جهان در هفته‌ای که گذشت؛

از تشییع میلیونی رهبر شهید تا انعکاس جهانی اقتدار ایران

از تشییع میلیونی رهبر شهید تا انعکاس جهانی اقتدار ایران
نحوه تشییع میلیونی در کلانشهرها، دگرگونی فضاهای شهری با آیین‌های جمعی، بزرگترین تولیدکنندگان گاز طبیعی جهان، از شهرهای کربن‌خنثی تا ابررایانه‌های نسل جدید، انعکاس جهانی اقتدار و انسجام ایران در مراسم تشییع رهبر شهید، الگوهای امنیت نرم در تشییع‌های بزرگ را در این بسته خبری بخوانید.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ جدیدترین خبرهای جهان را در این بسته خبری بخوانید.

شهر سوگوار؛ کلان‌شهرها چگونه از پس تشییع میلیونی برمی‌آیند؟

در عصر شهرنشینی گسترده، یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین چالش‌های پیش روی کلان‌شهرها، مدیریت رویدادهای جمعی با مقیاس میلیونی است. در این میان، آیین‌های خاکسپاری رهبران سیاسی و شخصیت‌های برجسته جهانی، نه‌تنها یک مراسم نمادین و تشریفاتی، بلکه آزمونی مهم برای سنجش میزان آمادگی، انعطاف‌پذیری و کارآمدی زیرساخت‌های شهری و دستگاه‌های اجرایی به‌شمار می‌روند. تجربه شهرهایی همچون لندن، واتیکان، داکا و ژوهانسبورگ نشان می‌دهد که مدیریت این رویدادهای بی‌نظیر، نیازمند رویکردی فرابخشی، از پیش طرح‌ریزی‌شده و بر پایه دانش روز مدیریت بحران و دینامیک جمعیت است.

شهر سوگوار؛ کلان‌شهرهای جهان چگونه از پس تشییع میلیونی برمی‌آیند؟

مدیریت تجمعات عظیم انسانی

مدیریت آیین‌های خاک‌سپاری در مقیاس کلان، در حوزه تخصصی مدیریت اجتماعات عظیم قرار می‌گیرد. شهرهای پیشرو در این حوزه، این رویدادها را معادل یک پروژه زیرساختی حیاتی تلقی می‌کنند که هرگونه اختلال در زنجیره حمل‌ونقل، امنیت یا خدمات شهری آن، به‌معنای وقوع یک بحران ملی تمام‌عیار خواهد بود. نکته کلیدی آن است که پیش‌بینی مشارکت جمعیتی بیش از ۵۰۰ هزار نفر و بیشتر، نقطه عطفی در تغییر پروتکل‌های معمول شهری محسوب می‌شود، چراکه در چنین مقیاسی، شهر در عمل میزبان یک شهر موقت با نیازهای مستقل به آب، انرژی، دفع پسماند و خدمات بهداشتی خواهد بود. از سوی دیگر اثرات این رویدادها تنها منحصر به مسیر تشییع نمی‌شود و شعاع تأثیر آن تا پنج کیلومتر را در بر می‌گیرد و شبکه بیمارستانی، مراکز آموزشی و کسب‌وکارهای شهری را به‌طور جدی تحت تأثیر قرار می‌دهد.

شهر سوگوار؛ کلان‌شهرهای جهان چگونه از پس تشییع میلیونی برمی‌آیند؟

لندن، الگوی نظم و برنامه‌ریزی دقیق

شهر لندن با اتکا به طرح‌های عملیاتی از پیش تعیین‌شده همچون عملیات پل لندن که برای دهه‌ها طراحی و تمرین شده‌اند، به‌عنوان یکی از موفق‌ترین سیستم‌های مدیریت تشییع شناخته می‌شود. راهبرد امنیتی لندن بر پایه ایجاد حلقه‌های فولادی (Ring of Steel) است که به موجب آن، حلقه‌های داخلی برای مقامات عالی‌رتبه و عزاداران دارای بلیت و حلقه‌های بیرونی برای عموم مردم اختصاص پیدا می‌کند. پلیس این کلان‌شهر با بهره‌گیری از مدل‌سازی جریان جمعیت، نقاط گلوگاه و مستعد ازدحام را شناسایی و مدیریت می‌کند.

در حوزه حمل‌ونقل، راهبرد محوری لندن قرنطینه و تغییر مسیر نام دارد که بر اساس آن، نه‌تنها ایستگاه‌های متروی واقع در مسیر تعطیل می‌شوند، بلکه خطوط قطارهای حومه‌ای به‌عنوان سرویس‌های شاتل ویژه جابه‌جایی عزاداران به‌کار گرفته می‌شوند. علاوه‌بر این، شهر لندن با استقرار شبکه گسترده سرویس‌های بهداشتی سیار و مخازن زباله از پیش‌بینی‌شده و نیز اجرای سیاست «تمیزکاری هم‌زمان با حرکت جمعیت»، تجربه‌ای کم‌نظیر در مدیریت پسماند و پایش سلامت عمومی ارائه می‌دهد.

شهر سوگوار؛ کلان‌شهرهای جهان چگونه از پس تشییع میلیونی برمی‌آیند؟

واتیکان، چالش دولت‌شهر

واتیکان به‌دلیل ماهیت ویژه خود به عنوان یک دولت‌شهر محصور در رم، با چالش‌های منحصربه‌فردی در مدیریت جمعیت زائران روبه‌روست. در این شهر، از فضای وسیع خیابان «ویا دلا کونچیلیاتزیونه» به‌عنوان محوطه انتظار و تجمع استفاده می‌شود، اما مهم‌ترین ابتکارعمل در این نقطه، اجرای سیستم جریان یک‌طرفه جمعیت به‌منظور جلوگیری از حرکت معکوس و بروز هرگونه حادثه احتمالی است. با توجه به میانگین سنی بالای حاضران، یکی از حساس‌ترین بخش‌های مدیریت شهری در واتیکان، ایجاد مراکز درمانی سیار در طول مسیر تشییع است که با پشتیبانی جمعیت هلال‌احمر ایتالیا، توانایی ارائه خدمات اورژانسی از جمله اقدامات حیاتی قلبی را در فضای باز دارند.

شهر سوگوار؛ کلان‌شهرهای جهان چگونه از پس تشییع میلیونی برمی‌آیند؟

ژوهانسبورگ، الگوی تمرکززدایی و مدیریت چندمحلی

مراسم یادبود نلسون ماندلا در ژوهانسبورگ، به‌عنوان موردی موفق در حوزه مدیریت چندمحلی‌ شناخته می‌شود. این مراسم در ورزشگاه FNB ژوهانسبورگ برگزار شد و با حضور ۹۱ رؤسای کشوری، یکی از بزرگ‌ترین اجتماعات سیاسی دوران مدرن محسوب می‌شود. از همان ابتدا، برنامه‌ریزان دریافتند که ورزشگاه اصلی با ظرفیت ۹۴هزار نفری، پاسخگوی جمعیت عظیم عزاداران نخواهد بود، بنابراین راهبرد تمرکززدایی در دستور کار قرار گرفت. سه ورزشگاه مکمل الیس پارک (۶۲هزار)، اورلاندو (۴۰هزار) و دابسونویل (۲۴هزار) به‌عنوان محل‌های سرریز تجهیز و در کل ظرفیتی ۲۲۰هزار نفری ایجاد شد. علاوه‌بر این، ۹۰ محله تماشای عمومی در سراسر این کشور راه‌اندازی شد تا تصاویر مراسم به‌صورت زنده پخش شود.

مهم‌ترین ابتکار عمل، طراحی سیستم حمل‌ونقل عمومی رایگان و یکپارچه بود. شهرداری با بیش از ۲۰۰ اتوبوس موفق شد ۲۰هزار عزادار را جابه‌جا کند، همچنین سیستم «پارک‌وسوار» طراحی شد تا شهروندان خودروهای شخصی خود را در پارکینگ‌های تعیین‌شده پارک کنند و با اتوبوس به ورزشگاه بروند. تأکید اصلی بر منع تردد خودروهای شخصی در محدوده ورزشگاه بود. علاوه‌بر اتوبوس، قطار شهری متروریل نیز نقش کلیدی در جابه‌جایی جمعیت ایفا کردند. از نیمه‌شب روز قبل از مراسم نیز بستن کامل معابر اطراف ورزشگاه اجرا شد.

با حضور ده‌ها رئیس‌کشور، طرح امنیتی در بالاترین سطح ممکن اجرا شد و ۱۱ هزار نیروی نظامی برای تأمین امنیت به‌کار گرفته شدند. با وجود بارندگی سنگین، عزاداران از ساعت پنج صبح پشت درهای ورزشگاه تجمع کردند و دروازه‌ها ساعت ۶:۳۰ باز شدند. پس از پایان مراسم، ورزشگاه FNB ظرف تنها دو ساعت تخلیه شد و هیچ حادثه‌ای ثبت نشد. این موفقیت حاصل تلاش ۴۰۰ راهنمای داوطلب، پلیس مترو و پلیس آفریقای جنوبی بود. تجربه ژوهانسبورگ نشان داد که تمرکززدایی از طریق مکان‌های جایگزین و رایگان‌سازی حمل‌ونقل عمومی، کلید مدیریت جمعیت میلیونی است. اگرچه محدودیت‌های ترافیکی نارضایتی‌هایی ایجاد کرد، شهرداری با انتشار بیانیه‌ای از شهروندان تشکر و این اقدامات را ترتیبات استثنایی برای پاسداشت یادبود ماندلا توصیف کرد.

شهر سوگوار؛ کلان‌شهرهای جهان چگونه از پس تشییع میلیونی برمی‌آیند؟

داکا، حمایت پلیس، ارتش و مرزبانی

رویداد تشییع جنازه «خالده ضیا»، نخست‌وزیر سابق بنگلادش در ژانویه ۲۰۲۶، به یکی از عظیم‌ترین اجتماعات تاریخ سیاسی داکا تبدیل شد و جمعیتی میلیونی را به خیابان‌های این شهر کشاند. از ساعات ابتدایی صبح، هجوم مردم برای حضور در این مراسم، چالش‌های بی‌سابقه‌ای را در حوزه حمل‌ونقل عمومی ایجاد کرد؛ به‌طوری‌که بسیاری از سوگواران با رها کردن وسایل‌نقلیه خود در فواصل دورتر، مسافت‌های طولانی را پیاده طی کردند و ایستگاه‌های قطار و اسکله‌ها نیز تحت فشاری مشابه با هجوم جمعیت در کلان‌شهرهایی همچون دهلی‌نو قرار گرفتند. در این میان، متروی داکا به‌عنوان ستون فقرات حمل‌ونقل شهری، نقشی حیاتی ایفا کرد و ایستگاه‌های کلیدی با ازدحام شدید مسافران و حرکت قطارها با حداکثر ظرفیت روبه‌رو شدند که در پی آن، پلیس مترو برای حفظ نظم در سکوها، نیروهای کمکی خود را مستقر کرد.

از نظر مدیریت امنیتی و لجستیکی، حضور گسترده نیروهای پلیس، ارتش و مرزبانی در تقاطع‌های اصلی و مسدودسازی مسیرهای منتهی به پارلمان توسط ارتش، چارچوبی منسجم برای کنترل جمعیت فراهم آورد. با وجود اینکه جمعیت عظیم حاضر، فراتر از گنجایش محوطه اصلی پارلمان گسترده شده بود، تحلیلگران سیاسی این رویداد را نمونه‌ای از یک تجمع به‌نسبت منظم ارزیابی کردند که نشان‌دهنده اثربخشی تدابیر مدیریت شهری داکا در رویارویی با چنین بحران‌های جمعیتی بود.

شهر سوگوار؛ کلان‌شهرهای جهان چگونه از پس تشییع میلیونی برمی‌آیند؟

مؤلفه‌های اساسی: حمل‌ونقل، امنیت و خدمات شهری

موفقیت در مدیریت جمعیت میلیونی، نیازمند هماهنگی دقیق سه حوزه حمل‌ونقل، امنیت و خدمات شهری بر اساس یک جدول زمانی واحد است. در حوزه حمل‌ونقل، اجماع جهانی بر این نکته استوار است که خودروی شخصی بزرگترین مانع در مدیریت ترافیک محسوب و راهبرد پارک‌وسوار به‌عنوان کارآمدترین الگو شناخته می‌شود. از منظر امنیتی، ساختار سه‌لایه «نمودار ون» شامل حلقه داخلی برای حفاظت از شخصیت‌ها، حلقه میانی برای مدیریت جمعیت و بازرسی و حلقه بیرونی برای کنترل ترافیک و جمع‌آوری اطلاعات، مورد پذیرش همگانی است. در زمینه خدمات شهری نیز تأمین آب آشامیدنی و سرویس‌های بهداشتی کافی، از الزامات غیرقابل‌انکار محسوب می‌شود و قاعده یک سرویس بهداشتی به ازای هر ۱۰۰ نفر برای رویدادهای بیش از چهار ساعت، استانداردی شناخته‌شده است.

شهر سوگوار؛ کلان‌شهرهای جهان چگونه از پس تشییع میلیونی برمی‌آیند؟

درس‌هایی برای کلان‌شهرهای خاورمیانه

کلان‌شهرهای خاورمیانه با توجه به رشد سریع شهری و میزبانی مناسک مذهبی با جمعیت عظیم، می‌توانند از تجارب جهانی در جهت ارتقاء سطح آمادگی خود بهره بگیرند. نخست، استفاده از شبیه‌سازی‌های بر پایه هوش مصنوعی به جای تکیه صرف بر داده‌های تاریخی، امکان پیش‌بینی دقیق‌تر خطرات را فراهم می‌آورد. دوم با توجه به شرایط اقلیمی گرم منطقه، ارتقای مدل مراکز درمانی به تاب‌آوری اقلیمی از طریق سایه‌اندازی در مسیرها یا زمان‌بندی مراسم در ساعات خنک‌تر، ضروری است.

سوم، ایجاد مراکز فرماندهی چندزبانه برای ارتباط مؤثر با جمعیت بین‌المللی، الگویی کارآمد از تجربه ژوهانسبورگ است. چهارم، انعقاد قراردادهای پیش‌گیرانه با شرکت‌های مدیریت پسماند برای بازگشت سریع شهر به شرایط عادی طی ۲۴ ساعت، رویکردی ضروری محسوب می‌شود و پنجم، تلفیق آیین‌های مذهبی ویژه منطقه با ساختار شهری از طریق منطقه‌بندی فضایی، راهکاری کارآمد برای جلوگیری از تداخل مراسم با جریان عادی زندگی شهری است.

شهر سوگوار؛ کلان‌شهرهای جهان چگونه از پس تشییع میلیونی برمی‌آیند؟

تجارب جهانی نشان می‌دهد که هیچ نسخه واحد و جهانی برای مدیریت تشییع‌های عظیم‌ وجود ندارد و هر شهری متناسب با ویژگی‌های خود راهبرد ویژه‌ای را دنبال می‌کند. لندن در انضباط اجرایی و ژوهانسبورگ در پراکنده‌سازی جمعیت، نقاط قوت ممتازی دارند، با این حال نکته مشترک این تجارب، نگاه رویدادمحور به مدیریت شهری و تعلیق موقت قوانین عادی برای خلق یک شهر موقت است. برای کلان‌شهرهای خاورمیانه، فرصت مغتنمی فراهم شده است تا با تلفیق دقت لجستیکی و برنامه‌ریزی با دانش بومی و فرهنگی خود، همچنین بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، از چالش‌های سنتی شهرهای قدیمی‌تر عبور کنند و الگویی نوین و کارآمد برای مدیریت این رویدادهای بی‌نظیر ارائه دهند.

آیین‌های جمعی چگونه فضاهای شهری را دگرگون می‌کنند؟

آیین‌های جمعی زمانی که از منظر شهرشناسی و جامعه‌شناسی شهری بررسی می‌شوند، بسیار فراتر از مراسم صرف جمعی هستند. این آیین‌ها به‌منزله‌ بازخوانی لحظه‌ای شهر عمل می‌کنند؛ نوعی تعلیق موقت منطق کارکردی روزمره‌ شهر در برابر ضرورت‌های نمادین. در این لحظات، ریتم‌های همیشگی شهر در زمینه‌های جابه‌جایی، تجارت و کارایی، جای خود را به نظمی دیگر می‌دهند؛ نظمی که از دل اندوه جمعی، ابراز هویت و انسجام اجتماعی پدید می‌آید.

دگرگونی فضاهای شهری در آیین‌های تشییع‌ جمعی

آیین‌های تشییع جمعی، ماهیت فیزیکی و معنایی شهر را از وضعیتی ایستا به وضعیتی پویا دگرگون می‌کنند. این دگرگونی در چند سطح رخ می‌دهد. نخست خیابان‌هایی که در درجه‌ نخست برای تردد وسایل‌نقلیه طراحی شده‌اند، می‌توانند به راهروهای آیینی پیاده‌روی تبدیل شوند. پژوهش‌های دانشگاهی درباره‌ آیین‌های محرم در شهرهای ایران، نشان می‌دهد که چگونه فضاهای باز واقع در مراکز محله‌ها و مسیرهای پیونددهنده‌ میان آن‌ها، ساختار فضایی-فیزیکی این آیین را شکل می‌دهند. این کارکرد، گویای ظرفیت شهر برای میزبانی از آیین‌های جمعی است که به‌طور نمادین بر کارایی روزمره اولویت می‌دهند.

آیین‌های تشییع‌ جمعی چگونه فضاهای شهری را دگرگون می‌کنند؟

دوم آنکه در تشییع‌های پرشمار، مقیاس انسانی بر مقیاس معماری چیره می‌شود. بناهایی که به‌طور معمول از طریق ابعاد و طراحی خود خودنمایی می‌کنند، در میان انبوه جمعیت به پس‌زمینه‌ای برای سوگواری تبدیل می‌شوند. تراکم بالای جمعیت، دریافت فضا را دگرگون می‌کند، معماری در پس‌زمینه می‌نشیند و توده‌ انسان‌ها به عنصر اصلی تجربه‌ زیستی تبدیل می‌شود.

دگرگونی فضایی ژوهانسبورگ در آیین تشییع ماندلا

در خلال تشییع‌های جمعی، مرز میان قلمروی خصوصی و فضای عمومی به‌طور موقت بازتعریف می‌شود. در جریان آیین‌های سوگواری و تشییع نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی در دسامبر ۲۰۱۳، این دگرگونی به‌وضوح قابل مشاهده بود. مسیرهای منتهی به ساختمان‌های دولتی، استادیوم‌ها، میدان‌ها و فضاهای باز شهری به عرصه‌هایی برای سوگواری جمعی تبدیل شدند و هم‌زمان، بالکن‌ها، پنجره‌ها، حیاط‌ها و نماهای ساختمان‌ها نیز در آیین مشارکت یافتند. در چنین شرایطی، مرز متعارف میان فضای خصوصی و عمومی که یکی از اصول بنیادین سازمان فضایی شهر مدرن محسوب می‌شود، به‌طور موقت تعلیق شد و شهر به یک قلمروی آیینی پیوسته بدل شد.

مراسم اصلی بزرگداشت ماندلا در ورزشگاه اف‌ان‌بی ژوهانسبورگ برگزار شد؛ فضایی که در حالت عادی برای رقابت‌های ورزشی و رویدادهای سرگرمی طراحی شده بود، اما در این رویداد کارکردی به‌طور کامل متفاوت یافت و به مکانی برای بازتولید حافظه ملی آفریقای جنوبی تبدیل شد. این تغییر کارکرد، نمونه‌ای از آن چیزی است که جامعه‌شناسان شهری از آن با عنوان «بازکدگذاری نمادین فضا» یاد می‌کنند؛ فرایندی که طی آن، معنا و عملکرد روزمره یک مکان به‌طور موقت جای خود را به کارکردهای هویتی و آیینی می‌دهد.

خیابان‌ها و محورهای اصلی ژوهانسبورگ و پرتوریا از شبکه‌های حمل‌ونقل به کریدورهای آیینی تبدیل شدند. حرکت جمعیت در این فضاها تابع منطق معمول رفت‌وآمد شهری نبود، بلکه بر اساس ریتم‌های جمعی سوگواری، توقف، تجمع و حرکت نمادین سازمان می‌یافت. از منظر شهرشناسی، این پدیده بیانگر جایگزینی «منطق کارکردی شهر» با «منطق آیینی شهر» است؛ وضعیتی که در آن بهره‌وری، سرعت و جریان اقتصادی به‌طور موقت جای خود را به حافظه، هویت و مشارکت اجتماعی می‌دهد.

آیین‌های جمعی چگونه فضاهای شهری را دگرگون می‌کنند؟

تراکم گسترده جمعیت نیز ادراک فضایی شهر را دگرگون کرد. در شرایط عادی، ساختمان‌های بلندمرتبه، زیرساخت‌ها و عناصر شاخص شهری به‌واسطه مقیاس و فرم خود بر تجربه شهروندان غلبه دارند، اما در جریان این مراسم، توده انسانی به عنصر غالب چشم‌انداز شهری تبدیل شد و معماری به پس‌زمینه‌ای برای نمایش همبستگی اجتماعی بدل شد. در چنین وضعیتی، مقیاس انسانی بر مقیاس معماری غلبه می‌کند و تجربه زیسته شهر نه توسط ساختمان‌ها، بلکه توسط حضور متراکم و همزمان شهروندان تعریف می‌شود.

از منظر مدیریت شهری نیز، تشییع ماندلا نمونه‌ای از شکل‌گیری «شهر موقت» بود؛ شهری که در آن سازوکارهای معمول مدیریت فضا دگرگون می‌شوند. محدودیت‌های ترافیکی، تغییر مسیرهای حمل‌ونقل، ایجاد پهنه‌های امنیتی، استقرار مراکز خدمات اضطراری و بازسازمان‌دهی شبکه‌های دسترسی، همه نشان می‌دادند که شهر برای مدت کوتاهی تحت منطق عملکردی متفاوتی اداره می‌شود. با این حال، بخش مهمی از نظم مراسم نه از طریق کنترل رسمی، بلکه از رهگذر الگوهای خودسازمان‌ده اجتماعی شکل گرفت؛ شهروندانی که بدون دستورالعمل مستقیم، مسیرهای حرکت، نقاط تجمع و شیوه‌های مشارکت خود را تنظیم می‌کردند.

شاید مهم‌ترین ویژگی فضایی این مراسم، تبدیل شهر به بستری برای بازنمایی حافظه جمعی بود. پرچم‌ها، تصاویر ماندلا، سرودهای آزادی‌خواهانه و نمادهای مبارزه با آپارتاید، لایه‌ای جدید از معنا را بر فضاهای روزمره شهری تحمیل کردند. در نتیجه، خیابان، میدان و استادیوم دیگر فقط زیرساخت‌های فیزیکی نبودند، بلکه به «فضاهای حافظه» تبدیل شدند؛ فضاهایی که جامعه از طریق آن‌ها گذشته خود را بازخوانی و هویت جمعی خویش را بازتولید می‌کند.

آیین‌های جمعی چگونه فضاهای شهری را دگرگون می‌کنند؟

نقش فضاهای شهری در پیوندهای اجتماعی

خیابان‌های اصلی نیز نقش پیوندگاه‌هایی را دارند که مسیر آیین را تعیین می‌کنند. در تهران، محدوده‌ پیرامون بازار بزرگ به‌عنوان قطب مهم فرهنگی-اجتماعی در مرکز شهر، میزبان آیین‌های مذهبی از جمله تعزیه و سوگواری محرم است؛ این امر نشان می‌دهد که چگونه خیابان‌ها و فضاهای عمومی، در بستر آیین، کارکردی تازه پیدا می‌کنند.

آرامستان‌ها نیز به‌عنوان فضاهای دگرسان یا هتروتوپیا، کارکردی چندبعدی دارند و عرصه‌ تلاقی روایت‌های دینی، ملی و سیاسی هستند. پژوهش انجام‌شده بر آرامستان بهشت‌زهرای تهران، تحول آن را از مکانی در حومه‌ روستایی شهر تا فضایی دگرسان روایت می‌کند که از رهگذر تغییر گفتمان‌های فرهنگی، مذهبی و سیاسی شکل گرفته است. این آرامستان، از دیرباز آرامگاه بعضی از نام‌آورترین ایرانیان بوده است. در بازگشت آیت‌الله خمینی (ره) به ایران در سال ۱۳۵۷، نخستین مقصد ایشان همین آرامستان بود؛ جایی که شهدای قیام علیه شاه، به خاک سپرده شده بودند.

آیین‌های جمعی چگونه فضاهای شهری را دگرگون می‌کنند؟

در شهر کربلا، محورهای منتهی به حرم امام حسین (ع) در روزهای اربعین، از شبکه‌های متعارف حمل‌ونقل به راهروهای آیینی پیاده‌روی تبدیل می‌شوند؛ فضاهایی که در آن‌ها حرکت جمعیت، تعاملات اجتماعی، خدمات داوطلبانه و مناسک مذهبی، جایگزین منطق معمول ترافیک و جابه‌جایی شهری می‌شود. از منظر شهرشناسی، این فرایند نوعی «بازتولید اجتماعی فضا» محسوب می‌شود؛ به این معنا که کاربران شهر، از طریق حضور و کنش جمعی خود، معنای تازه‌ای به فضا می‌بخشند. در روزهای اربعین، خیابان‌ها نه توسط خودروها بلکه توسط بدن‌های انسانی، آیین‌ها و روابط اجتماعی تعریف می‌شوند و مقیاس انسانی بر مقیاس زیرساختی و کالبدی غلبه می‌کند.

سلسله‌مراتب معمول فضای شهری نیز دگرگون می‌شود. مرز میان ارائه‌دهنده و دریافت‌کننده خدمات، میان میزبان و میهمان و حتی میان فضای خصوصی و عمومی تا حد زیادی کم‌رنگ می‌شود. ساکنان شهر و زائران، هر دو در تولید و مدیریت این فضای موقت نقش دارند و نوعی نظم خودسازمان‌یافته شکل می‌گیرد که بخش مهمی از آن نه بر پایه مقررات رسمی، بلکه بر اساس اعتماد، همبستگی و ارزش‌های مشترک مذهبی استوار است.

آیین‌های جمعی چگونه فضاهای شهری را دگرگون می‌کنند؟

سیاست فضای آیینی شهری و پویایی شهری آرامستان‌ها

آیین‌های تشییع جمعی تنها مراسمی برای بدرقه فوت‌شدگان نیستند، بلکه رابطه‌ای مستقیم با سیاست، حافظه جمعی و شیوه سازمان‌دهی شهرها دارند. این آیین‌ها نشان می‌دهند که چه کسانی و چه رویدادهایی در حافظه عمومی حفظ و چه مواردی به حاشیه رانده یا حتی حذف می‌شوند. به همین دلیل، گورستان‌ها و فضاهای سوگواری تنها مکان‌هایی برای دفن نیستند، بلکه به عرصه‌ای برای کشمکش بر سر هویت، روایت تاریخ و اعمال قدرت دولت تبدیل می‌شوند.

در دنیای امروز، این فضاهای آیینی دیگر تنها به مکان مشخصی محدود نمی‌شوند. رسانه‌های مدرن موجب شده‌اند مراسم سوگواری از محدوده گورستان یا محل برگزاری فراتر برود و به خانه‌ها، خیابان‌ها و صفحه‌نمایش‌ها کشیده شود. فضای آیینی دیگر تنها یک مکان محلی و فیزیکی نیست، بلکه نوعی ساخت اجتماعی است که در آن مرز میان حضور واقعی و مشارکت رسانه‌ای کم‌رنگ می‌شود.

گورستان‌های معاصر نیز زیر فشار شهرنشینی و سیاست‌گذاری فضایی با تغییرات مهمی روبه‌رو شده‌اند. در بسیاری از شهرها، گورستان‌های جدید به حاشیه رانده می‌شوند و آیین‌های تدفین نیز شکلی اداری، بوروکراتیک و یکدست پیدا می‌کنند. نتیجه این روند آن است که میان فضای زندگی روزمره مردم و قلمرو مردگان فاصله بیشتری ایجاد می‌شود. در مقابل، گورستان‌های قدیمی که زمانی بیرون از شهر قرار داشتند، با گسترش بافت شهری به بخشی از درون شهر تبدیل می‌شوند و نقش خود را به‌عنوان بخش‌هایی از حافظه تاریخی و هویت شهری حفظ می‌کنند.، اما گورستان‌های تازه‌تر بیشتر به فضاهایی دورافتاده و کم‌تعریف تبدیل می‌شوند که حضورشان در زندگی شهری کمتر دیده می‌شود.

آیین‌های تشییع‌ جمعی چگونه فضاهای شهری را دگرگون می‌کنند؟

در عین حال، گورستان تنها محل دفن نیست. این فضاها کارکردی دوگانه دارند؛ هم جایگاه آرام گرفتن مردگان‌اند و هم فضایی عمومی برای بازماندگانی که سوگ خود را در آن تجربه و ابراز می‌کنند. پژوهشگران برای توضیح این دگرگونی، از چند مرحله یاد می‌کنند. نخست گورستان‌ها در دل شهر محصور می‌شوند، سپس از نظر بصری از فضای شهری جدا می‌افتند، بعد به حاشیه شهر انتقال داده می‌شوند و در نهایت ویژگی‌های متمایز فضایی خود را از دست می‌دهند و شبیه فضاهای سبز یا زمین‌هایی بی‌هویت می‌شوند.

با این همه، افزایش تراکم شهری تنها به حذف یا دور کردن گورستان‌ها منجر نشده، بلکه در بعضی موارد زمینه‌ساز طراحی‌های تازه و خلاقانه در عرصه تدفین نیز شده است. شهرهای امروز به‌دنبال راه‌هایی تازه برای کنار هم قرار دادن قلمرو مردگان و قلمرو گسترش‌یابنده زندگان هستند. این طرح‌ها در واقع پاسخی به این پرسش‌اند که در شهرهای متراکم و رو به رشد، چگونه می‌توان هم برای مردگان جا باز کرد و هم پیوند حافظه، سوگواری و زندگی شهری را از میان نبرد.

آیین‌های تشییع‌ جمعی چگونه فضاهای شهری را دگرگون می‌کنند؟

آیین‌های جمعی، آزمونی استوار از تاب‌آوری و ظرفیت فضاهای شهری هستند. آن‌ها نشان می‌دهند که شهر تنها مجموعه‌ای از زیرساخت‌ها نیست، بلکه ظرفی است که می‌تواند معانی عمیق انسانی نظیر اندوه جمعی و هویت ملی را در خود جای دهد. دگرگونی فضای شهری در خلال این آیین‌ها از کارکردی به نمادین، از ایستا به پویا و از نظم کنترل‌شده به نظم خودجوش، ابعاد ژرف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی زندگی شهری را آشکار می‌کند.

آیین‌های جمعی، یادآوری برای این موضوع هستند که شهرها، در بنیاد، فضاهایی انسانی و مکان‌هایی‌ هستند که حافظه در آن‌ها دست‌مایه مذاکره و هویت ابراز می‌شود، همچنین جامعه‌ها حتی اگر تنها برای لحظاتی، خود و پیوندشان را با محیط ساخته‌شده را از نو می‌آفرینند. با رشد روزافزون جمعیت شهری و پیچیده‌تر شدن شهرها، درک اینکه آیین‌های عمومی چگونه فضای شهری را دگرگون می‌کنند، اهمیتی فزاینده پیدا می‌کند؛ چراکه شهر هرگز تنها صحنه‌ای برای کنش انسانی نیست، بلکه خود، مشارکت‌کننده‌ای فعال در نمایش زندگی اجتماعی است.

بزرگترین تولیدکنندگان گاز طبیعی جهان + جایگاه استراتژیک ایران

ساختار انرژی جهان در سال ۲۰۲۵، بار دیگر نشان داد که گاز طبیعی همچنان مهم‌ترین عامل در صنایع سنگین، تولید برق و سیستم‌های گرمایشی در سراسر کره‌زمین است. نقش‌آفرینی در بازار انرژی جهان در این سال بیش از هر چیز تحت‌تأثیر قدرت تولید چند کشور محدود بوده است. بر اساس داده‌های سازمان اوپک، گاز طبیعی به‌عنوان ستون‌ فقرات امنیت انرژی جهانی، همچنان در گروی ذخایر عظیم و توان تولیدی کشورهایی است که توانسته‌اند در تلاطم‌های ژئوپلیتیک، جایگاه خود را به‌عنوان تأمین‌کننده اصلی حفظ کنند. در این میان، ایران به‌عنوان یکی از سه قدرت بزرگ تولیدکننده گاز در جهان، نقشی فراتر از یک تولیدکننده ساده، به‌عنوان یک رکن استراتژیک در توازن عرضه و تقاضا ایفا می‌کند.

ساختار تولید جهانی گاز طبیعی در سال ۲۰۲۵ و جایگاه استراتژیک ایران

در تحلیل رده‌بندی جهانی، اگرچه ایالات متحده آمریکا با تولید ۱۱۱۶ میلیارد متر مکعب (bcm) به‌دلیل پیشرفت در تکنولوژی گاز شیل در صدر قرار دارد، نگاه دقیق‌تر به ساختار قدرت نشان می‌دهد که توازن انرژی جهان در گروی حضور بازیگران قدرتمندی همچون روسیه و ایران است. ایران با تولید چشمگیر ۲۸۰ میلیارد مترمکعب، با تثبیت جایگاه خود در رتبه سوم جهان، توانسته است شکاف میان تولیدکنندگان آمریکای شمالی و سایر مناطق را پر کند. این حجم از تولید، ایران را به یکی از قطب‌های اصلی تأمین انرژی در منطقه اوراسیا و خاورمیانه تبدیل کرده است، به‌طوری که ظرفیت تولید ایران به‌طور تقریبی با تولید کشورهای بزرگی همچون چین، کانادا و قطر برابری می‌کند.

پس از ایران، چین با ۲۵۶ میلیارد متر مکعب و کانادا با ۲۱۸ میلیارد مترمکعب در رده‌های بعدی قرار دارند. در ادامه این فهرست، قطر (۲۱۲)، استرالیا (۱۵۷)، نروژ (۱۲۵)، عربستان سعودی (۱۱۱)، الجزایر (۱۰۵)، ترکمنستان (۹۶)، مالزی (۸۱)، برزیل (۶۵)، اندونزی (۶۵)، امارات (۶۰)، آرژانتین (۵۲)، نیجریه (۴۹)، مصر (۴۲)، عمان (۴۲) و ازبکستان (۴۰) قرار گرفته‌اند.

ساختار تولید جهانی گاز طبیعی در سال ۲۰۲۵ و جایگاه استراتژیک ایران

از منظر ژئوپلیتیک انرژی، تمرکز تولید در سه منطقه آمریکای شمالی (۱.۳۶۰ میلیارد متر مکعب)، اوراسیا (۸۴۳ میلیارد متر مکعب) و خاورمیانه (۷۵۴ میلیارد متر مکعب) نشان‌دهنده این واقعیت است که ۶۸ درصد از کل گاز جهان در این مناطق مدیریت می‌شود. در این میان، حضور ایران، در کنار قدرت‌هایی همچون قطر، عربستان و امارات در خاورمیانه، این منطقه را به یکی از نقاط استراتژیک در زنجیره تأمین گاز طبیعی تبدیل کرده است. توان تولیدی ایران نه‌تنها به امنیت انرژی منطقه کمک می‌کند، بلکه در رقابت با بازیگران دیگر خاورمیانه، وزن سیاسی و اقتصادی این منطقه را در بازارهای جهانی (به‌ویژه در حوزه صادرات گاز) به‌شدت افزایش می‌دهد.

به این ترتیب برخلاف سلطه تکنولوژیک آمریکا در بخش گاز شیل، ساختار تولید جهانی همچنان به‌شدت به ذخایر عظیم و پایداری وابسته است که در آن ایران به‌عنوان یکی از سه ستون اصلی عرضه گاز در جهان، نقشی غیرقابل جایگزین در مدیریت بحران‌های انرژی و تعیین مسیرهای ترانزیتی آینده ایفا می‌کند.

جهان در مسیر تحول؛ از شهرهای کربن‌خنثی تا ابررایانه‌های نسل جدید

مهم‌ترین روندهای شهری سال ۲۰۲۶ یک ویژگی مشترک دارند؛ شهرها درحالی‌که از نظر فناوری پیشرفته‌تر می‌شوند، بیش از گذشته بر نیازهای انسانی تمرکز می‌کنند. تاب‌آوری اقلیمی، دوقلوهای دیجیتال، حکمرانی مبتنی بر هوش مصنوعی، اقتصادهای چرخه‌ای، احیاسازی شهری و برنامه‌ریزی مبتنی بر نزدیکی خدمات، دیگر مفاهیمی آزمایشی نیستند. این رویکردها به‌طور فزاینده در حال شکل‌دادن به واقعیت روزمره شهرهای جهان هستند. با ادامه رشد جمعیت شهری، شهرهایی که بتوانند این روندها را با موفقیت در ساختار خود به کار گیرند، موقعیت بهتری برای تأمین پایداری، تاب‌آوری و کیفیت زندگی نسل‌های آینده خواهند داشت.

شهرهای آینده؛ پیوند طبیعت، فناوری و انسان

شهرهای دایره‌ای و بهره‌وری منابع

یکی از روندهای مهم، حرکت به سوی اقتصادهای شهری دایره‌ای است. به‌جای الگوی سنتی «برداشت، مصرف و دورریختن»، شهرها به‌طور فزاینده سامانه‌هایی را ترویج می‌کنند که مواد را دوباره استفاده کنند، منابع را بازیافت کنند، پسماند را کاهش دهند و طول عمر محصولات را افزایش دهند. در واقع شهر دایره‌ای (Circular City) شهری است که بر پایه استفاده دوباره از منابع، کاهش پسماند و بازیافت حداکثری مواد طراحی می‌شود تا کمترین میزان هدررفت را داشته باشد. در این الگو، ساختمان‌ها، انرژی، آب و مواد اولیه تاحدامکان در چرخه مصرف باقی می‌مانند و به رشد اقتصادی پایدار و حفاظت از محیط زیست کمک می‌کنند.

پژوهش‌های منتشرشده در سال،۲۰۲۶ تنوع روزافزون راهبردهای شهرهای دایره‌ای را در مناطق و شرایط اقتصادی مختلف، نشان می‌دهد. شهرهایی همچون کپنهاگ، آمستردام و سنگاپور، پیشگام طرح‌هایی در زمینه استفاده مجدد از مصالح ساختمانی، تبدیل پسماند به منابع ارزشمند، سامانه‌های غذایی چرخه‌ای و سیاست‌های خرید پایدار هستند. این اقدامات ضمن کاهش اثرات زیست‌محیطی، فرصت‌های اقتصادی جدیدی ایجاد می‌کند و امنیت منابع را بهبود می‌بخشند. در دوران جدید، شهر دایره‌ای به یکی از چارچوب‌های اصلی توسعه پایدار شهری تبدیل شده است.

شهرهای آینده؛ پیوند طبیعت، فناوری و انسان

مدیریت شهری مبتنی بر هوش مصنوعی

هوش مصنوعی به‌طور فزاینده‌ای در عملیات شهری، به کار گرفته می‌شود. مدیران شهری از این فناوری برای بهینه‌سازی جریان ترافیک، پایش زیرساخت‌ها، مدیریت خدمات عمومی و بهبود عملکرد زیست‌محیطی، استفاده می‌کنند. نمونه‌های جدید شامل پایش هوشمند جنگل‌های شهری، سامانه‌های نگهداری پیش‌بینانه و بسترهای خودکار مدیریت منابع است.

اهمیت این روند ازآن‌جهت است که شهرها از پروژه‌های پراکنده شهر هوشمند به سمت سامانه‌های یکپارچه‌ای حرکت می‌کنند که هوش مصنوعی، حسگرها، دوقلوهای دیجیتال و داده‌های لحظه‌ای را با هم ترکیب می‌کنند. بنابراین فناوری‌های شهری دیگر تنها برای جمع‌آوری اطلاعات به کار نمی‌روند، بلکه به ابزارهایی برای تصمیم‌گیری سریع‌تر و آگاهانه‌تر تبدیل شده‌اند.

شهرهای آینده؛ پیوند طبیعت، فناوری و انسان

فضای عمومی؛ بستری برای زندگی اجتماعی

برنامه‌ریزان شهری بار دیگر توجه ویژه‌ای به فضاهای عمومی به‌عنوان ابزاری برای تقویت انسجام اجتماعی، خلاقیت و مشارکت شهروندی نشان می‌دهند. طرح‌های جدید معماری و طراحی شهری بر فضاهای انعطاف‌پذیر و انسان‌محور تأکید دارند که تعامل و مشارکت اجتماعی را تشویق می‌کنند. در سال ۲۰۲۶، نصب سازه‌های موقت، ایجاد محدوده‌های ویژه پیاده‌روی، باغ‌های محلی و فضاهای عمومی چندمنظوره روزبه‌روز رایج‌تر می‌شود.

این روند نشان‌دهنده درک فزاینده‌ای است که موفقیت یک شهر تنها با زیرساخت‌ها یا تولید اقتصادی سنجیده نمی‌شود. کیفیت زندگی عمومی، فرصت‌های تعامل اجتماعی و دسترسی به فضاهای عمومی فراگیر، بیش از گذشته از مؤلفه‌های اساسی رفاه شهری محسوب می‌شوند. شهرها در مکان‌هایی سرمایه‌گذاری می‌کنند که هویت اجتماعی را تقویت می‌کند و هم‌زمان از پایداری و بیان فرهنگی نیز حمایت می‌کنند.

جهان در حیرت شکوه تشییع پیکر رهبر شهید؛ روایتی از عظمت بی‌نظیر ملت ایران

مراسم تشییع پیکر قائد شهید در تهران، با حضور خیره‌کننده‌ میلیون‌ها نفر از اقشار مختلف مردم، به رویدادی بی‌نظیر در تاریخ معاصر ایران و جهان تبدیل شد. این حضور عظیم و خودجوش، نه‌تنها ابعاد داخلی و ملی داشت، بلکه بازتاب‌های گسترده‌ای در سطح بین‌المللی ایجاد کرد و واکنش‌های گوناگونی را از سوی شخصیت‌ها، تحلیلگران و رسانه‌های جهان برانگیخت. بسیاری از ناظران خارجی، ابعاد این رویداد را فراتر از یک آیین سوگواری ارزیابی کرده و آن را نمایشی از قدرت ملی، انسجام اجتماعی و پیامی روشن از سوی ملت ایران به جهانیان توصیف نمودند.

وبلاگ‌نویس سرشناس ایتالیایی با ابراز حیرت از تراکم جمعیت در معابر عمومی، بارها بر شگفت‌انگیز و بی‌نظیر بودن این حضور گسترده تأکید کرد.

دبیر کنگره حقوق بشر آسیای مرکزی تأکید کرد که جایگاه والای آیت‌الله خامنه‌ای در سطح بین‌المللی مورد شناسایی قرار گرفته و رهبری ایشان نماد استقلال در جهان به شمار می‌رود. پدر ماتروسوف، مسئول ارتباط با جوامع اسلامی روسیه، اعلام کرد: «رهبری آیت‌الله خامنه‌ای معطوف به اهداف الهی است.»

جهان در حیرت شکوه تشییع پیکر آیت‌الله خامنه‌ای؛ روایتی از عظمت بی‌نظیر ملت ایران

وب‌سایت روزنامه گاردین که پوشش مراسم تشییع پیکر رهبر شهید را در صدر اخبار خود قرار داده است، در گزارشی ضمن ابراز شگفتی از عظمت حضور مردم، نوشت: «گستردگی و عمق این راهپیمایی چرخشی چشمگیر محسوب می‏‌شود.»

سیسی فراکو، فعال رسانه‌ای یونانی، با ابراز تأثر عمیق از شور و احساسات مردم ایران در مراسم تشییع قائد شهید، تصریح کرد: «در حال تجربه‌ بخشی از تاریخ هستم؛ این صحنه‌ها باعث گریه من شده است.»

پاتریک هنینگسن، کارشناس مسائل ژئوپلیتیک، بنیان‌گذار وب‌سایت ۲۱st Century Wire و روزنامه‌نگار شناخته‌شده بین‌المللی، با اشاره به لحظه عبور پیکر رهبر معظم و همراهی خانواده ایشان از مرکز خیابان آزادی به سمت میدان آزادی، خاطرنشان کرد: «این رویداد در شرایطی رقم خورد که میلیون‌ها نفر از مردم ایران همچنان در خیابان‌های پایتخت حضور داشتند؛ آن‌هم در هوایی بسیار گرم.»

وی افزود: «هیچ عاملی نمی‌تواند این جمعیت را متوقف کند، زیرا آن‌ها برای ادای احترام و دعا برای آیت‌الله سید علی خامنه‌ای گرد هم آمده‌اند؛ شخصیتی که بدون‌شک از جایگاهی بسیار محبوب و از حیث ژئوپلیتیکی تأثیرگذار در جمهوری اسلامی برخوردار است.»

عبدالباری عطوان، نویسنده و تحلیلگر سیاسی، با اشاره به عظمت مراسم تشییع قائد شهید اظهار داشت: «این مرد، ایران قدرتمندی ساخت که اکنون پیروز است؛ فرار نکرد و به پناهگاه نرفت، مقاومت کرد و آرزوی شهادت داشت و به آن نائل شد. به همین دلیل چنین عشق و محبتی به او دارند.»

وی افزود: «تمام جهان پشت او ایستاده و بیش از ۱۰۰ نماینده از ۱۰۰ کشور در این تشییع شرکت کرده‌اند. کجا و در کدام کشور چنین اتفاقی افتاده است؟ فقط در ایران.»

جورج گالاوی، نماینده پیشین پارلمان انگلیس و سیاستمدار سرشناس انگلیسی، با اشاره به مراسم تشییع در تهران، تصاویر را به‌سادگی خیره‌کننده و تکان‌دهنده توصیف کرد و این مراسم را بزرگ‌ترین خاکسپاری در تاریخ بشر دانست.

وی تأکید کرد که این مراسم کاملاً بر جشن‌های مضحک چهارم جولای و دویست و پنجاهمین سالگرد تأسیس آمریکا سایه انداخته است و افزود: «تاکنون میلیون‌ها نفر در مراسم و آیین‌های خاکسپاری در تهران شرکت کرده‌اند. کجا چنین جمعیت‌هایی را می‌بینید؟ احتمالاً این بزرگ‌ترین گردهمایی مردمی برای هر مناسبتی در تاریخ بشریت است.»

جهان در حیرت شکوه تشییع پیکر آیت‌الله خامنه‌ای؛ روایتی از عظمت بی‌نظیر ملت ایران

یک مجری رادیویی انگلیسی با اشاره به حضور گسترده میلیونی مردم در مراسم تشییع قائد شهید اظهار داشت: «ایالات متحده و اسرائیل برای پنهان کردن نیات واقعی خود مبنی بر تصرف منابع طبیعی ایران، همواره این روایت را به مخاطبان خود القا می‌کردند که هیچ‌کس در ایران خامنه‌ای را دوست ندارد.»

وی افزود: «امروز، میلیون‌ها ایرانی برای مراسم تشییع پیکر او بیرون آمدند و انتظار می‌رود میزان مشارکت از ۲۰ میلیون نفر فراتر رود. این امر روایت آن‌ها را در هم شکست و تبلیغاتشان را افشا کرد.»

نگار مرتضوی، تحلیلگر و روزنامه‌نگار، در گفت‌وگو با فرانس‌۲۴ اظهار داشت: «این مراسم در ماه محرم برگزار می‌شود که ماه عزاداری شیعیان است؛ به‌نظر من این مهم‌ترین جنبه نمادین آن محسوب می‌شود. هم از حیث مذهبی و هم از این جهت که محرم در روان تاریخی و مذهبی ایران، پیام سیاسی، ایستادگی و مظلومیت را تداعی می‌کند. این رویداد همزمان، یک رویداد بسیار مهم سیاسی و مذهبی است که پیام‌های متعددی در سطوح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی دارد.»

جهان در حیرت شکوه تشییع پیکر آیت‌الله خامنه‌ای؛ روایتی از عظمت بی‌نظیر ملت ایران

روزنامه گاردین در گزارش خود از حضور میلیون‌ها عزادار در خیابان‌های تهران نوشت که جمعیت در طول مسیر مراسم به‌طور مستمر افزایش می‌یافت و عزاداران با در دست داشتن پرچم جمهوری اسلامی ایران، تصاویر رهبر شهید و پرچم‌هایی با شعار «باید برخاست» در آیین تشییع شرکت کردند.

این روزنامه همچنین به ازدحام گسترده در ایستگاه‌های مترو برای پیوستن مردم به مراسم اشاره کرد و شعار «عزا، عزاست امروز؛ شهید خامنه‌ای نزد خداست امروز» را از فراگیرترین شعارهای مراسم دانست.

گاردین در ادامه با اشاره به شعار «ترامپ را بکشید» نوشت که بخشی از شرکت‌کنندگان ضمن ابراز اندوه، خواستار انتقام بودند. این رسانه همچنین گزارش داد که با توجه به استقبال گسترده مردم، مدت زمان برگزاری مراسم بین ۱۰ تا ۱۲ ساعت برآورد شده است.

این رسانه همچنین از حضور گسترده نیروهای امدادی، دستگاه‌های اجرایی و داوطلبان برای مدیریت جمعیت و ارائه خدمات به عزاداران خبر داد و نوشت روند برگزاری مراسم بدون حادثه خاصی ادامه یافت. گاردین در ادامه به نقل از مسعود پزشکیان تأکید کرد که احساسات مردم در این مراسم واقعی و برخاسته از اندوه آنان بوده و این آیین تنها یک مراسم وداع نیست، بلکه تجدید پیمانی برای ادامه مسیر به شمار می‌رود.

این روزنامه در پایان گزارش خود افزود بیش از ۳۰۰ خبرنگار خارجی در کنار خبرنگاران مستقر در ایران مجوز پوشش این مراسم را دریافت کرده بودند؛ موضوعی که امکان انعکاس گسترده این رویداد در رسانه‌های جهان را فراهم کرد.

جهان در حیرت شکوه تشییع پیکر آیت‌الله خامنه‌ای؛ روایتی از عظمت بی‌نظیر ملت ایران

شبکه سی‌ان‌ان نیز در گزارش خود، مراسم تشییع را بزرگ‌ترین گردهمایی عمومی ایران پس از تشییع بنیان‌گذار جمهوری اسلامی در سال ۱۹۸۹ توصیف کرد و از حضور میلیون‌ها عزادار از ساعات اولیه بامداد در خیابان‌های تهران خبر داد.

این شبکه با اشاره به حضور پرچم‌های ایران، فلسطین و حزب‌الله لبنان در میان عزاداران نوشت که شرکت‌کنندگان ضمن ابراز اندوه، شعارهایی در حمایت از آرمان‌های انقلاب و خون‌خواهی عاملان این جنایت سر می‌دادند.

سی‌ان‌ان همچنین به تدارکات گسترده برای برگزاری این مراسم پرداخت و گزارش داد که بیش از شش هزار آب‌پاش در مسیرهای تشییع نصب شده و مقادیر فراوانی آب، نان و سایر اقلام مورد نیاز برای پذیرایی از عزاداران پیش‌بینی شده است.

این رسانه، مدیریت جمعیت و تأمین امنیت مراسم را بزرگ‌ترین عملیات ترافیکی و امنیتی تاریخ پایتخت توصیف کرد و به نقل از گفت‌وگوهای خبرنگار خود با عزاداران نوشت که بسیاری از مردم، حضور در این مراسم را وظیفه‌ای برای ادای احترام به رهبر خود و تأکید بر ادامه راه وی می‌دانند.

سی‌ان‌ان در جمع‌بندی گزارش خود، هم‌زمانی این مراسم با ایام محرم را دارای اهمیت ویژه ارزیابی کرد و نوشت آیین تشییع رهبر شهید، علاوه بر آنکه وداعی تاریخی با یکی از چهره‌های برجسته مقاومت بود، پیامی آشکار از استواری و تداوم جمهوری اسلامی ایران به افکار عمومی جهان مخابره کرد.

انعکاس جهانی اقتدار و انسجام ایران در مراسم تشییع رهبر شهید

مراسم تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی در تهران، تنها یک رویداد سوگواری نبود، بلکه به صحنه‌ای برای نمایش اقتدار، انسجام ملی و پیام‌های راهبردی جمهوری اسلامی ایران به جهان تبدیل شد. این رویداد عظیم که با حضور میلیونی مردم همراه بود، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها، تحلیل‌گران و ناظران بین‌المللی داشت؛ از توصیف آن به‌عنوان نماد ثبات سیاسی و امنیت تا تحلیل آن به‌عنوان واکنشی تاریخی به فشارهای خارجی و سیاست‌های خصمانه آمریکا. در ادامه، دیدگاه‌های چهره‌های رسانه‌ای و گزارش‌های خبرگزاری‌های معتبر جهانی از این رویداد تاریخی مرور می‌شود.

مکس بلومنتال، نویسنده آمریکایی، با اشاره به شکست راهبردی ایالات متحده اظهار داشت: «ایالات متحده درگیر جنگی شکست‌خورده شد که یکی از بدترین شکست‌های نظامی خود را در آن متحمل گردید؛ شکستی که پیامدهای آن برای یک نسل باقی خواهد ماند.»

رسانه انگلیسی‌زبان فرانس۲۴ در گزارشی از مراسم تشییع امام شهید در تهران، فضای این رویداد را آمیزه‌ای از اندوه، وفاداری و تأکید بر ادامه مسیر جمهوری اسلامی توصیف کرد. بر اساس این گزارش، بسیاری از حاضران حضور خود را نشانه‌ای از پایبندی به آرمان‌های انقلاب و ادای احترام به میراث سیاسی رهبر فقید می‌دانستند.

معتز مطر، مجری و روزنامه‌نگار مصری، با اشاره به جزئیات مراسم تشییع اظهار داشت: «از انتخاب آیات قرآن برای هر هیئت خارجی گرفته تا نمایش اقتدار، امنیت، نظم و انسجام، همه‌چیز حساب‌شده و قابل‌ تأمل است.»

رسانه فرانس۲۴ در روایتی از مراسم تشییع قائد شهید، پیام ایرانیان به جهان را ایستادگی پشت رهبر جدید و نظام سیاسی کشور دانست. بر اساس این گزارش، در مراسم تشییع، پررنگ‌ترین پیام، حمایت از نظام به چشم می‌خورد؛ هرچند درباره مذاکره با آمریکا، دیدگاه‌ها یکسان نبود.

این گزارش افزود: «فضای مراسم، آکنده از شعارهای ضدآمریکایی و ضداسرائیلی است. این تشییع، علاوه بر سوگواری، تصویری از فضای سیاسی ایران را نیز به نمایش گذاشت؛ اتحاد در اصول و تفاوت در تاکتیک‌ها.»

شبکه‌های الجزیره و العربی در گزارش‌های خود از مراسم تشییع قائد شهید در تهران، این رویداد را نه‌تنها یک مراسم سوگواری، بلکه صحنه‌ای برای نمایش انسجام داخلی، اعتماد امنیتی و تحرک دیپلماتیک توصیف کردند.

بر اساس این گزارش‌ها، تهران از بزرگ‌ترین مراسم تشییع، تصویری از ثبات، امنیت و قدرت سیاسی خود ارائه داد؛ رویدادی که هم پیام داخلی دارد و هم حامل پیام‌هایی برای بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی است.

ایاد الرفاعی، تحلیلگر شبکه الجزیره، با اشاره به ابعاد تاریخی مراسم تشییع قائد شهید اظهار داشت: «تاریخ ایران نشان داده که ایرانیان از هرگونه دخالت خارجی متنفرند؛ جنگ آن‌ها را متحدتر می‌کند و واکنش آن‌ها نسبت به ترور بالاترین رهبر دینی و سیاسی، بسیار طبیعی است.»

وی افزود: «این تشییع در تاریخ ثبت خواهد شد که این تنها وداعی ساده نبود؛ بلکه بدرقه تاریخ و میراث یک ملت بود؛ بدرقه‌ای جامع از بعد سیاسی، دینی، فرهنگی و اجتماعی.»

خبرگزاری قدس‌الاخباریه گزارش داد: «در مراسم تشییع پیکر امام خامنه‌ای در تهران، عزاداران با پرتاب سنگ به سمت پلاکاردی حاوی تصویر دونالد ترامپ و سر دادن شعارهای ضدآمریکایی، خشم خود را نسبت به سیاست‌های آمریکا ابراز کردند. این اقدام در فضای سراسر شور و شعور مراسم، جلوه‌ای از واکنش مردمی به سیاست‌های خصمانه واشنگتن در قبال جمهوری اسلامی ایران بود.»

انعکاس جهانی اقتدار و انسجام ایران در مراسم تشییع رهبر شهید

خبرگزاری اسپوتنیک روسیه، همچون دیگر رسانه‌های این کشور به پوشش مراسم تشییع پیکر رهبر شهید ایران در تهران پرداخت.

بر اساس این گزارش، میلیون‌ها نفر از مردم ایران از نخستین ساعات صبح روز دوشنبه خود را به تهران و محل برگزاری مراسم تشییع رساندند.

انعکاس جهانی اقتدار و انسجام ایران در مراسم تشییع رهبر شهید

خبرگزاری انگلیسی رویترز با انتشار تصاویری از جمعیت انبوه عزاداران و سوگواران رهبر شهید انقلاب اعلام کرد که خیابان‌های تهران برای برگزاری مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب با جمعیت انبوه پر شدند.

این خبرگزاری با اشاره به صحبت‌های یک روحانی بلندپایه ایرانی نوشت: مراسم تشییع پیکر رهبر شهید و دیگر شهدا، در حقیقت رفراندومی دوباره برای نظام اسلامی، ولایت و مقاومت در برابر استکبار جهانی خواهد بود. مقامات نیز این جمعیت را پیامی از مقاومت و قدرت به دشمنان خارجی و منتقدان داخلی اعلام می‌کنند.

انعکاس جهانی اقتدار و انسجام ایران در مراسم تشییع رهبر شهید

آرون ماته، روزنامه‌نگار کانادایی با اشاره به عظمت حضور مردم در مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی اظهار داشت: «این مراسم به‌عنوان بزرگ‌ترین مراسم تشییع در تاریخ توصیف می‌شود.»

وی افزود: «در جایی دور از تهران، بوروکرات‌ها، اندیشکده‌ها و تحلیلگران از تحریم‌ها و عملیات‌های نظامی حمایت می‌کنند؛ اقداماتی که مرگ و رنج را بر این جمعیت عظیم تحمیل می‌کند. حضور میلیون‌ها نفر در این مراسم، نمایشی از ایستادگی است.»

شهر ایتالیایی برای پوشش نامناسب گردشگران جریمه تعیین کرد

وارنا یکی از روستاهای تاریخی و ماهیگیری ایتالیا، در سال‌های اخیر با افزایش چشمگیر تعداد گردشگران روبه‌رو شده است. این روند اگرچه به رونق اقتصادی منطقه کمک کرده، اما فشار قابل‌توجهی بر زیرساخت‌ها و زندگی روزمره ساکنان دائمی این روستا وارد کرده است. به همین دلیل، مسئولان محلی مجموعه‌ای از مقررات جدید را برای حفظ سیمای تاریخی روستا، ارتقای نظم عمومی و تأمین آرامش ساکنان تدوین و اجرا کرده‌اند. بر اساس این مقررات، تردد در خیابان‌ها، میدان‌ها و اماکن عمومی وارنا با لباس برهنه یا لباس شنا ممنوع است. افرادی که این قانون را رعایت نکنند، بسته به نوع تخلف، به پرداخت جریمه‌ای بین ۵۰ تا ۲۰۰ یورو محکوم می‌شوند.

محدودیت‌های جدید تنها به پوشش گردشگران محدود نمی‌شود. مقامات محلی همچنین تعداد اعضای گروه‌های گردشگری را به حداکثر ۲۵ نفر کاهش داده‌اند تا از ازدحام در کوچه‌های باریک و سنگفرش‌شده این روستا جلوگیری شود، علاوه بر این، راهنمایان گردشگری دیگر اجازه استفاده از بلندگو در جریان بازدیدهای گروهی را ندارند؛ تصمیمی که با هدف کاهش آلودگی صوتی و حفظ فضای آرام شهر گرفته شده است.

شهر ایتالیایی برای پوشش نامناسب گردشگران جریمه تعیین کرد

این مقررات که تنها چند روز از اجرای آن می‌گذرد، با استقبال بسیاری از ساکنان و صاحبان کسب‌وکارهای محلی روبه‌رو شده است. یکی از صاحبان فروشگاه‌های وارنا در این رابطه اظهار کرد که گردشگران در ساحل آزادند هر نوع پوششی داشته باشند، اما هنگام ورود به فروشگاه‌ها، رستوران‌ها، کلیساها یا میدان‌های شهر باید پوششی متناسب و محترمانه داشته باشند. یکی دیگر از کسبه نیز اجرای این قوانین را اقدامی ضروری توصیف کرد و تأکید داشت که مهم‌ترین مسئله، اجرای جدی و مستمر این مقررات است.

وارنا تنها شهری نیست که برای مدیریت پیامدهای گردشگری انبوه به وضع قوانین محدودکننده روی آورده است. در سال‌های اخیر، بسیاری از شهرها و مناطق گردشگری ایتالیا مقررات مشابهی را برای حفظ نظم، هویت فرهنگی و کیفیت زندگی ساکنان خود به اجرا گذاشته‌اند.

در سال ۲۰۲۲، شهردار وقت شهر ساحلی سورنتو تردد افراد با لباس شنا یا لباس برهنه در سطح شهر را «رفتاری نامناسب و مغایر با شان شهر» توصیف کرد و برای متخلفان جریمه‌های سنگینی در نظر گرفت. همچنین در سال ۲۰۲۳، شهر ساحلی و لوکس پورتوفینو در منطقه لیگوریا برای مقابله با ازدحام گردشگران، گرفتن سلفی در برخی نقاط پرتردد را ممنوع و بخش‌هایی از شهر را به عنوان «مناطق بدون توقف» تعیین کرد تا از تجمع طولانی‌مدت گردشگران در این مناطق جلوگیری شود.

کارشناسان گردشگری معتقدند افزایش بی‌سابقه سفرهای بین‌المللی در سال‌های اخیر بسیاری از مقاصد محبوب اروپایی را ناگزیر کرده است میان رونق اقتصادی ناشی از حضور گردشگران و حفظ کیفیت زندگی ساکنان، تعادل برقرار کنند. در همین راستا، اعمال محدودیت‌هایی همچون کنترل تعداد بازدیدکنندگان، تعیین ضوابط رفتاری و پوششی و مدیریت تردد گروه‌های گردشگری به یکی از راهکارهای رایج شهرهای توریستی اروپا برای مقابله با پیامدهای گردشگری انبوه تبدیل شده است.

امنیت نرم؛ برند شهر در روزهای سوگ

بعضی شهرها به صحنه برگزاری رویدادهای جمعی با مقیاس ملی و جهانی تبدیل می‌شوند، از جشن‌های مذهبی و فرهنگی تا تشییع و خاک‌سپاری چهره‌های سیاسی و مذهبی. در چنین روزهایی، شهر نه‌فقط محل عبور جمعیت، بلکه موضوع اصلای روایت رسانه‌ها و آزمون ظرفیت مدیریتی و امنیتی حاکمان محلی است. هر حرکت، هر صف و هر ازدحام، زیر ذره‌بین دوربین‌ها و شبکه‌های اجتماعی ثبت می‌شود و کوچک‌ترین خطا می‌تواند تصویر شهر را برای سال‌ها تحت تأثیر قرار دهد.

برگزاری مراسم تشییع و خاک‌سپاری چهره‌های بزرگ، شهرهای میزبان را در معرض دو نوع فشار هم‌زمان قرار می‌دهد: فشار امنیتی و فشار رسانه‌ای. از یک‌سو حضور مقامات داخلی و خارجی، ضرورت تأمین امنیت سطح بالا را تحمیل می‌کند؛ از سوی دیگر حضور گسترده شهروندان و نگاه ده‌ها شبکه خبری، شهر را حساس به هرگونه نمایش خشونت، نظامی‌گری افراطی یا اختلال شدید در زندگی روزمره می‌کند. در چنین شرایطی، الگوی «امنیت نرم» اهمیت پیدا می‌کند که به‌جای تکیه صرف بر حضور پررنگ نیروهای مسلح و تجهیزات سخت، بر مدیریت هوشمند جمعیت، ارتباطات شفاف، طراحی مسیرها و مشارکت شهروندان در نظم‌بخشی به مراسم استوار است. این نوع امنیت، شهر را از تبدیل شدن به منطقه‌ بسته دور می‌کند و اجازه می‌دهد حس تعلق و مشارکت عمومی در سوگ حفظ شود.

شهر در سوگ، شهر در کنترل؛ الگوهای امنیت نرم در تشییع‌های میلیونی جهان

الگوهای امنیت نرم در تشییع‌های بزرگ

در بسیاری از تشییع‌های بزرگ جهان، از رم و لندن تا ژوهانسبورگ و قاهره، امنیت نرم در چند سطح هم‌زمان عمل کرده است. سطح اول «طراحی فضا و مسیر» است؛ یعنی انتخاب مسیرهای مشخص برای عبور تابوت، تعیین نقاط تجمع، ایجاد فضاهای تخلیه جمعیت و استفاده از خیابان‌ها و میدان‌هایی که امکان کنترل طبیعی بیشتری دارند. این طراحی به‌گونه‌ای انجام می‌شود که هم فرصت حضور عمومی فراهم بماند و هم نیروهای امنیتی بتوانند به‌طور کامل بر فضا نظارت کنند. سطح دوم «رتبه‌بندی فضاهای امنیتی» است؛ هسته‌های نزدیک به محل برگزاری مراسم رسمی و حضور مسئولان رده بالا در حلقه‌های امنیتی سخت‌تر قرار می‌گیرند، اما هرچه از مرکز فاصله می‌گیریم، حضور نیروهای مسلح کاهش و نقش راهنماها، داوطلبان و نیروهای خدمات شهری پررنگ‌تر می‌شود. این درجه‌بندی موجب می‌شود شهروندان در همه‌جا با یک سطح از کنترل سخت روبه‌رو نشوند و احساس شهر محاصره‌شده شکل نگیرد.

سطح سوم «ارتباطات و اطلاع‌رسانی» است؛ امنیت نرم بدون اعتماد عمومی شکل نمی‌گیرد. در بسیاری از این مراسم، شهرداری‌ها و نهادهای مسئول، از پیش نقشه‌های مسیر، محدودیت‌های ترافیکی، زمان‌بندی مراسم و توصیه‌های رفت‌وآمد را شفاف اعلام می‌کنند. این شفافیت، علاوه بر کاهش فشار لحظه‌ای بر زیرساخت‌ها، حس پیش‌بینی‌پذیری و مشارکت را تقویت می‌کند. در کنار آن، استفاده از رسانه‌ها، تابلوهای شهری، برنامه‌های کاربردی و حتی پیامک برای هدایت جمعیت، بخشی از امنیت نرم است که به‌جای تکیه بر ترس، بر آگاهی و همراهی مردم بنا شده است.

شهر در سوگ، شهر در کنترل؛ الگوهای امنیت نرم در تشییع‌های میلیونی جهان

توازن میان امنیت و آزادی حرکت

یکی از پیچیده‌ترین چالش‌ها در روزهای تشییع، حفظ توازن میان امنیت و آزادی حرکت شهروندان است. اگر شهر به‌طور کامل مسدود شود و شبکه حمل‌ونقل عمومی از کار بیفتد، زندگی روزمره شهروندان مختل و در نهایت منجر به نارضایتی می‌شود و مراسمی که باید لحظه‌ای از وحدت و همبستگی باشد، می‌تواند به تجربه‌ای از فشار و بی‌اعتمادی تبدیل شود. در الگوی امنیت نرم، تلاش می‌شود بعضی کریدورهای اصلی شهر از پیش تعریف شوند که یا به‌طور کامل به پیاده‌راه‌ها و مراسم اختصاص یابند یا در ساعات مشخصی بسته و باز شوند تا امکان تردد حداقلی حفظ شود. حمل‌ونقل عمومی نیز به‌جای تعطیلی کامل، با تغییر مسیر و ظرفیت، در خدمت جابه‌جایی امن شرکت‌کنندگان و شهروندان قرار می‌گیرد.

در این میان مغازه‌ها، مدارس، محل کار و خدمات شهری، هرکدام تا حد امکان با برنامه‌ای تطبیقی عمل می‌کنند. در بعضی شهرها، بخشی از روز به مراسم اختصاص داده می‌شود و در باقی ساعات تلاش می‌شود شهر به حالت عادی بازگردد. این نوع برنامه‌ریزی، شهر را از وضعیت استثنایی دائمی دور می‌کند و پیام غیرمستقیم آن این است که «امنیت، به قیمت نابودی زندگی روزمره تأمین نشده است». چنین پیامی برای اعتماد عمومی و تصویر شهر در رسانه‌ها بسیار حیاتی است.

شهر در سوگ، شهر در کنترل؛ الگوهای امنیت نرم در تشییع‌های میلیونی جهان

مراسم تشییع پاپ‌ها به‌ویژه ژان پل دوم و پاپ فرانسیس، نمونه‌ای است که در آن شهرهای رم و واتیکان هم‌زمان باید امنیت سطح بالای چهره‌های سیاسی و مذهبی و حضور صدها هزار زائر را مدیریت می‌کردند. میدان سنت‌پیتر و خیابان‌های پیرامون به‌گونه‌ای سازمان‌دهی شده بود که حلقه نزدیک به محراب و محل اصلی مراسم با لایه‌های امنیتی سخت‌تر پوشش داده شود، اما بیرون از این حلقه‌ها، حضور نیروهای انتظامی، داوطلبان، نیروهای صلیب سرخ و راهنماهای شهری پررنگ‌تر بود تا فضا بیشتر شبیه یک شهر در حال مراسم باشد تا یک منطقه نظامی.

بخش مهمی از امنیت نرم در اینجا بر طراحی فضا و مسیر، ایجاد نقاط تجمع مشخص، نصب نمایشگرهای بزرگ در نقاط مختلف شهر و اطلاع‌رسانی گسترده درباره مسیرها و محدودیت‌ها تکیه داشت. به‌جای آنکه همه‌چیز با زنجیره‌های فلزی و حضور پررنگ سلاح تعریف شود، شهر با هدایت جمعیت و قاب‌بندی فضای عمومی امن شده بود. رم تلاش کرده بود بخش‌هایی از شهر و شبکه حمل‌ونقل را در حد امکان فعال نگه دارد تا زندگی روزمره به‌طور کامل متوقف نشود. این توازن میان حضور میلیونی افراد، امنیت بالا و استمرار نسبی حیات شهری، الگوی خوبی از امنیت نرم در یک مراسم تشییع جهانی بود.

شهر در سوگ، شهر در کنترل؛ الگوهای امنیت نرم در تشییع‌های میلیونی جهان

نقش فضاهای عمومی و شهروندان در امنیت نرم

فضاهای عمومی در تشییع‌های بزرگ فقط محل تجمع نیستند، بلکه بخشی از ابزار امنیت نرم نیز به‌شمار می‌آیند. میدان‌ها، پارک‌ها و خیابان‌های گسترده که امکان مشاهده، حرکت و تهویه جمعیت را می‌دهند، به مدیریت بهتر ازدحام کمک می‌کنند و نیاز به مداخله‌های خشونت‌آمیز را کاهش می‌دهند. هرچه دیدپذیری فضا بیشتر باشد، امنیت از طریق حضور جمعی و نظارت طبیعی نیز تقویت می‌شود. علاوه بر این، مشارکت سازمان‌یافته شهروندان برای مثال از طریق داوطلبان، گروه‌های راهنما، نیروهای امدادی مردمی، بخشی از امنیت نرم است. این نیروها علاوه بر اینکه به هدایت و آرام‌سازی جمعیت کمک می‌کنند، فاصله‌ میان مردم و دستگاه‌های رسمی را کم می‌کنند و حس تعلق را در میان شهروندان افزایش می‌دهند.

امنیت نرم با نظم خودخواسته گره خورده است؛ هنگامی که مردم احساس می‌کنند مراسم متعلق به آنهاست، بیشتر به قواعد رسمی احترام می‌گذارند. احترام به حریم فضا، رعایت صف‌ها، پذیرفتن محدودیت‌های موقت و همراهی با راهنمایی‌ها، همه محصول نوعی رابطه عاطفی و سیاسی با شهر و مراسم است. اینجاست که سیاست‌گذاران شهری باید هشدار دهند که امنیت بدون اعتماد، ناچار به نظامی‌سازی فضاست، اما امنیت مبتنی بر اعتماد می‌تواند با حضور حداقلی نیروهای مسلح و حداکثری نظم شهروندی برقرار شود.

نحوه مدیریت امنیت در مراسم بزرگ از جمله تشییع‌ها و خاک‌سپاری‌ها، بخشی از تصویر جهانی شهر را شکل می‌دهد. تصاویر فضای فوق‌نظامی، صف‌های طولانی با حضور سنگین نیروهای مسلح یا برخوردهای خشن، می‌تواند شهر را در نگاه جهانی به مکانی ناامن یا سرکوب‌گر بدل کند؛ حتی اگر مراسم بدون حادثه جدی به پایان برسد. در مقابل، تصاویری از شهرهایی که توانسته‌اند با آرامش، انضباط جمعی و حضور حداقلی تسلیحات سنگین مراسمی میلیونی را برگزار کنند، برند شهری را به‌عنوان شهر قابل‌اعتماد، مدنی و بالغ تقویت می‌کند. این تصویر در گردشگری، سرمایه‌گذاری و حتی دیپلماسی شهری اثر می‌گذارد.

از این منظر، تشییع چهره‌های بزرگ نه‌فقط آزمونی برای ظرفیت زیرساختی شهر، بلکه آزمونی برای مدل امنیتی و سیاسی آن است. شهری که بتواند نشان دهد در عین تأمین امنیت، آزادی حرکت شهروندان و حدی از زندگی روزمره را حفظ کرده است، پیام روشنی به جهان ارسال می‌کند: اینجا امنیت و شهروندی در مقابل هم تعریف نشده‌اند. چنین پیامی یک سرمایه نمادین برای شهر است که شاید به اندازه‌ بناها و میدان‌ها، در شکل‌دهی به برند جهانی آن نقش داشته باشد.

شهر در سوگ، شهر در کنترل؛ الگوهای امنیت نرم در تشییع‌های میلیونی جهان

تشییع نلسون ماندلا؛ ژوهانسبورگ تا کونـو

در مراسم وداع و خاک‌سپاری نلسون ماندلا، ژوهانسبورگ و سپس روستای خانوادگی او در کونـو میزبان موج عظیمی از شهروندان و چهره‌های جهان بودند. در ژوهانسبورگ مراسم یادبود در ورزشگاه بزرگ شهر برگزار شد و هم‌زمان شهر باید امنیت چهره‌های سیاسی و حضور ده‌ها هزار نفر در ورزشگاه و فضای پیرامون را مدیریت می‌کرد. ساختار امنیتی این مراسم چندلایه بود: حلقه‌های نزدیک به استادیوم و مسیر ورود مسئولان با تدابیر سخت‌تر و کنترل‌های شدیدتر همراه بود، اما در لایه‌های بیرونی، نقش نیروهای راهنمای شهری، داوطلبان، رسانه‌ها و زیرساخت حمل‌ونقل عمومی برجسته‌تر می‌شد.

به این ترتیب، شهر در سطحی وسیع قفل نشد، بلکه بیشتر مسیرها و فضاهای عمومی با درجه‌بندی متفاوت کنترل اداره شدند و در نتیجه، حس حضور عمومی و مشارکت مردم در سوگ حفظ شد، در حالی که امنیت مقامات نیز تأمین شده بود. هنگامی که تابوت ماندلا به کونـو منتقل شد، این ترکیب امنیت نرم و سخت در مقیاس کوچک‌تری تکرار شد: دسترسی عمومی به روستا محدود و هدایت‌شده بود، اما مراسم همچنان در قاب یک رویداد ملی-مردمی باقی ماند، نه یک مراسم نظامی.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه