به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا و به نقل از لرسو؛ تعلیم و تربیت بحث ساختن افرادانسانهاست. یک مکتب دارای هدفهای مشخص است و مقررات همهجانبهای دارد و به اصطلاح سیستم حقوقی و اقتصادی و سیاسی دارد که نمیتواند یک سیستم خاص آموزشی نداشته باشد. یعنی مکتبی که میخواهد در مردم طرحهای خاص اخلاقی، اقتصادی و سیاسی را پیاده کند بالاخره اینها را برای انسانها میخواهد اعم از اینکه هدف فرد باشد یا جامعه.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, لرسو,در اسلام هم اصالت فرد محفوظ است هم اصالت جامعه. یعنی فرد خودش خالی از اصالت نیست پس بالاخره طرحی و برنامهای برای ساختن فرد وجود دارد اعم از اینکه فرد را باید ساخت برای طرحهایی که برای اجتماع و جامعه است.
,انواع علم
, انواع علم,حضرت علی(ع) میفرمایند: علم دو علم است: یکی علم شنیده شده یعنی فراگرفته شده از خارج و دیگری علم مطبوع.
,علم مطبوع آن علمی است که از طبیعت و سرشت انسان سرچشمه میگیرد؛ علمی که انسان از دیگری یاد نگرفته و معلوم است که همان قوه ابتکار شخص است. بعد میفرمایند: وعلم مسموع اگر علم مطبوع نباشد فایده ندارد، و واقعاً هم همین جور است. این را در تجربهها درک کردهاید افرادی هستند که اصلاً علم مطبوع ندارند. منشأ آن هم اغلب سوء تعلیم و سوء تربیت است، نه اینکه استعدادش را نداشتهاند. تعلیم و تربیت آن جوری نبوده که آن نیروی مطبوع او را به حرکت درآورد و پرورش دهد.
,دعوت اسلام به تعلیم و تعلم
, دعوت اسلام به تعلیم و تعلم,شهید مطهری به دعوت اسلام به تعلیم و تعلم اشاره میکند و مینویسد: مسئلهی دیگر، مسئلهی علم و تعلم است که این دیگر فراگیری است که افراد از یکدگیر فرابگیرند.
,پیغمبر اکرم(ص) فرمودند: من فرستاده شدم برای تعلیم. در آن داستان معروف که حضرت وارد مسجدشان شدن و درو حلقه جمعیت دیدند که در یکی مردم مشغول عبادت بودند و در دیگری مشغول تعلیم و تعلم فرمود: هر دو کار خوب میکنند ولی من برای تعلیم فرستاده شدهام و بعد خود آنحضرت آمدند در آن جمعی که مشغول تعلیم و تعلم بودند نشستند.
,دعوت اسلام به تعلیم و تعلم امر و اضحی است و باید در حدود علم اسلامی و تعلیمات اسلامی بحث کنیم که آن علمی که اسلام دعوت میکند، چه علمی است.
,پس در این جهت که اسلام به طور کلی دعوت به تعلیم و تعلم کرده است، یعنی هدف اسلام و جزء خواستههای اسلام عالم بودن امت اسلامی است بحثی نیست.
,در مسئله تعلیم و تعلم، عمده آنست که ما ببینیم حدود این مطلب چیست؟
,کدام علم؟
,هر وظیفهای از وظایف اسلامی که نیازمند به علم باشد، همان علم برایش واجب میشود به عنوان یک واجب نفسی تهیوی. یعنی واجبی که ما را آماده میکند برای واجب دیگر، واجبی که نوعی واجب مقدمی است. علم اخلاق هم طبعاً اسلام از ما میخواهد، تزکیه نفس میخواهد که آن هم بدون علم ممکن نیست.
,همچنین ما وقتی باید یک سلسله دستورات را از قرآن بیاموزیم بدیهی است آموختن خود قرآن و تفسیر آن واجب است. و دایرهی علم آن وقت توسعه پیدا میکند که ما گذشته از واجبهای عینی یک سلسله واجبهای کفایی داریم یعنی واجبهایی که باید براساس تقسیم کار صورت گیرد نظیر اینکه وجود پزشک لازم است پس علم پزشکی واجب کفایی است.
,در تعلیم و تربیت اسلامی به مسئلهی رشد فکری و تعقل اهمیت فراوان دادهاند و دیگر اینکه به خود تعلیم نیز اهمیت داده شده است و تعلیم هم یک حدود مشخص ندارد که بگوییم علم کلام چطور؟ علم اخلاق چطور؟ فیزیک چطور؟ اسلام نیامده که علوم را مشخص کند و بگوید مثلاً فیزیک بیاموزید یا نیاموزید. یک چیزهایی گفته که باید آنها را انجام داد و آنها توقف دارد به آموختن اینها. پس باید اینها را آموخت.
,انتهای پیام/
,منبع: مجموعه آثار استاد شهید مطهری جلد 22 با تخلیص
]