یادداشت/شعبانعلی رمضانیان
آثار تغییر مدیران و مسئولان در سطوح مختلف کشور
جابجاییها و تغییر در مسئولیتها در کشور ما بهگونهای شده که نه تنها اقدامات و برنامهها، بلکه اهداف و جهتگیریها نیز بعد از آن تغییرات دستخوش توقف و تغییر میشوند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ تغییر و جابجایی مدیران در هر جامعهای، امری طبیعی و حتی لازم به حساب میآید و اغلب تغییرات با هدف بهبود و اصلاح ایجاد میشود و لذا اصل تغییر، لازمه پیشرفت بوده و نه تنها مورد پذیرش است، بلکه جزء ایدهآلهای جوامع محسوب میشود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, , تغییر و جابجایی مدیران در هر جامعهای، امری طبیعی و حتی لازم به حساب میآید و اغلب تغییرات با هدف بهبود و اصلاح ایجاد میشود و لذا اصل تغییر، لازمه پیشرفت بوده و نه تنها مورد پذیرش است، بلکه جزء ایدهآلهای جوامع محسوب میشود.,در جامعه ما به برکت انقلاب اسلامی و ابتنای به رأی مردم، هر چهار سال یکبار تغییرات گستردهای به وجود میآید و فرصت نوسازی و بهسازی کشور فراهم میشود و هر بار این امکان ایجاد میشود تا کاستیها برطرف و ضعفها به قوت مبدل شود.
, در جامعه ما به برکت انقلاب اسلامی و ابتنای به رأی مردم، هر چهار سال یکبار تغییرات گستردهای به وجود میآید و فرصت نوسازی و بهسازی کشور فراهم میشود و هر بار این امکان ایجاد میشود تا کاستیها برطرف و ضعفها به قوت مبدل شود.,این اتفاق اگر چه یک فرصت است، اما به واسطه برخی غفلتها و یا احیاناً بی دقتیها میتواند به ضد خود تبدیل شود و به جای نوسازی و بهسازی، چالشی باشد در مسیر رشد و پیشرفت، لذا اقتضاء میکند آسیب شناسانه بدان نگریسته شود و ابعاد منفی و ناخواسته آن شناسایی شده و در جهت رفع آن تلاش صورت گیرد.
, این اتفاق اگر چه یک فرصت است، اما به واسطه برخی غفلتها و یا احیاناً بی دقتیها میتواند به ضد خود تبدیل شود و به جای نوسازی و بهسازی، چالشی باشد در مسیر رشد و پیشرفت، لذا اقتضاء میکند آسیب شناسانه بدان نگریسته شود و ابعاد منفی و ناخواسته آن شناسایی شده و در جهت رفع آن تلاش صورت گیرد.,معمول جامعه و روال منطقی امور این است که جهتگیریها، اهداف و حتی برنامهها و اقدامات اجرایی برای تحقق اهداف جامعه در طول زمان ثابت بماند و با تغییرات و جابجاییها، فقط مدیران و مسئولان و سلیقهها و شیوههای اجرایی تغییر پیدا کند و روند امور هر روز جابجا نشود؛ در صورتی که در کشور ما متأسفانه جابجاییها و تغییر در مسئولیتها به گونهای شده که نه تنها اقدامات و برنامهها، بلکه اهداف و جهتگیریها نیز دستخوش توقف و تغییر میشوند.
, معمول جامعه و روال منطقی امور این است که جهتگیریها، اهداف و حتی برنامهها و اقدامات اجرایی برای تحقق اهداف جامعه در طول زمان ثابت بماند و با تغییرات و جابجاییها، فقط مدیران و مسئولان و سلیقهها و شیوههای اجرایی تغییر پیدا کند و روند امور هر روز جابجا نشود؛ در صورتی که در کشور ما متأسفانه جابجاییها و تغییر در مسئولیتها به گونهای شده که نه تنها اقدامات و برنامهها، بلکه اهداف و جهتگیریها نیز دستخوش توقف و تغییر میشوند.,هماکنون در کشور در سطوح مختلف مسئولیتی شاهدیم که با تغییر یک نفر مدیر یا مسئول، بسیاری از کارهای قبل به نوعی تضعیف و یا تعطیل میشود. از مدتها قبل از تغییر تا مدتها بعد از آن، امور آن مجموعه معطل و بلاتکلیف میماند. در اثر تغییرات نوعی بیثباتی و شرایط عدم اطمینان در تشکیلات به وجود میآید و گاهی مجموعهها را به روزمرگی دچار میکند. امور زیر بنایی و مسائل اساسی خیلی وقتها نادیده گرفته میشود و گاه مسائل اساسی و زیربنایی با تغییرات رها میشود و گاهی از ابتدا امکان اجرا پیدا نمیکند. اگر در تغییرات، افراد ناآشنا به کار و یا افرادی با نگاههای سیاسی و جریانی به کار گرفته شوند که اولویتهای آنها با اولویتهای دستگاه مربوطه تفاوت میکند و...
, هماکنون در کشور در سطوح مختلف مسئولیتی شاهدیم که با تغییر یک نفر مدیر یا مسئول، بسیاری از کارهای قبل به نوعی تضعیف و یا تعطیل میشود. از مدتها قبل از تغییر تا مدتها بعد از آن، امور آن مجموعه معطل و بلاتکلیف میماند. در اثر تغییرات نوعی بیثباتی و شرایط عدم اطمینان در تشکیلات به وجود میآید و گاهی مجموعهها را به روزمرگی دچار میکند. امور زیر بنایی و مسائل اساسی خیلی وقتها نادیده گرفته میشود و گاه مسائل اساسی و زیربنایی با تغییرات رها میشود و گاهی از ابتدا امکان اجرا پیدا نمیکند. اگر در تغییرات، افراد ناآشنا به کار و یا افرادی با نگاههای سیاسی و جریانی به کار گرفته شوند که اولویتهای آنها با اولویتهای دستگاه مربوطه تفاوت میکند و..., هماکنون در کشور در سطوح مختلف مسئولیتی شاهدیم که با تغییر یک نفر مدیر یا مسئول، بسیاری از کارهای قبل به نوعی تضعیف و یا تعطیل میشود. از مدتها قبل از تغییر تا مدتها بعد از آن، امور آن مجموعه معطل و بلاتکلیف میماند. در اثر تغییرات نوعی بیثباتی و شرایط عدم اطمینان در تشکیلات به وجود میآید و گاهی مجموعهها را به روزمرگی دچار میکند. ,چنانچه به موارد فوق تغییرات زود هنگام، بیموقع و سفارشی و جناحی را اضافه کنیم و از تسویهحسابهای شخصی و جریانی در این مسیر نگذریم و مقولههایی مثل قدرنشناسی از زحمات گذشتگان، تغییر به هر قیمتی، بیاحترامی و ایجاد دلگیری و دلخوری و عقدهگیری و عقدهگشاییها را در نظر بگیریم، در آن صورت باید گفت این روند تغییرات و جابجاییها، روندی نیست که پذیرفته شده باشد و در آینده بتواند اهداف نظام اسلامی را به درستی تأمین کند.
, چنانچه به موارد فوق تغییرات زود هنگام، بیموقع و سفارشی و جناحی را اضافه کنیم و از تسویهحسابهای شخصی و جریانی در این مسیر نگذریم و مقولههایی مثل قدرنشناسی از زحمات گذشتگان، تغییر به هر قیمتی، بیاحترامی و ایجاد دلگیری و دلخوری و عقدهگیری و عقدهگشاییها را در نظر بگیریم، در آن صورت باید گفت این روند تغییرات و جابجاییها، روندی نیست که پذیرفته شده باشد و در آینده بتواند اهداف نظام اسلامی را به درستی تأمین کند.,به طور طبیعی برخی تبعات جزء ذات تغییرات است و هر قدری که مراقبت شود باز هم از اراده خارج میشود و آثار خود را به جای میگذارد اما به جهت آنکه کشور و دستگاهها آن طور که باید نظاممند نشده و بر اختیارات افراد نظارت دقیق صورت نمیگیرد و با خاطیان به موقع و قاطع برخورد نمیشود، تغییرات در کشور به تغییرات در اساس و بنیانها و جهتگیریها و اهداف منجر میشود و بسیاری از برنامهها را ناقص و ناکام میگذارد.
, به طور طبیعی برخی تبعات جزء ذات تغییرات است و هر قدری که مراقبت شود باز هم از اراده خارج میشود و آثار خود را به جای میگذارد اما به جهت آنکه کشور و دستگاهها آن طور که باید نظاممند نشده و بر اختیارات افراد نظارت دقیق صورت نمیگیرد و با خاطیان به موقع و قاطع برخورد نمیشود، تغییرات در کشور به تغییرات در اساس و بنیانها و جهتگیریها و اهداف منجر میشود و بسیاری از برنامهها را ناقص و ناکام میگذارد.,به عبارت دیگر چون این نحوه تغییر، همان تغییر منطقی و پذیرفته شده نیست و توسط دستگاههای مربوط به درستی مدیریت نمیشود ناخواسته به تغییر جهت گیریها و اهداف منجر میشود و نظام اسلامی را از تحقق چشمانداز بیست ساله و اهداف و آرمانها باز میدارد و باعث وقفه و مانع در روند صحیح امور میشود.
, به عبارت دیگر چون این نحوه تغییر، همان تغییر منطقی و پذیرفته شده نیست و توسط دستگاههای مربوط به درستی مدیریت نمیشود ناخواسته به تغییر جهت گیریها و اهداف منجر میشود و نظام اسلامی را از تحقق چشمانداز بیست ساله و اهداف و آرمانها باز میدارد و باعث وقفه و مانع در روند صحیح امور میشود.,دین ما اسلام، تغییر را لازمه پیشرفت و تعالی میداند اما برای آن مثل همه امورات دیگر، قواعد و ضوابطی تعریف میکند. در اسلام اساس تغییر باید در جهت «الله» و برای اعتلای کلمه «الله» باشد. در اسلام مسئولیت و پست، بهواقع مسئولیت محسوب میشود و فرصتی است برای خدمت به خلق. در نگاه الهی همه چیز امانت خداوند است و مسئولیتها نیز جزء همین اماناتند. کارها، افراد و امکانات و تجهیزات، فرصتها و ... همه امانتهایی هستند که اولاً پس گرفته میشوند و ثانیاً از آنها سوال خواهد شد. باید هم در جهت حفظ و حراست آنها کوشید و هم آنها را بجا و به اندازه بهکار گرفت.
, دین ما اسلام، تغییر را لازمه پیشرفت و تعالی میداند اما برای آن مثل همه امورات دیگر، قواعد و ضوابطی تعریف میکند. در اسلام اساس تغییر باید در جهت «الله» و برای اعتلای کلمه «الله» باشد. در اسلام مسئولیت و پست، بهواقع مسئولیت محسوب میشود و فرصتی است برای خدمت به خلق. در نگاه الهی همه چیز امانت خداوند است و مسئولیتها نیز جزء همین اماناتند. کارها، افراد و امکانات و تجهیزات، فرصتها و ... همه امانتهایی هستند که اولاً پس گرفته میشوند و ثانیاً از آنها سوال خواهد شد. باید هم در جهت حفظ و حراست آنها کوشید و هم آنها را بجا و به اندازه بهکار گرفت.,مسئول در مکتب اسلامی مجاز نیست بنا به میل و اراده شخصی هیچ یک از امکانات و منابع را در جایی بکار گیرد؛ مصلحت جامعه، مصلحت جمع و تشخیص آن برعهده امام جامعه است. جهتگیریها و اهداف را او مشخص میکند و نفرات و امکانات و تجهیزات به امانات به مسئول سپرده میشود و لذا او مجاز به ضایع کردن آنها نیست.
, مسئول در مکتب اسلامی مجاز نیست بنا به میل و اراده شخصی هیچ یک از امکانات و منابع را در جایی بکار گیرد؛ مصلحت جامعه، مصلحت جمع و تشخیص آن برعهده امام جامعه است. جهتگیریها و اهداف را او مشخص میکند و نفرات و امکانات و تجهیزات به امانات به مسئول سپرده میشود و لذا او مجاز به ضایع کردن آنها نیست.,در نظام اسلامی مسئول و یا هرکس دیگر، نمی تواند فرصتهای کار و خدمت را معطل کند. او نمیتواند سلیقه و روش خود را ملاک همه چیز به حساب آورد. وظیفه اوست که در طول دوران همه ظرفیتها را در جهت مصالح جامعه بهکار گیرد و تحت تاثیر هیچ چیز جز مصلحت دین و عموم مردم قرار نگیرد.
, در نظام اسلامی مسئول و یا هرکس دیگر، نمی تواند فرصتهای کار و خدمت را معطل کند. او نمیتواند سلیقه و روش خود را ملاک همه چیز به حساب آورد. وظیفه اوست که در طول دوران همه ظرفیتها را در جهت مصالح جامعه بهکار گیرد و تحت تاثیر هیچ چیز جز مصلحت دین و عموم مردم قرار نگیرد.,تعهد، تخصص، پایبندی به اصول، اهل کار بودن و ... جزء خصوصیات مسئول در جامعه اسلامی است و لذا هم باید خود به آن عامل باشد و هم در انتخاب همکاران و زیر مجموعهها رعایت کند.
, تعهد، تخصص، پایبندی به اصول، اهل کار بودن و ... جزء خصوصیات مسئول در جامعه اسلامی است و لذا هم باید خود به آن عامل باشد و هم در انتخاب همکاران و زیر مجموعهها رعایت کند.,به غیر از ضوابط و قواعد دین برای کار و مسئولیت، در دین برای نحوه برخورد با افراد، مسئولان قبلی، مسئولان بالادستی و پایین دست و همه و همه نیز مقرارتی وجود دارد، هیچکس در هیچ سطحی مجاز به تعدی به حقوق دیگران نیست. منطق دین «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق» است. بیحرمتی ایجاد دلخوری، عقدهگشایی، تصفیه حساب شخصی و ... اینها با دین مبین اسلام و سیره ائمه هدی علیها السلام هیچ انطباق ندارد. همه اینها متأسفانه عوارض و آسیبهای جامعه ماست و باید برای رفع و حذف آنها اقدام صورت گیرد.
, به غیر از ضوابط و قواعد دین برای کار و مسئولیت، در دین برای نحوه برخورد با افراد، مسئولان قبلی، مسئولان بالادستی و پایین دست و همه و همه نیز مقرارتی وجود دارد، هیچکس در هیچ سطحی مجاز به تعدی به حقوق دیگران نیست. منطق دین «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق» است. بیحرمتی ایجاد دلخوری، عقدهگشایی، تصفیه حساب شخصی و ... اینها با دین مبین اسلام و سیره ائمه هدی علیها السلام هیچ انطباق ندارد. همه اینها متأسفانه عوارض و آسیبهای جامعه ماست و باید برای رفع و حذف آنها اقدام صورت گیرد.,انقلاب اسلامی برای تحقق دین و برای حاکمیت قرآن در جامعه به وجود آمده و لذا همه اجزاء و ارکان آن باید بر این اساس عمل کند. دین قدرت و حکومت را از آن خداوند میداند و به نیابت به امامان و دیگران واگذار میکند لذا پستها و مسئولیتها همه امانت هستند و تغییرات در این مسیر، همه باید با هدف بهبود و اصلاح صورت گیرد و باید تغییرات و جابجاییها مثل همه اقدامات دیگر، اختلال در روند جامعه و پیشرفت امور به سمت «الله» به وجود نیاورد.
, انقلاب اسلامی برای تحقق دین و برای حاکمیت قرآن در جامعه به وجود آمده و لذا همه اجزاء و ارکان آن باید بر این اساس عمل کند. دین قدرت و حکومت را از آن خداوند میداند و به نیابت به امامان و دیگران واگذار میکند لذا پستها و مسئولیتها همه امانت هستند و تغییرات در این مسیر، همه باید با هدف بهبود و اصلاح صورت گیرد و باید تغییرات و جابجاییها مثل همه اقدامات دیگر، اختلال در روند جامعه و پیشرفت امور به سمت «الله» به وجود نیاورد.,هر چیزی غیر از آن باشد زائد است و باید زدوده شود. نباید با تغییرات و در اثر آن، امور کشور یا جزئی از یک دستگاه حتی برای لحظهای مختل شود و نباید در هیچ شرایطی در جهتگیریها، اهداف و سعی و کوششی برای تحقق آنها، وقفه به وجود آید. اگر امروز با مطلوب فاصله داریم و اگر شاهد لطمات و خسارتهایی از این دست هستیم اینها عوارض منفی و غیر قابل قبول در مسئولیت و مدیریت تغییرات در مدیران است که باید برطرف شود.
, هر چیزی غیر از آن باشد زائد است و باید زدوده شود. نباید با تغییرات و در اثر آن، امور کشور یا جزئی از یک دستگاه حتی برای لحظهای مختل شود و نباید در هیچ شرایطی در جهتگیریها، اهداف و سعی و کوششی برای تحقق آنها، وقفه به وجود آید. اگر امروز با مطلوب فاصله داریم و اگر شاهد لطمات و خسارتهایی از این دست هستیم اینها عوارض منفی و غیر قابل قبول در مسئولیت و مدیریت تغییرات در مدیران است که باید برطرف شود.,این مسئله مثل خیلی از مسائل دیگر هم به سیاسیون و مسئولان اجرایی و غیر اجرایی بر میگردد و هم به متولیان تربیتی و فرهنگی جامعه، همه بخشها باید تلاش کنند تا جامعه نظاممند و ساختارها به گونهای بشود تا عوارض و آسیبها به حداقل برسد.
, این مسئله مثل خیلی از مسائل دیگر هم به سیاسیون و مسئولان اجرایی و غیر اجرایی بر میگردد و هم به متولیان تربیتی و فرهنگی جامعه، همه بخشها باید تلاش کنند تا جامعه نظاممند و ساختارها به گونهای بشود تا عوارض و آسیبها به حداقل برسد.,نهادینهسازی، فرهنگسازی، اصلاح ساختارها، اصلاح روشها و آیین نامهها، اصلاح روند و تقویت و گسترش کنترل و نظارتها تا برخوردهای به موقع، همه جزء اقدامات لازم هستند و سعه صدر مسئولان و بردباری و افزایش سطح تحمل آنها، خدا را شاهد و ناظر دیدن، دلخور نشدن و دلخوری ایجاد نکردن، کارها را تا لحظه آخر رها نکردن، پخته و سنجیده عمل کردن و مشارکت دادن همه به ویژه نخبگان در کارها و تصمیمات، اینها همه جزو مواردی است که اگر بکار گرفته شود، میتواند به بهبود امور کمک کند.
, نهادینهسازی، فرهنگسازی، اصلاح ساختارها، اصلاح روشها و آیین نامهها، اصلاح روند و تقویت و گسترش کنترل و نظارتها تا برخوردهای به موقع، همه جزء اقدامات لازم هستند و سعه صدر مسئولان و بردباری و افزایش سطح تحمل آنها، خدا را شاهد و ناظر دیدن، دلخور نشدن و دلخوری ایجاد نکردن، کارها را تا لحظه آخر رها نکردن، پخته و سنجیده عمل کردن و مشارکت دادن همه به ویژه نخبگان در کارها و تصمیمات، اینها همه جزو مواردی است که اگر بکار گرفته شود، میتواند به بهبود امور کمک کند.,اما در این میان نکته مهم و اساسی و منصفانه این است که این نواقص مثل خیلی دیگر از نقصها، در حقیقت جزء نواقص و کاستیهای تربیتی جامعه است و بخش اعظم آن در اثر ضعف و کمکاری در این عرصه حاصل شده است.
, اما در این میان نکته مهم و اساسی و منصفانه این است که این نواقص مثل خیلی دیگر از نقصها، در حقیقت جزء نواقص و کاستیهای تربیتی جامعه است و بخش اعظم آن در اثر ضعف و کمکاری در این عرصه حاصل شده است.,متأسفانه اینها نشانههای نواقص کارکردی نظام تعلیم و تربیت جامعه اسلامی است. اینجاها نشان داده میشود که تاکنون چه زوایایی از دیدها پنهان مانده و برای چه اموری یا کار نشده و یا کمکاری صورت گرفته؛ اینها به نوعی خلاءهای تربیتی جامعهاند که در عمل و اجرا خود را نشان میدهند و به همین خاطر، وظیفه نهاد تعلیم و تربیت و متولیان فرهنگی است که از منظر خود بنگرند و به این مسئله هم نگاه تربیتی داشته باشند و حداقل از حالا برای رفع آن کوشش و تلاش کنند.
, متأسفانه اینها نشانههای نواقص کارکردی نظام تعلیم و تربیت جامعه اسلامی است. اینجاها نشان داده میشود که تاکنون چه زوایایی از دیدها پنهان مانده و برای چه اموری یا کار نشده و یا کمکاری صورت گرفته؛ اینها به نوعی خلاءهای تربیتی جامعهاند که در عمل و اجرا خود را نشان میدهند و به همین خاطر، وظیفه نهاد تعلیم و تربیت و متولیان فرهنگی است که از منظر خود بنگرند و به این مسئله هم نگاه تربیتی داشته باشند و حداقل از حالا برای رفع آن کوشش و تلاش کنند.,انتهای پیام/
, انتهای پیام/]
ارسال دیدگاه