به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کافه حقوق: اندیشهی ضرورت به عنوان یک مبحث حقوقی در ابعاد مختلف حقوق بین الملل از قبیل: مسئولیت دولتها و حقوق بشر دوستانه بین المللی، اصلی را تشکیل داده است که به رغم سادگی و مقبولیت آن در تمامی نظامهای حقوقی، از شفافیت کافی برخوردار نمی باشد. ضرورت نظامی اصلی در قوانین مخاصمات مسلحانه است که قابل کاربرد نبودن بالقوهی معیارهای حقوقی را در شرایط خاص به رسمیت میشناسد و متعاقباً ممکن است تقصیر را برای عمل ظاهراً غیرقانونی در موارد مقتضی در درگیریهای مسلحانه، کاهش دهد یا حذف کند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کافه حقوق,به عبارت دیگر ضرورت نظامی یکسری اقدامات مربوط به حقوق بشر دوستانه بین المللی را استثناء می کند، این قانون آن دسته از اقدامات منافی قانون را مجاز می شمرد که به منظور دستیابی به یک هدف نظامی ضرورت داشته و در غیر اینصورت باید مطابق با قانون مورد نظر باشند. این اصل دارای مفهومی پرکاربرد و اساسی ولی در عین حال مبهم و غیر شفاف می باشد. عدم وضوح در معنای این اصل و تبیین نشدن حدود و ثغور «ضرورت نظامی» موجب بروز و ظهور چالش ها و آسیب های فراوان در عرصه مخاصمات بین المللی و نیز مخاصمات داخلی شده است و همچنین در بازی های سیاسی بین المللی مستمسکی برای سوء استفاده قدرت های بزرگ قرار گرفته است. باید گفت که اکثریت پژوهشگران و صاحب نظران، اصل ضرورت نظامی را به عنوان یک اصل بنیادی در قوانین جنگ می نگرد اما در خصوص اینکه آیا این یک محدودیت بر روی استفاده از زور می باشد و یا توجیهی برای خشونت می باشد، اختلاف نظر وجود دارد.
,
,
بایستگی نظامی در محدودترین معنای آن (به عنوان یک شرط سهل گیرانه) اثرات مهمی بر روی سرنوشت دارایی ها و میراث فرهنگی در طی مخاصمه های مسلحانه دارد. اﻧﮕﯿﺰهی واﻗﻌﯽ ﺣﻘﻮق ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻞ در ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﺣﻤﺎﯾﺖ اﻣﻮال ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ در ﺟﺮﯾﺎن ﻣﺨﺎﺻﻤﺎت ﻣﺴﻠﺤﺎﻧﻪ، ﺑﺮ اﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﻮده اﺳﺖ ﮐﻪ آﺛﺎر ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺑﺨﺸﯽ از داراﯾﯽ ﻣﺸﺘﺮک ﺑﺸﺮﯾﺖ اﺳﺖ و در ﺻﻮرت ﻟﺰوم ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻓﻨﻮن ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﻧﮕﻬﺪاری ﺷﻮﻧﺪ
,همچنین لزوم حمایت همیشگی از این میراث بشریت، حفاظت از آن اموال و اماکن را هم در طول دوره اشغال و همچنین در حین مخاصمات ضروری می سازد. براساس بند یک ماده ۵ کنوانسیون لاهه در صورتی که تمام یا قسمتی از سرزمین یکی از اعضای موافقتنامه از سوی دیگری اشغال شود، اشغالگر باید حتی الامکان جهت تضمین صیانت و حفظ میراث فرهنگی کشور اشغال شده از کوششهایی که نیروهای ملی صالح سرزمین اشغال شده به عمل می آورند، حمایت کند.
,ماده ۵۶ کنوانسیون لاهه ۱۹۰۷ در خصوص میراث فرهنگی در سرزمینهای اشغالی است و اعلام میدارد:
,اموال شهرداریها، اموال سازمانهایی که به مذهب، خیریه و آموزش، هنر و علوم، اختصاص یافتهاند، حتی در برخی موارد اموال دولتی، باید به عنوان اموال خصوصی در نظر گرفته شوند. کلیه توقیف، نابودی یا خسارت عمدی که به موسساتی با این ویژگی، بناهای تاریخی، آثار هنری و علمی صورت گرفته ممنوع میباشد و باید موضوع رسیدگی قضایی قرار گیرد.
,برخلاف ماده ۲۷ این ماده شامل هیچ معافیت بایستگی نظامی نمیشود. این ماده نسبت به میراث فرهنگی تحت کنترل نیروهای اشغالگر اعمال میشود، و دیگر مانعی در سر راه عملیات نظامی قرار نمیدهد، و بنابراین نیازی به معافیت بایستگی نظامی برای تضمین نتیجه نظامی موفق وجود ندارد.
,ﺑﺮای ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺑﺎر، ﮐﻨﻮاﻧﺴﯿﻮن ﻻﻫﻪ ﻣﻮرخ ۱۴ ﻣﻪ ۱۹۵۴ﺣﻔﺎﻇﺖ از آﺛﺎر و ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ را در ﺻﻮرت ﺑﺮوز ﺟﻨﮓ ﻣﻄﺮح و ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﺮد. ﺑﺮاﺳﺎس اﯾﻦ ﮐﻨﻮاﻧﺴﯿﻮن، ﺣﻔﺎﻇﺖ ﻣﻮارد زﯾﺮ را ﺷﺎﻣﻞ ﻣﯽﺷﻮد:
,«اﻣﻮال ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ (ﺑﻨﺎﻫﺎ و ﻧﻮاﺣﯽ ﮐﻪ از ﻧﻈﺮ ﺑﺎﺳﺘﺎنﺷﻨﺎﺳﯽ اﻫﻤﯿﺖ دارد، آﺛﺎر ﻫﻨﺮی، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪﻫﺎی ﻋﻠﻤﯽ، آرﺷﯿﻮ) و ﺳﺎﺧﺘﻤﺎنﻫﺎ ﯾﺎ ﻣﮑﺎنﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ اﯾﻦ اﻣﻮال در آﻧﻬﺎ ﻧﮕﻬﺪاری ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ (ﻣﻮزه، ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ، ﻣﺨﺰن و ﻣﺄﻣﻦ) و ﻣﺤﻠﻪﻫﺎی ﺗﺎرﯾﺨﯽ ﺑﻌﻀﯽ از ﺷﻬﺮﻫﺎ… ﺣﻔﺎﻇﺖ ﻧﯿﺰ ﻧﮕﻬـﺪاری و ﺣﻔﻆ ﺣﺮﻣﺖ اﻣﻮال ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ را ﺷﺎﻣﻞ ﻣﯽﺷﻮد و دﺷـﻤﻦ ﺑﺎﯾـﺪ از ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ اﻋﻤﺎل ﺧﺼـﻤﺎﻧﻪ، ﺳـﺮﻗﺖ، ﻏﺎرت ﯾﺎ ﺑﺮداﺷـﺖ ﻣﺘﻘﻠﺒﺎﻧﻪ از آﻧﻬﺎ ﺧﻮدداری ﮐﻨﺪ.»
,کنوانسیون لاهه برای حفاظت از دارایی های فرهنگی در مخاصمات مسلحانه سال ۱۹۵۴، یک تعریف سختگیرانه از بایستگی نظامی را برگزید. به موجب ماده (۲)۴ هم التزامات و تعهدات مربوط به خودداری از هر گونه استفاده از دارایی های فرهنگی در راستای اهدافی که احتمالاً آن دارایی ها را در معرض تخریب یا آسیب دیدگی قرار می دهند، و هم تعهدات مربوط به خودداری از هر گونه عمل خصمانه بر علیه یک چنین دارایی ها (حفاظت عمومی از دارایی های فرهنگی) را فقط در مواردی نادیده انگاشت که بایستگی نظامی به شکلی الزام آور یک چنین چشم پوشی را لازم بداند.
,همچنین به موجب بند (۲)۱۱ از همین کنوانسیون :
,فقط در موارد استثنائی که بایستگی نظامی اجتناب ناپذیر باشد و تنها برای زمانهایی که این ضرورت ادامه یابد، مصونیت را می توان از دارایی های فرهنگی که تحت حفاظت خاص قرار دارند، برداشت. هر گاه شرایط اجازه دهد، طرف مقابل را باید پیشاپیش و در یک محدوده زمانی قابل قبول و معقول از تصمیم گیری در خصوص رفع مصونیت از دارایی ها آگاه ساخت.
,شلیک نخستین گلولههای جنگ توسط ارتش صدام حسین نه تنها سرنوشت ملت ایران و عراق را به مدت هشت سال در سایه خود فرو برد، بلکه آثار تمدنهای تاریخی را نیز در این دو سرزمین کهن با تهدیدهای جدی رو به رو کرد و آسیبهای فراوانی برجای گذاشت. صحنه اصلی نبرد ارتش دو کشور در منطقه غرب و جنوب غربی ایران، جایی بود که شواهد بسیاری از کهنترین آثار سکونت انسانی را در خود دارد. اما به جز مناطقی که محل رویارویی مستقیم قوای نظامی بود، بمباران و گلولهباران شهرها و مناطق مسکونی نیز به آثار و بناهای تاریخی آنها خسارتهای جبران ناپذیری وارد کرد. در هنگام آغاز جنگ، هر دو کشور ایران و عراق معاهده ۱۹۵۴ لاهه در خصوص حفاظت از میراث فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه را امضاء کرده و به آن پیوسته بودند. با این حال امضای این معاهده سبب نشد تا بسیاری از آثار تاریخی از گزند حمله در امان بماند.
,رژیم عراق در این زمینه همانند موارد دیگر ﻣﻘﺮرات و ﮐﻨﻮاﻧﺴﯿﻮنﻫﺎی ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽرا ﻧﺎدﯾﺪهﮔﺮﻓﺖ و از ﻫﻤﺎن روزﻫﺎی ﻧﺨﺴﺖ ﺟﻨﮓ ﺗﺤﻤﯿﻠﯽ، ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و آﺛﺎر ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ اﯾﺮان از ﺟﻤﻠﻪ ﻗﻠﻌﻪ و ﻣﻮزه ی ﺷﻮش، ﺑﻘﻌﻪی داﻧﯿﺎل ﻧﺒﯽ (ع)، آﺛﺎر ﺳﻨﮕﯽ ﺷـﻬﺮ آﭘﺎداﻧﺎ در ﺷﻮش، ﻣﻮزهﻫﺎی ﻫﻔﺖﺗﭙﻪ و آﺑﺎدان، ﻗﻠﻌﻪی ﺳﻼﺳﻞ و ﭘﻞ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﺷﻮﺷﺘﺮ را زﯾﺮ آﺗﺶ ﺗﻮﭘﺨﺎﻧﻪ و ﺑﻤﺒﺎران ﻫﻮاﯾﯽ ﺧﻮد ﻗﺮار داد.
,ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ، ﻣﺴﺠﺪ ﻣﻼﻋﻠﯽ ﺷﺎه دزﻓﻮل، ﯾﮑﯽ از ﻣﺴﺠﺪﻫﺎی ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺷﻬﺮ دزﻓﻮل، ﺑﺮ اﺛﺮ ﺣﻤﻼت ﻣﮑﺮر ﻣﻮﺷﮑﯽ ﻋﺮاق ﺑﻪ ﺷـﻬﺮ دزﻓﻮل ﺻﺪ در ﺻﺪ وﯾﺮان و ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺷﺪ. ﻣﺴﺠﺪ ﺟﺎﻣﻊ دزﻓﻮل ﻧﯿﺰ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ آﻧﮑﻪ در ﺷﯿﻮه ی ﻣﻌﻤﺎری آن ﺑﻪ ﺷﺮاﯾﻂ ﻣﻨﻄﻘﻪای اﻗﻠﯿﻤﯽ و آب وﻫﻮاﯾﯽ ﮔﺮم و ﺳﻮزان ﺧﻮزﺳﺘﺎن ﺗﻮﺟﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ و ﭘﺎﯾﻪﻫﺎ و ﺳﺘﻮنﻫﺎی ﺳﻨﮕﯽ ﺷﺒﺴﺘﺎن ﻗﺪﯾﻤﯽ آن ﻧﯿﺰ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﻣﺴﺠﺪﻫﺎی ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ اﺳﻼم ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﺪه اﺳﺖ، ﯾﮑﯽ از ﻣﺴﺠﺪﻫﺎی ﺟﺎﻟﺐ و ﻣﻬﻢ ﻗﺮن اول ﻫﺠﺮی و از آﺛﺎر ﻣﻬﻢ ﻣﻌﻤﺎری ﻗﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﯽرود؛ ﺑﺨﺶﻫﺎی ﺷﻤﺎﻟﯽ و ﺷﻤﺎل ﺷﺮﻗﯽ اﯾﻦ ﻣﺴﺠﺪ و ﺑﺎﻓﺖ ﺗﺎرﯾﺨﯽ آن ﻧﯿﺰ در ﺣﻤﻼت ﻧﻈﺎﻣﯽ ﻋﺮاق ﺑﻪ دزﻓﻮل وﯾﺮان ﺷﺪ.
,موزه آبادان در گلوله باران ارتش عراق ویران شد. شوش و مناطق مجاور آن نیز زیر گلوله باران قرار داشتند. شوش از کهنترین سکونتگاههای بشری در ایران است و شواهدی را از چندین دوره تمدنی از دوره عیلامیها گرفته تا دوران پس از اسلام در خود دارد. در دوران هخامنشی نیز شوش پایتخت امپراتوری بوده است. نخستین هستههای سکونت را در شوش به حدود هفت هزار سال پیش از میلاد مربوط میدانند. تپه تاریخی شوش در طول جنگ زیر آتش توپخانه و همچنین حملات هوایی قرار داشت. مقامات ایرانی توانستند بخش مهمی از آثار موزه شوش را زیر آتش توپخانه تخلیه کنند و توسط قطار به موزه ملی ایران در تهران انتقال دهند. پیش از آن و در اثر موج انفجار به برخی از اشیاء تاریخی موزه، آسیبهایی وارده شده بود.
,ﺷﻬﺮ دزﻓﻮل از ﻧﻈﺮ ﮐﺜﺮت آﺛﺎر ﺗﺎرﯾﺨﯽ و ﺑﻘﺎع و آراﻣﮕﺎهﻫﺎی اﺳﻼﻣﯽ ﺷﺎﯾﺪ در اﯾﺮان ﮐﻢﻧﻈﯿﺮ و ﻫﻤﭽﻮن ﮔﻮﻫﺮ ﺗﺎﺑﻨﺎﮐﯽ اﺳﺖ. دزﻓﻮل ﻧﻤﻮﻧﻪی اﺳﺘﺜﻨﺎﯾﯽ و ارزﺷﻤﻨﺪی از ﺷﻬﺮﻫﺎی دوره ی اﺳﻼﻣﯽ اﯾﺮان و ﯾﮑﯽ از ﻣﺮاﮐﺰ ﻋﻤﺪه ی ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ– اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺧﻮزﺳﺘﺎن اﺳﺖ ﮐﻪ در ﺟﺮﯾﺎن ﺟﻨﮓ ﺗﺤﻤﯿﻠﯽ، ﺑﺎرﻫﺎ ﻫﺪف ﺣﻤﻠﻪی ﻣﻮﺷﮏﻫﺎی زﻣﯿﻦ ﺑﻪ زﻣﯿﻦ ﻋﺮاق ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ و ﺻﺪﻣﺎت ﺟﺒﺮانﻧﺎﭘﺬﯾﺮی ﺑﻪ آن وارد ﺷﺪ.
,در ﺣﺎﻟﯽ رژﯾﻢ ﻋﺮاق ﺣﻤﻠﻪﻫﺎی ﺗﻮﭘﺨﺎﻧﻪای، ﻫﻮاﯾﯽ و ﻣﻮﺷﮑﯽ وﯾﺮاﻧﮕﺮ ﺧﻮد را ﺑﻪ ﺷﻬﺮﻫﺎی اﯾﺮان ﮔﺴﺘﺮش داد ﮐﻪ در ﺑﺴﯿﺎری از آﻧﻬﺎ اﻣﻮال ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﮔﺮاﻧﺒﻬﺎ ﻗﺮار داﺷﺖ. در واقع نه استفاده ی نظامی از این اماکن توسط ایران صورت می گرفت و نه این اماکن در مجاورت اهداف نظامی بودنند. اکثر میراث فرهنگی شهرهای ایران در بافت شهری و مسکونی غیرنظامی واقع شده بودند و تعدادی هم در خارج از شهر و بدون آنکه در مجاورت اماکن یا اهداف نظامی باشند، حضور داشتند.
,در ﻣﺎدهی ۶ ﻗﺮارداد ۱۹۵۴ ﻻﻫﻪ آﻣﺪه اﺳﺖ:
,«ﻃﺒﻖ ﻣﻘﺮرات ﻣﺎدهی ۱۶ اﻣﻮال ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ را ﻣﯽﺗﻮان ﺑﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎی وﯾﮋه ﻣﺠﻬﺰ ﮐﺮد ﺗﺎ ﺗﺸﺨﯿﺺ آﻧﻬﺎ آﺳﺎن ﺷﻮد.»
,اﻣﺎ ﺑﺮای رژﯾﻤﯽ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺗﻼش ﺧﻮد را ﺑﺮ آزار ﻣﺮدم ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺗﺨﻠﯿﻪی ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻣﻌﻄﻮف ﮐﺮد، آﻣﺒﻮﻻﻧﺲﻫﺎ و ﺑﯿﻤﺎرﺳﺘﺎنﻫﺎ را ﻫﺪف ﺣﻤﻠﻪ ﻗﺮار داد، ﻣﺮاﮐﺰ ﺗﺠﻤﻊ ﻣﺮدم در ﻣﺴﺠﺪﻫﺎ و ﺗﮑﯿﻪﻫﺎ و ﻧﻤﺎز ﺟﻤﻌﻪ را ﺑﻤﺒﺎران ﮐﺮد، ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻣﺴﮑﻮﻧﯽ ﺷﻬﺮﻫﺎ را ﻫﺪف ﺣﻤﻠﻪی ﻣﻮﺷﮑﯽ ﮐﻮر ﻗﺮار داد آﯾﺎ ﻋﻼﻣﺖﮔﺬاری و ﻣﺸﺨﺺ ﮐﺮدن اﻣﻮال ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺟﺰ ﺗﺴﻬﯿﻞ ﺑﺮای ﻧﺎﺑﻮدی آن اﻣﻮال ارزشمند ﻓﺎﯾﺪه ی دﯾﮕﺮی دارد؟
,در ﻣﺎده ی ۸ ﻗﺮارداد ۱۹۵۴ ﻻﻫﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﻣﻘﺮر ﺷﺪه اﺳﺖ:
,«اﻣﻮال ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻏﯿﺮﻣﻨﻘﻮل را ﮐﻪ اﻫﻤﯿﺖ زﯾﺎدی دارﻧﺪ، ﻣﯽﺗﻮان ﺗﺤﺖ ﺣﻤﺎﯾﺖ وﯾﮋه ﻗﺮار داد، ﻣﺸﺮوط ﺑﺮ آﻧﮑﻪ:
,اﻟﻒ) ﺑﺎ ﻣﺮاﮐﺰ ﺻﻨﻌﺘﯽ ﯾﺎ ﺑﺎ ﻫﺮ ﻫﺪف ﻧﻈﺎﻣﯽ ﻣﻬﻢ ﮐﻪ ﻧﻘﻄﻪی ﺣﺴﺎس ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﺮودﮔﺎه، اﯾﺴـﺘﮕﺎه رادﯾﻮﯾﯽ، ﻣﺆﺳﺴﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺑﺮای دﻓﺎع ﻣﻠﯽ ﮐﺎر ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، ﺑﻨﺪر، اﯾﺴﺘﮕﺎه ﻧﺴﺒﺘﺎً ﻣﻬﻢ راه آﻫﻦ ﯾﺎ راهﻫﺎی ارﺗﺒﺎﻃﯽ ﻣﻬﻢ ﺑﻪ ﺣﺪ ﮐﺎﻓﯽ ﻓﺎﺻﻠﻪ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.
,ب) و ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻈﺎﻣﯽ ﻗﺮار ﻧﮕﯿﺮد.»
,از سوی دیگر بخش مهمی از میراث فرهنگی عراق نیز در طول جنگ مورد تهدید جدی قرار گرفت. همان طور که مناطق غربی ایران در برگیرنده آثاری از تمدن کهن و بناهای مهم این سرزمین هستند، در عراق نیز بخشهای شرقی که در مجاورت مرز با ایران قرار دارند و محل رویارویی نظامیان دو کشور بودهاند دارای آثاری بسیار کهن از تمدن بشری هستند.
,در اینجا هیچ استثنائی از نظر بایستگی نظامی مجاز دانسته نمی شود البته به دارایی های فرهنگی تنها به دلیل استفاده ای که از آنها می شود، می توان حمله کرد. بنابراین پروتکل دوم کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه، در تاریخ ۲۶ مارس ۱۹۹۹ در بند ۶ مشخص می کند که :
,الف) یک چشم پوشی بر پایه بایستگی نظامی الزام آور تحت بند ۲-۴ از این کنوانسیون را فقط می توان به یک کنش خصمانه علیه دارایی های فرهنگی استناد کرد تا زمانی که اولاً آن دارایی فرهنگی بنا به کارکرد خود برای یک هدف نظامی ساخته شده باشد و دوماً برای بدست آوردن امتیاز نظامی مشابه با امتیازی که با هدایت کردن یک کنش خصمانه به سمت آن هدف بدست می آید، هیچ گزینه بی بدیل عملی و امکان پذیری در دسترس نباشد.
,ب) در مورد یک حمله بر اساس یک تصمیم گیری که مطابق با پاراگراف (الف) گرفته شده باشد، هر گاه که اوضاع و احوال اجازه دهند باید یک هشدار مؤثر پیشاپیش داده شود.
,به جز آثار تخریب شده، وجود میدانهای مین خنثی نشده نیز تا سالها پس از جنگ مانعی برای فعالیتهای باستانشناسان در برخی محوطههای باستانی بوده است.گزارشهایی مبنی بر انجام نشدن کاوشهای باستان شناسی در محوطه ایوان کرخه در خوزستان، منطقه چغا آهوان در نزدیکی شهر مهران، مناطق اطراف سرپل ذهاب و قصر شیرین و برخی محوطههای دیگر به دلیل وجود مینهای خنثی نشده منتشر شده است. ایران تاکنون برای دریافت غرامت از عراق بابت خسارتهای وارد شده به آثار تاریخی خود و تامین بخشی از هزینههای مرمت و بازسازی آنها اقدامی نکرده است. اﻣﺎ اﯾﻦ ﻗﻮاﻧﯿﻦ در ﻃﻮل ﻫﺸﺖ ﺳﺎل ﺟﻨﮓ و ﺣﻤﻼت ﻧﻈﺎﻣﯽ ﻋﺮاق ﺑﻪ ﮐﺸﻮر اﯾﺮان ﻫﯿﭻ ﮐﺎرآﯾﯽ ﻧﺪاﺷﺖ.
]