شکاف پاریس–برلین؛ چالش راهبردی اروپا در صنعت دفاع

شکاف پاریس–برلین؛ چالش راهبردی اروپا در صنعت دفاع
اختلاف میان فرانسه و آلمان را نمی‌توان صرفاً یک مناقشه صنعتی میان دو شرکت بزرگ دفاعی دانست. آنچه امروز در FCAS مشاهده می‌شود، بازتاب چالش‌های عمیق‌تر اروپا در ایجاد سازوکارهای مشترک تصمیم‌گیری، تقسیم منافع و تحقق استقلال راهبردی در شرایط رقابت فزاینده قدرت‌های جهانی است.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ امیرحسین مقیمی پژوهشگر مسائل حقوقی فرانسه در یادداشتی نوشت: احتمال خروج بلژیک از پروژه «سامانه هوایی رزمی آینده» (FCAS/SCAF) را باید نشانه‌ای از تعمیق بحران در یکی از مهم‌ترین برنامه‌های مشترک دفاعی اروپا دانست. این تحول صرفاً به تصمیم یک کشور برای ادامه یا توقف مشارکت در یک پروژه صنعتی محدود نمی‌شود، بلکه بازتابی از اختلافات راهبردی میان فرانسه و آلمان و آزمونی برای ایده «استقلال راهبردی اروپا» در حوزه دفاع و صنایع نظامی به شمار می‌رود.
وزیر دفاع بلژیک، تئو فرانکن، در نشست کمیته دفاع پارلمان این کشور اعلام کرد که ادامه حضور بروکسل به‌عنوان عضو ناظر در پروژه FCAS دیگر توجیهی ندارد. وی با انتقاد از روند مدیریت این برنامه اظهار داشت که بلژیک حتی از سوی شرکای اصلی پروژه، یعنی شرکت‌های داسو اویاسیون و ایرباس دیفنس اند اسپیس، اطلاع‌رسانی رسمی درباره آخرین وضعیت پروژه دریافت نکرده و تنها از طریق گزارش‌های رسانه‌ای در جریان تحولات قرار گرفته است. این اظهارات نشان‌دهنده کاهش اعتماد یکی از شرکای اروپایی به سازوکار اداره یکی از بلندپروازانه‌ترین طرح‌های دفاعی اتحادیه اروپا است.
پروژه FCAS در سال ۲۰۱۷ با ابتکار فرانسه و آلمان آغاز شد و اسپانیا نیز در سال ۲۰۱۹ به آن پیوست. هدف این برنامه، طراحی و توسعه نسل جدیدی از سامانه‌های رزمی هوایی شامل یک جنگنده سرنشین‌دار نسل ششم، پهپادهای همراه، سامانه‌های هوش مصنوعی، حسگرهای پیشرفته و شبکه‌های یکپارچه فرماندهی و کنترل برای جایگزینی جنگنده‌های رافال و یوروفایتر تا حدود سال ۲۰۴۰ بود. این پروژه از همان ابتدا به‌عنوان نماد توان اروپا برای دستیابی به استقلال فناوری و کاهش وابستگی به صنایع دفاعی ایالات متحده معرفی شد.
با وجود این، اختلافات میان شرکت فرانسوی داسو اویاسیون و شرکت آلمانی ایرباس دیفنس اند اسپیس بر سر تقسیم مسئولیت‌ها، مالکیت فناوری و مدیریت بخش اصلی پروژه، روند اجرای آن را با وقفه‌های جدی روبه‌رو کرده است. گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های تخصصی دفاعی اروپا نشان می‌دهد که مذاکرات میان دو طرف تاکنون به نتیجه نرسیده و بخش مربوط به توسعه جنگنده نسل جدید عملاً در وضعیت بن‌بست قرار گرفته است. این اختلافات در نهایت به سطح دولت‌های فرانسه و آلمان نیز کشیده شده و تاکنون تلاش‌های سیاسی برای رفع آن موفق نبوده است.
در چنین شرایطی، تردید بلژیک نسبت به ادامه حضور در FCAS تنها یک تصمیم ملی نیست، بلکه می‌تواند نشانه‌ای از کاهش اعتماد کشورهای اروپایی به پروژه‌های مشترک دفاعی باشد. دولت بلژیک اعلام کرده است که در صورت خروج رسمی از این برنامه، منابع مالی پیش‌بینی‌شده را به سایر طرح‌های دفاعی، از جمله توسعه هواگردهای رزمی بدون سرنشین در کنار ناوگان جنگنده‌های F-35 اختصاص خواهد داد. چنین رویکردی بیانگر آن است که برخی کشورهای اروپایی، در صورت تداوم اختلافات داخلی، گزینه‌های عملیاتی‌تر و کم‌ریسک‌تر را بر پروژه‌های بلندمدت مشترک ترجیح خواهند داد.
از منظر راهبردی، بحران FCAS فراتر از یک اختلاف صنعتی است. این پروژه قرار بود نماد همگرایی دفاعی اروپا و نمونه‌ای موفق از همکاری‌های فناورانه میان قدرت‌های اصلی قاره باشد، اما اختلاف بر سر رهبری پروژه و اولویت‌های ملی نشان داده است که تحقق استقلال دفاعی اروپا همچنان با موانع ساختاری روبه‌رو است. در حالی که فرانسه بر حفظ نقش محوری صنایع دفاعی خود تأکید دارد، آلمان خواهان تقسیم متوازن مسئولیت‌ها و منافع میان شرکای اروپایی است؛ اختلافی که ریشه در تفاوت نگاه دو کشور به آینده سیاست دفاعی اروپا دارد.
تداوم این وضعیت می‌تواند پیامدهایی فراتر از سرنوشت یک پروژه نظامی داشته باشد. شکست یا تأخیر طولانی در FCAS، احتمال گرایش بیشتر کشورهای اروپایی به خرید جنگنده‌های آمریکایی، به‌ویژه F-35، یا توسعه برنامه‌های ملی را افزایش خواهد داد؛ روندی که با هدف اعلام‌شده اتحادیه اروپا برای تقویت «استقلال راهبردی» در تعارض است. از این منظر، بحران کنونی نه‌تنها آینده پروژه FCAS، بلکه میزان انسجام اروپا در حوزه صنایع دفاعی و امنیتی را نیز در معرض آزمونی جدی قرار داده است.
بر این اساس، اختلاف میان فرانسه و آلمان را نمی‌توان صرفاً یک مناقشه صنعتی میان دو شرکت بزرگ دفاعی دانست. آنچه امروز در FCAS مشاهده می‌شود، بازتاب چالش‌های عمیق‌تر اروپا در ایجاد سازوکارهای مشترک تصمیم‌گیری، تقسیم منافع و تحقق استقلال راهبردی در شرایط رقابت فزاینده قدرت‌های جهانی است. آینده این پروژه می‌تواند به یکی از شاخص‌های مهم سنجش توان اتحادیه اروپا برای تبدیل شدن به یک بازیگر مستقل در عرصه امنیت و دفاع بین‌الملل تبدیل شود.

 

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه