فرهنگ"ما نمیتوانیم" جام زهر را به امام (ره) خوراند/ رهبر انقلاب: پذیرش قطعنامه به خاطر مسئولان آنروز کشور بود
قطعنامه را هم که امام قبول کرد، بهخاطر این فشارها نبود. قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسؤولین آن روزِ امورِ اقتصادی کشورْ مقابلِ رویِ او گذاشتند.
[
از این رو برای اینکه متوجه شویم که چرا کار به جایی رسید که امام خمینی(ره) مجبور به سرکشیدن جام زهر قبول قطعنامه شد و اصولاً چه کسانی این جام زهرآلود را به امام تحمیل کردند، ابتدا باید به بررسی مواضع امام خمینی (ره) در خصوص جنگ بپردازیم.
جنگی که میبایست در رأس همه امور کشور قرار میگرفت
ایشان از همان سالهای ابتدای شروع جنگ، تأکید بر دفع تجاوز دشمن داشته، خواهان در اولویت قرار دادن این مسئله توسط مردم و مسئولین شده و هرساله مجدداً آن را متذکر میشدند.
ایشان در سخنرانی 21 خرداد 1362 میفرمایند: «امروز هم در رأس تمام مسائلمان جنگ است. اگر یک روز غفلت کنیم حمله خواهند کرد بر ما و همه چیز ما را از بین خواهند برد ... اگر بعض از منحرفین و منافقین بین مردم بیفتند و بگویند که جنگ را تمام کنیم، شما هم قبول کنید، ... بدانید که اسلام در خطر کفر است. اگر چنانچه امروز ما یک کلمه عقبنشینی کنیم، اگر ملت ما یک قدم سستی به خودش راه بدهد و عقبنشینی کند، نوامیسش، اموالش، جانهای جوانهایش همهاش به باد خواهد رفت» .
در پیام 22 بهمن 1363 نیز میفرمایند: «امروز جنگ اصلیترین مسئله کشور است. ملت عزیز باید توجه داشته باشد که در کشوری زندگی میکند که بیش از چهار سال است که در جنگ بسر میبرد ... امروز اسلام در مقابل تمامی کفر است و با کوچکترین درنگ در این امر حیاتی چنان ضربهای خواهیم خورد که جبرانش به این زودیها میسر نمیشود» .
امام خمینی در پیام 16 مرداد 1365 خطاب به زائران حج ابراهیمی نیز صلح با صدام را از بزرگترین گناهان و واضحترین خیانتها به مسلمین دانسته ، میفرمایند: «سازش و صلح تحمیلی بدتر از جنگ، چه معنی دارد ؟ ... کیست که نداند صلح با این حزب، به رسمیت شناختن حکومت بعث است که با قتل و جنایت بر یک کشور اسلامی حکومت میکند؟ و کیست که نداند این امر از بزرگترین گناهان است و از واضحترین خیانتها به مسلمین است؟»
جنگ برای امام برغم برخی مسئولان در رأس همه امور کشور قرار داشت
ایشان در سالروز میلاد امام رضا (ع) در تاریخ 28 تیر 1365 نیز میفرمایند: «در جبههها هیچ نگذارید دشمن آرامش پیدا کند. اگر بگذارید آرامش پیدا کند، میرود و تجهیز بیشتر میکند و شما را به زحمت میاندازد . باید نگذارید که او یک شب از اضطراب بیرون بیاید. الان در اضطراب هستند؛ نگذارید که از اضطراب بیرون بیایند».
حجت الاسلام دکتر محمد مهدی بهداروند نیز در این مورد اظهار میدارد: «امام خمینی (ره) ادامه جنگ تا پیروزی کامل بر دشمن را خواستار بودند و هیچ گاه به دنبال پذیرش صلح [تحمیلی] نبودند. چون ایشان این جنگ را به صحنه درگیری با نظام استکبار و منویات شوم سازمان ملل تبدیل کرده بودند؛ لذا پذیرش قطعنامه را پذیرش خواستههای سازمانی میدانستند که در جهت اهداف استکباری حرکت میکند.»
اجرای سناریوی پذیرش قطعنامه 598
آقای هاشمی رفسنجانی نیز در یادداشت روز 27 خرداد 1367 خود مینویسد: «عصر آقای خامنهای آمدند و همراه ایشان و احمد آقا برای مذاکره در امر آینده جنگ خدمت امام رفتم. وضع جبههها، نیروها، امکانات کشور و وضع دشمن را برای امام تشریح کردیم و دو راه بسیج نیروها و امکانات برای جنگ، یا پذیرش ختم جنگ را برای امام مطرح کردیم. ایشان راه اول را انتخاب کردند و برای صدور حکم واجب بودن رفتن به جبههها برای همه، کاری که سال گذشته نشد و پیشنهاد شده بود، اظهار آمادگی کردند.»
آقای محسن رضایی (فرمانده وقت سپاه پاسداران) نیز در این رابطه میگوید: «آقای هاشمی اواخر خرداد ماه 67 به کرمانشاه آمدند و گفتند که ما سران قوا خدمت امام رسیدیم و امام نظرات ما را برای پذیرش آتشبس نپذیرفت و گفت که باید به جنگ ادامه بدهید. ما گفتیم که پول نداریم؛ امام گفتند از مردم مالیات بگیرید. گفتیم ارز نداریم، گفتند که خودتان برای آن فکری بکنید. گفتیم مردم به جبهه نمیآیند، گفتند که دستور جهاد خواهم داد.»
امام خمینی(ره) حتی دو هفته قبل از پذیرش قطعنامه نیزهرگونه تردید در ادامه جنگ را خیانت به اسلام رسول الله (ص) تعبیر کردند و قاطعانه خواستار ادامه مقاومت بودند.
ایشان در پیام 13 تیر 1367 میفرمایند: باید نگذاریم که تلاش فرزندان انقلابیمان در جبههها از بین برود. برای برپایی احکام اسلام عزیز دست اتحاد به یکدیگر داده ، محکم و استوار تا پیروزی اسلام حرکت کنیم. مسئولین نظام باید تمامی همّ خود را در خدمت جنگ صرف کنند. این روزها باید تلاش کنیم تا تحولی عظیم در تمامی مسائلی که مربوط به جنگ است به وجود آوریم. باید همه برای جنگی تمام عیار علیه آمریکا و اذنابش به سوی جبهه رو کنیم. امروز تردید به هر شکلی خیانت به اسلام است. غفلت از مسائل جنگ، خیانت به رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم- است. اینجانب جان ناقابل خود را به رزمندگان صحنه ای نبرد، تقدیم مینمایم».
همان گونه که ملاحظه گردید، امام خمینی(ره) تا چند روز پیش از پذیرش قطعنامه 598 نیز همچنان معتقد به ادامه جنگ بودند و این عقیده در ایشان هیچ گاه سست نشد.
فرهنگ"ما نمیتوانیم" جام زهر را به امام خوراند
به راستی چه عاملی امام راحل را (ره) – که ایشان هم بنابر مصالح آن را ذکر نمیکنند- مجبور به پذیرش قطعنامه کرد؟ به راستی چه کسانی جام زهر را به امام نوشاندند؟
در خصوص چرایی این موضوع روایتهای گوناگونی از مسئواین وقت سیاسی و نظامی مطرح شده است. اما نگاه رهبر معظم انقلاب(مدظلهالعالی) -که آن روزها در کسوت رییس جمهور بودند- از همه نقلها دقیقتر و صحیحتر به نظر میرسد.
قطعنامه را هم که امام قبول کرد، بهخاطر این فشارها نبود. قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسؤولین آن روزِ امورِ اقتصادی کشورْ مقابلِ رویِ او گذاشتند و نشان دادند که کشور نمیکِشد و نمیتواند جنگ را با این همه هزینه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت.
پذیرش قطعنامه، به خاطر ترس نبود؛ به خاطر هجوم دشمن نبود؛ به خاطر تهدید امریکا نبود؛ بهخاطر این نبود که امریکا ممکن است در امر جنگ دخالت کند. چون امریکا، قبل از آن هم در امر جنگ دخالت میکرد. وانگهی؛ اگر همهی دنیا در امر جنگ دخالت میکردند، امام رضواناللَّه علیه، کسی نبود که رو برگرداند. بر نمیگشت! آن، یک مسألهی داخلی بود؛ مسألهی دیگری بود.
در تمام عمر ده سالهی حیات مبارک امام رضوان اللَّه تعالی علیه، پس از پیروزی انقلاب، یک لحظه اتّفاق نیفتاد که او به خاطر سنگینیِ بارِ تهدیدِ دشمن، در هر بُعدی از ابعاد، دچار تردید شود. این، یعنی همان برخورداری از روحیهی حسینی.
برای تایید این بخش از سخنان رهبر معظم انقلاب در زیر بخشهایی از سخنان خواص آن روز جامعه، که قبول قطعنامه را به امام راحل تحمیل کردند، آمده است.
هاشمی، رضایی و موسوی، مثلث ما نمیتوانیم....
آقای هاشمی در ملاقات 27 خرداد 67 با امام خمینی(ره) نیز به ایشان میگوید: مردم به جبهه نمیآیند !
آقای هاشمی در جای دیگر دلایل پذیرش قطعنامه را به گونه دیگری روایت میکند: دولت میر حسین موسوی در آن مقطع اعلام کرد دیگر قادر به تدارک مالی نیست؛ از لحاظ ابزار جنگ هم آقای محسن رضایی نامهای به امام نوشت و تجهیزات متعددی از جمله چند صد هواپیما و تعداد زیادی توپ و تانک خواست ... مجموعه این عوامل ما را به این نتیجه رساند که ادامه جنگ بیش از آن درست نیست.
ایشان در مصاحبه دیگری اظهار میدارد : پس از فرماندهی من و تغییر و تحولات سیاسی منطقه و اوضاع اقتصادی ایران و وضعیت نفت و بالاتر از همه چراغ سبز قدرتهای غربی به صدام برای ارتکاب هر نوع جنایت در ایران، کم کم به این نتیجه رسیدیم که ادامه جنگ به صلاح نیست (!!)
و بالاخره ایشان در مصاحبهای در سال 1385 اظهار میدارد : وضع اقتصادی ما بد شده بود و دنیا تصمیم گرفته بود بدون رعایت مقررات جنگ، اجازه بدهد صدام هر کاری میخواهد انجام دهد ... ما نگذاشتیم این شرایط حاد به وجود بیاید و با پذیرش قطعنامه و تحمیل شرایط، ما جنگ را به پایان رساندیم.
منابع:
صحیفه امام خمینی (ره)
محمد مهدی بهداروند. «قاب قطعنامه 598 و زبان تفسیر ما»
اکبر هاشمی رفسنجانی . «پایان دفاع ، آغاز بازسازی»
رضا خجسته رحیمی .«دلگیر شدم»
حسین علایی .«نگاهی به روند پایان جنگ و پذیرش قطعنامه 598»
محمد حسن روزی طلب . «پذیرش جام زهر»,
,
,
, جنگی که میبایست در رأس همه امور کشور قرار میگرفت, جنگی که میبایست در رأس همه امور کشور قرار میگرفت,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, جنگ برای امام برغم برخی مسئولان در رأس همه امور کشور قرار داشت , جنگ برای امام برغم برخی مسئولان در رأس همه امور کشور قرار داشت ,
,
,
,
,
,
, اجرای سناریوی پذیرش قطعنامه 598, اجرای سناریوی پذیرش قطعنامه 598,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, فرهنگ"ما نمیتوانیم" جام زهر را به امام خوراند, فرهنگ"ما نمیتوانیم" جام زهر را به امام خوراند,
,
,
,
,
,
, قطعنامه را هم که امام قبول کرد، بهخاطر این فشارها نبود. قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسؤولین آن روزِ امورِ اقتصادی کشورْ مقابلِ رویِ او گذاشتند,
,
, پذیرش قطعنامه، به خاطر ترس نبود؛ به خاطر هجوم دشمن نبود؛ به خاطر تهدید امریکا نبود؛ بهخاطر این نبود که امریکا ممکن است در امر جنگ دخالت کند. چون امریکا، قبل از آن هم در امر جنگ دخالت میکرد. وانگهی؛ اگر همهی دنیا در امر جنگ دخالت میکردند، امام رضواناللَّه علیه، کسی نبود که رو برگرداند. بر نمیگشت! آن، یک مسألهی داخلی بود؛ مسألهی دیگری بود.,
,
,
,
,
,
, هاشمی، رضایی و موسوی، مثلث ما نمیتوانیم...., هاشمی، رضایی و موسوی، مثلث ما نمیتوانیم....,
,
,
,
, آقای هاشمی در جای دیگر دلایل پذیرش قطعنامه را به گونه دیگری روایت میکند: دولت میر حسین موسوی در آن مقطع اعلام کرد دیگر قادر به تدارک مالی نیست؛ از لحاظ ابزار جنگ هم آقای محسن رضایی نامهای به امام نوشت و تجهیزات متعددی از جمله چند صد هواپیما و تعداد زیادی توپ و تانک خواست ... مجموعه این عوامل ما را به این نتیجه رساند که ادامه جنگ بیش از آن درست نیست. ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بلاغ، در ادامه بررسی علل و عوامل پذیرش قطعنامه 598، به این نکته میرسیم که چرا امام خمینی(ره) با پذیرش قطعنامه موافقت کردند. ایشان به شدت از پذیرش قطعنامه ناراضی و ناراحت بودند و این نارضایتی در تک تک کلمات ایشان نمایان بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بلاغ,از این رو برای اینکه متوجه شویم که چرا کار به جایی رسید که امام خمینی(ره) مجبور به سرکشیدن جام زهر قبول قطعنامه شد و اصولاً چه کسانی این جام زهرآلود را به امام تحمیل کردند، ابتدا باید به بررسی مواضع امام خمینی (ره) در خصوص جنگ بپردازیم.
جنگی که میبایست در رأس همه امور کشور قرار میگرفت
ایشان از همان سالهای ابتدای شروع جنگ، تأکید بر دفع تجاوز دشمن داشته، خواهان در اولویت قرار دادن این مسئله توسط مردم و مسئولین شده و هرساله مجدداً آن را متذکر میشدند.
ایشان در سخنرانی 21 خرداد 1362 میفرمایند: «امروز هم در رأس تمام مسائلمان جنگ است. اگر یک روز غفلت کنیم حمله خواهند کرد بر ما و همه چیز ما را از بین خواهند برد ... اگر بعض از منحرفین و منافقین بین مردم بیفتند و بگویند که جنگ را تمام کنیم، شما هم قبول کنید، ... بدانید که اسلام در خطر کفر است. اگر چنانچه امروز ما یک کلمه عقبنشینی کنیم، اگر ملت ما یک قدم سستی به خودش راه بدهد و عقبنشینی کند، نوامیسش، اموالش، جانهای جوانهایش همهاش به باد خواهد رفت» .
در پیام 22 بهمن 1363 نیز میفرمایند: «امروز جنگ اصلیترین مسئله کشور است. ملت عزیز باید توجه داشته باشد که در کشوری زندگی میکند که بیش از چهار سال است که در جنگ بسر میبرد ... امروز اسلام در مقابل تمامی کفر است و با کوچکترین درنگ در این امر حیاتی چنان ضربهای خواهیم خورد که جبرانش به این زودیها میسر نمیشود» .
امام خمینی در پیام 16 مرداد 1365 خطاب به زائران حج ابراهیمی نیز صلح با صدام را از بزرگترین گناهان و واضحترین خیانتها به مسلمین دانسته ، میفرمایند: «سازش و صلح تحمیلی بدتر از جنگ، چه معنی دارد ؟ ... کیست که نداند صلح با این حزب، به رسمیت شناختن حکومت بعث است که با قتل و جنایت بر یک کشور اسلامی حکومت میکند؟ و کیست که نداند این امر از بزرگترین گناهان است و از واضحترین خیانتها به مسلمین است؟»
جنگ برای امام برغم برخی مسئولان در رأس همه امور کشور قرار داشت
ایشان در سالروز میلاد امام رضا (ع) در تاریخ 28 تیر 1365 نیز میفرمایند: «در جبههها هیچ نگذارید دشمن آرامش پیدا کند. اگر بگذارید آرامش پیدا کند، میرود و تجهیز بیشتر میکند و شما را به زحمت میاندازد . باید نگذارید که او یک شب از اضطراب بیرون بیاید. الان در اضطراب هستند؛ نگذارید که از اضطراب بیرون بیایند».
حجت الاسلام دکتر محمد مهدی بهداروند نیز در این مورد اظهار میدارد: «امام خمینی (ره) ادامه جنگ تا پیروزی کامل بر دشمن را خواستار بودند و هیچ گاه به دنبال پذیرش صلح [تحمیلی] نبودند. چون ایشان این جنگ را به صحنه درگیری با نظام استکبار و منویات شوم سازمان ملل تبدیل کرده بودند؛ لذا پذیرش قطعنامه را پذیرش خواستههای سازمانی میدانستند که در جهت اهداف استکباری حرکت میکند.»
اجرای سناریوی پذیرش قطعنامه 598
آقای هاشمی رفسنجانی نیز در یادداشت روز 27 خرداد 1367 خود مینویسد: «عصر آقای خامنهای آمدند و همراه ایشان و احمد آقا برای مذاکره در امر آینده جنگ خدمت امام رفتم. وضع جبههها، نیروها، امکانات کشور و وضع دشمن را برای امام تشریح کردیم و دو راه بسیج نیروها و امکانات برای جنگ، یا پذیرش ختم جنگ را برای امام مطرح کردیم. ایشان راه اول را انتخاب کردند و برای صدور حکم واجب بودن رفتن به جبههها برای همه، کاری که سال گذشته نشد و پیشنهاد شده بود، اظهار آمادگی کردند.»
آقای محسن رضایی (فرمانده وقت سپاه پاسداران) نیز در این رابطه میگوید: «آقای هاشمی اواخر خرداد ماه 67 به کرمانشاه آمدند و گفتند که ما سران قوا خدمت امام رسیدیم و امام نظرات ما را برای پذیرش آتشبس نپذیرفت و گفت که باید به جنگ ادامه بدهید. ما گفتیم که پول نداریم؛ امام گفتند از مردم مالیات بگیرید. گفتیم ارز نداریم، گفتند که خودتان برای آن فکری بکنید. گفتیم مردم به جبهه نمیآیند، گفتند که دستور جهاد خواهم داد.»
امام خمینی(ره) حتی دو هفته قبل از پذیرش قطعنامه نیزهرگونه تردید در ادامه جنگ را خیانت به اسلام رسول الله (ص) تعبیر کردند و قاطعانه خواستار ادامه مقاومت بودند.
ایشان در پیام 13 تیر 1367 میفرمایند: باید نگذاریم که تلاش فرزندان انقلابیمان در جبههها از بین برود. برای برپایی احکام اسلام عزیز دست اتحاد به یکدیگر داده ، محکم و استوار تا پیروزی اسلام حرکت کنیم. مسئولین نظام باید تمامی همّ خود را در خدمت جنگ صرف کنند. این روزها باید تلاش کنیم تا تحولی عظیم در تمامی مسائلی که مربوط به جنگ است به وجود آوریم. باید همه برای جنگی تمام عیار علیه آمریکا و اذنابش به سوی جبهه رو کنیم. امروز تردید به هر شکلی خیانت به اسلام است. غفلت از مسائل جنگ، خیانت به رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم- است. اینجانب جان ناقابل خود را به رزمندگان صحنه ای نبرد، تقدیم مینمایم».
همان گونه که ملاحظه گردید، امام خمینی(ره) تا چند روز پیش از پذیرش قطعنامه 598 نیز همچنان معتقد به ادامه جنگ بودند و این عقیده در ایشان هیچ گاه سست نشد.
فرهنگ"ما نمیتوانیم" جام زهر را به امام خوراند
به راستی چه عاملی امام راحل را (ره) – که ایشان هم بنابر مصالح آن را ذکر نمیکنند- مجبور به پذیرش قطعنامه کرد؟ به راستی چه کسانی جام زهر را به امام نوشاندند؟
در خصوص چرایی این موضوع روایتهای گوناگونی از مسئواین وقت سیاسی و نظامی مطرح شده است. اما نگاه رهبر معظم انقلاب(مدظلهالعالی) -که آن روزها در کسوت رییس جمهور بودند- از همه نقلها دقیقتر و صحیحتر به نظر میرسد.
قطعنامه را هم که امام قبول کرد، بهخاطر این فشارها نبود. قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسؤولین آن روزِ امورِ اقتصادی کشورْ مقابلِ رویِ او گذاشتند و نشان دادند که کشور نمیکِشد و نمیتواند جنگ را با این همه هزینه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت.
پذیرش قطعنامه، به خاطر ترس نبود؛ به خاطر هجوم دشمن نبود؛ به خاطر تهدید امریکا نبود؛ بهخاطر این نبود که امریکا ممکن است در امر جنگ دخالت کند. چون امریکا، قبل از آن هم در امر جنگ دخالت میکرد. وانگهی؛ اگر همهی دنیا در امر جنگ دخالت میکردند، امام رضواناللَّه علیه، کسی نبود که رو برگرداند. بر نمیگشت! آن، یک مسألهی داخلی بود؛ مسألهی دیگری بود.
در تمام عمر ده سالهی حیات مبارک امام رضوان اللَّه تعالی علیه، پس از پیروزی انقلاب، یک لحظه اتّفاق نیفتاد که او به خاطر سنگینیِ بارِ تهدیدِ دشمن، در هر بُعدی از ابعاد، دچار تردید شود. این، یعنی همان برخورداری از روحیهی حسینی.
برای تایید این بخش از سخنان رهبر معظم انقلاب در زیر بخشهایی از سخنان خواص آن روز جامعه، که قبول قطعنامه را به امام راحل تحمیل کردند، آمده است.
هاشمی، رضایی و موسوی، مثلث ما نمیتوانیم....
آقای هاشمی در ملاقات 27 خرداد 67 با امام خمینی(ره) نیز به ایشان میگوید: مردم به جبهه نمیآیند !
آقای هاشمی در جای دیگر دلایل پذیرش قطعنامه را به گونه دیگری روایت میکند: دولت میر حسین موسوی در آن مقطع اعلام کرد دیگر قادر به تدارک مالی نیست؛ از لحاظ ابزار جنگ هم آقای محسن رضایی نامهای به امام نوشت و تجهیزات متعددی از جمله چند صد هواپیما و تعداد زیادی توپ و تانک خواست ... مجموعه این عوامل ما را به این نتیجه رساند که ادامه جنگ بیش از آن درست نیست.
ایشان در مصاحبه دیگری اظهار میدارد : پس از فرماندهی من و تغییر و تحولات سیاسی منطقه و اوضاع اقتصادی ایران و وضعیت نفت و بالاتر از همه چراغ سبز قدرتهای غربی به صدام برای ارتکاب هر نوع جنایت در ایران، کم کم به این نتیجه رسیدیم که ادامه جنگ به صلاح نیست (!!)
و بالاخره ایشان در مصاحبهای در سال 1385 اظهار میدارد : وضع اقتصادی ما بد شده بود و دنیا تصمیم گرفته بود بدون رعایت مقررات جنگ، اجازه بدهد صدام هر کاری میخواهد انجام دهد ... ما نگذاشتیم این شرایط حاد به وجود بیاید و با پذیرش قطعنامه و تحمیل شرایط، ما جنگ را به پایان رساندیم.
منابع:
صحیفه امام خمینی (ره)
محمد مهدی بهداروند. «قاب قطعنامه 598 و زبان تفسیر ما»
اکبر هاشمی رفسنجانی . «پایان دفاع ، آغاز بازسازی»
رضا خجسته رحیمی .«دلگیر شدم»
حسین علایی .«نگاهی به روند پایان جنگ و پذیرش قطعنامه 598»
محمد حسن روزی طلب . «پذیرش جام زهر»
,
,
, جنگی که میبایست در رأس همه امور کشور قرار میگرفت, جنگی که میبایست در رأس همه امور کشور قرار میگرفت,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, جنگ برای امام برغم برخی مسئولان در رأس همه امور کشور قرار داشت , جنگ برای امام برغم برخی مسئولان در رأس همه امور کشور قرار داشت ,
,
,
,
,
,
, اجرای سناریوی پذیرش قطعنامه 598, اجرای سناریوی پذیرش قطعنامه 598,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, فرهنگ"ما نمیتوانیم" جام زهر را به امام خوراند, فرهنگ"ما نمیتوانیم" جام زهر را به امام خوراند,
,
,
,
,
,
, قطعنامه را هم که امام قبول کرد، بهخاطر این فشارها نبود. قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسؤولین آن روزِ امورِ اقتصادی کشورْ مقابلِ رویِ او گذاشتند,
,
, پذیرش قطعنامه، به خاطر ترس نبود؛ به خاطر هجوم دشمن نبود؛ به خاطر تهدید امریکا نبود؛ بهخاطر این نبود که امریکا ممکن است در امر جنگ دخالت کند. چون امریکا، قبل از آن هم در امر جنگ دخالت میکرد. وانگهی؛ اگر همهی دنیا در امر جنگ دخالت میکردند، امام رضواناللَّه علیه، کسی نبود که رو برگرداند. بر نمیگشت! آن، یک مسألهی داخلی بود؛ مسألهی دیگری بود.,
,
,
,
,
,
, هاشمی، رضایی و موسوی، مثلث ما نمیتوانیم...., هاشمی، رضایی و موسوی، مثلث ما نمیتوانیم....,
,
,
,
, آقای هاشمی در جای دیگر دلایل پذیرش قطعنامه را به گونه دیگری روایت میکند: دولت میر حسین موسوی در آن مقطع اعلام کرد دیگر قادر به تدارک مالی نیست؛ از لحاظ ابزار جنگ هم آقای محسن رضایی نامهای به امام نوشت و تجهیزات متعددی از جمله چند صد هواپیما و تعداد زیادی توپ و تانک خواست ... مجموعه این عوامل ما را به این نتیجه رساند که ادامه جنگ بیش از آن درست نیست. ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]