کارکردگرایی رسانه منوط به چیست؟ رسانه مطلوب کدام است؟
رسانه میتواند قدرت در زمینه اجتماعی را بهصورت صریحتری بررسی کند؛ بنابراین رسانه زمانی نقش تعیین کنندهای خواهد داشت که دولت و قدرت سیاسی هیچگونه سلطه سیاسی بر آن نداشته باشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ سعید پیرزاده در یادداشتی نوشت: دنیای امروز دنیای دادههاست؛ در هر لحظه میلیونها داده و اطلاعات به زندگی روزمره مردم تزریق میشود. گویی که هر ثانیه قرار است مهبانگ اخبار در زندگی اجتماعی صورت گیرد. تمام ابعاد زندگی افراد بهنوعی با رسانهها و دادههای آن درگیر است که در این باب لازم است هر بعدی بهصورت جداگانه توسط کارشناسان امر موشکافی شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
اما آنچه که مطمح نظر نگارنده است؛ چگونگی و کیفیت جامعه شناسیِ سیاسی کنونی ناظر بر پیوستهای رسانهای موضوع است؛ اکنون که در دوره پوست اندازی دولت هستیم و بیش از هر زمان دیگری نگاههای رسانه ریز به موضوع است؛ بهتر میتوانیم به نقش کیفی رسانهها در پیشبرد امور پی ببریم.
,
از طرفی فضای اجتماعی- سیاسی، فضای بی روح و بی حرکتی نیست؛ مدام چالشهای جدید و مدام پویایی و حرکت؛ مانند ابری که بر سپهر حیات انسانها سایه افکنده؛ یادآور تعبیری چون "...هی تمر مر السحاب" است.
,
چنانچه رسانه از منظر اثرگذاری آن به جریانی ورود پیدا کند یقیناً منشاء خیر و برکت خواهد بود و آثار فاخری را برجای خواهد گذاشت. اگر رسانه از بُعد سیاست، کنشگر باشد؛ بایستی بر چیستیِ جامعه و چیستیِ سیاست اشراف داشته باشد؛ بداند که آیا سیاست را صلاح جامعه در نظر میگیرد و یا در یک معنا، هدایت دینی از طریق اصلاح خلق میداند و یا اندیشههای چون موسکا، لاسکی، مک آیور و ... را پیگیری میکند.
,
حال در میان این اندیشههای متفاوت، رسانه مطلوب کدام است؟
,
خط رسانهای مطلوب آن است که آینه تمام نمای دغدغههای مردم باشد؛ حقایق را بازتاب داده و در مسیر آگاهیبخشی مردم گام بردارد؛ منافع مردم را اولویت سیاستِ کاری خویش قرار دهد؛ تحلیلها، تبیینها و روشنگریهایی که انجام میدهد در چارچوب صلاح جامعه باشد که این امر چیستیِ باورهای سیاسی جامعه را نیز شامل میشود.
,
چه میشود که نگاه عامهمردم به رسانه این است که رسانه الزاماً بایستی پشتوانه سیاسی داشته باشد؟ آیا اساسا رسانه باید وابستگی داشته باشد؟ چنانچه وابسته باشد میتواند آیینه جامعه خود باشد یا خیر؟ اگر رسانه نتواند نقشش را بهعنوان آیینه ایفا کند، آیا همچنان کارکرد لازم را خواهد داشت یا خیر؟ و هزاران پرسش دیگر که میشود در این راستا مطرح کرد.
,
اما پاسخ به این پرسشها دشواری و پیچیدگیهایِ خاص دارد؛ رسانه از نظر کارکردگرایی، بایستی به دور از وابستگیهای حزبی و جریانی عمل کند اما در این راستا با یک آسیب و چالش بزرگ مواجه است. چالشی به نام استقلال مالی!
,
رسانهها دانشی با کارکرد اثر بخشی و مشروعیت بخشی به تفکرات و یا به افراد در اختیار دارند؛ لیکن در این مسیر با ناهمواریهای مالی و اقتصادی مواجه هستند. از طرفی عالمان سیاسی چرخه معروفی را تعریف کردهاند به نام قدرت؛.. باید دید رسانه با دانش و مشروعیتی که در این مجرا به صاحبان قدرت میدهد؛ در عوض در پی ستاندن چه چیزهایی از آنها است؟
,
پس نتیجه آن که برای مقبول ماندن رسانهها استقلال مالی نقش فزایندهای دارد. زمانی که رسانه دغدغه مالی نداشته باشد و در یک زمینه مستقل بتواند ظهور کند؛ تمایزش با سایر رسانهها آشکارتر گردیده و میزان اثرگذاری و کنشگری آن بالا میرود.
,
اینجاست که رسانه میتواند قدرت در زمینه اجتماعی را بهصورت صریحتری بررسی کند. بنابراین رسانه زمانی نقش تعیین کنندهای خواهد داشت که دولت و قدرت سیاسی هیچگونه سلطه سیاسی بر آن نداشته باشد. البته تعامل میان اجزای دوطرف، کاملاً اجتناب ناپذیر است؛ اما آنچه مذموم بهشمار میآید سلطه یکطرفه خواهد بود. رسانه میتواند به مطالعه احزاب بپردازد اما ذوب در احزاب نشود و منافع حزبی ارجحیت بر منافع مردم نداشته باشد.
,
در یک کلام، رسانه زمانی خواهد توانست به مطلوبیت بالا برسد که؛
,
یک) استقلال مالی داشته باشد
,
دو) ذوب در احزاب نشود
,
سه) از سلطه سیاسی به دور باشد
,
چهار) تعامل سازنده دو طرفه با متغیرهایِ درگیر داشته باشد.
,
انتهای پیام؛
]
ارسال دیدگاه