به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بسیج جامعه پزشکی، شهید دکتر محمدعلی رهنمون در هفتم مرداد ماه سال ۱۳۳۴ در شهر یزد متولد شد. او از پزشکان فعال و خوش اخلاق دوران جنگ بود که در عملیاتهای مختلف در خط مقدم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مشغول به ارایه خدمات درمانی به رزمندگان آسیب دیده جنگ بود. شهید رهنمون سر انجام در هشتم اسفند ماه سال ۱۳۶۲ در عملیات خیبر به شهادت رسید. اقدامات این شهید بزرگوار به قدری ارزشمند بود که در سال ۱۳۹۰ شهید شاخص سازمان بسیج جامعه پزشکی کشور شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا ,
دکتر محمدرضا محمدی، رئیس مرکز تحقیقات روانپزشکی و روانشناسی دانشگاه علوم پزشکی تهران از دوستان نزدیک و همرزمان شهید رهنمون بوده که حضور فعالی در عملیاتهای مختلف در کنار او داشته است. به همین دلیل برای آشنایی بیشتر با روحیات و اخلاقیات این شهید بزرگوار با او به صحبت نشستیم که متن این گفتگو را در ادامه میخوانید.
,
,
ابتدا از نحوه آشنایی خود با شهید دکتر رهنمون برایمان بگویید.
,
, ابتدا از نحوه آشنایی خود با شهید دکتر رهنمون برایمان بگویید.,
محمدی: با شهید رهنمون در سال سوم دبیرستان و در دبیرستان رسولیان یزد آشنا شدم. پس از پایان دوره دبیرستان هر دو در آزمون ورودی دانشگاه شرکت کردیم. دکتر رهنمون در دانشگاه علوم پزشکی اهواز پذیرفته شد و من در دانشگاه اصفهان. با وجود دوری مسافت همچنان به دوستی خود را ادامه دادیم. پس از فارغالتحصیلی در دانشگاه هر دو در بهداری سپاه پاسداران عضو شدیم و در عملیاتهای مختلف شرکت کردیم.
,,
با توجه به اینکه از دوستان نزدیک شهید رهنمون بودید، شیرینترین خاطرهای که از این شهید به خاطر دارید را برایمان بگویید.
محمدی: بیشترین خاطراتی که با این شهید داشتم مربوط به دوران دبیرستان بود. شهید رهنمون کلاس یازدهم بودند و من به دلیل یکسری اتفاقات از دبیرستان دیگری به دبیرستان رسولیان یزد انتقالی گرفتم. شهید رهنمون در آن دوران، شاگر اول کلاس بود. به خاطر دارم در کلاس زبان انگلیسی که معلم بسیار سختگیری هم داشتیم من یک نمره بالاتر از بقیه گرفته بودم و پس از زنگ تفریح، شهید رهنمون به جای اینکه با من مانند رقیب خود رفتار کند، بسیار تشویقم میکرد و از این موضوع بسیار خوشحال بود در حالی که برخی همکلاسیهایم رفتار درستی با من نداشتند. خاطره دیگرم مربوط به زلزله طبس میشود که در شب اتفاق افتاد و باعث تخریب همه ساختمانها و کشته شدن بسیاری از مردم شد. در آن زمان شهید رهنمون به عنوان نیروی درمانی در آن منطقه حضور داشت تا به زلزلهزدگان کمک کنند.
,
,
او مصاحبهای به زبان انگلیسی با رادیو بیبیسی انجام داد و به خوبی توانست تمام مشکلات و کمکرسانیهای ناقصی را که از طرف شاه انجام شده بود بیان کند. این مصاحبه پخش و جهانی شد. چرا که او از ارایه خدمات دولت وقت شکایت و از کمکرسانیهای علمای خراسان و یزد به مردم تشکر کرده بود و به خوبی توانسته بود بیتوجهی شاه را نسبت به سختی زندگی مردم نشان دهد. شهید رهنمون در تصمیم گیریهایی که در مورد بهداشت و درمان جنگ برای سپاه صورت میگرفت هم با مسئولان همفکری میکرد که این موضوع هم بسیار کمک کننده بود.
,
با توجه به موقعیتی که از شهید رهنمون در طول دوران تحصیل گفتید و اینکه او شاگرد اول کلاس شده بود فکر میکنید چه چیزی باعث شد او جبهه را برای ارایه خدمات درمانی انتخاب کند؟
محمدی: زمانی که ما فارغالتحصیل شدیم جنگ شروع شد و شرایط بسیار سختی از لحاظ روانی بر کشور حاکم بود. این موضوع باعث شد محمدعلی تصمیم بگیرد عضو سپاه شود چون در آن زمان سپاه و ارتش دو ارگانی بودند که در خط مقدم جبهه حضور داشتند. بنابراین باید بهداری ارتش و سپاه هم برای معالجه مجروحان جنگی به جبهه میرفت. البته وزارت بهداشت و بخشهای درمانی دیگر هم کمک میکردند و مهمترین موضوع خدمت پزشکان به مجروحان جنگی بود.
, با توجه به موقعیتی که از شهید رهنمون در طول دوران تحصیل گفتید و اینکه او شاگرد اول کلاس شده بود فکر میکنید چه چیزی باعث شد او جبهه را برای ارایه خدمات درمانی انتخاب کند؟,
,
,
با توجه به شرایط سخت جبهه و فشارهای روانی که برای اکثر رزمندگان به وجود میآمد، رفتار و روحیات شهید رهنمون در مواجه با همرزمانشان و مجروحان جنگی چگونه بود؟
محمدی: شهید رهنمون بسیار خوش اخلاق و خوش صحبت بود و همه همرزمانش با او رابطهای بسیار گرم و صمیمی داشتند. او در برخورد با مجروحان بسیار فعال و صمیمی بود و شبانهروز وقت خود را برای معالجه آنها میگذاشت. به خاطر دارم زمانی که جنگ شروع شده بود و اهواز در تیررس گلولههای دشمن قرار داشت، مردم شهر را به طور کامل تخلیه کرده بودند. در آن شرایط حتی بیمارستانها هم ناامن بودند به همین دلیل شهید رهنمون از من خواست که به اهواز بروم و در کادر درمانی به آنها کمک کنم.
در آن زمان هر دو ما انترن بودیم، اوضاع آنقدر ناامن بود که بیمارستان هم به طور کامل تخلیه شده بود و ما مجبور بودیم در زیر زمین هتل نادری اهواز پایگاه اورژانس تشکیل دهیم؛ چون هتل چند طبقه بود و در صورت بمباران طبقات بالایی آن آسیب میدیدند و زیر زمین بسیار امن بود. پس از مدتی من و شهید رهنمون به همراه چند تن دیگر از همراهانمان اداره بهداری سپاه را در آن منطقه بر عهده گرفتیم.
,
, با توجه به شرایط سخت جبهه و فشارهای روانی که برای اکثر رزمندگان به وجود میآمد، رفتار و روحیات شهید رهنمون در مواجه با همرزمانشان و مجروحان جنگی چگونه بود؟,
,
,
,
,
,
,
از خاطرات خودتان در طول دوران جنگ و همکاریهایی که با شهید رهنمون داشتید بگویید؟
, از خاطرات خودتان در طول دوران جنگ و همکاریهایی که با شهید رهنمون داشتید بگویید؟,
محمدی: شیرینترین خاطرهای که در طول دوران جنگ با او داشتم به همان اورژانس زیر زمینی مربوط میشود که در طول شب بسیار تاریک میشد و ما نمیتوانستیم هیچ چراغی روشن کنیم و در آن شرایط سخت با هم به مجروحان رسیدگی میکردیم. شهید رهنمون در آن زمان رئیس بیمارستان نجمیه بود و همین موضوع باعث میشد که بیشتر به تهران برود و ما به صورت دایمی در منطقه حضور داشتیم. از طرفی چون تعداد ما در کادر درمانی بسیار کم بود دکتر رهنمون در بسیاری از عملیاتها شرکت میکرد و کارهای سازماندهی با عنوان ستاد امداد و درمان جنگ را انجام میداد و نیروهای درمانی را در شهرهای اهواز و ایلام تقسیم و به منطقه عملیاتی اعزام میکرد.
,
,
او مدتی هم رئیس بیمارستان شهید کلانتری اندیمشک بود و مجروحانی را که از جبهه اندیمشک به بیمارستان میآوردند را معالجه میکرد یا با آمبولانس و هلیکوپترهای امدادی به خط مقدم جبهه میرفت و آنها را در بیمارستانهای صحرایی معالجه میکرد. شرایط جبهه به گونهای است که ممکن است برخی افراد از رفتن به آنجا پشیمان شوند، آیا کسانی از همرزمانتان بودند که تحت تاثیر رفتار شهید رهنمون جنگ و انقلاب را انتخاب کرده باشند؟
محمدی: بله. بعضی پزشکانی که به جبهه میرفتند علاقهای به ادامه فعالیت خود نداشتند و به صورت ناخواسته به آنجا اعزام شده بودند. آنها وقتی رفتار و برخورد شهید رهنمون را با مجروحان و نحوه سرویسدهی خوب او را میدیدند تحت تاثیر رفتار او قرار میگرفتند و به صورت شبانهروزی فعالیت میکردند. شهید رهنمون به قدری خوش برخورد بود که توجه بسیاری از این پزشکان را به انقلاب اسلامی و جبهه و جنگ جلب کرده بود.
,
,
آیا از چگونگی و نحوه شهادت شهید رهنمون اطلاعی دارید؟
محمدی: در هشتم اسفند سال ۱۳۶۲ هنگام نماز صبح گلوله توپی به جلوی در خوابگاه پزشکان در بیمارستان خاتم الانبیا (ص) پرتاب شده و ترکشهای آن در خوابگاه پخش میشود. دکتر رهنمون در آن زمان به همراه سایر پزشکان مشغول خواندن نماز صبح بود و این ترکشها به پا و دیگر اعضای بدنش اصابت میکند و در همان جا شهید میشود. در آن زمان پزشکان دیگری چون دکتر طهماسبی و دیانت هم حضور داشتند که با عمل جراحی که روی آنها انجام شد بهبود یافتند.
, آیا از چگونگی و نحوه شهادت شهید رهنمون اطلاعی دارید؟,
,
,
دکتر خداپرست نیز به شدت مجروح شده بود و شدت جراحات به قدری زیاد بود که در حین عمل جراحی به شهادت رسید. پس از این اتفاق یکی از بستگان شهید رهنمون او را در خواب دیده بود که به او گفته بود در زمان اصابت گلوله چیزی متوجه نشدم و همه چیز در یک لحظه تمام شد.
,
,
از اینکه وقت خود را به مااختصاص دادید سپاسگزاریم.
محمدی: خواهش میکنم. موفق باشید.
,
,
انتهای پیام/خ
]