اما در باطن، مملو از تردید، بحران و گذشته‌های حل‌نشده است.

وی افزود: هسته اصلی روایت بر محور شخصیت «محبوبه» با بازی مهتاب کرامتی شکل می‌گیرد. در واقع، سریال در عین آنکه یک درام خانوادگی است، بیش از هر چیز بر شخصیت‌محوری استوار است و بسیاری از اتفاقات و روابط، در نسبت با این شخصیت معنا پیدا می‌کنند. محبوبه نه‌تنها مرکز روایت، بلکه نقطه اتصال لایه‌های مختلف داستان است؛ شخصیتی که گذشته، موقعیت فعلی و روابطش با دیگر اعضای خانواده، زمینه‌ساز گره‌های اصلی قصه می‌شود. این تمرکز بر یک شخصیت محوری باعث شده «گل سنگ» از یک درام صرفاً خانوادگی فراتر برود و به نوعی پرتره‌ روان‌شناختی از یک زن در دل بحران تبدیل شود.

درویش تصریح کرد: یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سریال، استفاده از عنصر راز و تعلیق در دل زندگی روزمره است. داستان با نشانه‌هایی مرموز آغاز می‌شود و مخاطب از همان ابتدا با پرسش‌هایی اساسی مواجه می‌شود. حضور گذشته‌ای مبهم، خانه‌ای که پیش‌تر زنی مشکوک در آن زندگی می‌کرده و همچنین شروع سریال با تصویری هولناک از انتقال یک جسد، همگی نشان می‌دهند که سازندگان تلاش کرده‌اند از دل یک فضای خانوادگی، روایتی معمایی و پرالتهاب خلق کنند. این تعلیق نه به‌صورت تصنعی، بلکه به‌تدریج و از طریق روابط و اطلاعات پنهان میان شخصیت‌ها ساخته می‌شود؛ موضوعی که موجب می‌شود کشش داستان حفظ شود.

وی بیان کرد: از منظر مضمونی، «گل سنگ» بیش از هر چیز درباره نهاد خانواده و شکنندگی آن در شرایط اجتماعی امروز است. خانواده در این سریال، صرفاً یک بستر برای وقوع حوادث نیست، بلکه خود موضوع اصلی روایت به شمار می‌رود. هر یک از اعضای خانواده با گذشته‌ای ناتمام، دغدغه‌ای شخصی یا فشاری بیرونی مواجه‌اند و همین مسائل سبب شده روابطشان دچار تنش و بی‌ثباتی شود. سریال به‌خوبی نشان می‌دهد که چگونه بحران‌های مالی، فشارهای اخلاقی، بی‌اعتمادی و شکاف‌های نسلی می‌توانند آرامش ظاهری یک خانواده را از بین ببرند. در این معنا، «گل سنگ» صرفاً یک داستان شخصی نیست، بلکه بازتابی از وضعیت خانواده ایرانی در زمانه‌ای پراضطراب و متزلزل است.

این منتقد سینما گفت: یکی دیگر از نقاط قوت سریال، واقع‌گرایی آن در بازنمایی فضای زندگی طبقه متوسط ایرانی است. ایرج‌زاد در ترسیم روابط خانوادگی، از اغراق و احساسات‌گرایی افراطی فاصله گرفته و تصویری نسبتاً باورپذیر و ملموس ارائه داده است. این واقع‌گرایی موجب می‌شود مخاطب نه‌تنها با شخصیت‌ها، بلکه با موقعیت‌ها نیز همذات‌پنداری کند. گفت‌وگوها، تنش‌ها و حتی جزئیات محیطی در خدمت ساختن اتمسفری هستند که به زندگی واقعی نزدیک است و همین مسئله اثرگذاری درام را بیشتر می‌کند.

وی خاطرنشان کرد: در حوزه بازیگری نیز «گل سنگ» از امتیاز قابل توجهی برخوردار است. بازگشت مهتاب کرامتی پس از سال‌ها دوری، به‌خودی‌خود برای سریال اهمیت دارد، اما آنچه این حضور را مؤثر می‌کند، توانایی او در انتقال پیچیدگی‌های درونی شخصیت محبوبه است. در کنار او، مهدی حسینی‌نیا نیز حضوری تأثیرگذار دارد و ترکیب این دو بازیگر، به شکل‌گیری یک زوج دراماتیک قدرتمند انجامیده است. بازیگران فرعی نیز در مجموع توانسته‌اند به فضای رئالیستی اثر کمک کنند و از تیپ‌سازی‌های سطحی فاصله بگیرند.

وی در بخش دیگری گفت: از جنبه فرمی، سریال نشان می‌دهد که کارگردان تنها به روایت داستان و مضمون توجه نداشته، بلکه نسبت به عناصر بصری نیز حساس بوده است. طراحی صحنه، نورپردازی، رنگ‌آمیزی و فضاسازی کلی سریال در خدمت ایجاد حس تعلیق، اضطراب و ناآرامی قرار گرفته‌اند. این توجه به فرم، باعث شده فضای سریال تنها از طریق اتفاقات داستانی ساخته نشود، بلکه از طریق تصویر نیز به مخاطب منتقل شود. به بیان دیگر، زبان بصری اثر در هماهنگی با محتوای آن عمل می‌کند و به تقویت جهان دراماتیک سریال کمک می‌رساند.

درویش در پایان تصریح کرد: در جمع‌بندی می‌توان گفت «گل سنگ» سریالی است که تلاش دارد با تکیه بر یک بحران زناشویی و یک راز خانوادگی، روایتی جذاب، پرتنش و در عین حال اجتماعی ارائه دهد. نقطه قوت اصلی آن در پیوند میان درام خانوادگی، تحلیل روان‌شناختی شخصیت‌ها و بازنمایی واقع‌گرایانه از وضعیت خانواده ایرانی نهفته است. اگرچه موفقیت نهایی چنین اثری به انسجام ادامه روایت و حفظ کیفیت در قسمت‌های بعدی بستگی دارد، اما بر اساس آنچه از آغاز سریال پیداست، «گل سنگ» ظرفیت آن را دارد که به یکی از آثار قابل توجه درام خانوادگی معمایی تبدیل شود.
 

منتقد سینما گفت: ابراهیم ایرج‌زاد در سریال «گل سنگ» با ترسیمی رئالیستی از چالش‌های خانواده‌ متوسط ایرانی، پرتره‌ای پرکشش از زنی در کانون بحران ارائه می‌دهد.