نقدی بر اظهارات جدید ارژنگ امیرفضلی؛
بازی خطرناک سلبریتیها/ از دامنزدن به بحران تا انحراف مسیر حقیقت
اظهارات اخیر ارژنگ امیرفضلی در مورد ادعای نگهداری اجساد در سردخانهها، صرفاً یک جنجال رسانهای دیگر نیست؛ این ادعاها نه تنها فاقد هرگونه سندیت لازم هستند، بلکه مسیر را برای انحراف افکار عمومی از واقعیتهای عینی هموار میسازند.
به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ سلبریتیهای وطن فروشی که به واسطه مهاجرت به خارج از ایران، هرازگاهی در مقاطع حساس تاریخی، در فتنه ها و بحران ها به جای ایستادگی کنار مردم و میهن، شروع به لگد زدن به وطن میکنند، کم نیستند، ویدئوی اخیر ارژنگ امیرفضلی، که در آن ادعا میکند اجسادی برای عملیات روانی در آینده نگهداری شده اند، نمونه جدیدی از تلاش برای تهییج و تحریک و به خیابان کشاندن مردم است.
امیرفضلی، در این ویدیوی سخیف، با لحنی مملو از اطمینان و بدون ارائه حتی یک سند قابل استناد، یک تئوری توطئه سنگین و امنیتی را به جامعه تزریق کرد؛ تئوریای که نه تنها اذهان عمومی را به سموم بیاعتمادی آلوده میکند، بلکه مستقیم بر فضای تحلیل حوادث خشونتبار ۱۸ و ۱۹ دی سایه میافکند. این گفتار، صرفاً یک «کلیپ جنجالی» نیست؛ بلکه حلقه آخر زنجیرهای از مواضع تحریکآمیز چهرههای مشهوری است که اکنون بخشهایی از آن مستقیماً وارد فاز بررسی دقیق قضایی شده است.
حوادث ۱۸ و ۱۹ دیماه، نقطه اوج موجی از تحریکات بود که در آن، افراد صاحب نفوذ رسانهای، با انتشار پستها و بیانیههای آتشین، به گسترش فراخوانهای ایجاد آشوب وسعت بخشیدند.
دستگاه قضایی با گزارش رسمی دادستانی تهران، برای ۱۵ بازیگر و ورزشکار، امضاکنندگان بیانیه خانه سینما و دهها کسبوکار صنفی، به دلیل اتهام حمایت و دامنزدن به اقدامات تروریستی، پرونده قضایی تشکیل داده و اموال برخی را نیز توقیف کرده است؛ با این پیشفرض که در صورت محکومیت، این افراد باید در جبران خسارات وارده به اموال عمومی و خصوصی سهیم باشند.
در چنین بسترِ پرتنشی، ویدیوی جدید امیرفضلی دیگر یک حادثه انفرادی نیست؛ او با طرح یک ادعای بیاساس و بهشدت حساس درباره «صحنهسازی» حوادث، صرفاً به نقشآفرینی خود در همان زنجیره تکراری ادامه میدهد؛ زنجیرهای که پیشتر با حمایتهای رسانهای از اقدامات تروریستی آغاز شد.
سناریوی «اجساد در سردخانهها» شدیدترین سطح تحریک احساسی مخاطب را هدف قرار میدهد، اما هیچ کانالی برای راستیآزمایی یا کشف حقیقت معرفی نمیکند. نتیجه نهایی، تزریق خشم و بیاعتمادی مطلق به جامعه است. این دقیقاً همان الگوی مخربِ «حداکثر تحریک، حداقل مسئولیتپذیری» است که در اظهارات بسیاری از سلبریتیها در مقاطع ملتهب مشاهده شد.
امیرفضلی در سطح اخلاقی، شریک در چرخهای است که اکنون ابعاد حقوقی آن در حال روشن شدن است. این چرخه جایی است که سلبریتیها ابتدا فضا را شعلهور میکنند، و سپس با طرح روایتهای غیرقابل اثبات، سعی میکنند مسیر مطالبهگری واقعی را به سمت سناریوهای مهآلود و غیرقابل پیگیری منحرف سازند.
ارسال دیدگاه