بغض در گلو خفتهِ زنان مبتلا به اعتیاد در کمپ امید یزد / جایی که حتی از وعده‌های سرخرمن هم خبری نیست
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از یزدبانو، بررسی وضعیت زنان معتاد یزد بهانه‌ای شد تا در یک روز سرد زمستانی بازدیدی از تنها کمپ ترک اعتیاد بانوان استان یزد داشته و گفتگویی با چند بیمار این مرکز داشته باشیم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, یزدبانو,
 
به محض ورود به داخل کمپ با خانه‌ای نه چندان بزرگ رو به رو شدیم که دور تا دور آن دیوارهایی از نوع غم و تنهایی موج می‌زد. بر روی دیوارها شعرها و نوشته‌هایی به چشم می‌خورد؛ اما آنچه در بدو ورود توجه ما را به خود جلب کرد بغض در گلو خفته زنان مبتلا به اعتیاد در کمپ بود که حاضر به مصاحبه نبودند و از ما دوری می‌کردند.
 
در هر صورت ما با کمی پافشاری اجازه از آنها گرفته و وارد اتاقشان شدیم؛ اینجا زنی 28 ساله با نگاهی زلال از غم گفت: برای چه می خواهید با ما مصاحبه کنید؟
به او پاسخ دادیم: تا صدای شما را به گوش مسئولان رسانده و در این زمینه حمایتی از شما بشود.
 
وی با صدایی حزین جواب داد: لازم نیست تا حالا خیلی از خبرنگارها این حرف را زده‌اند و کاری انجام نشده است، بگذارید صدای ما خفه بماند تا خاطر مسئولان مکدر نشود.
 
 
می‌ترسم پایم را که از اینجا بیرون گذاشتم  دوباره همه چیز از نو شروع شود
 
بی اختیار به طرف زنی که درگوشه‌ای از اتاق  در خود فرو رفته بود کشیده شدم و دلیل معتاد شدنش را جویا شدم.
 
نام او مریم است و 38 سال سن دارد؛ بر روی دست‌هایش زخم‌ها و سوختگی‌هایی به چشم می‌خورد؛ زخم‌هایی که با هیچ مرحمی درمان نمی‌شود، زخم‌هایی که آسیب زیادی به جسم و روحش وارد ساخته و هم زندگی و سرمایه جوانی‌اش را از او گرفته است.
 
او درخصوص انگیزه خود برای استفاده از مواد مخدر با صدایی آرام و لرزان گفت: خانواده همسرم، عمده‌ترین دلیل برای استفاده مواد برای من بودند؛ چرا که به اصرار آنها بود که برای اولین بار مزه مواد را چشیده و باعث شد به دام اعتیاد بیفتم؛ از این رو می‌ترسم پایم را که از اینجا بیرون گذاشتم  دوباره همه چیز از نو شروع شود.
مریم به بیان بخشی از مشکلات زندگی خود پرداخت و افزود: من به دیگران توصیه می‌کنم اوضاع ما را ببینند و درسی عبرت آمیز برای آنها باشیم تا به این سمت نیایند وزندگی خود را از نابود نکنند.
 
 
در گوشه دیگر چشمم به زنی افتاد که از بقیه جوان‌تر بود کنجکاو شدم و به سمتش حرکت کردم. کبری اهل زاهدان بود و 30 سال سن داشت. وی همنشین و دوست ناباب را اصلی‌ترین عامل اعتیاد خود دانست و گفت: به دیگران توصیه می‌کنم حال و هوای ما را ببینند و در انتخاب دوست هوشیار باشند؛ چرا که از اصلی‌ترین دلیل من برای این زندگی دوست همنشینی با دوست ناباب بود.
وی در ادامه با بغضی در گلو ادامه داد: از مسئولین خواستارم از زنان معتاد به عنوان یک مجرم نگاه نکنند؛ چرا که آنها هم انسان هستند ونیاز به کمک دارند؛ ولی آنها رابه حال خود رها کرده و کمکی در این راستا دیده نمی‌شود.
 
زن باشی و مادر باشی و معتاد!
 
بی اختیار چشمم به زنی افتاد که در گوشه‌ای از اتاق نشسته بود به طرفش کشیده شدم و علت آمدنش به این کمپ را جویا شدم.
 
این بانو گفت: بارها می‌خواستم ترک کنم اما این اراده را نداشتم، درک وضعیت من برای همه آسان نیست، این وضعیت را فقط معتادان می‌توانند درک کنند. معتاد که باشی زندگی خیلی سخت می گذرد، و زن که باشی و معتاد شوی کار سخت تر می‌شود؛ دیگران باید تصور کنند روزگار بر زنان معتادی که مادر می‌شوند چقدر سخت و وحشتناک می گذرد؛ و به همین دلیل نباید خود را آلوده این کار کنند.
 
وی در پاسخ به اینکه از مسئولین چه درخواستی دارید، گفت: به مسئولین فقط باید گفت: «معتاد بیمار است نه مجرم».
 
 
مشکلات اقتصادی؛ اصلی ترین عامل اعتیاد
 
کمی آن طرف تر زنی که به ما زل زده بود به طرف ما آمد، علت آمدنش به این کمپ را پرسیدم . نام او معصومه است و 33 سال سن دارد که از 18 سالگی مصرف مواد را شروع کرده است.
معصومه  فقر و بیکاری را از اصلی‌ترین عوامل زمینه‌ای اعتیاد خود دانست و افزود: اگر جوانان شغلی داشته باشند، افکار انحرافی و اعتیاد سراغشان نخواهد آمد. مسائل فرهنگی، اجتماعی و روان شناسی نیز نقش بسیار مهمی برای پیشگیری از این گونه مشکلات  دارد و می توانند عامل پیشگیری بسیار مناسبی برای جامعه محسوب شوند؛ به همین دلیل از مسئولین خواستارم در این زمینه تلاش کنند تا جوانان به این سمت نیایند.
 
 
 
 
انتهای پیام/د
 
,
 
به محض ورود به داخل کمپ با خانه‌ای نه چندان بزرگ رو به رو شدیم که دور تا دور آن دیوارهایی از نوع غم و تنهایی موج می‌زد. بر روی دیوارها شعرها و نوشته‌هایی به چشم می‌خورد؛ اما آنچه در بدو ورود توجه ما را به خود جلب کرد بغض در گلو خفته زنان مبتلا به اعتیاد در کمپ بود که حاضر به مصاحبه نبودند و از ما دوری می‌کردند.
 
در هر صورت ما با کمی پافشاری اجازه از آنها گرفته و وارد اتاقشان شدیم؛ اینجا زنی 28 ساله با نگاهی زلال از غم گفت: برای چه می خواهید با ما مصاحبه کنید؟
به او پاسخ دادیم: تا صدای شما را به گوش مسئولان رسانده و در این زمینه حمایتی از شما بشود.
 
وی با صدایی حزین جواب داد: لازم نیست تا حالا خیلی از خبرنگارها این حرف را زده‌اند و کاری انجام نشده است، بگذارید صدای ما خفه بماند تا خاطر مسئولان مکدر نشود.
 
 
می‌ترسم پایم را که از اینجا بیرون گذاشتم  دوباره همه چیز از نو شروع شود
 
بی اختیار به طرف زنی که درگوشه‌ای از اتاق  در خود فرو رفته بود کشیده شدم و دلیل معتاد شدنش را جویا شدم.
 
نام او مریم است و 38 سال سن دارد؛ بر روی دست‌هایش زخم‌ها و سوختگی‌هایی به چشم می‌خورد؛ زخم‌هایی که با هیچ مرحمی درمان نمی‌شود، زخم‌هایی که آسیب زیادی به جسم و روحش وارد ساخته و هم زندگی و سرمایه جوانی‌اش را از او گرفته است.
 
او درخصوص انگیزه خود برای استفاده از مواد مخدر با صدایی آرام و لرزان گفت: خانواده همسرم، عمده‌ترین دلیل برای استفاده مواد برای من بودند؛ چرا که به اصرار آنها بود که برای اولین بار مزه مواد را چشیده و باعث شد به دام اعتیاد بیفتم؛ از این رو می‌ترسم پایم را که از اینجا بیرون گذاشتم  دوباره همه چیز از نو شروع شود.
مریم به بیان بخشی از مشکلات زندگی خود پرداخت و افزود: من به دیگران توصیه می‌کنم اوضاع ما را ببینند و درسی عبرت آمیز برای آنها باشیم تا به این سمت نیایند وزندگی خود را از نابود نکنند.
 
 
در گوشه دیگر چشمم به زنی افتاد که از بقیه جوان‌تر بود کنجکاو شدم و به سمتش حرکت کردم. کبری اهل زاهدان بود و 30 سال سن داشت. وی همنشین و دوست ناباب را اصلی‌ترین عامل اعتیاد خود دانست و گفت: به دیگران توصیه می‌کنم حال و هوای ما را ببینند و در انتخاب دوست هوشیار باشند؛ چرا که از اصلی‌ترین دلیل من برای این زندگی دوست همنشینی با دوست ناباب بود.
وی در ادامه با بغضی در گلو ادامه داد: از مسئولین خواستارم از زنان معتاد به عنوان یک مجرم نگاه نکنند؛ چرا که آنها هم انسان هستند ونیاز به کمک دارند؛ ولی آنها رابه حال خود رها کرده و کمکی در این راستا دیده نمی‌شود.
 
زن باشی و مادر باشی و معتاد!
 
بی اختیار چشمم به زنی افتاد که در گوشه‌ای از اتاق نشسته بود به طرفش کشیده شدم و علت آمدنش به این کمپ را جویا شدم.
 
این بانو گفت: بارها می‌خواستم ترک کنم اما این اراده را نداشتم، درک وضعیت من برای همه آسان نیست، این وضعیت را فقط معتادان می‌توانند درک کنند. معتاد که باشی زندگی خیلی سخت می گذرد، و زن که باشی و معتاد شوی کار سخت تر می‌شود؛ دیگران باید تصور کنند روزگار بر زنان معتادی که مادر می‌شوند چقدر سخت و وحشتناک می گذرد؛ و به همین دلیل نباید خود را آلوده این کار کنند.
 
وی در پاسخ به اینکه از مسئولین چه درخواستی دارید، گفت: به مسئولین فقط باید گفت: «معتاد بیمار است نه مجرم».
 
 
مشکلات اقتصادی؛ اصلی ترین عامل اعتیاد
 
کمی آن طرف تر زنی که به ما زل زده بود به طرف ما آمد، علت آمدنش به این کمپ را پرسیدم . نام او معصومه است و 33 سال سن دارد که از 18 سالگی مصرف مواد را شروع کرده است.
معصومه  فقر و بیکاری را از اصلی‌ترین عوامل زمینه‌ای اعتیاد خود دانست و افزود: اگر جوانان شغلی داشته باشند، افکار انحرافی و اعتیاد سراغشان نخواهد آمد. مسائل فرهنگی، اجتماعی و روان شناسی نیز نقش بسیار مهمی برای پیشگیری از این گونه مشکلات  دارد و می توانند عامل پیشگیری بسیار مناسبی برای جامعه محسوب شوند؛ به همین دلیل از مسئولین خواستارم در این زمینه تلاش کنند تا جوانان به این سمت نیایند.
 
 
 
 
انتهای پیام/د
 
,
 
,
به محض ورود به داخل کمپ با خانه‌ای نه چندان بزرگ رو به رو شدیم که دور تا دور آن دیوارهایی از نوع غم و تنهایی موج می‌زد. بر روی دیوارها شعرها و نوشته‌هایی به چشم می‌خورد؛ اما آنچه در بدو ورود توجه ما را به خود جلب کرد بغض در گلو خفته زنان مبتلا به اعتیاد در کمپ بود که حاضر به مصاحبه نبودند و از ما دوری می‌کردند.
,
 
,
در هر صورت ما با کمی پافشاری اجازه از آنها گرفته و وارد اتاقشان شدیم؛ اینجا زنی 28 ساله با نگاهی زلال از غم گفت: برای چه می خواهید با ما مصاحبه کنید؟
,
به او پاسخ دادیم: تا صدای شما را به گوش مسئولان رسانده و در این زمینه حمایتی از شما بشود.
,
 
,
وی با صدایی حزین جواب داد: لازم نیست تا حالا خیلی از خبرنگارها این حرف را زده‌اند و کاری انجام نشده است، بگذارید صدای ما خفه بماند تا خاطر مسئولان مکدر نشود.
,
 
,
, ,
 
,
می‌ترسم پایم را که از اینجا بیرون گذاشتم  دوباره همه چیز از نو شروع شود
, می‌ترسم پایم را که از اینجا بیرون گذاشتم  دوباره همه چیز از نو شروع شود, می‌ترسم پایم را که از اینجا بیرون گذاشتم  دوباره همه چیز از نو شروع شود,
 
,
بی اختیار به طرف زنی که درگوشه‌ای از اتاق  در خود فرو رفته بود کشیده شدم و دلیل معتاد شدنش را جویا شدم.
,
 
,
نام او مریم است و 38 سال سن دارد؛ بر روی دست‌هایش زخم‌ها و سوختگی‌هایی به چشم می‌خورد؛ زخم‌هایی که با هیچ مرحمی درمان نمی‌شود، زخم‌هایی که آسیب زیادی به جسم و روحش وارد ساخته و هم زندگی و سرمایه جوانی‌اش را از او گرفته است.
,
 
,
او درخصوص انگیزه خود برای استفاده از مواد مخدر با صدایی آرام و لرزان گفت: خانواده همسرم، عمده‌ترین دلیل برای استفاده مواد برای من بودند؛ چرا که به اصرار آنها بود که برای اولین بار مزه مواد را چشیده و باعث شد به دام اعتیاد بیفتم؛ از این رو می‌ترسم پایم را که از اینجا بیرون گذاشتم  دوباره همه چیز از نو شروع شود.
,
مریم به بیان بخشی از مشکلات زندگی خود پرداخت و افزود: من به دیگران توصیه می‌کنم اوضاع ما را ببینند و درسی عبرت آمیز برای آنها باشیم تا به این سمت نیایند وزندگی خود را از نابود نکنند.
,
 
,
 
,
در گوشه دیگر چشمم به زنی افتاد که از بقیه جوان‌تر بود کنجکاو شدم و به سمتش حرکت کردم. کبری اهل زاهدان بود و 30 سال سن داشت. وی همنشین و دوست ناباب را اصلی‌ترین عامل اعتیاد خود دانست و گفت: به دیگران توصیه می‌کنم حال و هوای ما را ببینند و در انتخاب دوست هوشیار باشند؛ چرا که از اصلی‌ترین دلیل من برای این زندگی دوست همنشینی با دوست ناباب بود.
,
وی در ادامه با بغضی در گلو ادامه داد: از مسئولین خواستارم از زنان معتاد به عنوان یک مجرم نگاه نکنند؛ چرا که آنها هم انسان هستند ونیاز به کمک دارند؛ ولی آنها رابه حال خود رها کرده و کمکی در این راستا دیده نمی‌شود.
,
 
,
زن باشی و مادر باشی و معتاد!
, زن باشی و مادر باشی و معتاد!, زن باشی و مادر باشی و معتاد!,
 
,
بی اختیار چشمم به زنی افتاد که در گوشه‌ای از اتاق نشسته بود به طرفش کشیده شدم و علت آمدنش به این کمپ را جویا شدم.
,
 
,
این بانو گفت: بارها می‌خواستم ترک کنم اما این اراده را نداشتم، درک وضعیت من برای همه آسان نیست، این وضعیت را فقط معتادان می‌توانند درک کنند. معتاد که باشی زندگی خیلی سخت می گذرد، و زن که باشی و معتاد شوی کار سخت تر می‌شود؛ دیگران باید تصور کنند روزگار بر زنان معتادی که مادر می‌شوند چقدر سخت و وحشتناک می گذرد؛ و به همین دلیل نباید خود را آلوده این کار کنند.
,
 
,
وی در پاسخ به اینکه از مسئولین چه درخواستی دارید، گفت: به مسئولین فقط باید گفت: «معتاد بیمار است نه مجرم».
,
 
,
, ,
 
,
مشکلات اقتصادی؛ اصلی ترین عامل اعتیاد
, مشکلات اقتصادی؛ اصلی ترین عامل اعتیاد, مشکلات اقتصادی؛ اصلی ترین عامل اعتیاد,
 
,
کمی آن طرف تر زنی که به ما زل زده بود به طرف ما آمد، علت آمدنش به این کمپ را پرسیدم . نام او معصومه است و 33 سال سن دارد که از 18 سالگی مصرف مواد را شروع کرده است.
,
معصومه  فقر و بیکاری را از اصلی‌ترین عوامل زمینه‌ای اعتیاد خود دانست و افزود: اگر جوانان شغلی داشته باشند، افکار انحرافی و اعتیاد سراغشان نخواهد آمد. مسائل فرهنگی، اجتماعی و روان شناسی نیز نقش بسیار مهمی برای پیشگیری از این گونه مشکلات  دارد و می توانند عامل پیشگیری بسیار مناسبی برای جامعه محسوب شوند؛ به همین دلیل از مسئولین خواستارم در این زمینه تلاش کنند تا جوانان به این سمت نیایند.
,
 
,
 
,
, ,
 
,
 
,
انتهای پیام/د
 
,
انتهای پیام/د
,
انتهای پیام/د
,
 
,
, ,
 
,

 

]
متن زیر گزارش تکان‌دهنده‌ ای از کمپ ترک اعتیاد بانوان در استان یزد است که شاید تلنگری باشد و به گوش مسئولین یزد برسد.