اخبار ویژه روزنامه ها پنجشنبه14بهمن؛

اعتراض روزنامه شرق به موضع غیرمسئولانه وزیر نفت/سیاست تعدیل اقتصادی در تضاد با عدالت اجتماعی بود/وقایع‌اتفاقیه: سر تولید از تسهیلات بانکی بی‌کلاه مانده است/چالش موشکی آمریکا علیه ایران/راهکار ایرانی علیه ترامپ

اعتراض روزنامه شرق به موضع غیرمسئولانه وزیر نفت/سیاست تعدیل اقتصادی در تضاد با عدالت اجتماعی بود/وقایع‌اتفاقیه: سر تولید از تسهیلات بانکی بی‌کلاه مانده است/چالش موشکی آمریکا علیه ایران/راهکار ایرانی علیه ترامپ
روزنامه ها با سلایق سیاسی متفاوت به بیان مسائل روز پرداختند که دانا به آن اشاره می کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ اخبار ویژه روزنامه ها به شرح زیر است:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

کیهان

, کیهان,


اعتراض روزنامه شرق به موضع غیرمسئولانه وزیر نفت
موضع غیرمسئولانه وزیر نفت همزمان با موضع خصمانه دولت آمریکا، صدای اعتراض روزنامه شرق را هم درآورد.
این روزنامه در یادداشتی نوشت: اعلام موضع وزیر نفت درباره «محدودیت‌ قائل نشدن برای شرکت‌های نفتی آمریکایی»، آن هم در شرایطی  که رئیس‌جمهور جدید ایالات متحده «ایرانیان را در لیست سیاه ورود به آمریکا قرار داده»، بدسلیقگی و موضع غلطی بود. مادامی که فرمان دونالد ترامپ برای جلوگیری از ورود ایرانیان به خاک آمریکا اعتبار دارد و تا زمانی  که حقوق اولیه ایرانیانی که به هر دلیل به آمریکا سفر می‌کنند،  رعایت نشود، دولت ایران نه تنها نباید از حضور شرکتهای نفتی آمریکایی در ایران استقبال کند که باید برای ورود آمریکایی‌ها به ایران محدودیت قائل شود. هر چند شرکت‌های نفتی آمریکایی، به خاطر قوانین این کشور، همین حالا هم نمی‌توانند به طور مستقیم در صنعت نفت ایران حضور داشته باشند. موضع وزیر نفت، روایتگر خواست امروز ایرانیان نیست.  زنگنه موضع خود را تغییر دهد و در اقدامی متقابل اعلام کند وقتی ترامپ چنین محدودیت‌های غیرمعقولی را برای ایرانیان وضع کرده است، وزارت نفت هم برای حضور شرکت‌های نفتی آمریکایی محدودیت قائل خواهد شد. معاون امور بین‌الملل وزارت نفت هم می‌تواند تغییر موضع آشکار وزارت نفت را (باتوجه به فرمان ترامپ) از طریق همان رسانه آمریکایی که پیش از این با آن مصاحبه کرده بود، به گوش رئیس‌جمهور تازه‌وارد ایالات متحده برساند.

سیاست تعدیل اقتصادی در تضاد با عدالت اجتماعی بود
ابراهیم اصغرزاده گفت: به رغم تصویری که از چپ وجود دارد چندان هم مخالف سیاست‌های هاشمی نبودیم.
وی در گفت‌وگو با شرق اظهار داشت: ما از تلاش ایشان برای بازسازی اقتصاد، صنعت‌گرایی، نوسازی درهم شکسته و به خصوص کوتاه شدن دست بازار سنتی و جریان موتلفه از اقتصاد در طرح‌هایی مانند ایجاد هزار فروشگاه زنجیره‌ای رفاه یا کنترل بانک مرکزی بر مجموعه صندوق‌های قرض‌الحسنه استقبال می‌کردیم.
سردار سازندگی عنوانی بود که برای توصیف کارنامه اقتصادی هاشمی به‌کار گرفته شد. ما هم آن را به کار می‌بردیم.
اصغرزاده تصریح کرد: نوع اجرای سیاست تعدیل اقتصادی منجر به شکاف شد. از نظر ما دولت نیروی محرکه اقتصاد بود. اختلاف اساسی با آقای هاشمی بر سر مسائل سیاسی بود. البته بعدها اقتصادی هم شد چون سیاست تعدیل اقتصادی در تضاد با عدالت اجتماعی شد که خود ایشان قبل از ریاست جمهوری در خطبه‌های نماز جمعه مطرح می‌کرد. شوک ارزی دولت به سونامی تورمی نزدیک 50 درصد و رشد بی‌سابقه قیمت‌ها انجامید. نرخ رسمی دلار با رشدی نزدیک به 20 برابر از 9 تومان به 175 تومان رسید و در بازار آزاد نیز حدودا چهارونیم برابر شد. احساس فقر و حس تنگدستی دامن همه به‌خصوص طبقه متوسط وفادار به دولت را گرفت. بعد از چند شورش خیابانی ماه عسل جناح راست با هاشمی خاتمه یافت و سیاست تعدیل نیمه تمام رها شد. حتی ژنرال‌های تعدیل نیز هر کدام به نوعی از دولت دوم هاشمی رانده شدند.
در مجلس سوم هرگاه نقدی بر رویکرد اقتصادی دولت مانند سقف یا حجم استقراض خارجی صورت می‌گرفت اغلب با واکنش عتاب‌آلود دولت مواجه می‌شد. کوچک‌ترین انتقادی از طرف ما تحمل نمی‌شد.
وی همچنین گفت: ضمن رعایت انصاف نباید گرفتار افسانه‌پردازی شویم. برخی دوستان ما معتقدند اصلاحات محصول و معلول سیاست و برنامه‌های آقای هاشمی است. این گزاره بخشی از حقیقت را نشان می‌دهد. فلسفه اصلاحات بر پایه بسط جامعه مدنی و توسعه سیاسی است. در حالی که فلسفه سیاسی آقای هاشمی در بنیاد ریشه در نخبه‌گرایی صرف و تمرکز قدرت داشت یعنی انجام اصلاحات با تکیه بر تکنوکراسی و بوروکراسی از بالا آن هم به منظور حفظ وضع موجود.
اصغرزاده همچنین درباره انتخابات سال 84 و حضور هاشمی گفت: در آخرین سال دولت اصلاحات یعنی سال 1383 که کشور آماده انتخابات ریاست جمهوری می‌شد، به رغم وجود چهره‌های سیاسی و فرهنگی جوانتر و حزبی‌تر آقای هاشمی مجددا اعلام کرد شایسته‌ترین فرد برای مملکت‌داری است. ایشان اواخر شهریور 83 گفت «اگر همه به این نتیجه برسند که من برای ریاست جمهوری بهترینم، برای حضور در انتخابات تصمیم می‌گیرم» آن زمان ایشان بارها از احتمال عدم حضور خود در انتخابات خبر داد و تصریح کرد تنها اگر به این نتیجه برسد که فرد دیگری شایسته نباشد به خاطر منافع اسلام و انقلاب به صحنه خواهد آمد. اما در کمال تعجب در آستانه انتخابات 84 به رغم وجود اجماع بر سر ایشان چون گروه‌ها و احزاب چه اصلاح‌طلب چه اصولگرا کاندیداهای خود را اتفاقا از میان سرشناس‌ترین و برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی معرفی کرده بودند باز از نظر ایشان آن فرد دیگری که شایسته‌تر باشد پیدا نشد و ایشان ناچار شد بیاید و شد آنچه نباید می‌شد.

هشدار تورمی درباره افزایش نقدینگی و رشد پایه پولی در دولت یازدهم
یک روزنامه‌ حامی دولت نسبت به رکوردزنی دولت یازدهم درباره افزایش حجم نقدینگی و رشد پایه پولی که دارای تبعات تورمی است، هشدار داد.
دنیای اقتصاد نوشت: آخرین آمارهای بانک مرکزی در آبان‌ماه سال جاری نشان می‌دهد رشد نقدینگی در آبان‌ماه به 28 درصد رسیده است. در این خصوص  رشد پایه پولی نیز معادل 18 درصد و  رشد ضریب فزاینده 8/5 درصد گزارش شده است.
این روزنامه اضافه کرد: در حال حاضر ضریب فزاینده نقدینگی به رقمی حدود 7 در آبان سال جاری رسیده و نسبت به مدت مشابه سال قبل 3/6 درصد رشد کرده است، از سوی دیگر،  رشد حجم پایه پولی نسبت به مدت مشابه سال قبل 14/2 درصد بوده است...
باید توجه داشت که پس از کاهش نرخ سود سپرده‌ها در ابتدای سال جاری، یک روند در افزایش رشد سپرده‌های دیداری و کاهش رشد سپرده‌های مدت‌دار مشاهده می‌شود. این موضوع به این معنی است که منابع ماندگار بانک‌ها کاهش یافته و از قدرت اعتباردهی بانک‌های تجاری کاسته شده است. نکته مهم این است که اگرچه ظرفیت ضریب فزاینده برای ایجاد منابع مالی در اقتصاد کاهش یافته است، اما نیاز به منابع مالی، باعث شده که فشار به پایه پولی بازگردد و در نتیجه رشد پول پرقدرت نسبت به سال‌های قبل، افزایش داشته باشد؛ روندی که بدون شک، تهدیدی برای تورم تک‌رقمی محسوب می‌شود. کارشناسان معتقدند برخی از اصطکاک‌ها مانند نرخ سود بانکی بالا، در سال‌های اخیر باعث شده ارتباط بین پایه پولی و نرخ تورم در کوتاه مدت قطع شود. اما بدون تردید، در بلندمدت رشد پایه پولی، با نرخ تورم رابطه مستقیم خواهد داشت.
بنابراین اولویت اصلی اقتصاد در شرایط کنونی، کاهش فشار روی منابع پایه پولی است.

وقایع‌اتفاقیه: سر تولید از تسهیلات بانکی بی‌کلاه مانده است
«سر تولید از تسهیلات بانکی بی‌کلاه مانده است».
روزنامه وقایع‌اتفاقیه با انتشار این تحلیل خاطرنشان کرد: دولت قرار بود برای تامین نقدینگی صنایع و خروج آنها از رکود، رقم 16 هزار میلیارد تومان تسهیلات با بهره کم در اختیار صنایع کوچک و زودبازده قرار دهد. بدون شک چنین رقمی در صورت پرداخت می‌تواند گوشه‌ای از بحران نقدینگی صنایع را حل کند اما ابهامی در این باره وجود دارد، اینکه آیا با وجود منابع محدود مالی سیستم بانکی که در نتیجه بدهی 200 هزار میلیارد تومانی دولت به این سیستم به وجود آمده،‌ بانک‌ها توان پرداخت این رقم تسهیلات را به صنایع بحران‌زده کشور دارند؟ پاسخ کارشناسان و تحلیلگران صنعتی به این پرسش منفی است، زیرا در حال حاضر سهم بخش صنعت و معدن از تسهیلات بانکی در حدود 30 درصد است، در حالی که گفته می‌شود برای توسعه صنعتی در کشور، این سهم باید به حدود 50 درصد برسد.
پیش از این، سخنگوی کمیسیون صنایع مجلس در توضیح جزئیات پرداخت وام 16 هزار میلیارد تومانی به صنایع گفته بود: «80 واحد صنعتی در کشور مشغول فعالیت هستند که بخشی از آنها به دلایل گوناگون دچار مشکل شده‌اند» به گفته رمضانعلی سبحانی‌فر، برای حمایت از این صنایع، 16 هزار میلیارد تومان مورد نیاز است،‌ خاطرنشان کرد: «از این رقم، 13 هزار میلیارد تومان نیاز صنایع کوچک بوده و سه هزار میلیارد تومان برای حمایت از صنایع متوسط مورد نیاز است که با تزریق این کمک‌ها به این صنایع، 180 تا 200 هزار شغل در کشور احیا خواهد شد.
 محمدقلی یوسفی تحلیلگر صنعتی در گفت‌وگو با وقایع‌اتفاقیه گفته بود، در حال حاضر، بسیاری از واحدهای تولیدی در کشور 48 درصد نیروی مازاد دارند. در سال‌های گذشته به ویژه از سال 89 که فاز اول هدفمندی یارانه‌ها در کشور اجرا شد، کارشناسان صنعتی از افزایش 30 درصدی بیکاری صنعتی خبر دادند. همه این اتفاق‌ها وقتی در کنار هم قرار بگیرند، حاوی این پیام هستند که حال و روز صنعت در کشور وخیم‌تر از آن است که با 16 هزار میلیارد تومان وامی که هنوز هم به طور کامل پرداخت نشده، بهبود پیدا کند.
 
ندانم‌کاری در بازار ارز تجدیدخاطره تلخ دولت سازندگی!
رئیس کل اسبق بانک مرکزی، تزریق ارز مداخله‌ای به بازار آزاد برای مدیریت قیمت ارزهای عمده به ویژه دلار در روزهای اخیر را ناشی از نبود مدیریت واحد در این عرصه ارزیابی کرد.
«طهماسب مظاهری» اظهار داشت: وقتی مجموعه‌ای نمی‌‌داند چکار می‌کند،‌ هر لحظه دست به اقدام‌هایی ابتکاری می‌زند.
وی با یادآوری اینکه در دهه 70 [دوره سازندگی‌] نیز چنین اقدام‌هایی برای مدیریت بازار ارز انجام شد و به  نتیجه نرسید، افزود: البته این ابتکارها به شکلی است که در تاریخ ثبت شده و نتایج آن را هم همه می‌دانند.
وی درباره اینکه آیا دولت یکسان‌سازی ارز را اجرا خواهد کرد، گفت:‌ این کار الزاماتی دارد که باید دولت آن را بپذیرد و به بانک مرکزی اجازه آن را بدهد.
مظاهری در گفت‌وگو با ایرنا تاکید کرد، در شرایط کنونی، آمادگی برای یکسان‌سازی ارز در بازار وجود ندارد.
صرافی بانک‌ها از دو هفته پیش تاکنون به هر نفر با ارائه کارت ملی پنج هزار دلار به نرخ مبادله‌ای صرافی‌ها (هر دلار 37 هزار و 500 ریال) ارز تحویل می‌دهند. این کار نه تنها سبب ایجاد صف‌های طولانی در مقابل صرافی بانک‌ها شده بلکه در بازار نرخ دلار را به کانال 39 هزار ریال نزدیک کرده است.
این رویه نه تنها سبب نارضایتی در میان صرافان شده و آن را ایجاد نوعی رانت در بازار می‌دانند، بلکه اقتصاددانان نیز از این رویه گلایه کرده‌اند؛ به عنوان نمونه موسی غنی‌نژاد هفته گذشته در همایش «اصلاح نظام بانکی؛‌ چالش‌ها و الزامات تولید» در این باره گفت: این اتفاق بدی است که برخی برای دریافت پنج هزار دلار مقابل صرافی‌ها صف بسته‌اند؛ می‌دانم مهم نیست و مابه‌التفاوت قابل ملاحظه‌ای نیست، اما یادآور خاطرات تلخ دهه 1370 است.

قسم برای تحمل دیگران/ دم خروس پایمال کردن رأی اکثریت
عضو سازمان منحله مجاهدین (انقلاب) می‌گوید پیش‌نیاز تحقق آشتی ملی، پذیرفتن اندیشه‌های مختلف است.
فیض‌الله عرب سرخی به روزنامه اعتماد- که مدتی است آشتی ملی را سوژه خود کرده- گفت: نخستین گام در مسیر دموکراسی به رسمیت شناختن تنوع اندیشه‌هاست و تا زمانی که ما تصور می‌کنیم که همه حقیقت نزد ما است و اندیشه سایرین در بردارنده هیچ حقیقتی نیست سخن گفتن از دموکراسی گزافه‌ای بیش نیست. بنابراین ما نیاز به آشتی، گفت‌وگو و تعامل فعال میان اندیشه‌های متنوع داریم و راه حل مشکلات کشور از میان این تعاملات و گفت‌وگوها به دست می‌آید.
وی می‌افزاید: یکی از ویژگی‌های اندیشه اصلاح‌طلبانه داشتن قدرت تحمل سایر تفکرات بوده و هست و اساساً جریان اصلاحات غیر از این راهی را نمی‌شناسد. درگذشته هم این باور توسط اصلاح‌طلبان مطرح شده بود و اخیراً هم آقای خاتمی به عنوان مدار و محور جریان اصلاحات این بحث را مطرح کرده است که با تحمل تجمیع همه خیرخواهان ملت و کشور زیر سقف و سایه نظام و رهبری راه پیشرفت و توسعه هموارتر شود و از کدورت‌ها کاسته شود.
عرب سرخی گفت: نخستین گام در مسیر آشتی ملی باور به وجود تنوع اندیشه‌ها و سودمندی انواع تفکرات برای پیشرفت کشور است. بستن و انسداد مسیر طرح اندیشه‌ها نتیجه‌ای جز عقب‌ماندگی از قافله توسعه و پیشرفت کشور در برندارد. لذا باید این مسیر را به رسمیت شناخت.
این قبیل اظهارات و ادعای علاقه به آشتی و گفت‌وگو و تفاهم ملی از سوی کسانی چون خاتمی در حالی است که مدعیان اصلاح‌طلبی تحمل رأی اکثریت را در سال 88 نکردند و ضمن قانون‌شکنی و گردن‌کشی و قلدرمآبی، خودکامگی به راه انداختند. آن زمان آشوبگران شعارهایی مانند حذف جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و نشانه رفتن اصل نظام را می‌دادند و ستیزه‌جویی با مقدسات اسلامی را در روز عاشورای حسینی(ع) به نهایت رساندند. بنابراین باید از مدعیان دروغین تقلب و بانیان قانون‌شکنی و نقض اسلامیت و جمهوریت نظام پرسید چگونه شعار تحمل اندیشه مخالف همدیگر و دموکراسی می‌دهید؟ و اگر قائل به آشتی ملی بودید چرا به آشوب و اغتشاش و بی‌ثباتی و ناامنی در کشور دامن زدید؟! خاتمی اگر در ادعای خود صداقت داشت چرا در تحریک شماری از مردم و القای بی‌اعتمادی نسبت به امانتداری نظام مشارکت کرد، حال آن که بعد از سرشکستگی در فتنه در جلسات خصوصی مجمع روحانیون اقرار کرد تقلب دروغ بوده و واقعیت نداشته است. با بی‌صداقتی و نفاق چگونه می‌توان از آشتی و تفاهم ملی سخن گفت؟ اصلاً آیا به چنین متقلبانی که به مردم دروغ گفتند، می‌توان اعتماد و مفاهمه کرد.

,
, اعتراض روزنامه شرق به موضع غیرمسئولانه وزیر نفت,
,
,
,
, سیاست تعدیل اقتصادی در تضاد با عدالت اجتماعی بود,
,
,
,
,
,
,
,
,
, هشدار تورمی درباره افزایش نقدینگی و رشد پایه پولی در دولت یازدهم,
,
,
,
,
,
,
, وقایع‌اتفاقیه: سر تولید از تسهیلات بانکی بی‌کلاه مانده است,
,
,
,
,
,
, ندانم‌کاری در بازار ارز تجدیدخاطره تلخ دولت سازندگی!,
,
,
,
,
,
,
,
,
, قسم برای تحمل دیگران/ دم خروس پایمال کردن رأی اکثریت,
,
,
,
,
,

وطن امروز

, وطن امروز,
خرید نجومی هواپیما فرجام ادعاها و انتقادها
, خرید نجومی هواپیما فرجام ادعاها و انتقادها,

سیدیاسر جبرائیلی: این ایام که یک فروند «ایرباس نو A321» متعلق به شرکت ایران‌ایر، شهر به شهر در کشور می‌چرخد و مدیران فرودگاه‌ها مشغول برگزاری مراسم استقبال و گرفتن عکس‌های دسته‌جمعی هستند، حامیان این «پروژه خرید» نیز بابت گذر موفق از مخالفت‌های منتقدان و رسیدن به مقصود، مسرورند. در این موعد، بی‌مناسبت نیست یک بار دیگر ادعاها و انتقادها درباره این خرید چندده میلیارد دلاری را مرور کنیم و هر دو طرف ماجرا بر آن تامل کنند، بلکه درسی برای تصمیمات و اقدامات مشابه بعدی باشد. هرچند شاید تجربه به ما بگوید این دولت، اهل تامل در تجربه‌ها- حتی تجربیات خودش- نیست و «تذکر» دادن به آن بی‌وجه است اما بی‌گمان، آیندگانی هستند که وقایع امروز را به مثابه یک عبرت بنگرند، از فواید آن بهره بگیرند و از تکرار خسارات آن جلوگیری کنند.
دولت آقای حسن روحانی برای توجیه این خرید نجومی دلایلی ارائه می‌کرد و منتقدان نیز با رد این دلایل و ارائه استدلال‌هایی دیگر، مخالف این شکل و حجم از خرید بودند. امروز با گذر زمان و روشن شدن بخش قابل توجهی از حقایق، می‌توان ارزیابی دقیق‌تری از سخنان اطراف این ماجرا انجام داد که مقصود این یادداشت است.
همه استدلال‌های دولت در توجیه خرید بالغ بر 40 میلیارد دلار هواپیمای نو برای شرکت دولتی ایران‌ایر، در این 4 محور اصلی متمرکز بود:
1- آقای عباس آخوندی، وزیر راه‌وشهرسازی مدعی بود خرید هواپیما نوعی جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی(FDI) است: «آنچه ما توافق کرده‌ایم یک سرمایه‌گذاری خارجی واقعی است. جز 15 درصدی که ما باید بتدریج از قرارداد خرید هواپیماها پرداخت کنیم، مابقی مبلغ توسط طرف قرارداد تامین یا تنظیم خواهد شد. ایرباس
15 درصد را از منابع داخلی خودش تامین می‌کند که این در تاریخ صنعت هوانوردی بسیار نادر است و 85 درصد مابقی را نیز فروشندگان از محل تامین‌کنندگان مالی اروپایی، فاینانس می‌کنند». یک بار دیگر بر این عبارات و ارقام تامل کنیم. امروز در داخل و خارج دولت هیچ احدی نمی‌تواند از ادعاهای آن روز آقای آخوندی دفاع کند. امروز مشخص شده است نه‌تنها ایرباس و بوئینگ با فروش هواپیما به ایران در کشور ما سرمایه‌گذاری نکرده‌اند، بلکه
20 درصد منبع مالی این خریدها با برداشت از «صندوق توسعه ملی» تامین شده و 80 درصد مابقی نیز توسط جمهوری اسلامی ایران(نه ایرباس و بوئینگ) با «بهره دلاری» از بانک‌های خارجی وام گرفته شده است. بلاتردید آقای آخوندی باید به نمایندگان ملت توضیح دهند بر چه مبنایی چنان ادعایی طرح کرده و نام این خرید استقراضی را «سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی» گذاشته‌اند؟
2- آقای روحانی رئیس محترم جمهور و دیگر مقامات دولت، بارها در توجیه خرید این هواپیما گفته‌اند: «مردم ما سالانه 4 میلیارد دلار بابت خرید بلیت به شرکت‌های هواپیمایی خارجی پرداخت می‌کنند؛ چه اشکالی دارد این مبلغ به جیب شرکت‌های داخلی برود؟» درباره این ادعا ما یک پرسش روشن طرح کردیم که تاکنون پاسخی به آن داده نشده است: دولت آقای روحانی دقیقا با چه مکانیسمی می‌خواهد از هزینه این ۴ میلیارد دلار برای خرید بلیت ایرلاین‌های خارجی جلوگیری کند؟ آیا می‌خواهند هیچ هواپیمای خارجی را به ایران راه ندهند؟ یا مثلا قرار است جابه‌جایی اتباع ایران با هواپیماهای خارجی را ممنوع ‌کنند؟ آیا رویکرد دولت آقای روحانی در سایر حوزه‌های اقتصادی نیز جلوگیری از خروج ارز از کشور است که چنین ادعایی را مطرح می‌کنند؟ یا اینکه پروژه‌های چند میلیارد دلاری را از شرکت‌های داخلی می‌ستانند و تقدیم بیگانگان می‌کنند؟ از دولتی که بازار ایران را جولانگاه بیگانگان کرده و در حال ورشکسته‌‌سازی تولیدکنندگان داخلی است، چطور بپذیریم قرار است اجازه ندهد ایرانی از ایرلاین خارجی بلیت بخرد؟ طرفه اینکه یک فروند ایرباس نو A321 که دی‌ماه وارد کشور شده است، تاکنون حتی یک دلار درآمد ارزی نداشته و مشغول «ایرانگردی» است.
3- آقای روحانی در سخنرانی روز ملی صادرات پیرامون خرید هواپیما گفتند: «شما یک کالای خوب می‌خواهید صادر کنید اما هواپیما ندارید. چگونه می‌خواهید یک محصولی که دوام ندارد صادر کنید؟ حالا که می‌رویم هواپیما بخریم عده‌‌ای می‌گویند هواپیما نه، بروید اتوبوس بخرید. اینکه ما می‌گوییم هواپیما بخریم برای آن است که ما بتوانیم محصولات خود را به کشورهای هدف صادر کنیم». این اظهارات آقای روحانی نیز -با عرض پوزش - کاملا بی‌پایه است و فقط یک گزاره خبری برای رد آن کفایت می‌کند که در قراردادهای منعقد‌شده با بوئینگ و ایرباس، حتی یک فروند هواپیمای باربری وجود ندارد.
4- آخرین استدلال آقای روحانی برای خرید نجومی هواپیما از ایرباس و بوئینگ این بود: «اینکه می‌گوییم هواپیما بخریم برای عظمت ایران است و برای آنکه وقت مردم تلف نشود و می‌خواهند اگر به کشوری بروند راه نیفتند بروند کشور همسایه و از آنجا به مقصد خود برسند، بلکه هدف ما آن است که از تهران به طور مستقیم به مقصد خود بروند». پرسش ما از آقای روحانی این است: اولا دقیقا چند کشور و کدام کشورها هستند که از تهران پرواز مستقیم به آنها وجود ندارد؟ کافی است ایشان سری به تابلوی پروازهای فرودگاه امام(ره) بزنند و مشاهده کنند ما تقریبا به تمام کشورهای مهم پرواز مستقیم داریم. ثانیا چند درصد از مردم به کشورهای خاصی می‌روند که پرواز مستقیم به آنها وجود ندارد؟ و این معضل چقدر حیاتی و در اولویت کشور است که تصمیم گرفته‌اید برای حل آن، حدود 40 میلیارد دلار هزینه کنید؟ ثالثا علت نداشتن پرواز مستقیم به کشورهای خاص، آیا کمبود «هواپیمای نو» بوده است یا مقرون به صرفه نبودن برقراری خطوط هوایی به دلیل کمبود مسافر؟
همانگونه که ملاحظه می‌فرمایید تحقیقا هیچ‌کدام از استدلال‌های دولتمردان یازدهم برای خرید هواپیما هیچ نسبتی با منطق و واقعیت ندارد. در کنار این توجیهات، دستگاه تبلیغاتی لیبرال‌ها در طول این مدت تمام هم خود را مصروف القای این دروغ بزرگ کرد که «منتقدان مخالف خرید هواپیما برای کشور هستند.» اما سخن منتقدان در این‌باره چه بود؟ در 4 محور، انتقادات ما به این خرید نجومی قابل جمع‌بندی است که همچنان پابرجاست و دولت محترم پاسخ قانع‌کننده‌ای به آنها نداده است.
1- نخستین سوالی که درباره خرید چندده میلیارد دلاری هواپیما مطرح شد این بود که این خریدها برای کشور چقدر اولویت دارد؟ آیا اگر مسائل اساسی کشور را فهرست کنیم، خرید هواپیمای نو در ردیف چندم قرار می‌گیرد؟ آیا با 40 میلیارد دلار، بهتر است به رفع مشکلاتی نظیر بیکاری و رکود و مشکل آب شرب مردم و آلودگی هوا و ده‌ها مساله دیگر بپردازیم یا هواپیمای نو خریداری کنیم؟
2- نکته بعدی این است که خرید هواپیما برای شرکت دولتی و ورشکسته ایران‌ایر دارای تناقضات جدی با رویکرد اقتصادی دولت است. آقای روحانی به صراحت می‌گوید «اصولاً احداث فرودگاه، کشیدن خط‌آهن، ساخت مسکن یا احداث اتوبان به‌عهده دولت نیست، بلکه دولت موظف به بهبود شرایط سرمایه‌گذاری و فضای کسب‌وکار و ارتقای روابط کشور با دولت‌های خارجی است تا امکانات لازم برای سرمایه‌گذاری بخش خصوصی را فراهم آورد». هرچند این رویکرد بشدت مورد انتقاد ما است و به جرأت مدعی هستیم ایشان نمی‌توانند فی‌المثل روی نقشه حتی یک کشور را مشخص کنند که از نظر شبکه ریلی و جاده‌ای پیشرفته باشد و این مهم به وسیله بخش خصوصی انجام شده باشد اما دولتی که راه‌، مسکن و فرودگاه‌سازی را «اصولا» وظیفه خود نمی‌داند، چطور خرید هواپیما را وظیفه خود می‌داند و 40 میلیارد دلار از پول ملت را صرف خرید هواپیمای نو برای شرکت ورشکسته و «دولتی» ایران‌ایر می‌کند؟ لذا آقای روحانی باید به ما حق دهند که بگوییم این خرید، نه با توجیه اقتصادی که با رویکرد و دلایل سیاسی انجام شده است.
3- درباره دلیل سیاسی خرید 40 میلیارد دلاری هواپیما پیش‌تر طی یادداشتی با عنوان «باج‌های برجام و نظریه حمایت استراتژیک» از نهادهای امنیتی خواستیم این مساله را بررسی کنند که مع‌الاسف ادامه اجرای قرارداد نشان می‌دهد اتفاقی نیفتاده است. درباره خرید از ایرباس، هرچند تحلیل‌های قابل اعتنایی وجود دارد که این خرید نیز باجی بابت برجام به فرانسه بوده اما شواهدی در این رابطه منتشر نشده است، لکن درباره قرارداد بوئینگ، شواهد قابل توجهی منتشر شده است که نشان می‌دهد به احتمال زیاد دولت آقای روحانی با این تصور که بوئینگ لابی قدرتمندی در حکومت آمریکا دارد، وعده چنین خرید عظیمی را به شرکت بوئینگ داده و این شرکت با صرف مبالغ قابل توجهی، فردی به نام «توماس پیکرینگ» را مامور برگزاری جلسات استماع در سنا، نگارش یادداشت در رسانه‌ها و نامه‌نگاری با مقامات آمریکایی برای حمایت از برجام کرده است. بوئینگ چه نفعی در برجام داشته که حاضر شده است دست به چنین عملیاتی به سود آن بزند؟ جالب اینکه «دونالد ترامپ» با همه رویکرد ضدایرانی‌اش تاکنون هیچ مخالفتی با فروش هواپیما به ایران نداشته و بلکه معترض شده است چرا ایران به جای بوئینگ، از ایرباس هواپیما خریداری کرده است! برجام چه گلی به سر اقتصاد کشور زده است که آقایان حاضر شده‌اند برای انعقاد آن، باج‌های میلیارد دلاری به طرف مقابل بپردازند؟
4- سخن آخر اینکه ما به هیچ‌وجه مخالف خرید هواپیما نبوده و نیستیم بلکه قدردان و ممنون هر شرکتی هستیم که ناوگان هوایی کشور را تجهیز کند. سخن ما این است که چرا دولت آقای روحانی با پول ملت برای یک شرکت دولتی چنان خرید هنگفتی انجام می‌دهد؟ چرا ایران‌ایر از این 40 میلیارد دلار خرید حتی یک سنت نتوانسته تامین کند و حتی 20 درصد پیش‌پرداخت نیز از صندوق توسعه ملی برداشت شده است؟ چرا شرکت‌های هواپیمایی خصوصی که اولا از بودجه بیت‌المال تغذیه نمی‌کنند و ثانیا بسیار موفق‌تر از ایران‌ایر هستند، مسؤولیت تجهیز ناوگان هوایی ما را به عهده نگیرند؟ برخلاف شبکه جاده‌ای که به دلیل سود پایین آن بخش خصوصی تمایل زیادی به سرمایه‌گذاری ندارد، حمل‌ونقل هوایی کاملا قابلیت واگذاری به بخش خصوصی را دارد و دولت اگر به دنبال خصوصی‌سازی است، «اصولا» باید این قبیل امور را به شرکت‌های خصوصی واگذار کند و وظیفه خود نداند. سخنان اخیر مدیرعامل شرکت «کیش‌ایر» (آبان‌ماه 95) پس از خرید اقساطی 2 فروند هواپیمای ایرباس در اثبات این مدعا کاملا قابل تامل است: «با وجود تحریم‌ها و موانعی که آمریکایی‌ها ایجاد می‌کردند توانستیم
2 فروند هواپیمای ایرباس ۳۲۱ مدل دسامبر ۲۰۰۶ خریداری کنیم. این هواپیماها بسیار تمیز و دارای تزئینات داخلی زیبا هستند و در بین ناوگان هواپیمایی داخلی به نوعی جوان‌ترین محسوب می‌شوند. توانایی خرید هواپیماهای نو را داریم اما برای هر کاری باید توجیهی وجود داشته باشد». ایشان مدیر یک شرکت هستند. دغدغه پرداخت بموقع اقساط خود را دارند و در خریدی که انجام می‌دهند، محاسبه سود و زیان‌شان را می‌کنند اما آیا خرید 40 میلیارد دلاری برای ایران‌ایر نیز با چنین دغدغه‌ای انجام شده است؟ یا در نهایت اقساط آن با پول نفت تسویه خواهد شد؟ «ایرانگردی» این ایرباس نو در یک ماه اخیر، پاسخ این سوالات را از پیش روشن کرده است.
دولت یازدهم با انگیزه سیاسی، بدون در نظر گرفتن اولویت‌های کشور که به صراحت گفته می‌شود برای آنها «پول نیست»، بدون محاسبه سود و زیان اقتصادی و با استدلال‌ها و توجیه‌های بی‌ربط و فاقد منطق، 40 میلیارد دلار از پول ملت را صرف امری کرد که اولا توسط شرکت‌های خصوصی در حال انجام بود و ثانیا به دلیل همین هزینه، از انجام بسیاری از وظایف اساسی خود که نیازهای حیاتی کشور هستند بازماند.  در مقابل پیشنهادهایی داده شده است که برای بازپرداخت اقساط این هواپیما، قیمت بلیت آن باید 2 برابر هواپیماهای معمولی باشد و ایران‌ایر نیز باید تعدادی از نیروهای خود را تعدیل کند. نتیجه این شده است که اگر بوئینگ با این معامله در آمریکا 100 هزار شغل ایجاد کرد، ایران‌ایر باید به فکر بیکار کردن کارکنان خود باشد.

آرمان

چالش موشکی آمریکا علیه ایران

آرمان- امین نایینی: مقایسه شمار گره‌هایی که کاخ سفید با مدیریت ترامپ در سیاست بین‌الملل ایجاد کرده است با تعداد روزهایی که او قدرت را در اختیار گرفته، شگف­ت آور است. در راس همه تصمیماتی که ترامپ اتخاذ کرده و همچنان مناقشه درباره آن در خود آمریکا ادامه دارد ممنوعیت ورود اتباع ۷ کشور مسلمان به خاک ایالات متحده است که موجب تجمعات اعتراضی مختلفی در شهرهای آمریکا شده است، اما دونالد ترامپ به قدری روی این تصمیم خود دست‌کم برای ۹۰ روزی که اعلام شده اصرار دارد که حتی سرپرست موقت دادگستری آمریکا را به دلیل سرپیچی از اجرای این دستور اخراج کرده است. اتفاقی که آخرین بار در زمان رئیس جمهوری نیکسون رخ داده بود و در واقع برای بیش از چهار دهه در تاریخ آمریکا سابقه نداشته است. نام ایران در میان این ۷ کشور اولین اصطکاک ترامپ و ایران را رقم زد. پیش از این او درباره توافق هسته‌ای هم موضعگیری‌های منفی را اتخاذ کرده بود تا وضعیت پیچیده ­تر شود. اما حالا در جدیدترین مورد و در همین نخستین روزهای حضور ترامپ در قدرت، کاخ سفید مدعی یک آزمایش موشک بالستیک در حوالی سمنان شده است که به گمان آنها نقض قطعنامه ۲۳۳۱ شورای امنیت و در واقع نقض برجام است. نیکی هیلی سفیر آمریکا در سازمان ملل روز سه شنبه گفت:« به اعتقاد آمریکا این آزمایش ناقض توافق اتمی، برجام، است.» او گفت: «من به مردم جهان می گویم که باید نگران این آزمایش باشند. ایالات متحده ساده لوح نیست. ما به تماشا نمی ایستیم و شاهد خواهد بود که به نوبه خود وارد عمل خواهیم شد.» بامداد چهارشنبه شورای امنیت به درخواست آمریکا در این باره تشکیل جلسه داد. جلسه­­ ای پشت درهای بسته. نیکی هیلی، نماینده جدید آمریکا در سازمان ملل متحد پس از این نشست«آزمایش موشکی ایران را کاملا غیرقابل قبول و آن را خلاف قطعنامه‌های بین‌المللی خواند.» آنچه آمریکا برای نقض برجام به آن استناد می­ کند مربوط به پاراگراف سوم از ضمیمه «ب» قطعنامه شماره ٢٢٣١ است که از ایران می‌خواهد به مدت هشت سال از فعالیت‌های مرتبط با موشک‌های بالستیک که با قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای شامل فناوری سکوهای پرتاب آنها طراحی شده باشد اجتناب کند.

آزمایش موشکی تایید شد

درحالی که آزمایش موشکی همچنان در هاله ­ای از ابهام بود دیروز وزیر دفاع چنین آزمایشی را تایید کرد. سردار حسین دهقان در جمع خبرنگاران درباره مسائل مطرح شده نسبت به تست موشکی ایران اظهار کرد: «این اقدام هیچ مغایرتی نه با برجام و نه قطعنامه ۲۲۳۱ دارد. این تست در ادامه برنامه های جاری ما بوده و قبلا نیز اعلام کرده ایم که برنامه‌هایی که در حوزه تولیدات اقلام دفاعی در راستای اهداف و منافع ملی برنامه ریزی کرده‌ایم را اجرا می کنیم و هیچ اراده ای نمی تواند تصمیم ما را تحت تاثیر قرار دهد. خانه ملت هم به جمع موافقان آزمایش موشکی اضافه شد. مجلس در بیانیه‌ای که به امضای ۲۲۰ نفر از نمایندگان رسیده، حمایت خود را از نیروهای مسلح کشور اعلام نمود و بر تقویت صنعت موشکی کشور تاکید کرد. بنابراین تنها راه بازدارندگی در برابر تهاجم دشمن توانمندی موشکی جمهوری اسلامی ایران است، زمزمه‌های مخالفت برخی از کشورها نسبت به این توانمندی از هیچ منطقی برخوردار نبوده و آزمایش‌های موشکی نیز هیچ تناقضی با قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل از جمله قطعنامه ۲۲۳۱ ندارد.

واکنش‌های جهانی

این آزمایش موشکی با واکنش­هایی از سوی بازیگران مختلف بین‌المللی همراه شد. نبیله مسرالی، سخنگوی فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در گفت‌وگو با خبرنگاران در بروکسل در پاسخ به سوالی درباره ادعای یک مقام آمریکایی مبنی بر انجام یک آزمایش موشکی جدید در ایران گفت: توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ با قدرت‌های جهانی شامل برنامه موشکی بالستیک ایران نمی‌شود، بنابراین آزمایشات آن نقض این توافق نیست. او ادامه داد: این شورای امنیت است که باید درباره اینکه قطعنامه ۲۲۳۱ نقض شده است یا نه، تصمیم‌گیری کند. با این حال اتحادیه اروپا به ایران هشدار داده است که با آزمایش موشکی دست به تعمیق بی‌اعتمادی نزند. سخنگوی وزارت خارجه آلمان هم گفت: «چنین آزمایش‌هایی تنش در وضعیت کنونی خاورمیانه را افزایش می‌دهد. از ایران می‌خواهیم از تمام اقداماتی که منجر به افزایش بی‌اعتمادی می‌شود، خودداری کند.» سخنگوی وزارت خارجه آلمان ادامه داد: «آنچه نیاز داریم، تنش‌زدایی، اعتمادسازی و نقش سازنده ایران در حل مناقشات منطقه‌ای است.» پیش از این سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه، در واکنش به خبر آزمایش موشکی ایران از رسانه‌های آمریکایی اعلام کرد:«چنین اقداماتی اگر هم اتفاق افتاده باشد نقض قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل که در تایید توافق هسته‌ای ایران و گروه ۱+۵ تصویب شد، نیست.»

الگویی به نام اروپا

چندی پیش زمانی که آمریکا تحریم‌های ISA را با رای حداکثری مجلس سنا تمدید کرد همین چالش میان ایران و آمریکا رخ داد، البته برعکس آنچه امروز درباره موضوع موشکی شاهد آن هستیم. چرا که ایران درباره تمدید تحریم ISA معتقد به نقض برجام بود و آمریکا بر این اعتقاد که این اقدام نقض برجام نیست. امری که بار دیگر نشان از این نکته است که بی‌اعتمادی و بدبینی میان دو طرف که قدمتی حدود چهار دهه دارد شرایط را این‌گونه پیچیده‌ می‌کند. اما نکته‌ای که می‌تواند برای هردو طرف ایران و آمریکا درس باشد واکنش اروپاست. اروپا به خوبی برجام را غنیمت شمرده است. آنها چه مقابل تمدید ISA و چه دربرابر آزمایش موشکی یک رویه را پیش گرفتند و هشدار داده‌اند برجام نباید تضعیف شود که توافقی محکم برای صلح جهانی است و در یک سال گذشته تلاش کرده‌اند توسعه تجاری و بازرگانی خود را در نظر بگیرند تا منافع مردمشان هم تامین شود.

,

سیدیاسر جبرائیلی: این ایام که یک فروند «ایرباس نو A321» متعلق به شرکت ایران‌ایر، شهر به شهر در کشور می‌چرخد و مدیران فرودگاه‌ها مشغول برگزاری مراسم استقبال و گرفتن عکس‌های دسته‌جمعی هستند، حامیان این «پروژه خرید» نیز بابت گذر موفق از مخالفت‌های منتقدان و رسیدن به مقصود، مسرورند. در این موعد، بی‌مناسبت نیست یک بار دیگر ادعاها و انتقادها درباره این خرید چندده میلیارد دلاری را مرور کنیم و هر دو طرف ماجرا بر آن تامل کنند، بلکه درسی برای تصمیمات و اقدامات مشابه بعدی باشد. هرچند شاید تجربه به ما بگوید این دولت، اهل تامل در تجربه‌ها- حتی تجربیات خودش- نیست و «تذکر» دادن به آن بی‌وجه است اما بی‌گمان، آیندگانی هستند که وقایع امروز را به مثابه یک عبرت بنگرند، از فواید آن بهره بگیرند و از تکرار خسارات آن جلوگیری کنند.
دولت آقای حسن روحانی برای توجیه این خرید نجومی دلایلی ارائه می‌کرد و منتقدان نیز با رد این دلایل و ارائه استدلال‌هایی دیگر، مخالف این شکل و حجم از خرید بودند. امروز با گذر زمان و روشن شدن بخش قابل توجهی از حقایق، می‌توان ارزیابی دقیق‌تری از سخنان اطراف این ماجرا انجام داد که مقصود این یادداشت است.
همه استدلال‌های دولت در توجیه خرید بالغ بر 40 میلیارد دلار هواپیمای نو برای شرکت دولتی ایران‌ایر، در این 4 محور اصلی متمرکز بود:
1- آقای عباس آخوندی، وزیر راه‌وشهرسازی مدعی بود خرید هواپیما نوعی جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی(FDI) است: «آنچه ما توافق کرده‌ایم یک سرمایه‌گذاری خارجی واقعی است. جز 15 درصدی که ما باید بتدریج از قرارداد خرید هواپیماها پرداخت کنیم، مابقی مبلغ توسط طرف قرارداد تامین یا تنظیم خواهد شد. ایرباس
15 درصد را از منابع داخلی خودش تامین می‌کند که این در تاریخ صنعت هوانوردی بسیار نادر است و 85 درصد مابقی را نیز فروشندگان از محل تامین‌کنندگان مالی اروپایی، فاینانس می‌کنند». یک بار دیگر بر این عبارات و ارقام تامل کنیم. امروز در داخل و خارج دولت هیچ احدی نمی‌تواند از ادعاهای آن روز آقای آخوندی دفاع کند. امروز مشخص شده است نه‌تنها ایرباس و بوئینگ با فروش هواپیما به ایران در کشور ما سرمایه‌گذاری نکرده‌اند، بلکه
20 درصد منبع مالی این خریدها با برداشت از «صندوق توسعه ملی» تامین شده و 80 درصد مابقی نیز توسط جمهوری اسلامی ایران(نه ایرباس و بوئینگ) با «بهره دلاری» از بانک‌های خارجی وام گرفته شده است. بلاتردید آقای آخوندی باید به نمایندگان ملت توضیح دهند بر چه مبنایی چنان ادعایی طرح کرده و نام این خرید استقراضی را «سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی» گذاشته‌اند؟
2- آقای روحانی رئیس محترم جمهور و دیگر مقامات دولت، بارها در توجیه خرید این هواپیما گفته‌اند: «مردم ما سالانه 4 میلیارد دلار بابت خرید بلیت به شرکت‌های هواپیمایی خارجی پرداخت می‌کنند؛ چه اشکالی دارد این مبلغ به جیب شرکت‌های داخلی برود؟» درباره این ادعا ما یک پرسش روشن طرح کردیم که تاکنون پاسخی به آن داده نشده است: دولت آقای روحانی دقیقا با چه مکانیسمی می‌خواهد از هزینه این ۴ میلیارد دلار برای خرید بلیت ایرلاین‌های خارجی جلوگیری کند؟ آیا می‌خواهند هیچ هواپیمای خارجی را به ایران راه ندهند؟ یا مثلا قرار است جابه‌جایی اتباع ایران با هواپیماهای خارجی را ممنوع ‌کنند؟ آیا رویکرد دولت آقای روحانی در سایر حوزه‌های اقتصادی نیز جلوگیری از خروج ارز از کشور است که چنین ادعایی را مطرح می‌کنند؟ یا اینکه پروژه‌های چند میلیارد دلاری را از شرکت‌های داخلی می‌ستانند و تقدیم بیگانگان می‌کنند؟ از دولتی که بازار ایران را جولانگاه بیگانگان کرده و در حال ورشکسته‌‌سازی تولیدکنندگان داخلی است، چطور بپذیریم قرار است اجازه ندهد ایرانی از ایرلاین خارجی بلیت بخرد؟ طرفه اینکه یک فروند ایرباس نو A321 که دی‌ماه وارد کشور شده است، تاکنون حتی یک دلار درآمد ارزی نداشته و مشغول «ایرانگردی» است.
3- آقای روحانی در سخنرانی روز ملی صادرات پیرامون خرید هواپیما گفتند: «شما یک کالای خوب می‌خواهید صادر کنید اما هواپیما ندارید. چگونه می‌خواهید یک محصولی که دوام ندارد صادر کنید؟ حالا که می‌رویم هواپیما بخریم عده‌‌ای می‌گویند هواپیما نه، بروید اتوبوس بخرید. اینکه ما می‌گوییم هواپیما بخریم برای آن است که ما بتوانیم محصولات خود را به کشورهای هدف صادر کنیم». این اظهارات آقای روحانی نیز -با عرض پوزش - کاملا بی‌پایه است و فقط یک گزاره خبری برای رد آن کفایت می‌کند که در قراردادهای منعقد‌شده با بوئینگ و ایرباس، حتی یک فروند هواپیمای باربری وجود ندارد.
4- آخرین استدلال آقای روحانی برای خرید نجومی هواپیما از ایرباس و بوئینگ این بود: «اینکه می‌گوییم هواپیما بخریم برای عظمت ایران است و برای آنکه وقت مردم تلف نشود و می‌خواهند اگر به کشوری بروند راه نیفتند بروند کشور همسایه و از آنجا به مقصد خود برسند، بلکه هدف ما آن است که از تهران به طور مستقیم به مقصد خود بروند». پرسش ما از آقای روحانی این است: اولا دقیقا چند کشور و کدام کشورها هستند که از تهران پرواز مستقیم به آنها وجود ندارد؟ کافی است ایشان سری به تابلوی پروازهای فرودگاه امام(ره) بزنند و مشاهده کنند ما تقریبا به تمام کشورهای مهم پرواز مستقیم داریم. ثانیا چند درصد از مردم به کشورهای خاصی می‌روند که پرواز مستقیم به آنها وجود ندارد؟ و این معضل چقدر حیاتی و در اولویت کشور است که تصمیم گرفته‌اید برای حل آن، حدود 40 میلیارد دلار هزینه کنید؟ ثالثا علت نداشتن پرواز مستقیم به کشورهای خاص، آیا کمبود «هواپیمای نو» بوده است یا مقرون به صرفه نبودن برقراری خطوط هوایی به دلیل کمبود مسافر؟
همانگونه که ملاحظه می‌فرمایید تحقیقا هیچ‌کدام از استدلال‌های دولتمردان یازدهم برای خرید هواپیما هیچ نسبتی با منطق و واقعیت ندارد. در کنار این توجیهات، دستگاه تبلیغاتی لیبرال‌ها در طول این مدت تمام هم خود را مصروف القای این دروغ بزرگ کرد که «منتقدان مخالف خرید هواپیما برای کشور هستند.» اما سخن منتقدان در این‌باره چه بود؟ در 4 محور، انتقادات ما به این خرید نجومی قابل جمع‌بندی است که همچنان پابرجاست و دولت محترم پاسخ قانع‌کننده‌ای به آنها نداده است.
1- نخستین سوالی که درباره خرید چندده میلیارد دلاری هواپیما مطرح شد این بود که این خریدها برای کشور چقدر اولویت دارد؟ آیا اگر مسائل اساسی کشور را فهرست کنیم، خرید هواپیمای نو در ردیف چندم قرار می‌گیرد؟ آیا با 40 میلیارد دلار، بهتر است به رفع مشکلاتی نظیر بیکاری و رکود و مشکل آب شرب مردم و آلودگی هوا و ده‌ها مساله دیگر بپردازیم یا هواپیمای نو خریداری کنیم؟
2- نکته بعدی این است که خرید هواپیما برای شرکت دولتی و ورشکسته ایران‌ایر دارای تناقضات جدی با رویکرد اقتصادی دولت است. آقای روحانی به صراحت می‌گوید «اصولاً احداث فرودگاه، کشیدن خط‌آهن، ساخت مسکن یا احداث اتوبان به‌عهده دولت نیست، بلکه دولت موظف به بهبود شرایط سرمایه‌گذاری و فضای کسب‌وکار و ارتقای روابط کشور با دولت‌های خارجی است تا امکانات لازم برای سرمایه‌گذاری بخش خصوصی را فراهم آورد». هرچند این رویکرد بشدت مورد انتقاد ما است و به جرأت مدعی هستیم ایشان نمی‌توانند فی‌المثل روی نقشه حتی یک کشور را مشخص کنند که از نظر شبکه ریلی و جاده‌ای پیشرفته باشد و این مهم به وسیله بخش خصوصی انجام شده باشد اما دولتی که راه‌، مسکن و فرودگاه‌سازی را «اصولا» وظیفه خود نمی‌داند، چطور خرید هواپیما را وظیفه خود می‌داند و 40 میلیارد دلار از پول ملت را صرف خرید هواپیمای نو برای شرکت ورشکسته و «دولتی» ایران‌ایر می‌کند؟ لذا آقای روحانی باید به ما حق دهند که بگوییم این خرید، نه با توجیه اقتصادی که با رویکرد و دلایل سیاسی انجام شده است.
3- درباره دلیل سیاسی خرید 40 میلیارد دلاری هواپیما پیش‌تر طی یادداشتی با عنوان «باج‌های برجام و نظریه حمایت استراتژیک» از نهادهای امنیتی خواستیم این مساله را بررسی کنند که مع‌الاسف ادامه اجرای قرارداد نشان می‌دهد اتفاقی نیفتاده است. درباره خرید از ایرباس، هرچند تحلیل‌های قابل اعتنایی وجود دارد که این خرید نیز باجی بابت برجام به فرانسه بوده اما شواهدی در این رابطه منتشر نشده است، لکن درباره قرارداد بوئینگ، شواهد قابل توجهی منتشر شده است که نشان می‌دهد به احتمال زیاد دولت آقای روحانی با این تصور که بوئینگ لابی قدرتمندی در حکومت آمریکا دارد، وعده چنین خرید عظیمی را به شرکت بوئینگ داده و این شرکت با صرف مبالغ قابل توجهی، فردی به نام «توماس پیکرینگ» را مامور برگزاری جلسات استماع در سنا، نگارش یادداشت در رسانه‌ها و نامه‌نگاری با مقامات آمریکایی برای حمایت از برجام کرده است. بوئینگ چه نفعی در برجام داشته که حاضر شده است دست به چنین عملیاتی به سود آن بزند؟ جالب اینکه «دونالد ترامپ» با همه رویکرد ضدایرانی‌اش تاکنون هیچ مخالفتی با فروش هواپیما به ایران نداشته و بلکه معترض شده است چرا ایران به جای بوئینگ، از ایرباس هواپیما خریداری کرده است! برجام چه گلی به سر اقتصاد کشور زده است که آقایان حاضر شده‌اند برای انعقاد آن، باج‌های میلیارد دلاری به طرف مقابل بپردازند؟
4- سخن آخر اینکه ما به هیچ‌وجه مخالف خرید هواپیما نبوده و نیستیم بلکه قدردان و ممنون هر شرکتی هستیم که ناوگان هوایی کشور را تجهیز کند. سخن ما این است که چرا دولت آقای روحانی با پول ملت برای یک شرکت دولتی چنان خرید هنگفتی انجام می‌دهد؟ چرا ایران‌ایر از این 40 میلیارد دلار خرید حتی یک سنت نتوانسته تامین کند و حتی 20 درصد پیش‌پرداخت نیز از صندوق توسعه ملی برداشت شده است؟ چرا شرکت‌های هواپیمایی خصوصی که اولا از بودجه بیت‌المال تغذیه نمی‌کنند و ثانیا بسیار موفق‌تر از ایران‌ایر هستند، مسؤولیت تجهیز ناوگان هوایی ما را به عهده نگیرند؟ برخلاف شبکه جاده‌ای که به دلیل سود پایین آن بخش خصوصی تمایل زیادی به سرمایه‌گذاری ندارد، حمل‌ونقل هوایی کاملا قابلیت واگذاری به بخش خصوصی را دارد و دولت اگر به دنبال خصوصی‌سازی است، «اصولا» باید این قبیل امور را به شرکت‌های خصوصی واگذار کند و وظیفه خود نداند. سخنان اخیر مدیرعامل شرکت «کیش‌ایر» (آبان‌ماه 95) پس از خرید اقساطی 2 فروند هواپیمای ایرباس در اثبات این مدعا کاملا قابل تامل است: «با وجود تحریم‌ها و موانعی که آمریکایی‌ها ایجاد می‌کردند توانستیم
2 فروند هواپیمای ایرباس ۳۲۱ مدل دسامبر ۲۰۰۶ خریداری کنیم. این هواپیماها بسیار تمیز و دارای تزئینات داخلی زیبا هستند و در بین ناوگان هواپیمایی داخلی به نوعی جوان‌ترین محسوب می‌شوند. توانایی خرید هواپیماهای نو را داریم اما برای هر کاری باید توجیهی وجود داشته باشد». ایشان مدیر یک شرکت هستند. دغدغه پرداخت بموقع اقساط خود را دارند و در خریدی که انجام می‌دهند، محاسبه سود و زیان‌شان را می‌کنند اما آیا خرید 40 میلیارد دلاری برای ایران‌ایر نیز با چنین دغدغه‌ای انجام شده است؟ یا در نهایت اقساط آن با پول نفت تسویه خواهد شد؟ «ایرانگردی» این ایرباس نو در یک ماه اخیر، پاسخ این سوالات را از پیش روشن کرده است.
دولت یازدهم با انگیزه سیاسی، بدون در نظر گرفتن اولویت‌های کشور که به صراحت گفته می‌شود برای آنها «پول نیست»، بدون محاسبه سود و زیان اقتصادی و با استدلال‌ها و توجیه‌های بی‌ربط و فاقد منطق، 40 میلیارد دلار از پول ملت را صرف امری کرد که اولا توسط شرکت‌های خصوصی در حال انجام بود و ثانیا به دلیل همین هزینه، از انجام بسیاری از وظایف اساسی خود که نیازهای حیاتی کشور هستند بازماند.  در مقابل پیشنهادهایی داده شده است که برای بازپرداخت اقساط این هواپیما، قیمت بلیت آن باید 2 برابر هواپیماهای معمولی باشد و ایران‌ایر نیز باید تعدادی از نیروهای خود را تعدیل کند. نتیجه این شده است که اگر بوئینگ با این معامله در آمریکا 100 هزار شغل ایجاد کرد، ایران‌ایر باید به فکر بیکار کردن کارکنان خود باشد.

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

آرمان

, آرمان,

چالش موشکی آمریکا علیه ایران

, چالش موشکی آمریکا علیه ایران , چالش موشکی آمریکا علیه ایران ,

آرمان- امین نایینی: مقایسه شمار گره‌هایی که کاخ سفید با مدیریت ترامپ در سیاست بین‌الملل ایجاد کرده است با تعداد روزهایی که او قدرت را در اختیار گرفته، شگف­ت آور است. در راس همه تصمیماتی که ترامپ اتخاذ کرده و همچنان مناقشه درباره آن در خود آمریکا ادامه دارد ممنوعیت ورود اتباع ۷ کشور مسلمان به خاک ایالات متحده است که موجب تجمعات اعتراضی مختلفی در شهرهای آمریکا شده است، اما دونالد ترامپ به قدری روی این تصمیم خود دست‌کم برای ۹۰ روزی که اعلام شده اصرار دارد که حتی سرپرست موقت دادگستری آمریکا را به دلیل سرپیچی از اجرای این دستور اخراج کرده است. اتفاقی که آخرین بار در زمان رئیس جمهوری نیکسون رخ داده بود و در واقع برای بیش از چهار دهه در تاریخ آمریکا سابقه نداشته است. نام ایران در میان این ۷ کشور اولین اصطکاک ترامپ و ایران را رقم زد. پیش از این او درباره توافق هسته‌ای هم موضعگیری‌های منفی را اتخاذ کرده بود تا وضعیت پیچیده ­تر شود. اما حالا در جدیدترین مورد و در همین نخستین روزهای حضور ترامپ در قدرت، کاخ سفید مدعی یک آزمایش موشک بالستیک در حوالی سمنان شده است که به گمان آنها نقض قطعنامه ۲۳۳۱ شورای امنیت و در واقع نقض برجام است. نیکی هیلی سفیر آمریکا در سازمان ملل روز سه شنبه گفت:« به اعتقاد آمریکا این آزمایش ناقض توافق اتمی، برجام، است.» او گفت: «من به مردم جهان می گویم که باید نگران این آزمایش باشند. ایالات متحده ساده لوح نیست. ما به تماشا نمی ایستیم و شاهد خواهد بود که به نوبه خود وارد عمل خواهیم شد.» بامداد چهارشنبه شورای امنیت به درخواست آمریکا در این باره تشکیل جلسه داد. جلسه­­ ای پشت درهای بسته. نیکی هیلی، نماینده جدید آمریکا در سازمان ملل متحد پس از این نشست«آزمایش موشکی ایران را کاملا غیرقابل قبول و آن را خلاف قطعنامه‌های بین‌المللی خواند.» آنچه آمریکا برای نقض برجام به آن استناد می­ کند مربوط به پاراگراف سوم از ضمیمه «ب» قطعنامه شماره ٢٢٣١ است که از ایران می‌خواهد به مدت هشت سال از فعالیت‌های مرتبط با موشک‌های بالستیک که با قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای شامل فناوری سکوهای پرتاب آنها طراحی شده باشد اجتناب کند.

آزمایش موشکی تایید شد

درحالی که آزمایش موشکی همچنان در هاله ­ای از ابهام بود دیروز وزیر دفاع چنین آزمایشی را تایید کرد. سردار حسین دهقان در جمع خبرنگاران درباره مسائل مطرح شده نسبت به تست موشکی ایران اظهار کرد: «این اقدام هیچ مغایرتی نه با برجام و نه قطعنامه ۲۲۳۱ دارد. این تست در ادامه برنامه های جاری ما بوده و قبلا نیز اعلام کرده ایم که برنامه‌هایی که در حوزه تولیدات اقلام دفاعی در راستای اهداف و منافع ملی برنامه ریزی کرده‌ایم را اجرا می کنیم و هیچ اراده ای نمی تواند تصمیم ما را تحت تاثیر قرار دهد. خانه ملت هم به جمع موافقان آزمایش موشکی اضافه شد. مجلس در بیانیه‌ای که به امضای ۲۲۰ نفر از نمایندگان رسیده، حمایت خود را از نیروهای مسلح کشور اعلام نمود و بر تقویت صنعت موشکی کشور تاکید کرد. بنابراین تنها راه بازدارندگی در برابر تهاجم دشمن توانمندی موشکی جمهوری اسلامی ایران است، زمزمه‌های مخالفت برخی از کشورها نسبت به این توانمندی از هیچ منطقی برخوردار نبوده و آزمایش‌های موشکی نیز هیچ تناقضی با قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل از جمله قطعنامه ۲۲۳۱ ندارد.

واکنش‌های جهانی

این آزمایش موشکی با واکنش­هایی از سوی بازیگران مختلف بین‌المللی همراه شد. نبیله مسرالی، سخنگوی فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در گفت‌وگو با خبرنگاران در بروکسل در پاسخ به سوالی درباره ادعای یک مقام آمریکایی مبنی بر انجام یک آزمایش موشکی جدید در ایران گفت: توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ با قدرت‌های جهانی شامل برنامه موشکی بالستیک ایران نمی‌شود، بنابراین آزمایشات آن نقض این توافق نیست. او ادامه داد: این شورای امنیت است که باید درباره اینکه قطعنامه ۲۲۳۱ نقض شده است یا نه، تصمیم‌گیری کند. با این حال اتحادیه اروپا به ایران هشدار داده است که با آزمایش موشکی دست به تعمیق بی‌اعتمادی نزند. سخنگوی وزارت خارجه آلمان هم گفت: «چنین آزمایش‌هایی تنش در وضعیت کنونی خاورمیانه را افزایش می‌دهد. از ایران می‌خواهیم از تمام اقداماتی که منجر به افزایش بی‌اعتمادی می‌شود، خودداری کند.» سخنگوی وزارت خارجه آلمان ادامه داد: «آنچه نیاز داریم، تنش‌زدایی، اعتمادسازی و نقش سازنده ایران در حل مناقشات منطقه‌ای است.» پیش از این سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه، در واکنش به خبر آزمایش موشکی ایران از رسانه‌های آمریکایی اعلام کرد:«چنین اقداماتی اگر هم اتفاق افتاده باشد نقض قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل که در تایید توافق هسته‌ای ایران و گروه ۱+۵ تصویب شد، نیست.»

الگویی به نام اروپا

چندی پیش زمانی که آمریکا تحریم‌های ISA را با رای حداکثری مجلس سنا تمدید کرد همین چالش میان ایران و آمریکا رخ داد، البته برعکس آنچه امروز درباره موضوع موشکی شاهد آن هستیم. چرا که ایران درباره تمدید تحریم ISA معتقد به نقض برجام بود و آمریکا بر این اعتقاد که این اقدام نقض برجام نیست. امری که بار دیگر نشان از این نکته است که بی‌اعتمادی و بدبینی میان دو طرف که قدمتی حدود چهار دهه دارد شرایط را این‌گونه پیچیده‌ می‌کند. اما نکته‌ای که می‌تواند برای هردو طرف ایران و آمریکا درس باشد واکنش اروپاست. اروپا به خوبی برجام را غنیمت شمرده است. آنها چه مقابل تمدید ISA و چه دربرابر آزمایش موشکی یک رویه را پیش گرفتند و هشدار داده‌اند برجام نباید تضعیف شود که توافقی محکم برای صلح جهانی است و در یک سال گذشته تلاش کرده‌اند توسعه تجاری و بازرگانی خود را در نظر بگیرند تا منافع مردمشان هم تامین شود.

,

آرمان- امین نایینی: مقایسه شمار گره‌هایی که کاخ سفید با مدیریت ترامپ در سیاست بین‌الملل ایجاد کرده است با تعداد روزهایی که او قدرت را در اختیار گرفته، شگف­ت آور است. در راس همه تصمیماتی که ترامپ اتخاذ کرده و همچنان مناقشه درباره آن در خود آمریکا ادامه دارد ممنوعیت ورود اتباع ۷ کشور مسلمان به خاک ایالات متحده است که موجب تجمعات اعتراضی مختلفی در شهرهای آمریکا شده است، اما دونالد ترامپ به قدری روی این تصمیم خود دست‌کم برای ۹۰ روزی که اعلام شده اصرار دارد که حتی سرپرست موقت دادگستری آمریکا را به دلیل سرپیچی از اجرای این دستور اخراج کرده است. اتفاقی که آخرین بار در زمان رئیس جمهوری نیکسون رخ داده بود و در واقع برای بیش از چهار دهه در تاریخ آمریکا سابقه نداشته است. نام ایران در میان این ۷ کشور اولین اصطکاک ترامپ و ایران را رقم زد. پیش از این او درباره توافق هسته‌ای هم موضعگیری‌های منفی را اتخاذ کرده بود تا وضعیت پیچیده ­تر شود. اما حالا در جدیدترین مورد و در همین نخستین روزهای حضور ترامپ در قدرت، کاخ سفید مدعی یک آزمایش موشک بالستیک در حوالی سمنان شده است که به گمان آنها نقض قطعنامه ۲۳۳۱ شورای امنیت و در واقع نقض برجام است. نیکی هیلی سفیر آمریکا در سازمان ملل روز سه شنبه گفت:« به اعتقاد آمریکا این آزمایش ناقض توافق اتمی، برجام، است.» او گفت: «من به مردم جهان می گویم که باید نگران این آزمایش باشند. ایالات متحده ساده لوح نیست. ما به تماشا نمی ایستیم و شاهد خواهد بود که به نوبه خود وارد عمل خواهیم شد.» بامداد چهارشنبه شورای امنیت به درخواست آمریکا در این باره تشکیل جلسه داد. جلسه­­ ای پشت درهای بسته. نیکی هیلی، نماینده جدید آمریکا در سازمان ملل متحد پس از این نشست«آزمایش موشکی ایران را کاملا غیرقابل قبول و آن را خلاف قطعنامه‌های بین‌المللی خواند.» آنچه آمریکا برای نقض برجام به آن استناد می­ کند مربوط به پاراگراف سوم از ضمیمه «ب» قطعنامه شماره ٢٢٣١ است که از ایران می‌خواهد به مدت هشت سال از فعالیت‌های مرتبط با موشک‌های بالستیک که با قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای شامل فناوری سکوهای پرتاب آنها طراحی شده باشد اجتناب کند.

, آرمان- امین نایینی: مقایسه شمار گره‌هایی که کاخ سفید با مدیریت ترامپ در سیاست بین‌الملل ایجاد کرده است با تعداد روزهایی که او قدرت را در اختیار گرفته، شگف­ت آور است. در راس همه تصمیماتی که ترامپ اتخاذ کرده و همچنان مناقشه درباره آن در خود آمریکا ادامه دارد ممنوعیت ورود اتباع ۷ کشور مسلمان به خاک ایالات متحده است که موجب تجمعات اعتراضی مختلفی در شهرهای آمریکا شده است، اما دونالد ترامپ به قدری روی این تصمیم خود دست‌کم برای ۹۰ روزی که اعلام شده اصرار دارد که حتی سرپرست موقت دادگستری آمریکا را به دلیل سرپیچی از اجرای این دستور اخراج کرده است. اتفاقی که آخرین بار در زمان رئیس جمهوری نیکسون رخ داده بود و در واقع برای بیش از چهار دهه در تاریخ آمریکا سابقه نداشته است. نام ایران در میان این ۷ کشور اولین اصطکاک ترامپ و ایران را رقم زد. پیش از این او درباره توافق هسته‌ای هم موضعگیری‌های منفی را اتخاذ کرده بود تا وضعیت پیچیده ­تر شود. اما حالا در جدیدترین مورد و در همین نخستین روزهای حضور ترامپ در قدرت، کاخ سفید مدعی یک آزمایش موشک بالستیک در حوالی سمنان شده است که به گمان آنها نقض قطعنامه ۲۳۳۱ شورای امنیت و در واقع نقض برجام است. نیکی هیلی سفیر آمریکا در سازمان ملل روز سه شنبه گفت:« به اعتقاد آمریکا این آزمایش ناقض توافق اتمی، برجام، است.» او گفت: «من به مردم جهان می گویم که باید نگران این آزمایش باشند. ایالات متحده ساده لوح نیست. ما به تماشا نمی ایستیم و شاهد خواهد بود که به نوبه خود وارد عمل خواهیم شد.» بامداد چهارشنبه شورای امنیت به درخواست آمریکا در این باره تشکیل جلسه داد. جلسه­­ ای پشت درهای بسته. نیکی هیلی، نماینده جدید آمریکا در سازمان ملل متحد پس از این نشست«آزمایش موشکی ایران را کاملا غیرقابل قبول و آن را خلاف قطعنامه‌های بین‌المللی خواند.» آنچه آمریکا برای نقض برجام به آن استناد می­ کند مربوط به پاراگراف سوم از ضمیمه «ب» قطعنامه شماره ٢٢٣١ است که از ایران می‌خواهد به مدت هشت سال از فعالیت‌های مرتبط با موشک‌های بالستیک که با قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای شامل فناوری سکوهای پرتاب آنها طراحی شده باشد اجتناب کند., آرمان- امین نایینی: مقایسه شمار گره‌هایی که کاخ سفید با مدیریت ترامپ در سیاست بین‌الملل ایجاد کرده است با تعداد روزهایی که او قدرت را در اختیار گرفته، شگف­ت آور است. در راس همه تصمیماتی که ترامپ اتخاذ کرده و همچنان مناقشه درباره آن در خود آمریکا ادامه دارد ممنوعیت ورود اتباع ۷ کشور مسلمان به خاک ایالات متحده است که موجب تجمعات اعتراضی مختلفی در شهرهای آمریکا شده است، اما دونالد ترامپ به قدری روی این تصمیم خود دست‌کم برای ۹۰ روزی که اعلام شده اصرار دارد که حتی سرپرست موقت دادگستری آمریکا را به دلیل سرپیچی از اجرای این دستور اخراج کرده است. اتفاقی که آخرین بار در زمان رئیس جمهوری نیکسون رخ داده بود و در واقع برای بیش از چهار دهه در تاریخ آمریکا سابقه نداشته است. نام ایران در میان این ۷ کشور اولین اصطکاک ترامپ و ایران را رقم زد. پیش از این او درباره توافق هسته‌ای هم موضعگیری‌های منفی را اتخاذ کرده بود تا وضعیت پیچیده ­تر شود. اما حالا در جدیدترین مورد و در همین نخستین روزهای حضور ترامپ در قدرت، کاخ سفید مدعی یک آزمایش موشک بالستیک در حوالی سمنان شده است که به گمان آنها نقض قطعنامه ۲۳۳۱ شورای امنیت و در واقع نقض برجام است. نیکی هیلی سفیر آمریکا در سازمان ملل روز سه شنبه گفت:« به اعتقاد آمریکا این آزمایش ناقض توافق اتمی، برجام، است.» او گفت: «من به مردم جهان می گویم که باید نگران این آزمایش باشند. ایالات متحده ساده لوح نیست. ما به تماشا نمی ایستیم و شاهد خواهد بود که به نوبه خود وارد عمل خواهیم شد.» بامداد چهارشنبه شورای امنیت به درخواست آمریکا در این باره تشکیل جلسه داد. جلسه­­ ای پشت درهای بسته. نیکی هیلی، نماینده جدید آمریکا در سازمان ملل متحد پس از این نشست«آزمایش موشکی ایران را کاملا غیرقابل قبول و آن را خلاف قطعنامه‌های بین‌المللی خواند.» آنچه آمریکا برای نقض برجام به آن استناد می­ کند مربوط به پاراگراف سوم از ضمیمه «ب» قطعنامه شماره ٢٢٣١ است که از ایران می‌خواهد به مدت هشت سال از فعالیت‌های مرتبط با موشک‌های بالستیک که با قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای شامل فناوری سکوهای پرتاب آنها طراحی شده باشد اجتناب کند., آرمان- امین نایینی: ,

آزمایش موشکی تایید شد

, آزمایش موشکی تایید شد, آزمایش موشکی تایید شد, آزمایش موشکی تایید شد,

درحالی که آزمایش موشکی همچنان در هاله ­ای از ابهام بود دیروز وزیر دفاع چنین آزمایشی را تایید کرد. سردار حسین دهقان در جمع خبرنگاران درباره مسائل مطرح شده نسبت به تست موشکی ایران اظهار کرد: «این اقدام هیچ مغایرتی نه با برجام و نه قطعنامه ۲۲۳۱ دارد. این تست در ادامه برنامه های جاری ما بوده و قبلا نیز اعلام کرده ایم که برنامه‌هایی که در حوزه تولیدات اقلام دفاعی در راستای اهداف و منافع ملی برنامه ریزی کرده‌ایم را اجرا می کنیم و هیچ اراده ای نمی تواند تصمیم ما را تحت تاثیر قرار دهد. خانه ملت هم به جمع موافقان آزمایش موشکی اضافه شد. مجلس در بیانیه‌ای که به امضای ۲۲۰ نفر از نمایندگان رسیده، حمایت خود را از نیروهای مسلح کشور اعلام نمود و بر تقویت صنعت موشکی کشور تاکید کرد. بنابراین تنها راه بازدارندگی در برابر تهاجم دشمن توانمندی موشکی جمهوری اسلامی ایران است، زمزمه‌های مخالفت برخی از کشورها نسبت به این توانمندی از هیچ منطقی برخوردار نبوده و آزمایش‌های موشکی نیز هیچ تناقضی با قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل از جمله قطعنامه ۲۲۳۱ ندارد.

, درحالی که آزمایش موشکی همچنان در هاله ­ای از ابهام بود دیروز وزیر دفاع چنین آزمایشی را تایید کرد. سردار حسین دهقان در جمع خبرنگاران درباره مسائل مطرح شده نسبت به تست موشکی ایران اظهار کرد: «این اقدام هیچ مغایرتی نه با برجام و نه قطعنامه ۲۲۳۱ دارد. این تست در ادامه برنامه های جاری ما بوده و قبلا نیز اعلام کرده ایم که برنامه‌هایی که در حوزه تولیدات اقلام دفاعی در راستای اهداف و منافع ملی برنامه ریزی کرده‌ایم را اجرا می کنیم و هیچ اراده ای نمی تواند تصمیم ما را تحت تاثیر قرار دهد. خانه ملت هم به جمع موافقان آزمایش موشکی اضافه شد. مجلس در بیانیه‌ای که به امضای ۲۲۰ نفر از نمایندگان رسیده، حمایت خود را از نیروهای مسلح کشور اعلام نمود و بر تقویت صنعت موشکی کشور تاکید کرد. بنابراین تنها راه بازدارندگی در برابر تهاجم دشمن توانمندی موشکی جمهوری اسلامی ایران است، زمزمه‌های مخالفت برخی از کشورها نسبت به این توانمندی از هیچ منطقی برخوردار نبوده و آزمایش‌های موشکی نیز هیچ تناقضی با قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل از جمله قطعنامه ۲۲۳۱ ندارد., درحالی که آزمایش موشکی همچنان در هاله ­ای از ابهام بود دیروز وزیر دفاع چنین آزمایشی را تایید کرد. سردار حسین دهقان در جمع خبرنگاران درباره مسائل مطرح شده نسبت به تست موشکی ایران اظهار کرد: «این اقدام هیچ مغایرتی نه با برجام و نه قطعنامه ۲۲۳۱ دارد. این تست در ادامه برنامه های جاری ما بوده و قبلا نیز اعلام کرده ایم که برنامه‌هایی که در حوزه تولیدات اقلام دفاعی در راستای اهداف و منافع ملی برنامه ریزی کرده‌ایم را اجرا می کنیم و هیچ اراده ای نمی تواند تصمیم ما را تحت تاثیر قرار دهد. خانه ملت هم به جمع موافقان آزمایش موشکی اضافه شد. مجلس در بیانیه‌ای که به امضای ۲۲۰ نفر از نمایندگان رسیده، حمایت خود را از نیروهای مسلح کشور اعلام نمود و بر تقویت صنعت موشکی کشور تاکید کرد. بنابراین تنها راه بازدارندگی در برابر تهاجم دشمن توانمندی موشکی جمهوری اسلامی ایران است، زمزمه‌های مخالفت برخی از کشورها نسبت به این توانمندی از هیچ منطقی برخوردار نبوده و آزمایش‌های موشکی نیز هیچ تناقضی با قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل از جمله قطعنامه ۲۲۳۱ ندارد.,

واکنش‌های جهانی

, واکنش‌های جهانی, واکنش‌های جهانی, واکنش‌های جهانی,

این آزمایش موشکی با واکنش­هایی از سوی بازیگران مختلف بین‌المللی همراه شد. نبیله مسرالی، سخنگوی فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در گفت‌وگو با خبرنگاران در بروکسل در پاسخ به سوالی درباره ادعای یک مقام آمریکایی مبنی بر انجام یک آزمایش موشکی جدید در ایران گفت: توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ با قدرت‌های جهانی شامل برنامه موشکی بالستیک ایران نمی‌شود، بنابراین آزمایشات آن نقض این توافق نیست. او ادامه داد: این شورای امنیت است که باید درباره اینکه قطعنامه ۲۲۳۱ نقض شده است یا نه، تصمیم‌گیری کند. با این حال اتحادیه اروپا به ایران هشدار داده است که با آزمایش موشکی دست به تعمیق بی‌اعتمادی نزند. سخنگوی وزارت خارجه آلمان هم گفت: «چنین آزمایش‌هایی تنش در وضعیت کنونی خاورمیانه را افزایش می‌دهد. از ایران می‌خواهیم از تمام اقداماتی که منجر به افزایش بی‌اعتمادی می‌شود، خودداری کند.» سخنگوی وزارت خارجه آلمان ادامه داد: «آنچه نیاز داریم، تنش‌زدایی، اعتمادسازی و نقش سازنده ایران در حل مناقشات منطقه‌ای است.» پیش از این سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه، در واکنش به خبر آزمایش موشکی ایران از رسانه‌های آمریکایی اعلام کرد:«چنین اقداماتی اگر هم اتفاق افتاده باشد نقض قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل که در تایید توافق هسته‌ای ایران و گروه ۱+۵ تصویب شد، نیست.»

, این آزمایش موشکی با واکنش­هایی از سوی بازیگران مختلف بین‌المللی همراه شد. نبیله مسرالی، سخنگوی فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در گفت‌وگو با خبرنگاران در بروکسل در پاسخ به سوالی درباره ادعای یک مقام آمریکایی مبنی بر انجام یک آزمایش موشکی جدید در ایران گفت: توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ با قدرت‌های جهانی شامل برنامه موشکی بالستیک ایران نمی‌شود، بنابراین آزمایشات آن نقض این توافق نیست. او ادامه داد: این شورای امنیت است که باید درباره اینکه قطعنامه ۲۲۳۱ نقض شده است یا نه، تصمیم‌گیری کند. با این حال اتحادیه اروپا به ایران هشدار داده است که با آزمایش موشکی دست به تعمیق بی‌اعتمادی نزند. سخنگوی وزارت خارجه آلمان هم گفت: «چنین آزمایش‌هایی تنش در وضعیت کنونی خاورمیانه را افزایش می‌دهد. از ایران می‌خواهیم از تمام اقداماتی که منجر به افزایش بی‌اعتمادی می‌شود، خودداری کند.» سخنگوی وزارت خارجه آلمان ادامه داد: «آنچه نیاز داریم، تنش‌زدایی، اعتمادسازی و نقش سازنده ایران در حل مناقشات منطقه‌ای است.» پیش از این سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه، در واکنش به خبر آزمایش موشکی ایران از رسانه‌های آمریکایی اعلام کرد:«چنین اقداماتی اگر هم اتفاق افتاده باشد نقض قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل که در تایید توافق هسته‌ای ایران و گروه ۱+۵ تصویب شد، نیست.», این آزمایش موشکی با واکنش­هایی از سوی بازیگران مختلف بین‌المللی همراه شد. نبیله مسرالی، سخنگوی فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در گفت‌وگو با خبرنگاران در بروکسل در پاسخ به سوالی درباره ادعای یک مقام آمریکایی مبنی بر انجام یک آزمایش موشکی جدید در ایران گفت: توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ با قدرت‌های جهانی شامل برنامه موشکی بالستیک ایران نمی‌شود، بنابراین آزمایشات آن نقض این توافق نیست. او ادامه داد: این شورای امنیت است که باید درباره اینکه قطعنامه ۲۲۳۱ نقض شده است یا نه، تصمیم‌گیری کند. با این حال اتحادیه اروپا به ایران هشدار داده است که با آزمایش موشکی دست به تعمیق بی‌اعتمادی نزند. سخنگوی وزارت خارجه آلمان هم گفت: «چنین آزمایش‌هایی تنش در وضعیت کنونی خاورمیانه را افزایش می‌دهد. از ایران می‌خواهیم از تمام اقداماتی که منجر به افزایش بی‌اعتمادی می‌شود، خودداری کند.» سخنگوی وزارت خارجه آلمان ادامه داد: «آنچه نیاز داریم، تنش‌زدایی، اعتمادسازی و نقش سازنده ایران در حل مناقشات منطقه‌ای است.» پیش از این سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه، در واکنش به خبر آزمایش موشکی ایران از رسانه‌های آمریکایی اعلام کرد:«چنین اقداماتی اگر هم اتفاق افتاده باشد نقض قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل که در تایید توافق هسته‌ای ایران و گروه ۱+۵ تصویب شد، نیست.»,

الگویی به نام اروپا

, الگویی به نام اروپا, الگویی به نام اروپا, الگویی به نام اروپا,

چندی پیش زمانی که آمریکا تحریم‌های ISA را با رای حداکثری مجلس سنا تمدید کرد همین چالش میان ایران و آمریکا رخ داد، البته برعکس آنچه امروز درباره موضوع موشکی شاهد آن هستیم. چرا که ایران درباره تمدید تحریم ISA معتقد به نقض برجام بود و آمریکا بر این اعتقاد که این اقدام نقض برجام نیست. امری که بار دیگر نشان از این نکته است که بی‌اعتمادی و بدبینی میان دو طرف که قدمتی حدود چهار دهه دارد شرایط را این‌گونه پیچیده‌ می‌کند. اما نکته‌ای که می‌تواند برای هردو طرف ایران و آمریکا درس باشد واکنش اروپاست. اروپا به خوبی برجام را غنیمت شمرده است. آنها چه مقابل تمدید ISA و چه دربرابر آزمایش موشکی یک رویه را پیش گرفتند و هشدار داده‌اند برجام نباید تضعیف شود که توافقی محکم برای صلح جهانی است و در یک سال گذشته تلاش کرده‌اند توسعه تجاری و بازرگانی خود را در نظر بگیرند تا منافع مردمشان هم تامین شود.

, چندی پیش زمانی که آمریکا تحریم‌های ISA را با رای حداکثری مجلس سنا تمدید کرد همین چالش میان ایران و آمریکا رخ داد، البته برعکس آنچه امروز درباره موضوع موشکی شاهد آن هستیم. چرا که ایران درباره تمدید تحریم ISA معتقد به نقض برجام بود و آمریکا بر این اعتقاد که این اقدام نقض برجام نیست. امری که بار دیگر نشان از این نکته است که بی‌اعتمادی و بدبینی میان دو طرف که قدمتی حدود چهار دهه دارد شرایط را این‌گونه پیچیده‌ می‌کند. اما نکته‌ای که می‌تواند برای هردو طرف ایران و آمریکا درس باشد واکنش اروپاست. اروپا به خوبی برجام را غنیمت شمرده است. آنها چه مقابل تمدید ISA و چه دربرابر آزمایش موشکی یک رویه را پیش گرفتند و هشدار داده‌اند برجام نباید تضعیف شود که توافقی محکم برای صلح جهانی است و در یک سال گذشته تلاش کرده‌اند توسعه تجاری و بازرگانی خود را در نظر بگیرند تا منافع مردمشان هم تامین شود., چندی پیش زمانی که آمریکا تحریم‌های ISA را با رای حداکثری مجلس سنا تمدید کرد همین چالش میان ایران و آمریکا رخ داد، البته برعکس آنچه امروز درباره موضوع موشکی شاهد آن هستیم. چرا که ایران درباره تمدید تحریم ISA معتقد به نقض برجام بود و آمریکا بر این اعتقاد که این اقدام نقض برجام نیست. امری که بار دیگر نشان از این نکته است که بی‌اعتمادی و بدبینی میان دو طرف که قدمتی حدود چهار دهه دارد شرایط را این‌گونه پیچیده‌ می‌کند. اما نکته‌ای که می‌تواند برای هردو طرف ایران و آمریکا درس باشد واکنش اروپاست. اروپا به خوبی برجام را غنیمت شمرده است. آنها چه مقابل تمدید ISA و چه دربرابر آزمایش موشکی یک رویه را پیش گرفتند و هشدار داده‌اند برجام نباید تضعیف شود که توافقی محکم برای صلح جهانی است و در یک سال گذشته تلاش کرده‌اند توسعه تجاری و بازرگانی خود را در نظر بگیرند تا منافع مردمشان هم تامین شود.,

 

,

 

,

شرق

, شرق,
راهکار ایرانی علیه ترامپ
, راهکار ایرانی علیه ترامپ , راهکار ایرانی علیه ترامپ ,

ترامپ یک پدیده است؛ پدیده‌ای که در روزهای رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا نیز چهره و ادبیاتی متفاوت از خود بروز داد و البته کمتر کسی باور داشت این موفقیت نصیب وی شود، اما اگر از زاویه‌ای دیگر نگاه کنیم، او روی جریانی از نارضایتی‌های عمومی سوار شد و توانست اگرچه مبهم، پاسخ‌هایی به مطالبات عمومی بدهد. به‌همین‌دلیل با وجود افشاگری‌هایی که علیه وی شد، به‌تدریج در نظرسنجی‌ها بالا آمد. این نارضایتی در لایه‌های مختلف ایالات متحده، واقعیت دارد. «برنی سندرز» نیز در مراحل رقابت‌های درونی حزب دموکرات با پاسخ‌دادن به همین نارضایتی‌ها بود که توانست در میان بسیاری از مردم آمریکا، طرفدار پیدا کند.

شاید اگر او نامزد نهایی دموکرات‌ها بود، امروز نتیجه‌ای دیگر رقم می‌خورد، اما اتفاقی که بعد از ریاست‌جمهوری ترامپ رخ داد، نوعی شتاب‌زدگی در عملکرد را نشان می‌دهد که ناشی از ناپختگی اوست. اگرچه برخی افراد کارآزموده و محافلی نظیر بنیاد هریتیج که افراد مطلعی هستند، گزارش‌هایی به وی می‌دهند، اما شتاب‌زدگی در رفتار رئیس‌جمهور تازه‌وارد آمریکا مشهود است که ثمره آن در تصمیم‌گیری‌های او بازتاب یافته. اتفاق جالب‌توجه این است که جنبش‌های اجتماعی اعتراضی به عملکرد ترامپ، فردای تصمیمات جدید او به راه افتاد. در فرودگاه سیاتل، واشنگتن، دنور، سانفرانسیسکو، لس‌آنجلس و... مردم گرد آمدند و تظاهراتی اعتراضی در واشنگتن برگزار شد که جان کری، وزیر خارجه قبلی آمریکا، کمتر از یک هفته از ترک سمت رسمی خود به‌‌عنوان یک شهروند در آن شرکت کرد. هیلاری کلینتون و جو بایدن نیز فعالیت‌هایی را آغاز کرده‌اند. علاوه‌براین غول‌هایی نظیر گوگل نیز به این حرکت پیوسته‌اند و نوعی مقاومت مدنی در آنجا در حال شکل‌گیری است. به نظر می‌رسد این حرکات به‌تدریج قوت خواهد گرفت و پدیده اجتماعی جدیدی خواهد بود. پیش‌بینی این است که با جنبش‌های دیگر نظیر جنبش ضدجنگ، ٩٩ درصد، طرفداران سبز و... ترکیب شده و اتفاقی را سامان دهند. در سیستم وکلای آمریکا نیز این حرکت را می‌بینیم که داوطلبانه می‌خواهند به مردم کمک کنند. دموکرات‌های کنگره و سنا نیز واکنش‌های مشابهی داشته‌اند. در اروپا نیز شرایط چندان تفاوتی نمی‌کند. ترزا می، ‌نخست‌وزیر بریتانیا که در آمریکا موضع نسبتا مثبتی در دیدار با ترامپ داشت، در بازگشت به کشور خود ناچار شد اذعان کند نگاه متفاوتی با رئیس‌جمهور ایالات متحده دارد. فرانسه و آلمان، واکنش‌های تندتری از خود نشان داده‌اند و به نظر می‌رسد با عملکرد ترامپ، گرایش به راست که در حال اوج‌گیری بود تقلیل یافته است. مردم با دیدن ترامپ، نمی‌خواهند ترامپ‌های دیگری هم در اروپا سر برآورند. یک میلیون و ٨٠٠ هزار نفر در انگلیس، خواستار عدم ورود ترامپ به خاک کشورشان شده‌اند. اگر این حرکت‌های اجتماعی در غرب، به یکدیگر بچسبند، فضا تغییر خواهد کرد. چهره‌های سرشناس، بازیگران هالیوود، استادان دانشگاه و حتی چهره‌ای مانند امانوئل والرشتاین، نظریه‌پرداز بزرگ آمریکایی، نسبت به ترامپ موضع دارند. اخیرا استراتژی منسوب به کیسینجر مطرح‌ شده که ترامپ با نزدیکی به روسیه، علیه چین عمل کند. اروپا و به‌ویژه آلمان به‌شدت از روسیه هراسان هستند و کشورهایی نظیر لهستان نیز نگرانی‌های دیگری در قبال نزدیکی آمریکا و روسیه دارند. به‌هرحال اگر جنبش‌های اعتراضی علیه ترامپ قوی‌تر شوند، وی ناچار به عقب‌نشینی است، همان‌طور که اخیرا، افراد دارای گرین‌کارت را از دایره شمولیت ممنوعیت ورود به آمریکا مستثنا کرد. او اعلام کرده اگر یک هفته قبل این اتفاق را اطلاع‌رسانی می‌کرد، افراد بد وارد آمریکا می‌شدند، درحالی‌که در نظام‌های پاسخ‌گو، این نوع توجیهات، مضحک تعبیر می‌شود و نوعی بی‌برنامگی را نشان می‌دهد که جهان سوم به آن متهم است. دراین‌میان موضوع توجه به حقوق ایرانیان ساکن ایالات متحده، جنبه‌ای حیاتی دارد. فرمان ترامپ نیز بیش از آنکه بر شش کشور مسلمان دیگر اثرگذار باشد، ایرانیان را هدف قرار می‌دهد. ایرانیان جمعیت قابل‌ملاحظه‌ای از مهاجران آمریکا را شکل می‌دهند. اهمیت آنان فقط به دلیل تحصیلات آنان نیست که البته تحصیل‌کرده هستند. دانشگاه سیراکیوز در پژوهشی اعلام کرده ایرانیان اقلیتی هستند که به‌لحاظ تحصیلات، از میانگین آمریکا، حداقل دو سال تحصیلی بالاتر هستند. اهمیت آنان فقط به این دلیل نیست که موفق هستند که هستند؛ آنان در صنایع ایالات متحده خوشنام هستند، در پژوهشکده‌ها، در ریاضیات و فیزیک شناخته‌شده هستند. اهمیت آنان فقط به این دلیل نیست که دارا و برخوردار هستند و میانگین درآمد خانوادگی ایرانی‌ها بالاتر از آمریکایی‌هاست و میانگین دارایی ایرانی‌ها ٢٠ هزار دلار از میانگین دارایی آمریکایی‌ها بالاتر است. مسئله اهمیت ایرانیان آمریکا برای ما در آنجاست که هرکسی شناسنامه ایرانی دارد باید مورد توجه قرار بگیرد. درست است که آنان در ایران نیستند اما هیچگاه سربار آمریکا نبوده‌اند. شادی و غم آنان برای دولت جمهوری اسلامی مهم است و نسبت به آن تکلیف و مسئولیت دارد. مجموعه سیاست‌های ایران و وزارت خارجه دراین‌باره در روزهای اخیر، پختگی لازم را داشته است. در کنار این ما باید از جنبش‌های اعتراضی آمریکا، یارگیری کنیم. قرار است اواخر بهمن‌ماه، رقابت‌های کشتی جام جهانی با حضور تیم ملی ایالات متحده در کرمانشاه برگزار شود. آنان ویزا گرفته‌اند و وقتی دکتر ظریف می‌گوید هرکس ویزای معتبر ایران را در اختیار دارد، مورد استقبال ما قرار می‌گیرد؛ یعنی حساب مردم آمریکا از تصمیمات دولت این کشور جداست. اگر تسهیلات لازم برای حضور رسانه‌های دنیا برای پوشش این رقابت‌ها فراهم و میهمان‌نوازی و مهربانی‌ ایرانی‌ها به نمایش گذاشته شود، پاسخی به شعارهای جنبش‌های اعتراضی آمریکا در روزهای اخیر است که می‌گفتند ایرانیان به آمریکا خوش آمدید. به باور نگارنده، آینده آمریکا و اروپا از این جریانات اجتماعی اعتراضی متأثر خواهد شد. باید با همراهی این جنبش‌ها و دفاع از حقوق جامعه مسلمانان آمریکا را که سایر کشورهای اسلامی نسبت به آن سکوت کرده‌اند، اعلام کنیم پاسخ ما به ترامپ، نعل‌به‌نعل نیست و نگاه ما انسانی و رفتار او فاشیستی است.

,

ترامپ یک پدیده است؛ پدیده‌ای که در روزهای رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا نیز چهره و ادبیاتی متفاوت از خود بروز داد و البته کمتر کسی باور داشت این موفقیت نصیب وی شود، اما اگر از زاویه‌ای دیگر نگاه کنیم، او روی جریانی از نارضایتی‌های عمومی سوار شد و توانست اگرچه مبهم، پاسخ‌هایی به مطالبات عمومی بدهد. به‌همین‌دلیل با وجود افشاگری‌هایی که علیه وی شد، به‌تدریج در نظرسنجی‌ها بالا آمد. این نارضایتی در لایه‌های مختلف ایالات متحده، واقعیت دارد. «برنی سندرز» نیز در مراحل رقابت‌های درونی حزب دموکرات با پاسخ‌دادن به همین نارضایتی‌ها بود که توانست در میان بسیاری از مردم آمریکا، طرفدار پیدا کند.

, ترامپ یک پدیده است؛ پدیده‌ای که در روزهای رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا نیز چهره و ادبیاتی متفاوت از خود بروز داد و البته کمتر کسی باور داشت این موفقیت نصیب وی شود، اما اگر از زاویه‌ای دیگر نگاه کنیم، او روی جریانی از نارضایتی‌های عمومی سوار شد و توانست اگرچه مبهم، پاسخ‌هایی به مطالبات عمومی بدهد. به‌همین‌دلیل با وجود افشاگری‌هایی که علیه وی شد، به‌تدریج در نظرسنجی‌ها بالا آمد. این نارضایتی در لایه‌های مختلف ایالات متحده، واقعیت دارد. «برنی سندرز» نیز در مراحل رقابت‌های درونی حزب دموکرات با پاسخ‌دادن به همین نارضایتی‌ها بود که توانست در میان بسیاری از مردم آمریکا، طرفدار پیدا کند.,

شاید اگر او نامزد نهایی دموکرات‌ها بود، امروز نتیجه‌ای دیگر رقم می‌خورد، اما اتفاقی که بعد از ریاست‌جمهوری ترامپ رخ داد، نوعی شتاب‌زدگی در عملکرد را نشان می‌دهد که ناشی از ناپختگی اوست. اگرچه برخی افراد کارآزموده و محافلی نظیر بنیاد هریتیج که افراد مطلعی هستند، گزارش‌هایی به وی می‌دهند، اما شتاب‌زدگی در رفتار رئیس‌جمهور تازه‌وارد آمریکا مشهود است که ثمره آن در تصمیم‌گیری‌های او بازتاب یافته. اتفاق جالب‌توجه این است که جنبش‌های اجتماعی اعتراضی به عملکرد ترامپ، فردای تصمیمات جدید او به راه افتاد. در فرودگاه سیاتل، واشنگتن، دنور، سانفرانسیسکو، لس‌آنجلس و... مردم گرد آمدند و تظاهراتی اعتراضی در واشنگتن برگزار شد که جان کری، وزیر خارجه قبلی آمریکا، کمتر از یک هفته از ترک سمت رسمی خود به‌‌عنوان یک شهروند در آن شرکت کرد. هیلاری کلینتون و جو بایدن نیز فعالیت‌هایی را آغاز کرده‌اند. علاوه‌براین غول‌هایی نظیر گوگل نیز به این حرکت پیوسته‌اند و نوعی مقاومت مدنی در آنجا در حال شکل‌گیری است. به نظر می‌رسد این حرکات به‌تدریج قوت خواهد گرفت و پدیده اجتماعی جدیدی خواهد بود. پیش‌بینی این است که با جنبش‌های دیگر نظیر جنبش ضدجنگ، ٩٩ درصد، طرفداران سبز و... ترکیب شده و اتفاقی را سامان دهند. در سیستم وکلای آمریکا نیز این حرکت را می‌بینیم که داوطلبانه می‌خواهند به مردم کمک کنند. دموکرات‌های کنگره و سنا نیز واکنش‌های مشابهی داشته‌اند. در اروپا نیز شرایط چندان تفاوتی نمی‌کند. ترزا می، ‌نخست‌وزیر بریتانیا که در آمریکا موضع نسبتا مثبتی در دیدار با ترامپ داشت، در بازگشت به کشور خود ناچار شد اذعان کند نگاه متفاوتی با رئیس‌جمهور ایالات متحده دارد. فرانسه و آلمان، واکنش‌های تندتری از خود نشان داده‌اند و به نظر می‌رسد با عملکرد ترامپ، گرایش به راست که در حال اوج‌گیری بود تقلیل یافته است. مردم با دیدن ترامپ، نمی‌خواهند ترامپ‌های دیگری هم در اروپا سر برآورند. یک میلیون و ٨٠٠ هزار نفر در انگلیس، خواستار عدم ورود ترامپ به خاک کشورشان شده‌اند. اگر این حرکت‌های اجتماعی در غرب، به یکدیگر بچسبند، فضا تغییر خواهد کرد. چهره‌های سرشناس، بازیگران هالیوود، استادان دانشگاه و حتی چهره‌ای مانند امانوئل والرشتاین، نظریه‌پرداز بزرگ آمریکایی، نسبت به ترامپ موضع دارند. اخیرا استراتژی منسوب به کیسینجر مطرح‌ شده که ترامپ با نزدیکی به روسیه، علیه چین عمل کند. اروپا و به‌ویژه آلمان به‌شدت از روسیه هراسان هستند و کشورهایی نظیر لهستان نیز نگرانی‌های دیگری در قبال نزدیکی آمریکا و روسیه دارند. به‌هرحال اگر جنبش‌های اعتراضی علیه ترامپ قوی‌تر شوند، وی ناچار به عقب‌نشینی است، همان‌طور که اخیرا، افراد دارای گرین‌کارت را از دایره شمولیت ممنوعیت ورود به آمریکا مستثنا کرد. او اعلام کرده اگر یک هفته قبل این اتفاق را اطلاع‌رسانی می‌کرد، افراد بد وارد آمریکا می‌شدند، درحالی‌که در نظام‌های پاسخ‌گو، این نوع توجیهات، مضحک تعبیر می‌شود و نوعی بی‌برنامگی را نشان می‌دهد که جهان سوم به آن متهم است. دراین‌میان موضوع توجه به حقوق ایرانیان ساکن ایالات متحده، جنبه‌ای حیاتی دارد. فرمان ترامپ نیز بیش از آنکه بر شش کشور مسلمان دیگر اثرگذار باشد، ایرانیان را هدف قرار می‌دهد. ایرانیان جمعیت قابل‌ملاحظه‌ای از مهاجران آمریکا را شکل می‌دهند. اهمیت آنان فقط به دلیل تحصیلات آنان نیست که البته تحصیل‌کرده هستند. دانشگاه سیراکیوز در پژوهشی اعلام کرده ایرانیان اقلیتی هستند که به‌لحاظ تحصیلات، از میانگین آمریکا، حداقل دو سال تحصیلی بالاتر هستند. اهمیت آنان فقط به این دلیل نیست که موفق هستند که هستند؛ آنان در صنایع ایالات متحده خوشنام هستند، در پژوهشکده‌ها، در ریاضیات و فیزیک شناخته‌شده هستند. اهمیت آنان فقط به این دلیل نیست که دارا و برخوردار هستند و میانگین درآمد خانوادگی ایرانی‌ها بالاتر از آمریکایی‌هاست و میانگین دارایی ایرانی‌ها ٢٠ هزار دلار از میانگین دارایی آمریکایی‌ها بالاتر است. مسئله اهمیت ایرانیان آمریکا برای ما در آنجاست که هرکسی شناسنامه ایرانی دارد باید مورد توجه قرار بگیرد. درست است که آنان در ایران نیستند اما هیچگاه سربار آمریکا نبوده‌اند. شادی و غم آنان برای دولت جمهوری اسلامی مهم است و نسبت به آن تکلیف و مسئولیت دارد. مجموعه سیاست‌های ایران و وزارت خارجه دراین‌باره در روزهای اخیر، پختگی لازم را داشته است. در کنار این ما باید از جنبش‌های اعتراضی آمریکا، یارگیری کنیم. قرار است اواخر بهمن‌ماه، رقابت‌های کشتی جام جهانی با حضور تیم ملی ایالات متحده در کرمانشاه برگزار شود. آنان ویزا گرفته‌اند و وقتی دکتر ظریف می‌گوید هرکس ویزای معتبر ایران را در اختیار دارد، مورد استقبال ما قرار می‌گیرد؛ یعنی حساب مردم آمریکا از تصمیمات دولت این کشور جداست. اگر تسهیلات لازم برای حضور رسانه‌های دنیا برای پوشش این رقابت‌ها فراهم و میهمان‌نوازی و مهربانی‌ ایرانی‌ها به نمایش گذاشته شود، پاسخی به شعارهای جنبش‌های اعتراضی آمریکا در روزهای اخیر است که می‌گفتند ایرانیان به آمریکا خوش آمدید. به باور نگارنده، آینده آمریکا و اروپا از این جریانات اجتماعی اعتراضی متأثر خواهد شد. باید با همراهی این جنبش‌ها و دفاع از حقوق جامعه مسلمانان آمریکا را که سایر کشورهای اسلامی نسبت به آن سکوت کرده‌اند، اعلام کنیم پاسخ ما به ترامپ، نعل‌به‌نعل نیست و نگاه ما انسانی و رفتار او فاشیستی است.

, شاید اگر او نامزد نهایی دموکرات‌ها بود، امروز نتیجه‌ای دیگر رقم می‌خورد، اما اتفاقی که بعد از ریاست‌جمهوری ترامپ رخ داد، نوعی شتاب‌زدگی در عملکرد را نشان می‌دهد که ناشی از ناپختگی اوست. اگرچه برخی افراد کارآزموده و محافلی نظیر بنیاد هریتیج که افراد مطلعی هستند، گزارش‌هایی به وی می‌دهند، اما شتاب‌زدگی در رفتار رئیس‌جمهور تازه‌وارد آمریکا مشهود است که ثمره آن در تصمیم‌گیری‌های او بازتاب یافته. اتفاق جالب‌توجه این است که جنبش‌های اجتماعی اعتراضی به عملکرد ترامپ، فردای تصمیمات جدید او به راه افتاد. در فرودگاه سیاتل، واشنگتن، دنور، سانفرانسیسکو، لس‌آنجلس و... مردم گرد آمدند و تظاهراتی اعتراضی در واشنگتن برگزار شد که جان کری، وزیر خارجه قبلی آمریکا، کمتر از یک هفته از ترک سمت رسمی خود به‌‌عنوان یک شهروند در آن شرکت کرد. هیلاری کلینتون و جو بایدن نیز فعالیت‌هایی را آغاز کرده‌اند. علاوه‌براین غول‌هایی نظیر گوگل نیز به این حرکت پیوسته‌اند و نوعی مقاومت مدنی در آنجا در حال شکل‌گیری است. به نظر می‌رسد این حرکات به‌تدریج قوت خواهد گرفت و پدیده اجتماعی جدیدی خواهد بود. پیش‌بینی این است که با جنبش‌های دیگر نظیر جنبش ضدجنگ، ٩٩ درصد، طرفداران سبز و... ترکیب شده و اتفاقی را سامان دهند. در سیستم وکلای آمریکا نیز این حرکت را می‌بینیم که داوطلبانه می‌خواهند به مردم کمک کنند. دموکرات‌های کنگره و سنا نیز واکنش‌های مشابهی داشته‌اند. در اروپا نیز شرایط چندان تفاوتی نمی‌کند. ترزا می، ‌نخست‌وزیر بریتانیا که در آمریکا موضع نسبتا مثبتی در دیدار با ترامپ داشت، در بازگشت به کشور خود ناچار شد اذعان کند نگاه متفاوتی با رئیس‌جمهور ایالات متحده دارد. فرانسه و آلمان، واکنش‌های تندتری از خود نشان داده‌اند و به نظر می‌رسد با عملکرد ترامپ، گرایش به راست که در حال اوج‌گیری بود تقلیل یافته است. مردم با دیدن ترامپ، نمی‌خواهند ترامپ‌های دیگری هم در اروپا سر برآورند. یک میلیون و ٨٠٠ هزار نفر در انگلیس، خواستار عدم ورود ترامپ به خاک کشورشان شده‌اند. اگر این حرکت‌های اجتماعی در غرب، به یکدیگر بچسبند، فضا تغییر خواهد کرد. چهره‌های سرشناس، بازیگران هالیوود، استادان دانشگاه و حتی چهره‌ای مانند امانوئل والرشتاین، نظریه‌پرداز بزرگ آمریکایی، نسبت به ترامپ موضع دارند. اخیرا استراتژی منسوب به کیسینجر مطرح‌ شده که ترامپ با نزدیکی به روسیه، علیه چین عمل کند. اروپا و به‌ویژه آلمان به‌شدت از روسیه هراسان هستند و کشورهایی نظیر لهستان نیز نگرانی‌های دیگری در قبال نزدیکی آمریکا و روسیه دارند. به‌هرحال اگر جنبش‌های اعتراضی علیه ترامپ قوی‌تر شوند، وی ناچار به عقب‌نشینی است، همان‌طور که اخیرا، افراد دارای گرین‌کارت را از دایره شمولیت ممنوعیت ورود به آمریکا مستثنا کرد. او اعلام کرده اگر یک هفته قبل این اتفاق را اطلاع‌رسانی می‌کرد، افراد بد وارد آمریکا می‌شدند، درحالی‌که در نظام‌های پاسخ‌گو، این نوع توجیهات، مضحک تعبیر می‌شود و نوعی بی‌برنامگی را نشان می‌دهد که جهان سوم به آن متهم است. دراین‌میان موضوع توجه به حقوق ایرانیان ساکن ایالات متحده، جنبه‌ای حیاتی دارد. فرمان ترامپ نیز بیش از آنکه بر شش کشور مسلمان دیگر اثرگذار باشد، ایرانیان را هدف قرار می‌دهد. ایرانیان جمعیت قابل‌ملاحظه‌ای از مهاجران آمریکا را شکل می‌دهند. اهمیت آنان فقط به دلیل تحصیلات آنان نیست که البته تحصیل‌کرده هستند. دانشگاه سیراکیوز در پژوهشی اعلام کرده ایرانیان اقلیتی هستند که به‌لحاظ تحصیلات، از میانگین آمریکا، حداقل دو سال تحصیلی بالاتر هستند. اهمیت آنان فقط به این دلیل نیست که موفق هستند که هستند؛ آنان در صنایع ایالات متحده خوشنام هستند، در پژوهشکده‌ها، در ریاضیات و فیزیک شناخته‌شده هستند. اهمیت آنان فقط به این دلیل نیست که دارا و برخوردار هستند و میانگین درآمد خانوادگی ایرانی‌ها بالاتر از آمریکایی‌هاست و میانگین دارایی ایرانی‌ها ٢٠ هزار دلار از میانگین دارایی آمریکایی‌ها بالاتر است. مسئله اهمیت ایرانیان آمریکا برای ما در آنجاست که هرکسی شناسنامه ایرانی دارد باید مورد توجه قرار بگیرد. درست است که آنان در ایران نیستند اما هیچگاه سربار آمریکا نبوده‌اند. شادی و غم آنان برای دولت جمهوری اسلامی مهم است و نسبت به آن تکلیف و مسئولیت دارد. مجموعه سیاست‌های ایران و وزارت خارجه دراین‌باره در روزهای اخیر، پختگی لازم را داشته است. در کنار این ما باید از جنبش‌های اعتراضی آمریکا، یارگیری کنیم. قرار است اواخر بهمن‌ماه، رقابت‌های کشتی جام جهانی با حضور تیم ملی ایالات متحده در کرمانشاه برگزار شود. آنان ویزا گرفته‌اند و وقتی دکتر ظریف می‌گوید هرکس ویزای معتبر ایران را در اختیار دارد، مورد استقبال ما قرار می‌گیرد؛ یعنی حساب مردم آمریکا از تصمیمات دولت این کشور جداست. اگر تسهیلات لازم برای حضور رسانه‌های دنیا برای پوشش این رقابت‌ها فراهم و میهمان‌نوازی و مهربانی‌ ایرانی‌ها به نمایش گذاشته شود، پاسخی به شعارهای جنبش‌های اعتراضی آمریکا در روزهای اخیر است که می‌گفتند ایرانیان به آمریکا خوش آمدید. به باور نگارنده، آینده آمریکا و اروپا از این جریانات اجتماعی اعتراضی متأثر خواهد شد. باید با همراهی این جنبش‌ها و دفاع از حقوق جامعه مسلمانان آمریکا را که سایر کشورهای اسلامی نسبت به آن سکوت کرده‌اند، اعلام کنیم پاسخ ما به ترامپ، نعل‌به‌نعل نیست و نگاه ما انسانی و رفتار او فاشیستی است.,

 

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه