زنگ خطر برای قدرت نرم ایران/ وقتی فرهنگ در عدد و رقم بودجه گم می‌شود

به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در دنیای امروز، فرهنگ و رسانه دیگر صرفاً حوزه‌ای برای سرگرمی یا فعالیت‌های هنری نیستند؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین ابزارهای قدرت نرم، دیپلماسی عمومی و حتی امنیت ملی کشورها تبدیل شده‌اند. بررسی ساختار بودجه فرهنگی ایران در لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که سهم دستگاه‌های فعال در حوزه دین، فرهنگ، هنر و رسانه از کل مصارف بودجه عمومی کشور حدود ۱.۷۵ درصد است؛ رقمی در حدود ۱۰۴ هزار میلیارد تومان.

فرهنگ در تله هزینه‌های جاری

با وجود این سهم، بخش عمده این اعتبارات صرف هزینه‌های جاری مانند حقوق و دستمزد، امور اداری و پرداخت‌های سازمانی می‌شود و منابع محدودی به توسعه پروژه‌های فرهنگی، تولید محتوا یا گسترش صنایع خلاق اختصاص می‌یابد. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در گزارشی تخصصی تأکید کرده است که پراکندگی اعتبارات میان نهادهای متعدد و تمرکز بر هزینه‌های جاری، اثربخشی بودجه فرهنگی را کاهش داده و مانع شکل‌گیری پروژه‌های بزرگ و تحول‌آفرین در این حوزه شده است.

رقابت میلیارد دلاری برای تسخیر افکار عمومی منطقه

این وضعیت در شرایطی مطرح می‌شود که در منطقه غرب آسیا رقابت قابل توجهی برای گسترش نفوذ فرهنگی در جریان است. کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی و ترکیه سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای در زیرساخت‌های فرهنگی، تولیدات رسانه‌ای و صنایع سرگرمی انجام داده‌اند. برآوردها نشان می‌دهد مجموع سرمایه‌گذاری سالانه این کشورها در حوزه قدرت نرم و صنایع فرهنگی به بیش از ۲۱ میلیارد دلار می‌رسد.

برای نمونه، عربستان سعودی در چارچوب برنامه تنوع‌بخشی اقتصادی خود، سرمایه‌گذاری چند میلیارد دلاری در حوزه سرگرمی، سینما و پروژه‌های فرهنگی انجام داده و تلاش می‌کند این حوزه را به یکی از بخش‌های مکمل اقتصاد غیرنفتی تبدیل کند. ترکیه نیز با تمرکز بر صادرات سریال‌های تلویزیونی، گردشگری فرهنگی و فعالیت‌های مذهبی بین‌المللی، مدل ترکیبی از دیپلماسی فرهنگی و رسانه‌ای را دنبال می‌کند. امارات متحده عربی نیز با سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های رسانه‌ای و فرهنگی و حمایت از پروژه‌های بین‌المللی میراث فرهنگی، جایگاه خود را در شاخص‌های جهانی قدرت نرم تقویت کرده است.

در سطح جهانی نیز نمونه‌هایی مانند کره جنوبی نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از فرهنگ به عنوان یک صنعت راهبردی بهره برد. این کشور با تمرکز بر صنایع خلاقی مانند موسیقی، سریال‌های تلویزیونی، بازی‌های ویدئویی و پویانمایی، توانسته است علاوه بر گسترش نفوذ فرهنگی، درآمدهای صادراتی قابل توجهی ایجاد کند. در این مدل، دولت بیشتر نقش سیاست‌گذار و تسهیل‌کننده را ایفا می‌کند و با ابزارهایی مانند ضمانت‌های مالی و صندوق‌های سرمایه‌گذاری، زمینه رشد بخش خصوصی و مالکیت فکری تولیدات فرهنگی را فراهم می‌سازد.

گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس تأکید می‌کند که مقایسه صرف درصد بودجه فرهنگی ایران با میانگین‌های جهانی می‌تواند گمراه‌کننده باشد. هرچند سهم ۱.۷۵ درصدی در ظاهر نزدیک به برخی کشورهاست، اما حجم کل بودجه عمومی ایران و نحوه مصرف این اعتبارات باعث می‌شود خروجی عملی و اثرگذاری آن در عرصه فرهنگی و رسانه‌ای محدود باشد.

بر همین اساس، کارشناسان پیشنهاد می‌کنند برای افزایش کارآمدی بودجه فرهنگی، چند اصلاح ساختاری در دستور کار قرار گیرد: حرکت از بودجه‌ریزی نهادمحور به برنامه‌محور، تمرکز منابع بر پروژه‌های ملی و صنایع خلاق، ایجاد سازوکارهای حمایت از تولید و صادرات محتوای فرهنگی و استفاده بیشتر از سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در این حوزه.

در نهایت، تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که در فضای رقابتی امروز، موفقیت در حوزه فرهنگ تنها به افزایش عددی بودجه وابسته نیست؛ بلکه به نحوه تخصیص منابع، تمرکز بر پروژه‌های راهبردی و پیوند دادن فرهنگ با اقتصاد خلاق و دیپلماسی عمومی بستگی دارد.
:::

در حالی که کشورهای منطقه با سرمایه‌گذاری‌های میلیارد دلاری در سینما، رسانه و صنایع خلاق، فرهنگ را به ابزاری راهبردی برای گسترش نفوذ و تنوع‌بخشی به اقتصاد خود تبدیل کرده‌اند، سهم فرهنگ در بودجه عمومی ایران تنها حدود ۱.۷۵ درصد است؛ رقمی که بخش عمده آن نیز صرف هزینه‌های جاری می‌شود.