ابهامهای سنگین در مدیریت صیدی بر سازمان بورس/ اذن یکساله یا مجوز دائمی؟/ آزمون شفافیت برای سازمان بورس
بازار سرمایه بیش از هر چیز به اعتماد نیاز دارد. اعتماد نیز با اطلاعیههای کلی و پاسخهای مبهم ایجاد نمیشود؛ بلکه با ارائه سند، توضیح روشن و پذیرش مسئولیت تصمیمات شکل میگیرد.پرونده حجتالله صیدی، رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار، دقیقاً از همین جنس ابهامهاست؛ ابهامهایی که دیگر نمیتوان آنها را با سکوت پاسخ داد.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آفتاب اقتصادی، بازار سرمایه بیش از هر چیز به اعتماد نیاز دارد. اعتماد نیز با اطلاعیههای کلی و پاسخهای مبهم ایجاد نمیشود؛ بلکه با ارائه سند، توضیح روشن و پذیرش مسئولیت تصمیمات شکل میگیرد.پرونده حجتالله صیدی، رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار، دقیقاً از همین جنس ابهامهاست؛ ابهامهایی که دیگر نمیتوان آنها را با سکوت پاسخ داد.
در این میان، ۹ سؤال مشخص درباره عملکرد و تصمیمات حجتالله صیدی مطرح شده است؛ پرسشهایی که با وجود اهمیت آنها، تاکنون از سوی سازمان بورس و شخص صیدی پاسخ روشنی دریافت نکردهاند. اکنون افکار عمومی و فعالان بازار سرمایه منتظرند این ۹ سؤال با ارائه اسناد و توضیحات شفاف پاسخ داده شود.
۱. مبنای قانونی ادامه فعالیت صیدی با وجود بازنشستگی چیست؟
قانون منع بهکارگیری بازنشستگان مصوب ۱۳۹۵ بهروشنی بهکارگیری افراد بازنشسته در بسیاری از مناصب مدیریتی را ممنوع کرده است. اگر صیدی از شمول این قانون مستثناست، این استثنا باید مستند و علنی باشد؛ نه چیزی که هر بار با روایتی متفاوت توضیح داده شود.
۲. مجوز مورد استناد چه مدت اعتبار داشت؟
بر اساس آنچه نمایندگان مجلس از جمله حمید رسایی اعلام کردهاند، در دولت پیشین حدود ۵۰ مدیر بازنشسته - از جمله ریاست سازمان بورس- مجوزی موقت و یکساله برای بازگشت به کار دریافت کردند. این مجوز، به گفته او، مدتهاست منقضی شده است.
۳. آیا این مجوز تمدید شده؟ مستند تمدید کجاست؟
بیش از دو سال از پایان آن مهلت گذشته و هیچ لایحه اصلاحی یا سند رسمی تمدید ارائه نشده است. اگر تمدیدی صورت گرفته، سازمان بورس باید مستند آن را منتشر کند؛ در غیر این صورت، ادامه فعالیت صیدی غیرقانونی است اما مشخص نیست چرا کسی قانون را دنبال نمیکند.
۴. آیا این ادامه فعالیت به «اذن رهبری» مستند است؟
طرح مکرر نام رهبری برای توجیه یک وضعیت غیرقانونی، خود موضوعی جدی است. اگر مجوزی از این دست صادر شده، حدود و مدت دقیق آن چه بوده؟ و آیا کسانی که این ادعا را مطرح میکنند، مسئولیت حقوقی طرح آن را میپذیرند؟
۵. تأیید صلاحیت حرفهای در پرونده خلیج فارس بر چه اساسی بود؟
دفتر ریاستجمهوری پیشتر اعلام کرده بود هرگونه تصمیم درباره هلدینگ خلیج فارس باید با هماهنگی این دفتر انجام شود. صیدی با این حال صلاحیت حرفهای مدیرعامل پیشنهادی این هلدینگ را تأیید کرد. اما چه می شود که صیدی از دستور رئیس جمهور سرپیچی میکند و به دنبال عزل یک مدیرعالی رتبه میرود، آیا در عزل او منافعی برای صیدی و یارانش وجود داشته است؟
۶. آیا دستور توقف تغییرات مدیریتی پیش از این اقدام ابلاغ شده بود؟
اگر چنین دستوری وجود داشته - آنگونه که تذکر رسمی وزیر اقتصاد به آن اشاره دارد - چرا فرآیند تأیید صلاحیت درست در همان مقطع انجام شد؟ این پرسش بیپاسخ مانده است.
۷. کارنامهای که پرسشها را پررنگتر میکند
در ۳۵ روز نخست ریاست صیدی، حدود ۶ هزار و ۷۰۰ میلیارد تومان از بازار سهام خارج شد و شاخص کل با ریزش همراه بود؛ روندی که در ماههای بعد نیز بارها تکرار شد. وعدههایی مانند رشد ارزش معاملات خرد تا سقف ۲۰ هزار میلیارد تومان نیز با فاصلهای معنادار از واقعیت مواجه بوده است.
۸. آیا سازمان بورس حاضر است این مستندات را منتشر کند؟
مسئله فقط یک نفر نیست؛ مسئله حاکمیت قانون و استقلال نهاد ناظر است. سخنگوی کمیسیون اصل ۹۰ مجلس نیز پیشتر در نامهای رسمی بر همین ممنوعیت تأکید کرده است.
9. نقش صیدی در پرونده چای دبش
نقش صیدی در پرونده چای دبش چه بوده است، آیا واقعا دادگاه از صیدی وثیقه دریافت کرده و سپس وی را آزاد کرده است؟ چرا جزئیات نقش تو در پرونده چای دبش منتشر نمیشود؟
به هر حال، اگر تمام اقدامات صیدی مطابق قانون بوده، بهترین راه پایاندادن به این حاشیهها، انتشار مستندات است. اما اگر ابهامی در کار باشد، سکوت فقط بر دامنه پرسشها میافزاید.
امروز افکار عمومی یک پاسخ ساده میخواهد: صیدی با کدام مجوز در رأس سازمان بورس مانده، و تصمیم درباره هلدینگ خلیج فارس دقیقاً بر چه مبنای قانونی گرفته شده است؟ نقش او در پرونده فساد چای دبش چه بوده است؟ وعدههای او پیش از ریاست به کجا رسید؟
ارسال دیدگاه