بیانیه تحلیلی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در واکاوی پیام رهبر انقلاب

بیانیه تحلیلی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در واکاوی پیام رهبر انقلاب
شورای هماهنگی تبلیغات در واکاوی گفتمانی و ساختاری، پردازش معارف باطنی و دلالت‌های پیام حکیمانه آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای در تکریم و بدرقه تاریخی «آقای شهید ایران بیانیه ای صادر کرد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در واکاوی گفتمانی و ساختاری، پردازش معارف باطنی و دلالت‌های پیام حکیمانه حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در تکریم و بدرقه تاریخی «آقای شهید ایران»، بیانیه ای صادر کرد.

بیانیه تحلیلی - تبیینی شورای هماهنگی تبلیعات اسلامی به شرح زیر است:

پیام سرشار از عاطفه، مملو از معارف، مشحون از حماسه و لبریز از معانی رهبر حکیم و عزیز انقلاب در تجلیل از حضور دهها میلیونی امت اسلام در تشییع امام شهید خود، همگان را به تعهد تاریخی به عهد ازلی اشارت داد و مومنان را بر میثاق خونخواهی امام شهید مصمم تر کرد.

وقوع حادثه عظیم نهم اسفندماه و شهادت قائد مجاهد حضرت آیت‌الله‌العظمی امام سید علی خامنه‌ای (قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه)، تاریخ معاصر و معادلات جهان اسلام را با تکانه وجودی و قرار گرفتن در یک پیچ تاریخی و تمدنی مواجه ساخت. در این فضای بعثت ملی و تلاطم امت اسلام و برانگیختگی آحاد جامعه و پس از بدرقه، وداع و تشییع ملیونی ملت صبار، شکور و قدرشناس ایران اسلامی و برادران وفادار عراقی، صدور پیام مقتدرانه،عارفانه، عاشقانه، جامع و سرشار از بلاغت و ملاحت و فصاحتِ حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای(مد ظله العالی)، تجسدِ «منشور راهبردی-الهیاتی» و «دکترین به روز شده انقلاب اسلامی» است که هندسه حرکت امت اسلام و ملت ایران را در دوران جدید، از انفعال احتمالی به حماسه‌ای فعال و پیش‌رونده مبدل می‌سازد و نقشه راه ماههای آتی نظام های تبلیغی و رسانه ای کشور را مشخص میکند.

بیانیه تحلیلی و تعلیلی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، با فرارفتن از لایه‌های ظاهری کلام و با اتکا به فلسفه سیاسی این پیام ، با تفطن و توجه به دال مرکزی و مفهوم کانونی این پیام که " تدارک اقدامات عملی برای خونخواهی امام شهید است" ، ابعاد عمیق مفاهیم دقیق و دلالت‌های التزامی و تضمنی و تصریحی این پیام را در هفت محور بنیادی تبیین و واکاوی می نماید.

اول: حماسه حضور و تجلی اراده عمومی در ساحت قدسی امت:

حضور بی‌کران، صاعقه‌وار و چندده‌میلیونی توده‌های مردم در کلان شهرهای ایران (تهران، قم، مشهد) و عطفِ معنوی آن در اعتاب مقدسه عراق (نجف اشرف و کربلای معلی)، ماورای مناسک و سوگواری های نسکی مرسوم، حائز دلالت‌های متضلع مردم شناختی و جامعه‌شناختی است که در پیام مورد تبیین قرار گرفته است:

رهبر معظم انقلاب با به‌کارگیری تعابیر منیع و ترازِ «اعجاب‌برانگیز» و «دشمن‌شکن»، حضور مردم را تجلی عینی اراده الهی و تجسم قدرت اجتماعی و وحدت ملی می‌داند که ارکان جبهه استکبار را با «زلزله در باطل» مواجه می‌سازد. این خیزش عمومی، رفراندومی واضح و همه‌جانبه است که مشروعیت باطنی نظام اسلامی را بازتولید کرده و به رخ ناظران بین‌المللی می‌کشد. حضور توده‌ها از همه سلایق و علایق نشان داد که شهادت رهبری شجاع، همبستگی ملی و اتحاد مقدس را در بالاترین سطح ممکن تثبیت نموده است.

بدرقه، وداع و تشییع متصل و پیوسته پیکر مطهر در ژئوپلیتیک و جغرافیای معنوی ایران و عراق، نشانگر برداشته شدن مرزهای قراردادی، فرضی و القایی در سایه و فضای خون قائد مجاهد شهید است. این حماسه، همگرایی اندام‌وار و تمدنی امت اسلام را در پرتو ولایت فقیه و مرجعیت شیعی و امامت امام عادل به اثبات رساند و عروق ارتباطی جبهه مقاومت را بازسازی کرد تا دشمن دریابد که پهنه نفوذ این مکتب، کل جغرافیای فرهنگی جهان اسلام است.

دوم: تبارشناسی و هویت‌شناختی انقلاب؛ اصالت حرکت و سیره حسینی:

متن پیام در لایه‌های عمیق هستی شناختی و معرفت‌شناختی خود، بازخوانی تبارشناختی از ماهیت انقلاب اسلامی است تا ریشه‌های هویتی نهضت را در بستر تاریخ قدسی و نهضت حسینی تثبیت کند:

رهبر فرزانه انقلاب با پیوند زدن ندای حیات‌بخش قیام اباعبدالله الحسین (ع) به «پژواک عظیم و پرطنین بعثت نبوی»، منشأ انقلاب اسلامی ایران را با تبیین عاشورا به مثابه سرچشمه نهضت مردم ایران و موتور محرک حیات تاریخی ایرانیان معرفی می نماید. در این نگاه، انقلاب اسلامی امری عارضی، پدیده‌ای مدرن یا صرفاً تکانه سیاسی قلمداد نمی‌شود بلکه تداوم تکاملی و تاریخی حرکت انبیا و عهد الست در بستر زمان است که با شعار و شعور و شور حسینی بالیده و قوام یافته است و به مرام حسینی زنده است.

در پیام ایشان هندسه هفت‌گانه حیات حسینی قائد شهید و شخصیت وجودی «آقای شهید ایران» به صورتی دقیق و منسجم با معیارهای عاشورایی سنجیده و تعریف می‌شود: «او حسینی بود، حسینی اندیشید، حسینی حرکت کرد، حسینی جهاد و مقاومت نمود، حسینی زیست، و حسینی خون خود را تقدیم کرد». این توصیفات متوالی و متناوب، نشان‌دهنده انطباق کامل حکمت عملی و نظری و سیره فردی و اجتماعی رهبر شهید با شاخص‌های مکتب خونین ثارالله است که ذوب در اراده الهی بود و کمال معنوی آن، لاجرم جز به مقتل سرخ شهادت منتهی نمی‌شد.

رهبر معظم انقلاب تبیین می‌کنند که خون مظلوم و اتصال زمان و مکان به کربلا، واجد خصلتِ «زمان‌شکافی» و «مکان‌زدایی» است. وقتی خونی در راه حق بر زمین می‌ریزد، آن زمان به عاشورا و آن مکان به کربلا متصل می‌گردد. از این رو، شور حسینی جاری در جامعه، ملت را دچار «بعثت جدید» کرده و به مکتب خمینی کبیر و راه امام شهید، جلوه و طراوتی تازه بخشیده است.

سوم: دکترین میثاق خون و استراتژی انتقام حتمی، فرامرزی و فرانهادی:

راهبردی‌ترین، قاطع‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین فراز پیام، بیانی راهبردی از «حق مشروع، عقلانی و تکلیفی انتقام» است که سازوکارهای دفاعی جبهه مقاومت در برابر تروریسم دولتی را بازتعریف می‌کند.

ایشان فرآیند خونخواهی و تقاص و قصاص و انتقام را از دایره توافقات بوروکراتیک، چانه‌زنی‌های دیپلماسی معمول و مصلحت‌سنجی‌های محافظه‌کارانه خارج کرده و آن را به مثابه خواست تخلف ناپذیر و مطالبه عامه و به عنوان «خواست حتمی ملی» و ضرورت انفکاک‌ناپذیر حاکمیتی تئوریزه‌ می‌کند که هیچ عاملی و هیچ شرایطی نمی‌تواند جلوگیر آن باشد و متوقف بر اشخاص و مرزها نیست

عبارت فاخر، واضح، سهمگین و تاریخیِ «این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیل‌شان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد»، اثبات‌کننده ابطال کامل اصل مصونیت برای سران استکبار و سلب امنیت همه‌جانبه از جبهه فرماندهی و اجرای ترور است. وجود «فهرست مدون» نشان از اشراف اطلاعاتی قاطع نظام اسلامی داشته و هشداری عینی است بر اینکه جغرافیای زمین برای آمران و عاملان این جنایت، ناامن خواهد شد.

پیام با عبور شجاعانه از اصالت اشخاص کارگزار «ما باشیم یا نباشیم، این مطلب محقق خواهد شد»، نظریه ثبات ساختاری ولایت و پویایی نظامند انقلاب و قاعده استقلال مأموریت الهی از اشخاص را به رخ می‌کشاند. این مأموریت الهی فراتر از لایه‌های رسمی حاکمیتی، به عهده «آحادی از آزادگان در سراسر دنیا» واگذار شده است که دکترین هسته‌های مقاومت بین‌الملل را وارد فاز جدیدی از شبکه‌سازی جهانی و بازدارندگی مردمی می‌کند.

دکترین خونخواهی شهیدانِ «جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم»، زمانی به کمال تبیینی خود می‌رسد که ابعاد این تقاص را به پهنای نبرد جبهه‌ای و مستمر توسعه می‌دهد؛ آنجا که با صراحت و مقتدرانه خطاب به پیشوای شهید، پیوند خون‌های مطهر را در یک خط سیر جنگیِ مشخص رقم می‌زند: «عهد می‌بندیم که انتقام خون پاک شما و همه‌ی شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بی‌آبرو بگیریم». این فراز وثیق، واجد پیام کلان است. ایشان با کاربرد تعبیر هوشمندانه «این دو جنگ» (که معطوف به لایه‌های پنهان و آشکار جنگ‌های تحمیلیِ دوم و سوم است)، ترور قائد شهید را واقعه تک‌افتاده قلمداد نمی‌کنند و تعهد به خونخواهی، این عهد و میثاقی است فراگیر برای استیفای حقِ خون تمامی مجاهدان و شهدایی که در طول این دو جنگ تحمیلی و نبردهای پیوسته، مظلومانه جان باخته‌اند. این ارجاع مستقیم و منسجم، ضمن ترسیم زنجیره همبستگی میان شهدای طراز اول حاکمیتی و سربازان گمنام میدان، به دشمنان این پیام صریح را مخابره می‌کند که دستگاهِ تقاص و انتقام نظام اسلامی، دارای نگاهی جبهه‌ای و کلیت‌نگر است؛ کارزاری که در آن، پرونده جبهه تبهکار و تروریست بین‌الملل با نگاهی به کارنامه جنایات آنان در تمام طول این جنگ‌های تحمیلی گشوده شده و انتقام نهایی، پایانی قطعی بر کل این فهرستِ از «صدر تا ذیل» جنایتکاران خواهد بود.

چهارم: احوالات عاطفی و مقامات قدسی؛ سنخیت با مصائب و سیره عترت:

علاوه بر جنبه‌های سترگ و بزرگ سیاسی، پیام سرشار از بارقه‌های عمیق عرفانی،سلوکی، معنوی، معرفتی، عاطفی و اشارات حسی به نحوه عروج قائد امت و یاران ایشان است:

مخاطب قرار دادن شهید با تعابیری چون «ای قتیل مظلوم! ای مظلوم سرافراز! ای بنده‌ی صالح خدا!»، ابعاد شخصیتی والای او را ترسیم و توامان اقتدار و مظلومیت را در عناوین قدسی و عبارات معرفتی تجمیع می‌کند. این عبارات نشان‌دهنده تجمیع دوگانه «مظلومیت» و «سرافرازی و اقتدار» است که جوهره اساسی تفکر شیعی را در طول تاریخ شکل داده است.

تبریک برای پوشیدن خلعت شهادت با بدنی که «نشان‌ها از مادرتان زهرای اطهر و جدتان اباعبدالله الحسین و اباالفضل العباس دارد»، توصیفی حزن انگیز، روضه گونه،پراشک و ملکوتی از پیکر پاره‌پاره و شدت قساوت و جنایت دشمن است. این اشارات، کالبد مطهر شهید را آیینه روضه‌های مجسم اهل بیت (علیهم السلام) و دشت کربلا و مایه تطهیر و برکت معنوی جامعه و نشان‌های فاطمی و حسینی و ابالفضلی بر پیکر مطهر خادم امت و شهید اسلام می‌داند.

تکریم اصحاب و وفاداران همراه و یادکرد بلندمرتبه و عاطفی از همراهان مجاهد که غافلگیرانه در کنار رهبر خود مورد هجوم قرار گرفته و به شهادت رسیدند، نشان‌دهنده اصالت همراهی، برابری خون آحاد مجاهدان با رهبری در ترازوی عدل الهی و گرامیداشت وفاداری صادقانه آنان تا آخرین لحظه حیات است.

پنجم: جغرافیای قدسی تدفین و پیوند فرجام‌شناختی با عصر ظهور:

خاکسپاری کالبد مطهر رهبر شهید در مشهدالرضا (ع)، حاوی نشانه های عمیق الهیاتی، فرجام‌شناختی و تمدنی است:

استقرار در مأمن رحمت و پناهگاه ملکوتی ایران و آرام گرفتن پیکر پاره‌پاره خادمی از خادمین عترت طاهره پس از سال‌ها جد و جهد و اجتهاد و مجاهدت بی‌وقفه در خاک پاک حرم رضوی، پیوند نهاد رهبری را با سرچشمه فیوضات معنوی و باطنی در ایران تثبیت می‌کند که حیات دنیوی شهید را به استمرار معنوی در جوار پناهگاه ملکوتی ایرانیان پیوند می‌زند.

ایشان با پیوند زدن انتظار فعال و افق رجعت شهدا این حادثه به خروج خورشید عالم‌تاب ولایت از پس ابرهای غیبت، افق نگاه امت را از تمنّاهای مادی و بن‌بست‌های دنیوی به سمت فرجام تاریخ و ظهور حضرت بقیه‌الله (عج) سوق می‌دهد. طرح آرزوی رجعت رهبر شهید در زمره «ستارگانی از میان صدیقین و شهدا و اولیاء» در رکاب امام عصر (عج)، مایه امیدآفرینی عمیق در دل‌های داغدار است تا مرگ فیزیکی را نه پایان راه، بلکه معبری برای تجدید عهد الست و حضور در سپاه نهایی توحید تلقی کنند.

ششم: فرجام‌شناسی سخن؛ استدعای نصرت مقتدرانه از ساحت قطب عالم امکان:

پیام در فراز فرجامین و دعایی خود، با ابتنا بر ادبیات استغاثه و نیابت معنوی، ابعاد باطنی حاکمیت اسلام را به صاحب اصلی آن عرضه می‌دارد:

عرض تسلیت صریح و متواضعانه به محضر و ساحت قطب عالم امکان، حضرت ولی‌عصر (عجل الله تعالی فرجه) و درخواست متوجه ساختن ادعیه زاکیه آن حضرت به آقای شهید ایران و همراهانش، یادآور این اصل مهم کلامی است که سررشته معنوی و باطنی امور امت در دست قدرت امام حیّ است و مجاهدان شهید، کارگزاران و خادمان این آستانند.

استدعای نصرت استراتژیک و فتح قریب‌الوقوع و طلب دعا برای علو درجات شهیدان و صبر و اجر بازماندگان، با تقاضای جسورانه و مقتدرانهِ «فتح و نصرت قطعی و قریب‌الوقوع برای ملت مظلوم ایران» همراه شده است. این فراز پایانی نشان می‌دهد که نظام اسلامی از فضای سوگواری و حزن و اندوه، عبور کرده و این مقطع تاریخی را به سکویی برای جهش‌های بزرگ سیاسی و نظامی، فتوحات استراتژیک و تثبیت نهایی قدرت جبهه حق در منطقه و جهان مبدل خواهد ساخت.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه