در گفتگو با دانا مطرح شد؛
سنگری: شعر در روزهای جنگ صدای امید و همبستگی جامعه است
محمدرضا سنگری، معتقد است شعر و ادبیات در روزهای بحران نهتنها زبان بیان رنجها و احساسات مردم هستند، بلکه به عنوان حافظه تاریخی جامعه نیز عمل کرده و تجربههای انسانی دوران بحران را برای نسلهای آینده ثبت میکنند.
محمدرضا سنگری، نویسنده و پژوهشگر ادبیات فارسی، در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاعرسانی راه دانا با اشاره به کارکردهای هنر و ادبیات در روزگار بحران اظهار داشت: در دورههایی که جامعه با شرایطی چون جنگ، ناامنی و التهابهای اجتماعی روبهرو میشود، زندگی روزمره انسانها دستخوش اضطراب و بیثباتی میگردد و در چنین فضایی، نیاز به پناهگاهی معنوی و روحی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در این میان، شعر و ادبیات به عنوان یکی از عمیقترین و اثرگذارترین جلوههای فرهنگ، نقشی مهم در بیان احساسات جمعی، تسکین رنجهای انسانی و حفظ امید اجتماعی ایفا میکنند. تجربه تاریخی ایران نیز نشان میدهد که در دورههای دشوار، ادبیات نهتنها خاموش نشده بلکه گاه با قدرتی بیشتر به عرصه آمده و به زبان گویای جامعه تبدیل شده است.
شعر، زبان مشترک رنجهای جمعی
وی با بیان اینکه جنگ و بحران همواره با احساساتی همچون ترس، اندوه و نوعی عدم قطعیت نسبت به آینده همراه است، افزود: در چنین شرایطی، شعر میتواند به انسان امکان دهد احساسات پیچیده و گاه ناگفتنی خود را بیان کند. واژهها ظرفی برای انتقال تجربههای مشترک میشوند و به مردم این فرصت را میدهند که رنجها و دغدغههای خود را در قالبی قابل فهم و مشترک بازگو کنند. هنگامی که شاعری دلتنگیها، رنجها و امیدهای مردم را در زبان شعر بازتاب میدهد، مخاطب احساس میکند که تجربه زیسته او دیده و شنیده شده است و همین همدلی جمعی میتواند به تقویت روحیه و تابآوری جامعه کمک کند.
سنگری در ادامه با اشاره به نقش ادبیات در ثبت تجربههای تاریخی گفت: ادبیات در روزهای بحران کارکردی فراتر از بیان عاطفی پیدا میکند و به نوعی حافظه تاریخی جامعه بدل میشود. اگرچه گزارشهای رسمی بیشتر به ثبت وقایع، آمار و رویدادهای عینی میپردازند، اما شعر و داستان قادرند حالوهوای واقعی زندگی مردم را روایت کنند. اضطراب خانوادهها، چشمانتظاری مادران، نگرانی کودکان و امیدی که در دل مردم برای آیندهای آرامتر جریان دارد، همه در آثار ادبی انعکاس مییابد. از این رو، ادبیات تصویری انسانیتر و عمیقتر از تجربه جنگ و بحران ارائه میدهد و این تصویر میتواند برای نسلهای بعدی به منزله روایتی زنده از آن دوران باقی بماند.
همبستگی اجتماعی در سایه واژهها
این پژوهشگر ادبیات فارسی با تأکید بر پیوند دیرینه ادبیات فارسی با مفاهیمی چون صبر، پایداری و امید تصریح کرد: در فرهنگ ایرانی، شعر همواره بستری برای بازنمایی ارزشهای انسانی و اخلاقی بوده است. در دورههای بحران نیز شاعران و نویسندگان میکوشند با بهرهگیری از ظرفیتهای زبان و تخیل ادبی، مفاهیمی چون ایستادگی، همبستگی و امید به آینده را بازآفرینی کنند. از این منظر، شعر میتواند علاوه بر بازتاب واقعیتهای تلخ، افقی روشنتر را نیز پیش روی جامعه قرار دهد و به مردم یادآوری کند که دشواریها همیشگی نیستند و امکان عبور از آنها وجود دارد.
وی همچنین به تأثیر شرایط بحرانی بر زبان و شیوه بیان ادبی اشاره کرد و افزود: تجربه نشان میدهد که در دورههای جنگ و بحران، زبان شعر و ادبیات به سمت صراحت، سادگی و ارتباط نزدیکتر با زندگی واقعی مردم حرکت میکند. شاعران میکوشند از زبانی بهره بگیرند که برای طیف گستردهتری از مخاطبان قابل فهم باشد و بتواند تجربههای مشترک جامعه را بازتاب دهد. در نتیجه، واژهها بیش از پیش از دل زندگی روزمره مردم برمیآیند و ادبیات به بخشی از تجربه جمعی جامعه تبدیل میشود.
سنگری در پایان خاطرنشان کرد: شعر و ادبیات در روزهای جنگ و بحران صرفاً یک جلوه هنری نیستند، بلکه به مثابه ابزاری فرهنگی برای حفظ امید، تقویت همبستگی اجتماعی و صیانت از حافظه جمعی جامعه عمل میکنند. واژهها در چنین زمانهایی میتوانند میان رنج و امید پلی بسازند و به جامعه یادآوری کنند که حتی در سختترین لحظات نیز چراغ فرهنگ و انسانیت خاموش نخواهد شد.
ارسال دیدگاه