اهرم «نظارت بر تسلیحات» از پول هم ارزشمندتر است/ تنگه هرمز سالانه ۴۷ میلیارد دلار آیدی اقتصادی دارد

اکبری، کارشناس اقتصاد و مدرس دانشگاه، در گفتگو با خبرنگار اقتصادی شبکه اطلاع رسانی راه‌دانا؛ با اشاره به اهمیت آبراه‌های استراتژیک جهان، گفت: «در جهان حدود ۱۲۰ آبراه شناخته‌شده وجود دارد که تنها حدود ۱۲ تای آن‌ها از اهمیت راهبردی واقعی برخوردارند. تنگه هرمز، کانال سوئز، تنگه باب‌المندب، تنگه مالاکا و تنگه دانمارک از برجسته‌ترین این گذرگاه‌ها به شمار می‌روند. هرکدام از این آبراه‌ها به نوعی شریان حیاتی اقتصاد جهانی محسوب می‌شوند.»

این کارشناس اقتصاد با اشاره به اینکه کانال سوئز سال‌هاست از کشتی‌های عبوری هزینه دریافت می‌کند، افزود: «این درآمد یکی از مهم‌ترین منابع ارزی مصر است. کانال سوئز یک سازه کاملاً دست‌ساز است، اما این تمایز هرگز مانع از دریافت هزینه نشده است. مشروعیت دریافت هزینه از آبراه‌ها نه به طبیعی یا مصنوعی بودن آن‌ها، بلکه به ارزش خدماتی که ارائه می‌شود و موقعیت جغرافیایی کشور صاحب آبراه بستگی دارد.»

منظومه خدمات دریایی؛ فراتر از یک باجه دریافت هزینه

اکبری با نقد نگاه ساده‌انگارانه به دریافت هزینه‌های دریایی، تصریح کرد: «وقتی از دریافت این هزینه‌ها صحبت می‌شود، تصویری که در ذهن عموم شکل می‌گیرد بیشتر ساده‌انگارانه است؛ گویی تنها یک باجه پرداخت در میان دریا وجود دارد. اما واقعیت بسیار پیچیده‌تر و غنی‌تر از این است. دریافت این هزینه‌ها در واقع یک منظومه کامل از فعالیت‌های خدماتی، لجستیکی، امنیتی و زیست‌محیطی را در بر می‌گیرد.»

وی این خدمات را شامل تأمین امنیت آبراه در برابر دزدی دریایی و تهدیدات تروریستی، ارائه خدمات ناوبری و راهنمایی کشتی، سوخت‌رسانی به ناوگان عبوری، تعمیرات اضطراری، خدمات پزشکی برای خدمه، مدیریت آلودگی‌های زیست‌محیطی دریایی و هماهنگی ترافیک دریایی دانست و گفت: «هر یک از این خدمات به تنهایی می‌تواند منبع درآمد مستقلی باشد و در کنار هم، یک اکوسیستم اقتصادی پویا و خودکفا می‌سازند.»

نظارت بر تسلیحات؛ اهرمی که از پول هم ارزشمندتر است

اکبری با اشاره به ابعاد راهبردی کنترل تنگه هرمز، اظهار داشت: «هدف اصلی ایران از نظارت بر تنگه هرمز، صرفاً دریافت هزینه‌های مالی نیست و نباید آن را به این سطح تقلیل داد. کنترل این تنگه به معنای نظارت مستقیم بر جابه‌جایی تسلیحات نظامی در کل منطقه خلیج فارس است.»

وی افزود: «تجهیزات نظامی پایگاه‌های آمریکایی در بحرین، قطر، امارات و کویت از همین مسیر عبور کرده‌اند و می‌کنند. ایران با اعمال حاکمیت مؤثر بر این تنگه می‌تواند بر محتوای بار کشتی‌ها نظارت داشته باشد، اطلاعات دقیقی از جابه‌جایی‌های نظامی منطقه کسب کند و در صورت لزوم از انتقال تسلیحاتی که امنیت منطقه را به خطر می‌اندازد جلوگیری کند.»

اکبری با تاکید بر ارزش این قدرت اطلاعاتی، گفت: «این نوع از قدرت اطلاعاتی و نظارتی، ارزشی چندین برابر درآمد مستقیم هزینه‌ها دارد. کنترل تنگه هرمز به ایران یک برگ برنده دیپلماتیک می‌دهد که در هر مذاکره‌ای از توافقات هسته‌ای گرفته تا مناسبات تجاری، می‌تواند از آن بهره ببرد.»

انقلاب ریالی؛ گامی محکم برای تضعیف دلار

اکبری گفت: «یکی از مهم‌ترین و کمتر مورد توجه قرار گرفته‌ترین پیامدهای اقتصادی کنترل تنگه هرمز، امکان دریافت هزینه‌ها به ریال ایران است. این اقدام در ظاهر ساده، اما در باطن یک انقلاب اقتصادی است. دریافت هزینه به ریال به معنای خروج تدریجی از معادلات دلاری در منطقه و تقویت جایگاه ریال در مبادلات بین‌المللی است.»

اکبری با اشاره به تجربه موفق روسیه در این زمینه افزود: «کشورهایی همچون کره جنوبی، ژاپن، هند و چین که نیاز مستمر به عبور از این تنگه دارند، ناگزیر خواهند بود مراودات تجاری فعال‌تری با ایران داشته باشند تا ریال مورد نیاز خود را تأمین کنند. تجربه روسیه در دریافت پرداخت گاز به روبل نشان داد که این رویکرد، هرچند در ابتدا با مقاومت روبه‌رو می‌شود، در نهایت به‌عنوان یک واقعیت اقتصادی پذیرفته می‌شود.»

بازارهای بین‌المللی و هزینه نجومی قطع مسیر

اکبری با اشاره به موضع کشورهای مصرف‌کننده انرژی در قبال تنگه هرمز، گفت: «کشورهای غربی و آمریکا به خوبی می‌دانند که کنترل تنگه هرمز برای ایران همان نقشی را دارد که زرادخانه هسته‌ای برای قدرت‌های اتمی دارد. این تنگه باریک گلوگاه حدود ۲۰ درصد نفت و ۲۵ درصد گاز مایع جهان است. اگر این تنگه حتی برای چند روز بسته شود، قیمت انرژی در جهان به شکل انفجاری افزایش پیدا می‌کند.»

وی با اشاره به قدرت ترکیبی ایران و متحدانش در منطقه، خاطرنشان کرد: «ترکیب کنترل تنگه هرمز با نفوذ نیروهای یمنی بر تنگه باب‌المندب، یک معادله راهبردی بی‌سابقه ایجاد می‌کند. این دو تنگه با هم می‌توانند ۶۰ تا ۷۰ درصد کود شیمیایی جهان را که از این مسیرها حمل می‌شوند متوقف کنند و اروپا را با بحران جدی امنیت غذایی روبه‌رو سازند.»

۴۷ میلیارد دلار در سال؛ درآمدی قابل مقایسه با نفت

اکبری با ارائه برآوردی دقیق از پتانسیل اقتصادی تنگه هرمز، گفت: «روزانه بین ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور می‌کند. اگر تنها یک دلار به‌ازای هر بشکه به‌عنوان هزینه عبور در نظر گرفته شود، درآمد روزانه‌ای حدود ۲۱ میلیون دلار حاصل می‌شود. اما نفت تنها بخشی از ترافیک این تنگه است. صدها کشتی باربری، کانتینربر، نفتکش و کشتی گاز مایع روزانه از این مسیر عبور می‌کنند.»

وی افزود: «اگر هزینه عبور کشتی‌ها بر اساس تناژ، نوع بار و مسافت طی‌شده محاسبه شود و خدمات جانبی نظیر سوخت‌رسانی، تعمیرات و بیمه دریایی نیز به آن افزوده شود، درآمد سالانه می‌تواند به رقمی نزدیک به ۴۷ تا ۴۸ میلیارد دلار برسد؛ رقمی که با کل درآمدهای نفتی ایران در سال‌های اخیر قابل مقایسه است.»

الگوی دبی؛ از جغرافیای محدود تا قدرت اقتصادی جهانی

اکبری با اشاره به تجربه موفق دبی در تبدیل موقعیت جغرافیایی به قدرت اقتصادی، گفت: «کارشناسان اقتصادی پتانسیل کامل تنگه هرمز را تا ۱۱۰ میلیارد دلار در سال برآورد کرده‌اند. نمونه مشابه این رویکرد، مسیر توسعه دبی است. زمانی که امارات تصمیم گرفت از یک بندر کوچک به یک مرکز تجاری جهانی تبدیل شود، بسیاری این رویا را غیرواقعی می‌دانستند. ساخت برج خلیفه، جزایر مصنوعی و فرودگاه‌های بزرگ در ابتدا غیراقتصادی به نظر می‌رسید، اما با ایجاد جایگاه بین‌المللی برای امارات، تمام هزینه‌ها در مدت کوتاهی جبران شد و اقتصاد تجاری کل منطقه را متحول ساخت.»

این کارشناس اقتصاد در پایان تاکید کرد: «حضور کشتی‌های بزرگ بین‌المللی در بندرهای ایران، فرصتی استثنایی برای توسعه گردشگری فراهم می‌کند. خدمه و مسافران این کشتی‌ها در مدت توقف می‌توانند با فرهنگ کهن، تاریخ غنی و طبیعت بکر ایران آشنا شوند. ترکیب درآمد خدمات دریایی با درآمد گردشگری، مدل اقتصادی پایداری ایجاد می‌کند که وابستگی به نفت خام را به شکل معناداری کاهش می‌دهد.»

یک مدرس دانشگاه، با تشریح ابعاد اقتصادی و راهبردی تنگه هرمز و با اشاره به برآوردهای جدید از ظرفیت درآمدی این آبراه، گفت: با احتساب خدمات جانبی و هزینه‌های عبوری، درآمد سالانه ایران از این محل می‌تواند به رقمی نزدیک به ۴۷ تا ۴۸ میلیارد دلار برسد.