سعید مستغاثی، منتقد و پژوهشگر سینما در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا در خصوص سریال «کلینیک رویا» عنوان کرد: کلینیک رویا، در ظاهر انتخابی هوشمندانه برای ورود به یکی از مهمترین بحرانهای فعلی کشور یعنی فرزندآوری و سیاستهای جمعیتی دارد. سازندگان با استفاده از فانتزیهای نوشتاری و بصری، تلاش کردهاند از کلیشههای پندآموز رایج در تلویزیون فاصله بگیرند. استفاده از موقعیتهایی مثل بارداری در سنین بالا یا نقدِ «شعار فرزند کمتر» از درون یک اثر سفارشی، نشاندهنده جسارتی است که در کمتر سریالی دیده شده است.
وی افزود: با وجود ایدههای جسورانه، سریال در مرحله اجرا با بحران هویت روبروست. اثر نه در کمدیسازی موفق است و نه در درامپردازی. شوخیها گاهی چنان تکراری و سطحی هستند که به جای طنز موقعیت، به بلاهت شخصیتها پهلو میزنند. از سوی دیگر، لوکیشنهای محدود و تکراری زایشگاه که میتوانست بستری برای خلق تعلیق باشد، به دلیل ریتم کند و سکانسهای طولانی و بیهدف، مخاطب را به سرعت دلزده میکند. این سریال در واقع در تله ایدههای خوب اما پرداختهای ضعیف گرفتار شده است.
مستغاثی با اشاره به تیم بازیگران این سریال تلویزیونی گفت: حضور وحید رهبانی و جواد خواجوی، نقطه اتصال سریال به مخاطب است. رهبانی که با تجربههایی همچون خانه ما و گاندو توانایی خود را در تغییر فضا نشان داده، در اینجا سعی دارد با اتکا به پرسونای خاص خود، پزشک داستان را متفاوت جلوه دهد. اما حتی بهترین بازیگران نیز در مقابل فیلمنامهای که فاقد دیالوگهای هوشمندانه و شخصیتپردازیهای چندلایه است، دستبسته هستند. بازیگر در این سریال، گاهی مانند نقاشی زبردست بر روی بومی کثیف عمل میکند. پتانسیل بازیگر وجود دارد، اما بستر برای درخشش فراهم نیست.
وی خاطرنشان کرد: شاید اصلیترین نقد به کلینیک رویا، نادیده گرفتن استانداردهای مخاطب امروز باشد. امروز مخاطبی که به راحتی به پلتفرمهای جهانی و نمایش خانگی دسترسی دارد، به راحتی تصنع را از خلاقیت تشخیص میدهد.
این منتقد سینما تصریح کرد: ارجاعات نوستالژیک سریال به دهههای گذشته، اگرچه شیرین است، اما نمیتواند جای خالیِ قصهگویی مدرن را پر کند. این سریال مصداق بارز تلاشی است که میخواهد سفارشی و همزمان مردمی باشد، اما در لایههای میانی روایت دچار لکنت میشود.
وی در این خصوص افزود: کلینیک رویا در دورهای که جامعه زیر فشارهای اقتصادی و اجتماعی است، فرصت طلایی سرگرمیسازی را داشت. این اثر ثابت کرد که برای جذب مخاطب، تنها ایده خلاقانه و جسارت در موضوع کافی نیست، بلکه ظرافت در اجرا و درک زبان مخاطب شروط اصلی ماندگاری هستند.
مستغاثی در پایان گفت: کلینیک رویا نه آنقدر بد است که نادیده گرفته شود و نه آنقدر ساختاریافته است که به الگویی برای سریالسازی تبدیل شود. این اثر، یک تجربه میان مایه است که بیش از هر چیز، ضرورت اصلاح ساختار فیلمنامهنویسی در سیمافیلم را به رخ میکشد.