دانا گزارش می دهد؛
حذف لبنیات از سفره مردم؛ هشدار نسبت به سوءتغذیه پنهان نسل آینده
جهش ۳۲ درصدی قیمت شیر خام در فاصله چند روز، زنجیره تولید لبنیات را دچار شوک کرده و حالا شیر، ماست و پنیر که روزگاری ارزانترین منابع تأمین کلسیم و پروتئین بودند، به سرعت در حال حذف شدن از سفره خانوادهها هستند.
به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ سفره کارگران حالا دیگر فقط درگیر گوشت و مرغ نیست؛ انگار هر قلم از مایحتاج پروتئینی، به نوبت از دسترس خانوارهای کم درآمد خارج میشود. بعد از آنکه افزایش بیامان و هفتگی قیمت گوشت قرمز و مرغ، نفس کارگران را گرفت و سهم بزرگی از بودجه ناچیزشان را بلعید، حال نوبت به لبنیات رسیده است. شیر، ماست و پنیر که روزگاری نقطه اتکای سلامت استخوانها و تقویت جسم فرزندان به شمار میرفت، حالا با ثبت رکوردهای پیاپی در قیمت، به کالایی لوکس بدل شده و زنگ خطر بحرانی خاموش اما مهلک را به صدا درآورده: «سوءتغذیه پنهان». این هشدار یعنی جامعه ای که نه از گرسنگی مطلق، بلکه از فقر ریزمغذیها رنج میبرد و نسل آیندهاش را بیسروصدا قربانی میکند.
این تصویر تلخ، دیگر یک پیشبینی محافظهکارانه نیست؛ آمارهای رسمی و اظهارات دستاندرکاران صنعت لبنیات نشان میدهد که روند افزایش قیمت در این حوزه کاملاً از چارچوب نوسانهای فصلی خارج شده و به جهشی هفتگی و افسارگسیخته تبدیل گشته است. زمانی خرید یک بطری شیر یا یک قالب پنیر، کمترین دغدغه معیشتی یک خانواده کارگری بود، اما امروز این اقلام، به اقلامی تجملی در سبد خرید ماهانه بدل شدهاند. وقتی قدرت خرید پایین میآید، نخستین قربانی، مواد مغذی ضروری هستند که نبودشان در رژیم غذایی، نه امروز بلکه سالها بعد خود را نشان خواهد داد.
در این باره علی احسان ظفری، مدیرعامل اتحادیه تعاونیهای لبنی، در گفتگویی اظهار داشته است: عامل اصلی این گرانی خود دولت بوده است؛ زیرا دولت شیر خام را در همین دو سه روز، از کیلویی ۴۶ هزار تومان به ۶۱ هزار تومان رسانده است. وقتی دولت چربی حاصل از شیر را از درصدی ۴۵۰ هزار تومان به ۶۵۰ هزار تومان افزایش میدهد، نمیتوانیم توقع داشته باشیم قیمت لبنیات ثابت بماند.
این افزایش ناگهانی و حدود ۳۲ درصدی قیمت مادهٔ اولیه در عرض چند روز، عملاً یک شوک ویرانگر به تمام حلقههای تولید وارد کرد. کارخانهدار که تا دیروز مواد اولیه را با قیمتی مشخص تأمین میکرد، ناگهان با رشد سرسامآور هزینه مواجه میشود. در این میان، هیچ مکانیزم جبرانی یا فرصت تنفسی در نظر گرفته نشد.
ظفری این سازوکار را «دستفرمان دولت» میخواند؛دستفرمانی که هم تولیدکننده را له میکند و هم مصرفکننده را از صحنه خارج میسازد.
وی تأکید میکند: این گرانی تقصیر مردم و کارخانهداران نیست. با این وضع، قیمت لبنیات با وضع درآمد مردم به زودی به جایی میرسد که خرید آن برای مردم دیگر توجیهی نخواهد داشت.
سوءتغذیه پنهان؛ قاتل خاموش آیندهٔ کشور
برای یک خانوار کارگری که حداقل دستمزد آن اغلب کفاف مسکن و حمل و نقل را هم نمیدهد، افزایش قیمت لبنیات یعنی حذف کامل شیر از سبد غذایی کودکان. شیر، ماست و پنیر، مهمترین منبع تأمین کلسیم، فسفر، ویتامین B2 و پروتئین حیوانی قابل جذب هستند. وقتی این مواد از سفره حذف شوند، پوکی استخوان زودرس، کوتاهی قد ناشی از سوءتغذیه، تضعیف سیستم ایمنی و افت توانمندیهای شناختی در کمین نسل فردا خواهد بود.
این بحران، بر خلاف گرسنگی آشکار، در سکوت پیش میرود؛ کودکی که شیر نمیخورد، ظاهراً «سیر» است اما استخوانهایش تراکم لازم را پیدا نمیکنند و ذهنش آنطور که باید رشد نمیکند. این یعنی هزینهای که امروز از جیب جامعه نمیرود، فردا با بهرهای سنگین به شکل هزینههای درمانی، کاهش بهرهوری و افت سرمایه انسانی بازخواهد گشت.
تعطیلی کارخانههای کوچک و متوسط؛ پایان مسیر تولید
کاهش سرانه مصرف لبنیات، پیامدی فراتر از گرسنگی پنهان دارد؛ این زنجیره، مستقیماً تولیدکنندگان کوچک و متوسط را به نابودی میکشاند. وقتی تقاضا در بازار سقوط کند، واحدهایی که حاشیه سود اندک یا توان رقابتی پایینتری دارند، نخستین قربانیان خواهند بود.
در این باره ظفری با اشاره به اینکه با کاهش سرانه مصرف لبنیات، کارخانههای کوچک و متوسط تعطیل میشوند؛ می گوید: دولت خود عامل گرانی است، تولیدکنندگان و مصرفکنندگان آسیب این گرانی را میبینند.
وی با بیان اینکه این کار نه تنها روی لبنیات، بلکه روی سایر کالاها نیز تاثیر میگذارد، افزود: تصمیمات خلقالساعه و بدون کار کارشناسی یک وزیر یا یک معاون باعث میشود هم سفره مردم کوچکتر شود، هم سلامت جامعه به خطر بیفتد و هم واحدهای تولیدی یکی پس از دیگری تعطیل شوند.
اقتصاد لبنیات ایران در یک حلقه بازخوردی کاملاً مخرب اسیر شده است. دولت برای جبران هزینههای دامداران، قیمت مواد اولیه را به شکل دستوری و دفعی بالا میبرد. کارخانهها نیز برای بقا، قیمت محصولات نهایی را افزایش میدهند. مصرفکننده که دیگر توان خرید ندارد، مصرف را کم میکند یا حذف میکند.
کاهش فروش، کارخانهها را به تعطیلی نزدیک میکند و با تعطیلی کارخانه، اشتغال از بین میرود. در نهایت، هم سلامت جامعه قربانی میشود، هم تولید ملی زمین میخورد، هم فشار بر بودجه دولت برای پرداخت هزینههای درمانی و حمایتی فزونی میگیرد.
برای خروج از این بحران، به شجاعت سیاستگذارانه و عبور از تصمیمهای عجولانه نیاز است. اولین گام، متوقف کردن شوکهای قیمتی دفعی و جایگزینی آن با یک برنامهٔ بلندمدت و مرحلهای برای تعدیل قیمت شیر خام است. دولت باید بهجای رهاسازی ناگهانی قیمت، مستقیماً از دامداران با پرداخت یارانه هدفمند یا تأمین نهادههای یارانهای حمایت کند تا هزینه تولید به شکل کنترلشدهای مدیریت شود و افزایش قیمت به تدریج و همراه با تقویت قدرت خرید مردم صورت گیرد.
در کنار این، اجرای طرحهای تغذیهای مستقیم مانند توزیع شیر مدرسه، اعطای بن لبنیات به دهکهای کمدرآمد و تخصیص یارانه ویژه برای سبد پروتئینی اقشار آسیبپذیر، میتواند ضمن حفظ سلامت نسل آینده، تقاضای مصنوعی در بازار ایجاد نکند و صرفاً قدرت خرید ازدسترفته را بازگرداند. همچنین، شفافسازی حلقههای میانی توزیع و حذف واسطهگریهای غیرضروری، شکاف قیمت از کارخانه تا مصرفکننده را کاهش میدهد.
ارسال دیدگاه