نقدی بر سریال «دودکش»
وقتی «دودکش» یک زندگی واقعی در قاب تلویزیون داغ میشود

«دودکش» جدا از تمام حاشیههایش، با شخصیتپردازیهای واقع نمایانه، فضای صمیمی لوکیشن و روابط اجتماعی حاکم بر خانوادهاش، حرفهای بسیاری برای گفتن دارد. این نکته که با حداقل ها هم میتوان زندگی کرد و میتوان یکدیگر را دوست داشت. لحظات قشنگی را به تصویر کشیده است که این روزها کمتر در رسانه ملی شاهدش هستیم.[
به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی دانا، ساخت سریالهای اجتماعی یکی از وظایف رسانه ملی است و در این سریال ها پرداخت جدی به مسائل روزِ جامعه از نشانههای سلامت همین رسانه است. در واقع آنجا که رضایت مخاطب و منتقد از رسانه ملی محقق میشود جایی است که در کنار کارکرد سرگرمی تلویزیون، از این رسانه برای بیان هنجارهای مبتلابه روزِ جامعه استفاده شود. پخش فیلم اجتماعی می تواند در فرهنگ عمومی موثر باشد اگر الگوهای درستی را معرفی، درد مردم را مطرح کند و راه حل های مناسب برای آن ارائه دهد.
, شبکه اطلاع رسانی دانا,«دودکش» و سایر سریالهای اجتماعی مشابه از این جهت اقدامات ارزشمندی به شمار میروند که توانستهاند بعضی از هنجارهای اجتماع را به تصویر بکشند. نمایش و بیان مصادیق بارز اجتماعی نظیر بیکاری، مشکلات اقتصادی، موانع ازدواج و ...، امتیاز ویژهای برای کارگردان است. اما آنچه که «دودکش» را با یک تفاوت از سایر سریالهایِ اجتماعیِ موفق، جدا می کند چیز دیگری است.
,فقرِ ناشی از عدم تولید یک سریال رئال و عینیِ اجتماعی باعث شده است تا این روزها بیشتر حرف های دل این مردم را در فیلم هایی دید که بلعکس با تِم طنز بیان می گردند و برای ساخت شان جنجال به پا نمی شود. فیلم هایی که به زبان مردم حرف می زنند و جدی تر از فیلم های جدی ای به نظر می رسند که با دکور و خانه و تشکیلاتشان غریبه تر از هر چیزی اند با مردم.
,بعد از گریبانگیری کشور با مسائل و موانع عدیدۀ اقتصادی، کمتر دیده شد تلویزیون در مجموعههای تولیدی خود، نگاه خوبی به مشکلات اقتصادی یک خانواده در تهیه معشیت، هزینه جاری زندگی و ... داشته باشد. غالب فیلمهایی که با این نگاه تولید می شدند از دو حالت خارج نبودند. یا با نوع لوکیشن، سطح زندگی مرفه و به دور از طبقه متوسط جامعه خود، از نمایش این نوع تصویر ناتوان بودهاند و درنتیجه همذاتپنداری خاصی با مخاطب صورت نمیگرفت؛ و یا آنان که این وجه را به درستی ترسیم می کردند، با تِم ناامیدی و یأس همراه بودند.
,نگاه کلی به وضعیت سریالسازی در صداوسیما نشان میدهد در غالب موارد آن نگاه معنویِ اسلامی که باید به زندگی حاکم گردد، وجود خارجی ندارد. یعنی ابعادِ معنوی چه در بحث اقتصادی و معیشت خانواده و چه در بحث نوع روابط فرهنگی- اجتماعی حاکم بر خانوادهها کمرنگ است و لذا تاثیرات پُربرکت الهی زندگی که ناشی از نگاه معنوی به این پدیده است، جای خود را به نگاههای حسابگر و منطقی محض امروزی - باتوجه به شرایط اقتصادی موجود - داده است. «دودکش» از این حیث یک موفقیت محسوب می شود. فیلمی که شخصیتهای اصلیاش در جای جای آن در پس تنگناهای سختِ زندگی (همان آمپاس) جز به خدا توکل نمی کنند و از او مدد نمی جویند.
,نکته دیگری که «دودکش» را به یک روایتِ عینی مردمی شبیه کرد، همدلی و یکرنگی میان اعضای خانواده است که در بدترین شرایط نیز حامی یکدیگرند. حفظ جایگاه مرد به عنوان مدیر خانه، شخصیت دادن به او و حفظ احترام بچه ها نسبت به پدر، ترسیم درست جایگاه زن به عنوان سنگ صبور و مدیر داخلی منزل و همراه و همکار و دلسوز مرد و... از ویژگیهای دیگر مثبت فیلم است.
,از این نکته نیز نباید به سادگی گذشت که در مجموعههای طنز تلویزیونی تکیه کلامها و جا افتادن آنها میان مردم نشان دهنده ارتباطی است که با یک شخصیت برقرار کردهاند. نویسنده در این فیلم به خوبی از قسمت اول رفته رفته توانست اصطلاحات کنایی جالب و بامسمایی را زنده کند که در تاریخ ادبیات کهن ایران به فراموشی سپرده شدند. هرچند برخی از این واژهها، واژه های بیگانه ای بود که واردکردن آنها به دایره لغات مخاطب خوب نبود و باید با دقت بیشتری انتخاب می شدند.
,در کنار این نکات برجستۀ مثبت باید درمورد بخش هایی از فیلم با تأمل بیشتری سخن گفت و پاسخی برای آنها یافت. به خصوص اشاره به جایگاه روحانیت در قسمتهای انتهایی فیلم که سعی شد بخشی از بار طنز فیلم را او به دوش بکشد. همچنین بیتوجهی نویسنده به برخی ری اکشنهای احتمالی بازیگر در برخورد با رذائل اخلاقیای همچون دروغ گویی، غیبت، تهمت و ... . چشم پوشی نویسنده در تعریف واکنشهای بازیگر در مواجه با این مسئله، میتواند باعث نهادینه شدن گناه در جامعه شود. این مسئله آنجایی حساستر میشود که در بخشهایی از فیلم این اتفاق در مواقعی پیش میآید که بازیگران کودک در این موقعیت قرار می گیرند.
,«دودکش» از نظر فنی و منطق مبتنی بر داستان نیز با اشکالات ریز و گاهاً درشتی همراه است.
,این در حالی است که در روزهای منتهی به ماه مبارک رمضان شاهد هجمه سنگین منتقدینی بودیم که نسبت به پخش فیلمهای مناسبتی این ایام نقد داشتند. نگارنده در مقام نقد و بررسی این مقوله نیست؛ اینکه سریالهای مناسبتی در این ایام به تقرب مردم به سمت خدا کمک میکنند و در فرهنگ عمومی تاثیرگذاراند یا خیر، که شخصاً تا حدودی تأثیر سریالهای مناسبتی را در این ایام قابل دفاع می دانم. اما فعلا بحث این نیست.
,«دودکش» جدا از تمام حاشیههایش، با شخصیتپردازیهای واقع نمایانه، فضای صمیمی لوکیشن و روابط اجتماعی حاکم بر خانوادهاش، حرفهای بسیاری برای گفتن دارد. این نکته که با حداقل ها هم میتوان زندگی کرد و میتوان یکدیگر را دوست داشت. تلاشی که مردهای سریال برای گذران زندگی خانوادیشان می کنند و به هر دَری میزنند تا نان حلال سَر سفره بیاورند، لحظات قشنگی را به تصویر کشیده است که این روزها کمتر در رسانه ملی شاهدش هستیم.
,انتهای پیام/خ
]
ارسال دیدگاه