رزمنده لشکر 27 محمدرسول الله(ص) در دوران دفاع مقدس:

ماجرای تعبیر خواب برادر شهید صالحی که محقق شد/ خاطره آخرین دیدار با شهید همت

ماجرای تعبیر خواب برادر شهید صالحی که محقق شد/ خاطره آخرین دیدار با شهید همت
مرادی نژاد گفت: شب ماقبل عملیات آخر بیت المقدس، برادر شهید صالحی با هق هق گریه از خواب پرید و وقتی دلیلش را پرسیدیم، می گفت که خواب دیده که برادرش ناصر به شهادت رسیده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از تهران پرس، بعد از عملیات فتح‌المبین بود؛گروهی از رفقای همسنگری که با بالا بردن سالهای شناسنامه شان

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تهران پرس,
راهی جبهه شده بودند،بااتوبوسی عازم دوکوهه شدند،دوکوهه ای که راهی به آسمان داشت و ازاین میان عده ای ازاین گروه را باخود راهی کرد وگروهی دیگر را باجراحت هایی از فراق ودلتنگی رفقای رفته و زخم های شیمیایی به جای گذاشت.
,
 
,
حسن مرادی نژاد یکی از رزمندگان لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) در دوران دفاع مقدس در گفت و گو با خبرنگار تهران پرس با اشاره به خاطراتی از شهید ناصر صالحی و دلتنگی هایش از دوران دفاع مقدس اظهار داشت: بعد از عملیات فتح المبین همراه با تعدادی از همرزمان به منطقه جنوب کشور و پادگان دوکوهه اعزام شدیم؛ در آن زمان پسرخاله ام شهید ناصر صالحی نیز عضو گردان بلال حبشی بود و ما همراه با برادر شهید صالحی در گردان حمزه سیدالشهدا به فرماندهی شهید رضا چراغی تقسیم بندی شدیم.
,
 
,
وی ادامه داد: شب ماقبل عملیات آخر بیت المقدس، برادر شهید صالحی با هق هق گریه از خواب پرید و وقتی دلیلش را پرسیدیم، می گفت که خواب دیده که برادرش ناصر به شهادت رسیده است.
,
 
,
مرادی نژاد ادامه داد: یکی از مناطقی که رزمندگان دوران دفاع مقدس قصد عبور داشتند اما توسط چند دوشکای عراقی تحت کنترل بود و امکان عبور را سخت کرده بود و به همین دلیل، شهید ناصر صالحی داوطلب شده بود تا این خط با بشکند و عراقی هایی که با دوشکا امکان تردد را برای رزمندگان ما سخت کرده بودن را نابود کند، او این کار را انجام داد و خطر دوشکا را از میان برد اما در عین همین کار بود که به شهادت رسید اما کارش را به نحو احسنت انجام داد.
,
 
,
این یادگار دوران دفاع مقدس اضافه کرد: چند ساعت بعد از آزاد سازی خرمشهر در سنگر نشسته بودیم که خبر شهادت ناصر صالحی را به من و براردش اعلام کردند و به همین دلیل، ما تصمیم گرفتیم به تهران بازگردیم تا در مراسم تشییع پیکر این شهید شرکت کنیم و در جاده شلمچه _خرمشهر بودیم که با شهید همت روبرو شدیم .
,
 
,
وی در ادامه این خاطره گفت: شهید همت علت خارج شدن ما از گردان را پرسید و ما در جواب گفتیم که شهید ناصر صالحی به شهادت رسیده است و من و برادرش در حال رفتن به تهران برای شرکت در مراسمش هستیم و وقتی شهید همت این موضوع را شنید، اجازه داد که به تهران برویم.
,
 
,
مرادی نژاد در پایان افزود: نخستین بار بود که شهید همت را از نزدیک می دیدیم و با او همکلام می شدم و یک سال بعد هم خبر شهادت شهید همت، باعث شد که چنین فرمانده ای را برای همیشه از دست دهیم اما یاد و خاطرات او و همه شهدا همچنان برایمان زنده است و امیدوارم بتوانیم راهشان را ادامه دهیم.
,
 
,
انتهای پیام/
]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه