گراهام؛ معمار تحریمها یا دشمن شماره یک اقتصاد ایران؟
روایتی از ۲۰ سال جنگ اقتصادی یک سناتور پلید آمریکایی علیه سفره مردم
لیندسی گراهام، سناتور ارشد کارولینای جنوبی،که از سکوی سیاست خارجی آمریکا فریاد «تهدید وجودی» و «حمله به ایران» سر میداد و کارنامهای ۲۰ ساله از دشمنی بیامان با اقتصاد ایران بر جای گذاشت، برای پاسخگویی به دیار باقی شتافت.
به گزارش خبرنگار اقتصادی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ او که بیش از یک دهه پیش با حمایت از تحریمهای نفتی و سپس با شعار «بمبباران تأسیسات نفتی» پا به میدان گذاشت، نه تنها در شکلگیری تحریمهای ظالمانه علیه صنعت نفت و بانکداری ایران نقش کلیدی ایفا کرده، بلکه بارها رؤیای «تغییر رژیم» را با زبان دیپلماسی و تهدید اقتصادی دنبال کرده است. کارنامهای که به گفته کارشناسان، هزاران میلیارد دلار زیان مستقیم و غیرمستقیم بر پیکره اقتصاد ایران وارد کرده و او را به «دشمن شماره یک اقتصاد ملی» تبدیل کرده است.
لیندسی گراهام نامی آشنا در میان سیاستمداران تندروی آمریکایی بود. او که از سال ۲۰۰۳ در سنا حضور دارد، در طول دو دهه گذشته همواره در صف اول مخالفان جمهوری اسلامی ایران قرار داشته و عمده فعالیتهای تقنینی و رسانهای خود را بر محور «تشدید فشار اقتصادی» علیه ایران متمرکز کرده است. او در سال ۲۰۱۰ با صدور بیانیهای تند، خواستار «تسلیم یا نابودی» رژیم ایران شد و در سال ۲۰۱۲ نیز با ارائه طرح تحریم گسترده بانک مرکزی ایران، عملاً پایهگذار تحریمهای مالی جدید علیه ایران شد.
گراهام در فروردینماه ۱۴۰۴ در مصاحبهای صریح اعلام کرد که «تنها راه برای متوقف کردن ایران، بمباران تأسیسات نفت و انرژی آن است» و از دولت ترامپ خواست که «هر کاری لازم است انجام دهد تا ایران را از معادلات انرژی حذف کند» . او همچنین در اظهارنظر دیگری، ایران را «یک تهدید هستهای وجودی» برای آمریکا و متحدانش دانست و بر ضرورت «جنگ اقتصادی تمامعرض» علیه تهران تأکید کرد.
کارنامه سیاه یک سناتور؛ از تحریم بانک مرکزی تا قطعنامههای ضدایرانی
اقدامات خصمانه اقتصادی گراهام علیه ایران به دهه ۲۰۱۰ بازمیگردد. وی یکی از طراحان اصلی تحریمهای جامع و فراگیر بانکی و نفتی بود که از سال ۲۰۱۲ بهشدت صنعت نفت و پتروشیمی ایران را تحت فشار قرار داد. این تحریمها که با هدف کاهش صادرات نفت ایران و ایجاد اختلال در نظام بانکی کشور طراحی شده بود، بهگفته بسیاری از کارشناسان، یکی از اصلیترین عوامل کاهش درآمدهای ارزی ایران و تشدید رکود اقتصادی در سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ بود.
با روی کار آمدن دولت بایدن، او همچنان از مواضع تند خود دست برنداشت و در سال ۲۰۲۳ با انتشار بیانیهای مشترک با دیگر سناتورهای جمهوریخواه، خواستار «بازگشت فشار حداکثری علیه ایران» و جلوگیری از احیای برجام شد. این فشارها تا جایی پیش رفت که شماری از کارشناسان بینالمللی، او را یکی از «چهرههای کلیدی در تداوم بحران اقتصادی و انزوای مالی ایران» معرفی کردند.
تحلیل کارشناسان؛ از تحریمهای یکجانبه تا جنگ ترکیبی
مرتضی افقه، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز، در گفتگو با ما، با اشاره به نقش گراهام و همفکرانش در تشدید فشارهای اقتصادی، گفت: «لیندسی گراهام و جریان تندروی حامی او، با استفاده از ابزار تحریم و با پشتیبانی از لابیهای صهیونیستی، عملاً اقتصاد ایران را هدف یک جنگ ترکیبی چندلایه قرار دادهاند که در آن، همزمان نفت، بانک، تجارت خارجی و حتی دسترسی به فناوریهای روز، مسدود یا محدود شده است.»
افقه افزود: «اقدامات گراهام نهتنها بهعنوان یک سناتور آمریکایی، بلکه بهعنوان یکی از معماران راهبرد "فشار حداکثری" قابل تحلیل است. او با همراهی نهادهایی چون وزارت خزانهداری آمریکا و سازمانهای اطلاعاتی غرب، سعی کرد اقتصاد ایران را از هر گونه امکان رشد و توسعه محروم کند. این یک جنگ اقتصادی خاموش با ابعاد فراملی است که دستاوردهای آن همچنان در تداوم رکود و تورم در اقتصاد ایران دیده میشود.»
گراهام و رؤیای تغییر رژیم؛ از زبان تهدید تا عمل نظامی
اما گراهام فقط در حوزه تحریمها و فشار اقتصادی فعالیت نداشته است. او یکی از مشهورترین سناتورهای آمریکایی است که بارها از راهکار نظامی علیه ایران سخن گفته است. در سال ۲۰۲۳، او در مصاحبهای با شبکه فاکس نیوز، اعلام کرد که «حملات هوایی علیه تأسیسات هستهای و نفتی ایران نه تنها مشروع، بلکه ضروری است» و این اظهارات را با جملهای تند به پایان رساند: «اگر ایران به سلاح هستهای دست یابد، آنگاه ما باید با ایران وارد جنگ شویم، چه دیر چه زود.»
گراهام همچنین در سخنرانیهای متعدد خود، بارها ایران را با اصطلاحاتی چون «غده سرطانی در خاورمیانه» توصیف کرده و از سیاست «بازدارندگی فعال» علیه جمهوری اسلامی حمایت کرده است. این مواضع، او را به یکی از مهمترین چهرههای تندروی ضدایرانی در کنگره آمریکا تبدیل کرده است.
تأثیر بر ایران؛ از زیانهای میلیارد دلاری تا تغییرات ساختاری
دکتر علی حسین صمدی، اقتصاددان ارشد و عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف، در تحلیل خود از کارنامه گراهام و تأثیر آن بر اقتصاد ایران در گفتگو با یکی از رسانه های داخلی اظهار داشت: «آسیبهای وارده از سوی گراهام و یارانش، به مسائل مالی و درآمدی محدود نشد. در واقع، ایران در این دوره مجبور به تغییر کلی ساختارهای اقتصادی خود شد و هزینههای فرصتی هنگفتی پرداخت کرد. توقف پروژههای عمرانی، کاهش توان صادراتی، مهاجرت سرمایههای انسانی و افزایش شدید هزینههای تأمین مالی از جمله هزینههای پنهان همین تحریمهاست که گراهام در شکلگیری آنها سهم بهسزایی داشت.»
او همچنین یادآور شد که این فشارها، هرچند دردناک بود، اما در برخی حوزهها مانند صنایع دفاعی، فناوریهای هستهای و نانوتکنولوژی باعث «جایگزینی واردات» و «خودکفایی نسبی» شد و به عبارتی، آثار دوگانهای بر اقتصاد ایران بر جای گذاشت.
واکنشهای بینالمللی به نقش گراهام
برخی رسانههای بینالمللی نیز نقش گراهام در اقتصاد ایران را بیتأثیر ندانستهاند. نشریه «فارین پالیسی» در تحلیلی، گراهام را یکی از سیاستمدارانی خوانده که «با شعار چماق و تحریم، عملاً راه هرگونه تعامل سازنده با ایران را مسدود کرده است.» این نشریه همچنین اشاره کرده که مواضع گراهام، نشاندهنده «جریان رادیکالی در سیاست خارجی آمریکاست که حتی در میان جمهوریخواهان نیز محل بحث و انتقاد است.»
به گزارش راه دانا؛ لیندسی گراهام با دو دهه دشمنی بیامان با ایران، نه تنها در شکلگیری و تداوم تحریمهای اقتصادی نقش کلیدی داشت، بلکه با ترویج گفتمان «تغییر رژیم» و «جنگ تمامعرض»، سعی کرد اقتصاد و معیشت مردم ایران را هدف قرار دهد. کارشناسان بر این باورند که کارنامه سیاه او در کنگره آمریکا، سندی زنده از دشمنی ساختاری و تاریخی سیاستمداران تندروی آمریکایی با استقلال و توسعه ایران است. با وجود این، اقتصاد ایران در این سالها نشان داد که با تکیه بر توان داخلی و مدیریت هوشمندانه منابع، میتواند از این فشارها عبور کند و هرچند با هزینههای سنگین، استقلال خود را حفظ نماید. گراهام و همفکرانش، امروز نیز در حالی که از شکست راهبردهایشان در برابر ایستادگی ایران ناامید شدهاند، همچنان به دنبال اعمال فشارهای تازهتر هستند، اما کارنامه آنها ثابت کرده که «اقتصاد ایران، برای دشمنانش یک آزمون تمامنشدنی است.»
ارسال دیدگاه